بیماریهای دام وطیور و آبزیان
فرآیند های فیزیولوژی تولید مثل در دام ها

عباس فرشاد، بهروز خلیلی و پریسا فاضلی
بترتیب استادیار ودانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده کشاورزی - دانشگاه کردستان

فرایند تولید مثل شامل مجموعه ای از وقایع فیزیولوژیکی می باشد که هر واقعه در زمان مناسب خود اتفاق می افتد. دستگاه غدد درون ریز از طریق تولید هورمونها مسئول کنترل زمان بندی این وقایع می باشد. فرآیند تولید مثل در دام های مزرعه ای به عنوان یکی از مهمترین بخش های نظام دامداری ودامپروری ازجایگاهی ویژه برخوردار است. علت این اهمیت را می توان در حفظ و نگهداری نسل، آماده نمودن بستری مناسب برای برنامه های اصلاح نژاد، پرواربندی و دوره های منظم شیرواری جستجو نمود. اگر فرآیند فیزیولوژی تولید مثل تحت تاثیر شرایط نامساعد محیطی قرار داشته باشد احتمالا" در ادامه نسل ها مشکلات زیادی بوجود آمده و حیوانات در خطر انقراض قرار می گیرند. فشار های فیزیولوژیکی ناشی از استرس گرمایی، دوره آبستنی (بخصوص در اواخر ) و دوره شیرواری نقش بسزایی در کاهش ظرفیت های تولید مثلی دام های ماده دارند. 
مطالعات نشان می دهد که درجه حرارت بالای 27 درجه سانتی گراد بر روی مصرف خوراک، ضریب تبدیل غذایی و عملکرد تولید مثلی تأ ثیر دارد. لذا تغییرات محیطی نظیر تهویه هوا، خنک کننده های تبخیری و موضعی، ایجاد سایبان، آب خنک و تازه و کاهش فیبر در غذای مصرفی در ساعات گرم روز از عوامل کاهش اثرات زیان آور استرس گرمایی هستند. صفات تولید مثلی در مقایسه با دیگر صفات مانند میزان رشد یا تولید شیر بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی هستند.
سایرعوامل تاثیر گذار بر فرایند فیزیولوژی تولید مثل دام عبارتند از:
تغذیه:
علاوه بر آب و هوا تغذیه نقش بسیار مهم و تاثیر گذاری بر صفات تولید مثلی دارد. اغلب مشکلات بوجود آمده در تولید مثل ناشی از عدم توازن انرژی جیره می باشد. در هنگام توازن منفی انرژی، متابولیسم غده پستانی نسبت به فعالیت تخمدانی از اولویت بر خوردار بوده و در نتیجه تغییر در کارکرد تخمدان در بروز علائم فحلی بسیار موثر خواهد بود. توازن منفی انرژی سبب کاهش وزن دام گردیده و اثر ممانعت کننده بر رشد و تکامل فولیکولی دارد. حتی ممکن است باعث طولانی شدن روزهای باز و تلقیح دوباره گردد لذا تأمین میزان خوراک از نظر انرژی و پروتئین و سایر مواد مغذی، قابل هضم بودن خوراک و همچنین میزان احتمالی مواد زیان آور از عوامل مؤثر تغذیه می باشند که صفات تولید مثلی را تحت تأثیر قرار می دهند. بنابراین تأمین نیازهای دام باید با شرایط و وضعیت تولیدی دام مناسب باشد. علاوه بر این تغذیه می تواند اثرات مهمی بر فرایند تولید مثل داشته باشد که مهمترین آنها عبارتند از:
- طولانی شدن بلوغ جنسی، ضعف و کاهش در تولید تخمک و اسپرم، به طوری که حیوان ماده یا باردار نشده یا نتاج کمتری نسبت به حالت طبیعی تولید می کند.
- تأخیر در ظهور علائم فحلی، کاهش فعالیت فولیکولی و آزاد نشدن بموقع تخمک از اثرات تغذیة نامناسب می باشد.
- افزایش میزان خوراک در گوسفند "فلاشینگ" تأثیر تحریک کننده بر روی فعالیت های تخمدانی نشان داده است. این تاثیر گذاری بر روی دیگر دام ها نسبی می باشد.
- در گاوهای سنگین تر بجز دام های بسیار چاق، نتایج باروری بهتر از دام هایی بوده است که در وضعیت کاهش وزن قرار داشتند.
- اگرچه تغذیه جنین توسط مادر در اولویت قرار دارد، اما کمبود مواد غذایی، به خصوص دراواخر( یک سوم ) دوره آبستنی عامل بدنیا آمدن نتاج بسیار ضعیف می باشد. 

پرورش و نگهداری:
در رابطه با اثرات روند پرورش و نگهداری بر فرایند فیزیولوژی تولید مثل می توان به نمونه های زیراشاره نمود:
- عوامل تنش آور از قبیل حرارت بالا (گرمای شدید)، نحوه انتقال دام و فشار های اجتماعی در گله بر راندمان تولید مثلی اثر منفی دارد..
- فشار های روانی تأثیر بسیار زیادی بر روی سقط جنین دارند.
- نحوه نگهداری بصورت فردی یا گله ای، آزاد در مراتع یا مهار شده در سالن، از دیگر عوامل و روش های پرورشی می باشند که در بروز فحلی تأثیر دارند. بعنوان مثال نگهداری میش در کنار قوچ بر روی بروز فحلی مؤثر است. 

بهداشت و درمان دام:
بهداشت و درمان بموقع دام یکی از شروط بسیار مهم در کسب نتیجة عالی در میزان راندمان تولید مثل محسوب می شود. تزریق به موقع واکسن، کمک های مناسب زایمانی، درمان بیماری های تناسلی و عمومی، حتی سم چینی به موقع و مناسب از ضروریات امر بهداشت و درمان دام محسوب می شوند.
بنابراین کنترل عوامل محیطی و میزان تواناییهای مدیر دامداری می تواند باعث موفقیت در نتیجة افزایش راندمان تولید مثل و اقتصادی بودن فعالیت دامداری شود.

اصلاح نژاد:
از دیگر عوامل تاثیر گذار بر صفات تولید مثل تغییر ساختار ژنتیکی دامها در طی 12000 سال گذشته توسط انسان است که اهلی کردن دام شروع و تا به امروز ادامه دارد. درفرآیند اهلی شدن ازتغییر ترکیبات ژنتیکی گونه های مختلف، فقط تعدادی اندکی اهلی و بوجود آورنده کلیة دام های اهلی امروزی می باشند. 
نسبت به شرایط زیست محیطی و در مراحل آغازین اهلی شدن، دام هایی که قدرت سازگاری بالا و نسبت به شرایط محیطی مقاوم تر بودند انتخاب و سپس تغییر رفتارهای کلی دام ها از قبیل رفتارهای جنسی و تغذیه ای آغاز شده است. در ادامه پرورش دام ها، روند اصلاح نژاد صفات مختلف ابعاد گسترده تری یافته و در ارتباط با شرایط زیست محیطی مورد توجه قرار گرفتند. لذا در چرخه اهلی شدن و انتخاب (اصلاح نژاد)، فیزیولوژی تولید مثل نیز تحت تاثیر قرار گرفت. بعنوان مثال فیزیولوژی تولید مثل فصلی موجود در بعضی از نژادهای گاو و خوک وحشی به فعالیت جنسی غیر فصلی تغییر یافت. این نوسانات امروزه حتی در گونه های اهلی از قبییل گوسفند، بز و اسب دیده می شود، هر چند فصلی بودن دام های با تولید مثل فصلی نسبت به همگونه های وحشی خود ضعیف تر می باشد.
تأثیر فرآیند های اهلی شدن و اصلاح نژاد بر روی دامها به گونه ای بود که امروزه فعالیت تخمدانی در خوک در طول سال مشاهده می گردد. همچنین تعداد جسم زرد آن ها به 15- 14 عدد افزایش یافته است. تعداد توله های پرورش یافته نیزحتی با توجه به میزان تلفات بالا 12- 10 توله میباشد. اعداد نامبرده در خوک های وحشی 9-8 جسم زرد و 6-5 توله می باشد. طول دوره آبستنی نیز در خوک های وحشی 119 روز ولی در خوک های اهلی 114 می باشد.
در مقطعی از زمان که محوریت انتخاب در برگیرندة خالص سازی نژادها بود، تغییرات و اصلاح نمودن صفات تولید مثلی از نظر متخصصین اصلاح نژاد، زمان بر و مشکل بنظر می رسید. علت این استدلال بر این اصل بنا شده بود که صفات تولید مثلی در گروه صفاتی قرار دارند که در شکل گیری آنها عوامل متعددی نقش دارند همچنین اجزاء عناصر تشکیل دهنده این صفات ( از قبیل کنترل هورمونی، فعالیت تخمدانی، لوله رحمی، رحم و کیفیت اسپرم) نه تنها خود تحت تأثیر فرآیند وراثت پذیری ناشی از چند عاملی می باشند، بلکه با دیگر فعالیت های بدن در ارتباط بوده و تحت تأثیر عوامل محیطی نیز قرار دارند. بعلاوه جمع آوری دقیق داده های صفات تولید مثلی به لحاظ ساختاری و فنی مشکل است. در نتیجه وراثت پذیری این صفات بندرت به مرز بیش از 5% می رسد. 

بیوتکنولوژی: 
استفاده از علم بیوتکنولوژی درافزایش میزان باروری دام، ابعاد گسترده ای به خود گرفته است. 
- تلقیح مصنوعی به عنوان یکی از این تکنیک ها بصورت فراوان مورد استفاده قرار می گیرد. مثلاً می توان با رقیق نمودن یک وعده اسپرم جمع آوری شده از گاو، در حدود 1000 پرس اسپرم تازه و یا 500 پرس اسپرم منجمد تهیه نمود. اسپرم گاو با توجه به نتایج موفقیت آمیزی که در برنامه های اصلاح نژاد و تلقیح مصنوعی در سطح جهان دارد براحتی قابل انتقال و برای مدت های طولانی قابل نگهداری می باشد. لذا، بدون استفاده از تلقیح مصنوعی در سه دهه گذشته، امکان پیشرفت های ژنتیکی در گاو شیری تا به این سطح میسر نبود.
- انتقال جنین نیز یکی دیگر از فرآیند های تولید مثلی بود که در جهت افزایش نتایج دام های ماده از 30 سال اخیر مورد توجه قرار گرفت. استفاده از تکنیک انتقال جنین در سال 1890 میلادی با انتقال تخمک بارور شده خرگوشی به خرگوش دیگر آغاز شد. امروزه محوریت استفاده از این تکنیک بیشتر در گاو دیده می شود. علت مورد توجه قرار گرفتن انتقال جنین در پستانداران، بخصوص دام های مزرعه ای، وجود تعداد تخمک های زیاد در دام ماده می باشد. از این میزان تخمک معمولاً تعداد ناچیزی استفاده شده و مابقی در روند فعالیت های تخمدانی از بین می روند. لذا با توجه با بکارگیری هورمون ها، عمل تخمک گذاری تشدید یافته (superovulation) و از هر گاو ماده بطور میانگین حداقل 10 تخمک جمع آوری می گردد. هر چند تعداد گوساله های بدنیا آمده از این روش کم می باشد. عدم موفقیت احتمالا به واکنش های تخمدانی متفاوت، روش های تکنیکی، نسبت لقاح و تکامل سلولی بستگی دارد. با این وجود انتقال جنین به عنوان یکی از روش های مورد نظر در برنامه های اصلاح نژاد گاو اهمیت دارد. یکی از روش های مهم و مورد استفاده، برنامه موت MOET= Moltiple Ovulation and Embryo Transfer) ) می باشد. در این برنامه فاصله نسل کمتر و درنتیجه پیشرفت ژنتیکی بیشتر خواهد شد. 
- انجماد اسپرم و جنین در جهت حفظ و نگهداری ذخائر ژنتیکی به عنوان بانک ژن از دیگر فرآیند های فیزیولوژی تولید مثل بویژه در گاو می باشد. هر چند تلاش های فراوانی در دیگر دام های مزرعه ای با موفقیت های نسبی صورت گرفته است. 
- از دیگر فرآیند های مدرن تولید مثل روش IVF (In Vitro Fertilization) یا لقاح در شرایط آزمایشگاه (خارج از بدن) می باشد. هدف استفاده از این روش افزایش نتاج دام ماده است. در این روش هر هفته حدوداً 20 تا 30 تخمک جمع آوری شده، در شرایط آزمایشگاه به بلوغ رسیده و پس از لقاح یافتن به دام گیرنده انتقال می یابند. در این روش معمولاً 10 جنین حدوداً قابلیت انتقال دارند که در مقایسه با تشدید تخمک گذاری از نسبت بالاتری برخوردار می باشند. پیشرفت این روش در گاو بر خلاف دیگر گونه ها بسیار عالی ارزیابی می شود. 
- انتقال تک اسپرم به درون تخمک در آزمایشگاه جدیداً مورد توجه قرار گرفته است. در این روش با استفاده از تکنولوژی مدرن اسپرم را بدرون تخمک انتقال می دهند. تعیین جنسیت جنین با این روش امکان پذیر می باشد، مشروط به اینکه امکان جدا سازی نوع اسپرم های نرزا و ماده زا میسر شود.
جمع بندی موارد فوق در خصوص انتقال جنین و نیز کشت آزمایشگاهی و همچنین دیگر روش های در حال تکامل که در نمودار زیر معرفی می گردند، امکان دخالت متخصصین را در امر تولید انبوه جنین نشان می دهد. 

- تعیین جنسیتSexing پیشرفت های وسیع ژنتیک مولکولی از دهه های 70 و 80 میلادی به بعد باعث گردیده که امروزه در بعضی از گونه های حیوانی امکان تعیین جنست جنین میسر شود. این عمل در بخش جنسی کروموزم – Y صورت می گیرد. چگونگی انجام آن با استفاده از سوندهای ژنتیکی و روش PCR امکان پذیر می باشد. نظر به حساسیت اینگونه روش ها، هر چند تعیین جنست فقط در تعداد کمی از بلاستومرها امکان پذیر است ولی دقت این روش ها بیش از 95% است. 
- تقسیم جنین(Splitting): تقسیم جنین با هدف تولید دوقلوهای تک تخمکی از آغاز دهه 80 میلادی محوریت جدیدی در دنیای تولید مثل بوجود آورده است. این عمل ابتدا در مرحله بلاستومر ها انجام یافته و پس از استراحت موقت در شرایط آزمایشگاه، جنین ها به دام گیرنده انتقال می یابند. نتایج این روش نشان می دهد که میزان جنین های تولیدی از این نوع آبستنی نسبت به آبستنی از طریق انتقال جنین معمولی از 6/0 جنین به 1 جنین افزایش یافته است. 
- تولیدات شیمری(Chimaerens): شیمرها معمولاً از ادغام تعدادی مرولا با همدیگر یا از انتقال میکروسکوبی بلاستومرها به یک بلاستوسیست بوجود می آیند. دراین شرایط پراکنش اینگونه سلول ها با ژنوتیپ های متفاوت بر روی اندامها و بافتها اتفاقی می باشد. ضمناً از آنجاییکه امکان یکی شدن هستک ها با همدیگر میسر نمی باشد، لذا شیمرها وراثت پذیر نبوده و دورنمای استفاده از آنها کماکان در پرده ابهام قرار دارد.
- همانند سازی(Clonning): همانند سازی درتعریف عمیق خود در برگیرنده تقسیم سلول های سوماتیک با هدف همشکل سازی وافزایش کپی های یک موجود می باشد. در دام های مزرعه ای این موضوع جدیداً مورد توجه قرار گرفته است. نوع دیگری از همانند سازی که در دام های مزرعه ای انجام می گیرد به همانند سازی جنینی معروف است. در این روش هسته سلولی بلاستومرها به قالب جنین دیگری در همان مرحله که فاقد هرگونه محتویات سلولی می باشد، انتقال می یابد. نظر به اینکه ترکیبات ژنتیکی بلاستومرها یکسان می باشند، در نتیجه جنین های تولیدی نیز یکسان خواهند بود. روند تولیدی اینگونه جنین ها می تواند برحسب نیاز و هرچند مرتبه که نیاز است، تکرار شوند. لازم به ذکر است تنها نکتة منفی در جنین های تولید شده تکراری، این است که در همانند سازی بعدی کیفیت چندان خوبی ندارند. در ضمن مشکلات دیگری نیز از قبیل نتاج بزرگ جثه و طبعاً سختی زایمان گزارش شده است.
روش های کلاسیک اصلاح نژاد نیازمند استفاده از تکنیک های تولید مثلی از جمله تلقیح مصنوعی و انتقال جنین برای بهبود صفات تولیدی دام های مزرعه ای می باشد. در این روش ها محدودیت های زیادی وجود دارد، چون امکان جدا سازی ژن های تاثیر گذار مطلوب از ژن های نا مطلوب در کوتاه مدت میسر نمی باشد. احتمالا وارد نمودن مستقیم ژن های مورد نظر بدرون ژنوم و تولید دام های ترانس ژنیک اهمیت داشته باشد. در این روش قسمت هایی از DNA در آزمایشگاه پس ازتکثیر، با استفاده از رترو ویروس ها یا میکرو اینجکشن (microinjection ) به درون ژنوم تخمک وارد می شوند. در دام های مزرعه ای تاکنون از انتقال DNA به درون پیش هسته یا پرونوکلئوس هسته استفاده شده و بازدهی دام های ترانس ژنیک کمتر از 1% می باشد. استفاده ازدام های ترانس ژنیک در حال حاضردر بخش تحقیقات ابتدائی و آغازین خود بوده و نیازمند تحقیقات بیشتری است. مثلاً چگونگی امکان کنترل وتنظیم صفات رشد، تولید مثل، شیرواری و مقاومت به بیماری ها می تواند از محورهای تحقیقاتی در این زمینه باشند. حتی می توان به تولید دام های ترانس ژنیکی اندیشید که در شیر مواد دارویی از قبیل، فاکتور های انعقاد خون را داشته باشند و سنتز موادی که به طریق سنتتیک مشکل است مستقیما در فراورده های دامی تولید نمود. 
بررسی های انجام شده نشان می دهند، اصلاح نژاد دام ها به تنهایی و بدون منظور نمودن اثرات عوامل محیطی و مدیریتی محدودیت های بیولوژیکی در باروری را بهمراه داشته است. مثلاً جفتگیری یا تلقیح زود هنگام تلیسه ها و عدم زمان کافی استراحت بیولوژیکی بعد از زایمان باعث تأخیر در بروز اولین علائم فحلی پس از زایمان و درنتیجه کاهش میزان نرخ آبستنی پس از تلقیح شده است. همچنین افزایش نسبی تعداد تخمک های آزاد شده با استفاده از روش های اصلاح نژادی و یا تغذیه بندرت باعث افزایش نتاج بیشتر می شود. این موضوع ناشی از مرگ و میر بالای رویان های لقاح یافته می باشد. لذا با توجه به این محدودیت های بیولوژیکی انتقادات مبنی بر"ماشین زایمان بودن" دام های ماده، توجیه پذیر نمی باشد. بنابراین عدم توجه به فرآیند تولید مثل مشکلات فراوانی بوجود می آید. بعنوان مثال در بوقلمون های نر با سینة ماهیچه ای و بزرگ جفتگیری با مشکل روبرو شده و به ناچار ماده ها بایستی تلقیح مصنوعی شوند. و دربعضی از نژاد های گاو(Santa-gertrudis) بدلیل ضعیف نشان دادن گرایشات جفتگیری طبیعی "libido " جمع آوری منی فقط با استفاده از شوک الکتریکی امکان پذیر می باشد. همچنین زایمان گوساله در نژاد بلو بلژیر(Blau belgier) فقط از طریق سزارین امکان پذیر بوده و این مشکل ناشی از تثبیت ژنتیکی ران های بزرگ و ماهیچه ای گوساله ها می باشد. بنابراین تولید مثل بهینه به عنوان یکی از مهمترین عوامل موفقیت آمیز برنامه های اصلاح نژادی مطرح می باشد. 
موضوع استفاده از فرآیند های بیوتکنولوژی در بخش فیزیولوژی تولید مثل هنوز بصورت قطعی پذیرفته نشده است و دلایل آن عبارت است از: 
الف) چرا باید انسان از طبیعت بدون هر گونه ملاحظه ای بعنوان ابزاری جهت پیشبرد اهداف خود استفاده کند:
استراتژی ادامه حیات باعث گردیده است، انسان طبیعت را "با توجه به توان خود" و بصورتی که به آن احتیاج دارد، تغییر دهد. تلقیح مصنوعی، انتقال جنین و همچنین بخش عظیمی از دستکاری های جنینی ( Embryo-manipulation ) از دستاوردهای انسان بشمار می رود. اساس پیدایش IVF با هدف استفاده بیشتر از ظرفیت های مادری، همانند سازی و تقسیم جنین در جهت افزایش نتاج با ترکیبات ژنتیکی یکسان، نیز از دیگر توانایی های انسان امروزی می باشد. باید توجه داشت که تکنیک های فوق اهمیت اصلاح نژاد را نشان می دهد. هر چند نکات منفی و خطرات ناشی از آنها نیز قابل مشاهده است. کاهش واریانس ژنتیکی در یک جمعیت دامی که باعث کاهش توان تطابق پذیری گله نسبت به شرایط متغیر محیطی می گردد، از نمونه های مهم و خطر ساز بشمار می رود. در بدترین شکل ممکن حتی می شود تصور نمود، یک عامل بیماری زا می تواند کل گله را بیمار نموده و از بین ببرد.

ب) نگرانی از اینکه تکنیک های آزمایش شده درحیوانات به انسان انتقال یابد: 
مهم این است که بپذیریم، امکان کاربری و انتقال تمامی روش های آزمایش شده برروی حیوانات در دنیای پزشکی انسان میسر نمی باشد. هر چند تحقیقات انجام یافته تاکنون خدمات فراوانی را به این بخش نموده است. البته، در بخش دستکاری جنین این اتفاق بصورت کلی میسرنشده است. دستکاری جنین انسان در حال حاضر در خیلی از کشور ها رسماً ممنوع بوده و قوانین مصوب مبنی بر ممنوعیت و ممانعت از انتقال و استفاده از اینگونه روش ها در دنیای پزشکی انسانی شاید تنها راه جلوگیری باشد.
ج‌) داشتن نیاز و نشان دادن توان بشری: 
پدیده هایی که در آغاز به عنوان دانش لوکس به حساب آمدند، ممکن است بتوانند در بخش دیگری به عنوان یک روش مهم و ضروری مورد استفاده قرار گیرند. لذا بایستی استفاده از روش های ابداعی با توجه به مجموعة نکات ضعف و قوت خود مورد بررسی قرار گرفته، سپس با کمک قوانین وآئین نامه های مصوب، چگونگی نحوه استفاده از آنها تعریف شود. این رویکرد می تواند حتی در بخش انتقال ژن مورد توجه قرار گیرد، فضایی که هنوز به لحاظ تحقیقاتی و کاربردی فاقد هرگونه تعاریفی است.
واقعیت این است هیچگونه معیارمطلقی را نمی توان براحتی تعریف نمود، چرا که ممکن است ضرورت اسفاده از پدیده ای درشرایطی خاص هیچ دغدغه ای را ایجاد نکند و در شرایطی دیگر امکان پذیر نباشد. لذا می توان نتیجه گرفت تفاوت شرایط ها و نقش دیدگاهی انسان ها می تواند زمینة چگونگی استفاده و یا عدم استفاده را مهیا نمایند. اما مطلبی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که تلاش علمی بهمراه شنیدن صدای وجدان می تواند مثمر ثمر باشد. لذا باید در دنیای تحقیقات به جمله معروف Van Melsen توجه داشت که می گوید "رسالت وجدانی انسان حکم می کند که به بخش خوب تحقیقات توجه کرده و از انجام بخش بد آن پرهیز نماید". 
منابع:
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:18  توسط دکتربابایی  | 

سيلاژعلوفه خشک
%20 %50-20 %40
سيلاژ ذرت %5
%50
%50
1-غذاي مخلوط علوفه و كنساتره (Total mix ration)

در اين جدول مقادير استاندارد و مورد انتظار توزيع خوراکهای متفاوت روی غربالها با سوراخهای متفاوت آورده شده، به عنوان مثال؛ هنگامي که از خوراک به صورت TMR استفاده ميکنيم انتظار ميرود که حداکثر 10% از خوراک روی غربال بالايی،بين 30% تا50% روی غربال وسط و حداقل 50% در غربال پايينی که سوراخ ندارد قرار بگيرد .(Lammers,1996)


نتيجه گيری :
تحقيقات نشان داده است ناکافی بودن فيبر در جيره گاوهای شيری باعث بروز مشکلات گوارشی و متابوليکی در دام می شود (Beauchmin,2005). فيبر موثر فيزيکی می تواند از مشکلات ذکر شده جلوگيری کرده و موجب سلامت شکمبه در گاوهای شيری گردد. در نتيجه خطر ابتلا به اسيدوز کاهش يافته و بازده تبديل غذايی بهبود ميابد. بنابران بکار بردن علوفه با اندازه مناسب باعث کاهش خطر ابتلا به اسيدوز شکمبه می شود . علوفه می تواند مقداری از انرژی را نيز تامين کند (Lammer,1996). و همينطور تخمير مناسب شکمبه وقوع اسيدوز را به حداقل ميرساند پيشنهاد می گردد ميزان فيبر جيره بررسی شود. شکل فيزيکی جيره به نحوی باشد که روزانه بيش از 10 ساعت نشخوار و جويدن را در پی داشته باشد. بنابراين بهتر است از سيستم تغذيه ای TMR استفاده شود. تعداد دفعات تغذيه به 2 تا 3 بار در روزافزايش يابد
(Beauchmin,2003).

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:17  توسط دکتربابایی  | 

بر خلاف بیشتر آغوزهایی که از گله های منطقه sub-tropical climate (مثل نیوزیلند) تولید می شود آغوز گاوهای پرورش یافته در زمستانهای بلند و خشن باید پر محتوا و قوی و غنی از ایمنو گلوبولینها و فاکتورهای رشد برای زنده نگهداشتن گوساله ها یشان باشد.


علاوه بر این اغوز گاوهایی که در مراتع تغذیه می کنند ممکن است محتوی مواد غذایی غنی نباشندکه در آغوز گاوهایی که به طور علمی با رژیم خاص و غنی تغذیه شده اند وجود داشته باشد. بیشتر چراگاهها خالی از مواد غذایی ضروری و مواد معدنی هستند.آغوز فقط از گاوهای شیری که سالمند و با رژیمی تغذیه شده اند که غنی از عناصر غذایی ضروری نیست به انهایی که با تکیه بر تغذیه از مرتع تغذیه می شوند ،تولید می شود چرا که به غذای انسان منتقل می شود.


آغوز در 12 ساعت اولیه پس از زايمان بدست می آید . در بیش از 12 ساعت بسیاری از فاکتورهای رشد کاهش می یابد.آغوز به فرم پودر پاک یا کپسول گیاهی پاک آماده می شود که حاوي رطوبت پائينی بوده و امکان استفاده از تولید تازه را ممکن می سازد . آغوز بدون زيان و مکمل غذایی موثری است . در کنار تاَثیراتش چیز خلافی مغایر با اشارات قبلی شناخته نشده است.







مترجم: جواد علیزاده 


منبع:journal of dairy science
food_technology
2008-Sep-10, 00:25
نقشه ژنتیکی در گاوهای شیری

بسیاری از تحقیقات انجام گرفته بر روی شناسایی نقشه ژنتیکی در گاوهای شیری، در زمینه تعیین مکانهای ژنی مرتبط با تولید شیر می باشد.
گذشته از اختلافات بسیار زیاد موجود بین نژادها از لحاظ مقدار تولید و کیفیت شیر که به صورتهای مختلف در مقالات گزارش شده است، تحقیقات زیادی بر روی بررسی اختلافات موجود در داخل هر نژاد از لحاظ تولید شیر صورت گرفته است. این تحقیقات بیشتر بر روی صفاتی انجام شده که بتوان به آسانی در جمعیتهای تجاری دارای روابط خویشاوندی برادر و خواهر ناتنی تعیین نقشه نمود که این جمعیتها در مقیاس وسیع توسط تکنیک تلقیح مصنوعی ایجاد میگردند. ولی تولید یک شجره و ثبت رکوردهای آن در گاو (بخصوص برای تحقیقات تعیین نقشه ژنتیکی) وقت گیر و هزینه زا می باشد.
در درون یک جمعیت Half-Sib موجود، ثبت رکوردهای مرتبط با تولید شیر و تعیین ژنوتیپ دختران حاصل از هر نر والد، زمینه ای را فراهم می سازد تا ژنهای هتروزیگوت موجود در نرها تشخیص داده شوند. چنین ژنهایی در دختران آنها تفکیک می شوند که بطور متوسط نصف دخترها یک الل و نصف دیگر الل بعدی را به ارث خواهند برد بنابراین، اگر عملکرد تولیدی دخترهای این نر توسط یک الل تحت تاثیر قرار گیرد در این صورت این اللها از نر والد بصورت نشانگرهای ویژه ای به ارث می رسند و این موضوع بیانگر این است که یک ژن موثر بر روی صفت با یک مارکر پیوسته است.
طرح تولید دختر از یک والد نر به منظور تعیین نقشه ژنتیکی، یک روش قدرتمندی برای تشخیص چنین ژنهایی در تست نتاج می باشد (Weller et al ۱۹۹۰).
این روش شجره های Half-Sib را در صنعت گاو شیری تولید می کند که فعالیتها بر روی نشانگرهای ژنتیکی در نرها و پسرانشان متمرکز می گردد. گاوهای نر حاصل از نر والد هیچگونه رکورد تولید شیر ندارند اما رکوردهای زیادی از دختران آنها وجود دارد که در واقع نوه های گاو نر والد می باشند بنابراین ارزش اصلاحی هر گاو نر حاصل از گاو نر والد اصلی بهتر از ارزش اصلاحی دختران (که بر اساس رکوردهای تولید شیر خودشان برآورد می گردد) تخمین زده می شود. بنابراین با تعیین ژنوتیپ نرها و پسران آنها و استفاده از رکوردهای عملکرد دختران پسرهای یک گاو نر هتروزیگوت قدرت تشخیص ژن موثر بر یک صفت افزایش پیدا می کند.
به منظور تشخیص ژن و یا ژنهای موثر بر یک صفت (QTL) در نظر گرفتن نوه ها برای تعیین ژنوتیپ تنها یک چهارم از حیواناتی که در روش دختران یک نر نیاز است احتیاج دارد. امروزه تعیین نقشه های ژنتیکی مرتبط با تولید شیر در حیوانات و ثبت رکوردهای آنها بر روی گله های اصلاحی ملی انجام می گیرد.
به علت اینکه تولید چربی و پروتئین و درصدها و رکوردهای آنها مرتبط با کل تولید می باشند بسیاری از مکانهای ژنی تعیین نقشه شده موثر بر کیفیت شیر با در نظر گرفتن اثرات مختلف، بر روی ترکیبات شیر تاثیر دارند. یکی از گسترده ترین تحقیقات انجام شده در این مورد توسط Zhang و همکاران (۱۹۹۸) گزارش گردید که ۲۰۶ نشانگر در روی ۱۷۹۴ فرزند نر حاصل از ۱۴ نر والد تعیین ژنوتیپ گردید که هر فرزند نر دارای حدود ۱۰۰۰ دختر تحت رکورد بود. بنابراین در کل این تحقیق تعداد ۲۰۰۰۰۰۰ رکورد دختری برای برخی صفات مورد ارزیابی قرار گرفت. ۶ اثر بسیار معنی داری بر روی ۳ کروموزوم شناسایی شدند که ۳ صفت تولید شیر, درصد چربی و درصد پروتئین را تحت تاثیر قرار می دادند. در کروموزوم شماره ۳ اثر معنی دار QTL بر روی درصد چربی شیر مشخص گردید در کروموزوم ۶ گاو اثر معنی دار QTL در هر سه مورد تولید شیر، درصد چربی شیر و درصد پروتئین شیر شناسایی گردید. و بالاخره در کروموزوم ۲۰ اثرات معنی دار در درصدهای چربی و پروتئین شیر گزارش گردید. نتایج حاصل از این تحقیق چشمگیرتر از سایر تحقیقات بود که توانستند اثرات معنی داری را روی چند صفت گزارش کنند.
همانطوری که انتظار می رفت صفات متاثر از این جایگاه های ژنی دارای پیوستگی ژنتیکی می باشند مثلاً درصد پروتئین و چربی شیر هم جهت با یکدیگر افزایش و یا کاهش می یابند ولی افزایش در تولید شیر باعث کاهش چربی و پروتئین شیر می گردد. باید به خاطر داشت که نتایج بدست آمده در کروموزوم ۳ جزو جایگاه های QTL است و تنها درصد پروتئین شیر را تحت تاثیر قرار می دهد و نشان می دهد که ارتباط بین صفات مطلق نیست و محدوده پیوستگی ژنتیکی از ۱- تا ۱+ متغیر می باشد.
دیدگاه دیگر در تحقیقات این است که خود پروتئینهای شیر به عنوان ژنهای کاندید بر روی ترکیبات شیر موثر بوده و خصوصیات فراوری شیر را تحت تاثیر قرار می دهند. تا کنون تعداد زیادی الل برای انواع چهارگانه کازئین, بتالاکتوگلوبولین و آلفا لاکتالبومین کشف شده اند. ارتباط قابل قبول و تکرارپذیری بین واریانتهای ژنتیکی این مکانهای ژنی و میزان چربی, پروتئین و کیفیت آنها در ارتباط با تولید پنیر و کیفیت آن پیدا شده است که این ارتباط در تحقیقات مختلف, متفاوت گزارش شده است که در برخی موارد هم به اختلاف نژاد گاوهای مورد مطالعه و حتی شانس بستگی دارد. برای مثال ارتباط دو واریانت عمده بتالاکتوگلوبولین (A و B) با تفاوت در میزان پروتئین شیر مشخص شده است.
حیوانات هموزیگوت برای واریانت A بتالاکتوگلوبولین دارای میزان پروتئین بیشتری در شیر نسبت به حیوانات هموزیگوت برای واریانت B بتالاکتوگلوبولین به واسطه سطوح بالاتر پروتئین آب پنیر می باشند. اما ژنوتیپ BB میزان کازئین بیشتری نسبت به ژنوتیپ AA دارد. بالا بودن میزان کازئین در شیر حاصل از ژنوتیپ BB بتالاکتوگلوبولین باعث تولید مقدار بیشتر پنیر می گردد. اثرات مشابهی که میتواند تولید پنیر و کیفیت آن را تحت تاثیر قرار دهد در واریانت B کاپاکازئین در مقایسه با واریانت A در این لوکوس پیدا شده است(Ng-Kwai-Hang ۱۹۹۸, Buchberger and Dovs ۲۰۰۰).
باید یادآوری گردد که تعیین نقشه مکان ژنی کازئین در یک کلاستر ار کروموزوم ۶ گاو صورت گرفته که ممکن است باعث تغییر درصد پروتئین شود. غربال ژنومی و مطالعه ارتباط این ژن با صفات تولیدی نشان داده که جایگاه ژنی کازئین با ترکیب شیر و کیفیت آن در گوسفند و بز نیز ارتباط معنی داری دارد.
food_technology
2008-Sep-23, 03:19
food_technology
2008-Oct-08, 01:25
همایش سراسری تغذیه و بیماریهای متابولیک گاو


همایش سراسری تغذیه و بیماریهای متابولیک گاو با هدف ارتقا اطلاعات و تبادل تازه ترین دستاوردهای پژوهشگران علوم دامی و دامپزشکی ۱۳ و ۱۴ اسفند ۱۳۸۷در دانشگاه بیرجند برگزار می شود.

مهلت ارسال چکیده مقالات: ۱۵ آذر ۱۳۸۷

اعلام چکیده های پذیرفته شده: ۱۵ دی ۱۳۸۷

دبیرخانه همایش: بیرجند- پردیس امیرآباد - دانشکده کشاورزی - گروه علوم دامی

دبیر همایش: دکتر آرش امیدی
food_technology
2008-Oct-11, 00:19
با افزایش روز افزون جمعیت، توسعه دامداری ها و بهبود وضعیت تغذیه مردم نیاز به منابع جدید غذایی خصوصاً چربی ها و پروتئینهای گیاهی بیشتر احساس میشود در همین راستا جهت تغذیه علوفه دام، تحقیقات گسترده ای در زمینه زراعت کلزا شروع شده، و کشورهای چین، فرانسه، انگلستان، هند و کانادا پیشگامان کشت و توسعه کلزا می باشند . ارقام اولیه کلزا به علت داشتن اسید اوراسیک در روغن و گلوکزینولیتهای سمی در کنجاله کمتر مورد استفاده قرار می گرفت. اما هم اکنون ارقام یک صفر دو صفر که در ارقام سه صفر اسید اوراسیک کمتر از دو درصد و گلوکزینولیتهای سمی کنجاله به ۱۸ تا ۳۰ میکرومول در هر گرم کنجاله رسیده است، برای تهیه علوفه دام مناسب می باشند. استان گلستان با سطح زیر کشت حدود ۳۵ هزار هکتار، یکی از قطبهای تولید محصول کلزا در کل دانه های روغنی کشور می باشد و با کاهش سطح زیرکشت پنبه، امید است با تولید علوفه کلزا به صورت علوفه کنجاله سبز یا سیلویی تا حدودی مشکلات دامداران برطرف شود.

علاوه براین در مصرف علوفه کلزا باید احتیاط هایی صورت گیرد که از آن جمله زمان مناسب برداشت علوفه می باشد که باید در اوایل غلاف بندی گیاه قطع و به مصرف دام برسد. زیرا بعد از تشکیل غلاف (محل اصلی سنتز گلوکزینولیتها) درصد مواد سمی علوفه بالا میرود. همچنین بعد از خشک شدن علوفه، ودر موقع جمع آوری ساقه های خشک، باید از خشک بودن علوفه اطمینان حاصل نمود، زیرا چنانچه علوفه مرطوب برداشت شود، قارچ ها در علوفه رشد کرده و باعث کپک زدگی می شود. علوفه کلزا در رژیم غذایی دامها منبع پروتئینی خوبی است که دامداران برای جلوگیری از تاثیرات سو ء"گلوکزینولیت ها " مجازند که تنها ۵۰ تا ۶۰ در جیره غذایی دامها از آن استفاده کنند. زیرا بیشتر از آن برای دامها مشکلاتی ایجاد مینمایند. به طور کلی باید پذیرفت که تغذیه انحصاری نشخوارکنندگان از علوفه سبز و تازه کلزا به خاطر بالا بودن مقدار پروتئین خام و کم بودن فیبر صحیح نیست.

بسیاری از گونه های جنس براسیکا و سایر جنسهای خانواده‌ی کروسیفر دارای ارقام علوفه‌ای هستند که به صورت علوفه کم و تازه سیلو شده مصرف میگردد. همچنین گاه ارقام اصلاح شده این گونه از جمله کلزا در تعلیف دامها استفاده میشود. از مزایای این ارقام زمان تولید علوفه در تیپ های پاییزه آنهاست که مصادف با کمبود شدید علوفه مخصوصاً در شرایط آب و هوای ایرا ن می باشد. گذشته از ارزش و اهمیت غذایی، بالا بودن مقدار روغن و پروتئین در دانه کلزا این امکان را فراهم می سازد تا با کشت این گیاه مقدار قابل توجهی روغن و پروتئینهای گیاهی از هر هکتار زمین استحصال نمود. برداشت ۳ تن دانه از یک هکتار زمین معادل تولید ۱۲۰۰ کیلوگرم روغن نباتی ۱۶۵۰ کیلوگرم کنجاله در هر هکتار می باشد.

در حالی که برداشت این مقدار روغن و پروتئین از سایر دانه های روغنی مقدور نخواهد بود.کنجاله کلزا در ارقام جدید از نظر کیفی نزدیک به کنجاله سویا و حدود ۴۰ درصد پروتئین دارد از این رو یکی از منابع بسیار غنی پروتئین گیاهی در تغذیه دام و طیور می باشد. همچنین کنجاله کلزا حاوی ۱۳ درصد فیبر می باشد. وجود مقدار نسبتاً زیاد فیبر در کنجاله یک عامل محدودکننده در استفاده از آن به عنوان خوراک دام محسوب میشود چرا که توان تولید انرژی را در جیره غذایی کاهش میدهد. حدود ۵۸_۵۰ درصد وزن خشک دانه کلزا را کنجاله تشکیل می دهد. پروتئین موجود در کنجاله حاوی ترکیب مناسب از اسیدهای آمینه است و قابل مقایسه و رقابت با کنجاله سایر دانه های روغنی می باشد. 


● علوفه کلزا
کلزا و خردل قهوه ای یا زرد آسیایی می توانند در برنامه تغذیه دام ها وارد شوند اما در زمینه مصرف آنها باید احتیاط هایی صورت گیرد این گیاهان می توانند غذای خوش طعمی برای دامها مخصوصاً گاوها باشند و بهتر است چند روز به مقدار کم به دام خورانده شود تا با طعم و مزه ی آن سازگار شوند. میانگین پروتئین خام بر پایه ماده خشک آن ۱۰ تا ۱۲ درصد است که تا ۱۶ درصد می تواند افزایش یابد. میانگین کل مواد معدنی قابل هضم، ۵۰ تا ۵۵ درصد یا بالاتر است. جهت تعیین ارزشهای واقعی مواد معدنی در علوفه، تجزیه علوفه توصیه میشود.
برای بدست آوردن حداکثر ماده خشک و همچنین حفظ پروتئین خوب با سطح انرژی بالاتر، بهتر است گیاهان در مرحله ابتدای غلاف بندی درست قبل از آنکه گلها ریزش کنند، از محل ریزش برگها بریده شوند. اکثر تولید کنندگان علوفه کلزا اظهار می دارند که عدل بندی این گیاهان در رطوبت مناسب مشکل است و پیشنهاد می کنند که عدل هایی ساخته شود که مشکلات ضایعات علوفه را کاهش دهد و همچنین خردکردن علوفه خشک، تضمین مناسبی برای خشک شدن یکنواخت است. کلزا و خردل همچنین میتوانند به عنوان علوفه قصیلی (سیلویی) مطرح شوند در این گیاهان میزان رطوبت در زمان برداشت بالا است (۸۰-۷۵درصد) پلاسیده شدن علوفه سبز در زیر ۶۵ درصد رطوبت مشکل است و اگر رطوبت در هنگام سیلو کردن بالای ۷۰ درصد باشد، مشکلاتی در علوفه سیلوشده بوجود می آید. خردکردن فرآیند (خشک شدن) علوفه را تسریع خواهد نمود. بعضی از تولید کنندگان علوفه سیلویی نتایج خوبی بدست آوردند زمانی که سیلو علوفه کلزا یا خردل با لایه های متناوب از کلزا و غلات که بصورت قصیلی (تر) برداشت شدند، پر شده بود. و در هنگام تغذیه دام ها لایه ها یا یکدیگر اختلاط یافتند. همچنین تجمع باکتری های تلقیح کننده در علوفه سیلو شده ممکن است برای گیاهانی که کربوهیدرات محلول کمی دارند، مفید باشد. بعضی از تولید کنندگان علوفه معتقدند که دامها فقط از یک نوع علوفه کلزا تغذیه شوند واگر علوفه خشک باشد بهتر است.
در اینجا ذکر این نکته ضروری است که فقط ۵۰ تا ۶۰ درصد از کل تغذیه روزانه دامها از علوفه خشک کلزا یا خردل مجاز می باشد و بیشتراز این درصد توصیه نمی شود زیرا در اثر رژیم غذایی طولانی مدت دامها از این منبع غذایی، ممکن است شرایطی که کم خونی همو لیتیک نامیده میشود، توسعه یابد. تغذیه نزدیک به ۵۰ درصد یا کمتر از علوفه کلزا یا خردل در رژیم غذایی روزانه دامها از کم خونی همولیتیک جلوگیری می کند. تغذیه گاوها از علو فه های خانواده براسیکا در دوره های طولانی مدت ممکن است به مقدار ناچیز مانع از جذب مواد معدنی مخصوصاً مس و سلنیوم شود بنابراین اطمینان از وجود مقادیر توصیه شده مواد معدنی مخصوصاً مس و سلنیوم در جیره غذایی گاوها، ضروری می باشد. همچنین به مقادیر ناچیز باعث معدنی شدن نمک و مکمل های معدنی مانند مس و سلنیوم میشود. این ماده (مس و سلنیوم) باید به نسبت های لازم به محتویات علوفه خانواده براسیکا اضافه شود. اطلاعات نشان میدهد که کلزا می تواند منبع غذایی خوبی برای دامها باشد. هوپ ۲۰۰۱ اظهار میدارد که بریدن و قطع به موقع ومناسب علوفه برای جلوگیری از کاهش کیفیت علوفه ضروری می باشد. حداکثر تولید ماده خشک در علوفه خشک شده زمانی بدست می آید که کلزا در ابتدای مرحله غلاف بندی بریده شود. (زیرا بعد از تشکیل غلاف، میزان گلوکز ینولیتها در علوفه بالا می رود چون غلافها محل اصلی سنتز گلوکز ینولیتها هستند) جهت برداشت کلزا در مرحله ی ابتدای غلاف بندی آب و هوا باید چند روز مساعد باشد زیرا خشک شدن علوفه کلزا وقت زیادی میگیرد. در موقع جمع آوری ساقه های خشک شده، باید از خشک بودن علوفه اطمینان حاصل نمائید زیرا در اثر مرطوب بودن، قارچ ها در علوفه رشد کرده وباعث کپک زدگی علوفه می شوند و اگر خشک شدن علوفه مناسب نبود باید در مزرعه چند روز دیگر باقی مانده تا در اثر هوادهی کاملاً خشک شود. متاسفانه برگهای خشک شده کانول مستعد (خرد شدن) می باشند. و به طور ایده آل اگر علوفه خشک شده بعد از شبنم عدل بندی شود از ریزش و خرد شدن برگ ها تا حدودی جلوگیری می شود. همچنین هوپ ۲۰۰۱ اظهار می دارد که کلزا منبع پروتئینی خوبی در رژیم های تغذیه حیوانات می باشد. در نمونه های (علوفه خشک کلزا) که از شمال داکوتا) برداشت شده بود حاوی ۱۶ درصد رطوبت و تی.دی.اِن آن ۹۲/۱۰۶ بر اساس ماده خشک بود. همچنین اگر علوفه کلزا سیلو شود از نظر ارزش غذایی رقیبی برای (علوفه خشک یونجه ) می باشد. علوفه خشک شده همچنین برای دامها خیلی خوش طعم می باشد اما برای این که دامها با مزه و بوی آن سازگار شوند در ابتدا باید مصرف آن کم باشد فایده خوب این است که در طی اولین روزهایی که دامها از علوفه خشک کلزا استفاده می کنند، علوفه خشک کلزا باید ۱۰ تا ۱۵ درصد جیره غذایی روزانه دامها را تشکیل دهد.
ورن رکز (۲۰۰۱) از دانشگاه مرکزی (ساسکا چوان کانادا) اظهار می دارد که کیفیت تغذیه کلزا وابسته به زمان بلوغ است. کلزا در زمان گل دهی در حدود ۱۴ درصد پروتئین بر اساس بر ماده خشک دارد که حجم انرژی آن با علوفه سبز غلات مشابه است. با آنکه پروتئین به عنوان مثال کلزا کاهش اما هنوز عمدتاً کیفیت غذایی در حد موثر می باشد. همچنین ورن رکز (۲۰۰۱) پیشنهاد میکند که در اثر سرما و بالا بودن رطوبت هوا، چون خشک کردن علوفه مقدور نمی باشد، سیلوکردن علوفه به طور واضح دارای برتری می باشد. علوفه سبز کلزا جهت سیلوکردن، به علت این که "قند" محلول زیادی ندارد، نیاز به سطوح کربوهیدرات برای باکتریهای تخمیر کننده دارد. سیلوکلزا را مانند هر علوفه دیگر می توان به صورت لایه لایه پر کرد و اگر به صورت لایه های متناوب با علوفه سبز غلات در سیلو قرار گیرد، باعث کمک به فرآیند تخمیر سیلو میشود. در بعضی از مزارع،کلزا به همراه یولاف وحشی برداشت شده و بعد از خرد کردن به صورت توام سیلو میشوند. فایده این عمل داشتن سطح بالاتر از قندهای محلول در گیاه (یولاف وحشی) می باشد. همچنین ممکن است از تولید کنندگان علوفه سیلویی از اسپری ماده تلقیحی خشک برای کمک به عمل تخمیر سیلو استفاده کنند. که در نهایت باید محل سیلو کاملاً پوشیده شود تا هوا به داخل سیلو نفوذ نکند. همچنین بر اساس نظر رکز (۲۲۰۱) تنها ۴۰ درصد جیره غذایی روزانه دامها باید از علوفه کلزا تامین شود. در استان گلستان یکی از علفهای هرز مزارع کلزا، (یولاف وحشی) می باشد که در صورت عدم مبارزه شیمیایی مشکلاتی در زمان برداشت به وجود می آید. پس بهتر است اگر مزرعه کلزایی برای برداشت علوفه ای در نظر گرفته شد با علف های هرز آن مخصوصاً یولاف وحشی مبارزه نشود
بریان دویگ (۲۰۰۲) اظهار می دارد که زمان برداشت علوفه کلزا هنگامی است که برگها کاملاً خشک باشد و برای تغذیه از علوفه کلزا عدل بندی شده بهتر است ابتدا توسط یک خرد کننده، ساقه ها شکسته شود تا دامها تشویق شوند که بطور خیلی کامل علوفه را مصرف کنند. به نظر دویگ (۲۰۰۲) در کلزا مقدار سولفور بالا می باشد که این مقدار با مس وسلنیوم رابطه دارد. و باید از معدنی شدن مکها و مکملهای معدنی که محتوی مس و سلنیوم هستند اجتناب شود. همچنین به نظر دویگ ۵۰ تا ۶۰ درصد از جیره غذایی دامها باید از علوفه کلزا تامین شود و بیشتر از این مقدار مشکلاتی برای دامها ایجاد می کند.
کلزا به عنوان یک محصول مناسب در تناوب نمی باشد. زیرا (کاه و کلش) آن محتوی مقادیر نسبتاً زیادی ازت می باشد که پس از برداشت در مزرعه باقی مانده و متعاقباً معدنی می شود. بالا بودن مقدار ازت در کاه و کلش کلزا تا حدودی نگران کننده است و احتمال بالا بودن نیترات سمی در علوفه وجود دارد. در کلزا نیترات مثل بعضی از گیاهان علوفه ای تجمع نمی یابد. اما پتانسیل آن مخصوصاً زمانی که گیاه تحت تنش خشکی، گرما و آب گرفتگی پای بوته های یا آب و هوای سرد قرار می گیرد، وجود دارد. بقایای کلزا در طی زمان اثر سمیت خود را از دست می دهند (نیترات سمی ) ولی دما های پایین در طی زمستان ،باعث به تعویق افتادن فرآیند (تجزیه میکروبی) و (سمیت زدایی) می شود. رکز (۲۰۰۱) اظهار می دارد که ممکن است جهت تغدیه علوفه کلزا توسط دامها به آنالیز علوفه جهت تعیین نیترات نیاز باشد و اگر علوفه کلزا بعد از سرمازدگی برداشت شود نیتراتها تا حدودی محدود میشوند. قطع علوفه سریعاً بعد از سرمازدگی دارای اهمیت می باشد زیرا در این زمان نیتراتها در ریشه تجمع می یابند. انتظار مساعد شدن هوا بعد از بارندگی برای برداشت علوفه کلزا به گیاه اجازه فتوسنتز مجدد را داده و گیاه میتواند از مقادیر بالای نیتراتها در خاک استفاده نموده و سطح نیترات علوفه بالا می رود. به طور کلی باید پذیرفت که تغذیه انحصاری (نشخوارکنندگان ) با علوفه سبز و تازه کلزا صحیح نیست زیرا از ترکیب غذایی نامناسبی برخوردار است. مقادیر بسیار زیاد (پروتئین) و مقادیر کم (الیاف) علت این موضوع می باشد.

● ترکیبات شیمیایی و مسمومیت های ناشی از مصرف علوفه خانواده براسیکا
در ایستگاه تحقیقاتی هلند"، مشاهده شد که تغذیه حیوانات با برسیکا یخ زده موجب مسمومیت با علایم زیر شده:
ناراحتی، ازدیاد حرکات تنفسی، حرکات غیر ارادی، سیانوز مخاطات، سقط جنین به خصوص در خوک علایم فوق مشخصه مسمومیت با نیتریت است و می توان چنین نتیجه گرفت که در نتیجه یخ زدگی و سپس آب شدن آن مقداری از مواد قندی ریشه ها از بین رفته، موجب ازدیاد مقدار نیترات در ریشه ها شده است و این تغییرات مخصوصا ً در مزارعی که میزان ازت نیتریک خاک زیاد باشد، بیشتر مشاهده میشود. در نشخوار کنندگان نیترات درشکمبه حیوان تبدیل به نیتریت دو سود و سپس تبدیل به آمونیاک می شود. اما ممکن است نیتریت وارد خون شده موجب تغییر هموگلوبین شود، چنانچه مقدار آن زیاد باشد.
موجب مسمومیت حیوان می گردد. در حقیقت در این نوع مسمومیت خون نمی توان اکسیژن را به بافت ها و سلولها برساند. دانه در خانواده براسیکا حاوی ماده ضد تیروئیدی به مقدار تقریبی ۸ گرم در هر کیلو دانه می باشد. که این ماده مانع رشد حیوان شده و ایجاد گواتر مینماید. برای درمان مسمومیت باید بلافاصله رژیم غذایی حیوان را عوض نموده و مواد قندی بیشتری به حیوان خورانده شود. اضافه کردن دانه غلات به جیره غذایی به مدت طولانی بسیار مفید است.
number one
2009-Apr-06, 17:46
نژاد های گوسفند

1- نژادهایی با پشم خیلی ظریف 


2-نژادهایی با پشم نسبتا ظریف 


3- نژادهای پشم دراز 


4 – نژادهای پشم تلاقی یافته 


5 –نژادهای پشم قالی 


6- نژاد پوستی 


گوسفندان ایران 


--------------------------------------------------------------------------------





1-نژادهایی با پشم خیلی ظریف 


الف : مرینوس ( merino ) 

منشا مرینوس کشور اسپانیا میباشد .سه نوع مرینوس به نامهای A ، B و C وجود دارد. A و B دارای پوست چین دار میباشند و نوع A پوست چین دار تری نسبت به B دارد.مرینوس با پوست چین دار به مرینوس آمریکائی شناخته می شود. مرینوس نوع C را مرینوس دلاین ( Delaine merino ) مینامند که چین پوست آن خیلی کم میباشد . 

پشم مرینوس دلاین سفید بوده ورشد آن در حدود4/6تا6/7 سانتی متر در سال میباشد. 

قوچهای آن شاخدار و میشها بدون شاخ میباشند . مرینوس از نظر اندازه متوسط بوده و بدنی لاغر دارد.مرینو دلاین از مرینوس بزرگتر است. مرینوس دارای غریزه قوی زندگی گله ای بوده وتوانائی چرا در مراتع فقیر را دارا میباشد. 


ب:رامبویه( Rambouillet ) 

منشا این نژاد کشور فرانسه میباشد.این نژاد از مرینوس اسپانیائی حاصل شده است . در حدود نیمی یا بیشتر از گوسفندان تلاقی یافته در آمریکا از نژاد رامبویه میباشند.رامبویه از نظر پشم ظریف شهرت دارد. 

رنگ این نژاد سفید میباشد و اندازه آن بزرگ میباشد.بدنی زاویه دار وبلوکی همچنین لاشه ای گوشتی تر نسبت به مرینوس دارد ولی از نظر کیفیت گوشت درمقایسه با نژادهایی که برای تولید گوشت پرورش می یابند مناسب نمی باشد.قوچهای این نژاد شاخدار ویا بدون شاخ ولی همه میشها بدون شاخ هستند.رشد پشم آنها حدود9/8سانتی متر در سال است. 


ج دبویلت( Debouillet ) 

منشا این نژاد آمریکا میباشد. از تلاقی رامبویه ومرینوس دلاین بهبود نژاد یافته است. توسعه این نژاد در نیو مکزیکو شروع گردیده است. دبویلت باشرایط مراتع غرب امریکا سازگار است. 

اندازه این نژاد متوسط بوده ،بدنی زاویه دار داردو رنگ آن سفید میباشد. قوچهای این نژاد شاخدار و یا بدون شاخ میباشند ولی میشها بدون شاخ هستند.الیاف پشم نرم و بلند باعث ارزشمندی پشم ان میباشد. 


2-نژادهایی با پشم نسبتا ظریف 


الف –چویوت ( cheviot ) 

منشا این نژاد از تپه های cheviot در شمال انگلستان و جنوب اسکاتلند میباشد. 

چویوت جثه ای کوچک داشته و نوع بدن آن بلوکی است .این نژاد صورت و پا های سفید ومنخرین سیاه دارد و بدون شاخ میباشد. رشد پشم آن در حدود2/10 تا 7/12 سانتی متر در سال میباشد. 


ب – دورست-( Dorest ) 

منشا دورست از جنوب انگلستان میباشد.جثه ای متوسط داشته و نوع بدن بلوکی است .گوشها ، بینی ، صورت و پا هایی سفید دارد .دورست هم شاخدار وهم بدون شاخ میباشد .این نژاد پشمی با زبری متوسط تولید میکندوپشم چیده شده دورست وزن سبکی داردو به طور متوسط 6/3 – 2/3 کیلو گرم است . این نژاد لاشه گوشت داری تولید میکند. 


ج –گوسفند فنلاندی( Finn sheep ) 

منشا این نژاد فنلاند است واز نظر جثه کوچک است گوشها ، بینی ، صورت و پا هایی سفید دارد این نژاد به طور کلی بدون شاخ میباشد،هر چند که تعدادی از قوچهای آن شاخدار میباشد.گوسفند فنلاندی پشمی با زبری متوسط تولید میکند و وزن پشم چیده شده آن حدود 4 تا 5/4 کیلو گرم است خصوصیات لاشه این نژاد مطلوب نمیباشد. 

نژاد فنلاندی دارای نرخ بره زایی قابل توجهی میباشد و در آمریکا برای برنامه های تلاقی جهت افزایش میزان بره زایی مورد استفاده قرار میگیرد . میش بالغ تلاقی یافته که نیمی از آن نژاد گوسفند فنلاندی میباشد 200 تا 250 بره تولید میکند بره های تلاقی یافته این نژاد در هنگام تولد کوچک میباشند ولی قدرت بقا وزنده ماندن آنها بالا میباشد . وقتی این نژاد در تلاقی استفاده گردد ، بره های بدست آمده از نظر لاشه نیز دارایکیفیت مناسبی خواهند بود. 


د همشایر ( Hampshire ) 

منشا نژاد همشای جنوب انگلستان است. جثه این حیوان بزرگ بوده و دارای بدنی از نوع بلوکی میباشد صورت ، پا ها ، گوشها و بینی سیاه بوده ،فاقد شاخ میباشد. 

همشایر از نظر بلوغ در حد متوسط قرار دارد. از خصوصیات دیگر این نژاد شیر دهی خوب و تولید بره هایی است که پس از شیر گیری برای ارائه به بازار مناسب میباشند. تولید پشم متوسط و درحدود 2/3 تا 6/3 کیلو گرم میباشد میانگین تولید بره در حدود 137 درصد است که این درصد بره زایی براساس 100 میش میباشد . تلاقی خوبی بین آنها وگوسفندان با پشم ظریف یا نژاده های تلاقی یافته صورت میگیرد. 


ه- مونتادال( Montadal ) 

منشا این نژاد ایالات متحده میباشد وبهبود آن بوسیله تلاقی میشهای نژاد کلمبیا با قوچهای cheviot صورت پذیرفته است . 

این حیوان دارای جثه ای متوسط با نوع بدن بلوکی بوده ،صورت ، گوشها و پا های آن سفید میباشد وبر روی صورت وپا ها پشمی وجود ندارد.این نژاد بدون شاخ میباشد لاشه آن گوشتی است ومتوسط تولید پشم در حدود 5/4 تا 4/5 کیلو گرم در سال میباشد. 


و – اکسفورد ( Oxford ) 

منشا نژاد اکسفورد مرکز وجنوب انگلستان است . نژاد اکسفورد از بزرگترین نژاد های گوسفند با پشم متوسط از نظر جثه میباشد . نوع بدن آن بلوکی میباشد . صورت ، گوشها وپاهای آن خاکستری مایل به قهوه ای است. گوسفندان این نژاد بدون شاخ هستند .بیده چیده شده آن سنگین و حدود 5/4 تا 4/5 کیلوگرم وزن دارد .میشهای این نژاد پر منفعت و سودمند بوده ، از نظر شیر دهی خوب و بره های آنها دارای رشد سریعی میباشند . استفاده از این نژاد در تلاقی ها مناسب است چون اندازه جثه آن بزرگ است . 


ز-شروپ شایر ( Shropshire ) 

منشا این نژاد کشور انگلستان میباشد . این حیوان از کوچکترین گوسفند های نژاد پشم متوسط و نوع تیپ بدنی بلوکی بوده وبدون شاخ میباشد . صورت و پا ها کدر بوده ،پوشش زیادی از پشم در صورت آن وجود دارد .تولید لاشه این نژاد کم میباشد و وقتی وزن حیوان در اثر تغذیه افزایش می یابد ، میزان چربی آن نیز زیاد میگردد. 

وزن بیده آن 1/4 کیلو گرم است .میشهای این نژاد مادران خوبی هستند و درصد تولید بره آنها اغلب 150 % میباشد. 



ح – سات داون( Soutdown ) 

این نژاد از جنوب انگلستان منشا شده است و یکی از قدیمی ترین نژادهای گوسفند در دنیا محسوب میشود. جثه این گوسفند کوچک و نوع بدن بلوکی است . صورت ف گوشها وپاها خاکستری یا قهوه ای است . این نژاد دارای بلوغ زودرس و بدون شاخ میباشد . بیده آن 3/2 تا 2/3 کیلوگرم است. سات داون در سنین اولیه تمایل به چاق شدن و ذخیره چربی دارد. 


ط – سافولک ( Suffolk ) 

منشا این نژاد جنوب انگلستان است. جثه ای بزرگ وبدن بلوکی وعضلانی داشته ، صورت ، گوشها و پاها سیاه میباشد .این نژاد بدون شاخ میباشد و بر روی صورت و پاهای آن پشم وجود ندارد.

بیده سافولک 6/3 تا 5/4 کیلوگرم وزن دارد . درصد بره زایی ان 150 % یا بیشتر است . رشد بره در این نژاد سریع بوده و سرعت ذخیره چربی در این نژاد نسبت به سایر نژادها کمتر است . تولید گوشت لخم ولاشه عضلانی از دیگر خصوصیات این نژاد میباشد. 


ی – تونس ( Tunis ) 

نژادتونس از شمال افریقا منشا شده است . رنگ صورت آن قرمز متمایل به قهوه ای تا خرمایی روشن میباشد . این نژاد بدون شاخ بوده و اندازه جثه آن متوسط و زاویه دار است و بدنی بلوکی دارد . دارای پشم زبر بوده و بر روی صورت پشم وجود ندارد. 


3- نژادهای پشم دراز 


الف کاتسولد ( Cotswold ) 

از نژادهای قدیمی گوسفند در انگلستان است و منشا آن نیز انگلستان میباشد این نژاد بزرگ جثه بوده و نوع بدن آن بلوکی میباشد . 

پاها و صورتی سفید رنگ داشته ، هر چند که دربین آنها سفید متمایل به خاکستری نیز دیده میشود. لکه های تیره بر روی صورت و پاها ممکن است وجود داشته باشد پشم این نژاد رشد زیادی داشته و وزوزی (فر دار) میباشد . این گوسفند بدون شاخ بوده و در برنامه های تلاقی از آن استفاده میشود. 


ب – لایسستر ( Leicester ) 

منشا این نژاد کشور انگلستان است . این گوسفند دارای جثه ای بزرگ و بدن بلوکی میباشد .رنگ این نژاد سفید بوده ، بدون شاخ میباشد و بر روی صورت پشم وجود ندارد .پشم گوسفند لایسستر محافظ خوبی در برابر گرما نمیباشد . 


ج – لینکلن ( Lincoln ) 

منشا لینکلن انگلستان است . این نژاد دارای جثه ای بزرگ بوده و نوع بدن آن بلوکی میباشد . رنگ آن سفید است و بدون شاخ بوده ، پشم دراز و زبری تولید میکند . این نژاد دارای بلوغ دیررس است . پشم تولیدی آن 4/5 تا 2/7 کیلوگرم میباشد . از این نژاد برای تلاقی ها استفاده میشود. 


د – رامنی ( Romney ) 

این نژاد یکی از قدیمی ترین نژادهای منشا شده در جنوب انگلستان است . جثه این نژاد بزرگ با با نوع بدن بلوکی است . بیده ای متراکم وبهتر از دیگر نژادهای پشم دراز تولید میکند و و بهمین دلیل سازگاری بهتری نسبت به رطوبت و مناطق مرطوب در مقایسه با سایر نژادهای پشم دراز دارد . این نژاد در برناکمه های تلاقی نژادی مورد استفاده قرار میگیرد. 


4 – نژادهای پشم تلاقی یافته 


الف – کلمبیا ( Columbia ) 

منشا این نژاد امریکا میباشد و از تلاقی بین قوچ لینکلن و میش رامبویه بوجود آمده است . هدف از این تلاقی بوجود آوردن نژادی است که سازگاری بهتری با مناطق کوهستانی داشته باشد . 

کلمبیا جثه ای بزرگ و بدنی بلوکی دارد . این نژاد بزرگترین نژاد تلاقی یافته است . صورت ، گوشها و پاهای سفید داشته و بدون شاخ میباشد .در روی صورت گوسفند کلمبیا پشم وجود ندارد و دارای پاهایی است که از کمی از سایر نژادها بلندتر است 

وزن پشم های چیده شده در حدود 5/4 تا 9/5 کیلوگرم است و تولید گوشت لخم مناسبی دارد . کلمبیا غالبا در تلاقی با نژاد صورت سیاه که دارای پشم متوسط میباشد استفاده شده و هدف از این تلاقی تولید بره های بازاری است . 


ب- کوریدال ( Corriedale ) 

منشا آن نیوزلند است .این نژاد حاصل از تلاقی بین قوچهای لینکلن و لایسستر با میشهای مرینوس است . 

کوریدال دارای جثه متوسط وکمی بزرگ است صورت ، گوشها و پاهایی سفید رنگ داشته و فاقد شاخ میباشد . این نژاد تولید پشم و گوشت باکیفیت خوب را دارا بوده و وزن بیده آن 5/4 تا 8/6 کیلوگرم در سال است . 


ج – پاناما ( Panama ) 

این نژاد از امریکا منشا یافته . نژاد پاناما حاصل تلاقی قوچ رامبویه و میش لینکلن میباشد . رنگ صورت ،گوشها و پاها سفید بوده وجثه بزرگ ،تیپ بدن بلوکی و بدون شاخ بودن از خصوصیات نژاد پاناما میباشد. 

گوسفند پاناما اندکی گوچکتر از نژاد کلمبیا بوده ولاشه کمی گوشتی داشته و در سنین اولیه چربی در بدن آن ذخیره میشود. 


د – راملدال ( Romeldale ) 

منشا راملدال ایالات متحده امریکا است و از تلاقی بین قوچ رامنی و میش رامبویه بوجود آمده است . 

این نژادجثه ای متوسط وبدنی بلوکی داشته ، رنگ صورت ،گوشها و پاها سفید بوده 

و بدون شاخ میباشد . وزن بیده آن 5/4 تا 9/5 کیلوگرم است. راملدال در تلاقی با میشهای پشم ظریف مورد استفاده قرار گرفته و بره های سازگار با شرایط پرورش در مرتع را بوجود می آورد. 


ه – تارگی ( Tar ghee ) 

منشا تارگی امریکا است . این نژاد حاصل تلاقی بین قوچ رامبویه با میشهای کاریدال – لینکلن-رامبویه میباشد. 

این نژاد جثه ای متوسط ،بدنی بلوکی با صورتی سفید رنگ داشته و بدون شاخ است . فاقد پشم در صورت بوده و وزن پشم چیده شده آن 5/4 تا 4/5 کیلوگرم در سال میباشد. 


و – بدون دم ( Tailless ) 

منشا این نژاد امریکا میباشد و از تلاقی گوسفند بدون دم سیبری با تعدادی از نژادهای اصلاح شده بوجود آمده است . هدف از این تلاقی اصلاح یک نژاد است که نیاز به قطع دم نداشته باشد . رنگ صورت ، گوشها وپاها سفید میباشد . این نژاد بدون شاخ بوده و صورتشان بدون پشم است. 


ز – سوت دال ( Southdaie ) 

منشا این نژاد ایالات متحده امریکا میباشد و از تلاقی بین نژادهای سات داون و کوریدال به وجود آمدهاست . هدف ازاین تلاقی تولید نژادهایی است که از نظر کیفیت پشم و گوشت مناسب باشند. 


5 –نژادهای پشم قالی 

صورت سیاه ها یلند ( Black-Faced Highland ) 

این نژاد از قدیمی ترین نژادهای منشا شده در اسکاتلند است . اندازه این نژاد کوچک بوده و دارای پشم زبر و ضخیم در پوشش خارجی وظریف تر در پوشش داخلی میباشد . صورت و پاها سیاه بوده ، قوچهای این نژاد بزرگ و میشهای آن کوچک جثه و کوتاه قد با شاخهای پیچیده میباشند . این نژاد توانایی زندگی در مناطق خشک با پوشش گیاهی اندک را دارا میباشد. 


6- نژاد پوستی 

قره گل ( Karakul ) 

این نژاد از آسیا منشا شده و یکی از قدیمی ترین نژادهای گوسفند در جهان است . قره گل جثه ای بزرگ و بدنی زاویه دار داشته ،رنگ صورت ،گوشها و پاها سیاه یا قهوه ای میباشد . 

قوچهای این نژاد شاخدار و میشها بدون شاخ میباشند و بره هایی با لاشعه ضعیف و فقیر تولید میکنند . پوست بره ها پس از به دنیا آمدن و چند روز بعد از آن مورد استفاده قرار میگیرد . پشم در حیوان بالغ زبر و خشن است وبین 2/15 تا 4/25 سانتی متر طول دارد. 

گوسفندان ایران 

گوسفندان ایرانی از نظر پشم در گروه گوسفندان با پشم ضخیم ویا قالی میباشند . همگی این گوسفندان دنبه دار میباشند به استثنای زل که دارای نیم دنبه یا بدون دنبه بوده و قره گل که دارای نیم دنبه است . 

گوسفندان ایرانی رنگهای مختلفی دارند از جمله میتوان به سفید ، سیاه ، خرمایی ، قهوه ای ،نخودی و خاکستری اشاره کرد . 

گوسفندان ایران را بر حسب اصولی تقسیم مینمایند که این تقسیم بندی میتواند بر اساس سفید یا رنگی بودن بدن و یا وزن بلوغ (سنگین ، متوسط ، سبک ) باشد
CASSIATORA
2010-Mar-17, 19:32
بررسی اثر تغذيه الياف موثر فيزيکی بر دستگاه گوارش گاوهای شيری

حديث غفاری1 و مسعود اسدی فوزي2
1دانشجوي كارشناسي علوم دامي ، بخش علوم دامی، دانشكده كشاورزي، دانشگاه شهيد باهنر كرمان
2عضو هيئت علمي، بخش علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهيد باهنر كرمان

خلاصه:
ديواره سلولی مواد خوراکی به دو بخش ديواره سلولی موثر و ديواره سلولی موثر از نظر فيزيکی تقسيم ميشود. ديواره سلولی موثر با تامين حداقل الياف مورد نياز، درصد چربی شير را در حد مناسب حفظ ميکند. نقش الياف موثر فيزيكي به مشخصه ي فيزيكي ديواره سلولي (بر اساس اندازه ذرات) مربوط مي شود كه فعاليت جويدن و ماهيت دو فازي محتويات شكمبه اي را متاثر مي سازد و در واقع باعث تشكيل لايه ي علوفه در سطح مايعات شكمبه مي گردد كه تحريك نشخوار و نگهداري حركات طبيعي شكمبه را در پي خواهد داشت. با تغذيه علوفه خرد شده بلند به گاوهای شيری مي توان محل هضم نشاسته را از شكمبه به روده ها تغيير داد. بعلاوه زمان جويدن و نشخوار افزايش يافته و در نتيجه ترشح بزاق و مواد بافري افزايش می يابد که در نهايت باعث كاهش بروز اسيدوز شكمبه اي مي شود. اسيدوز شكمبه اي موجب تخريب ديواره شكمبه، كاهش هضم فيبر، كاهش مصرف خوراك، كاهش سنتز پروتئين ميكروبي، كاهش توليد و در نهايت باعث لنگش و كاهش بازده تبديل غذايي مي شود. غلظت ديواره سلولي توصيه شده براي جيره غذايي گاوهاي شيری، در سطح 25 درصد ماده خشك جيره است و لازم است 19 درصد آن از ديواره سلولي علوفه باشد. برای اندازه گيری فيبر موثر فيزيکی ميتوان از روش های مختلفی همچون روش غربال استفاده نمود.

مقدمه:
از آنجا كه دامپروری يك امركاملاَ اقتصادی است و در حدود 70% هزينه های يك دامداری صرف تهيه خوراك برای دام می شود، بنابراين هر گونه تجديد نظر و پيشرفتی در اين زمينه تاثير مستقيم در افزايش بازده دارد. غذای اوليه و پايه دام علوفه است. مساله اساسی و مهم كه در بخش تغذيه دام مطرح می شود، قسمت الياف خام می باشد، كه به اجزای كوچكتر نظير NDF ،ADF تقسيم شده استNDF . عبارتست از مواد نامحلولی که در شوينده خنثی باقی می ماند. اين قسمت شامل تركيبات اصلی ديواره سلولی نظير سلولز، همی سلولز و لگنين می باشد. ADF نيز به مواد نامحلول باقی مانده در شوينده اسيدی گويند که شامل سلولز و لگنين می باشد. امروزه به قابليت هضم و قابليت تخمير فيبر جيره بيشتر از ديگر مسائل تغذيه ای توجه شده است. الياف يا بخش ساختمانی عبارتند از بخش های تشكيل دهنده ديواره سلول كه قابليت هضم كمی دارند و در گونه های تك معده ای قابليت هضم ندارند، اما در نشخواركنندگان بواسطه حضور ميكروارگانيسم های موجود در شكمبه كه به عنوان يك شبكه تخمير عمل می كنند، قابليت هضم از متوسط تا بالايی با توجه به كيفيت و مرغوبيت دارند. مصرف مقدار كافی الياف و مواد خشبی برای توليد طبيعی و سلامتی گاوهای شيری ضروری است. از طرفی وجود مقادير زيادی الياف، غذای مصرفی و در ادامه بازده ميكروبی و توليد شير را محدود می كند. پس به يك ميزان حداقل الياف نياز است تا سلامت حيوان، ميزان و درصد چربی، مصرف ماده خشك، مصرف انرژی و توليد شير در حداكثر گردد. اين مقدار موثر و كمينه الياف خام قسمتی است كه نشخوار، ميزان عبور غذا از شكمبه، ترشح بزاق، توليد استات شكمبه ای و درصد چربی را تحريك می كند.

اثرات اسيدوز:
از اثرات اسيدوز می توان به ضعف سلامتی، افزايش لنگش، کاهش بازده تبديل غذايی، کاهش مصرف غذا و کاهش سنتز پروتئين ميکروبی اشاره کرد(Yang and Beauchemin,2005). هنگامی که معده با مقدار زيادی اسيد مواجه می شود، اسيدوز بروز ميکند. اين اسيدها باعث آسيب بر ديواره شکمبه می شوند. که در نهايت باعث می شود که اسيد توليد شده توسط باکتريها وارد سيستم گردش سياهرگی می شوند، که سمی هستند و سبب ايجاد ورم چرکی کبد می شوند. انباشته شدن اين اسيدها، در سيستم گردش سياهرگی موجب لنگش ميگردد. همچنين اسيدوز شکمبه ای باعث کاهش پروتئين ميکروبی می شود چون در نتيجه اسيدی شدن معده،فعاليت ميکروارگانيسم ها متوقف ميشود. زيرا ميکروارگانيسم ها در PH پائين از بين می روند، در نتيجه باعث کاهش پروتئين های ميکروبی می شود، بنابراين نياز به مکملهای پروتئينی در جيره افزايش می يابد. که موجب افزايش هزينه های خوراک ميگردد .(Donovan, 2001) از اثرات فيزيکی فيبر می توان به افزايش فعاليت نشخوار، افزايش مقدار ترشح بزاق وکاهش مقدار اسيدهای تخميری در شکمبه اشاره نمود، وجود نشخوار طبيعی از طريق ارائه خوراك با سطوح کافی فيبر در جيره گاو شيری از کاهش چربی شير و مشکلاتی همچون از خوراک افتادن، اسيدوز و لنگش در دام جلوگيری می کند (Beauchmin, 2005). فيبر موثر فيزيکی علاوه بر کنترل PH شکمبه، موجب افزايش ترشح بزاق و حفظ ماهيت دو فازی محتوبات شکمبه ای ميشود. ديواره سلولی از همی سلولز، ليگنين و همچنين پکتين تشکيل ميگردد. که فقط با پروسه تخمير ميکروبی شکمبه هضم ميشوند. وجود فيبر در جيره، ميزان مصرف غذا، ميزان نشخوار، ميزان PH شکمبه و هضم را در حد مطلوب نگه می دارد (Penner, 2006). توصيه معمول انجمن تحقيقات ملی آمريکا (NRC)، در مورد استفاده از NDF در تغذيه دام 25 تا 28 درصد ماده خشك جيره ميباشد. لازم به ذکر است که از اين مقدار 75 درصد از طريق علوفه تأمين ميگردد. 

اندازه گيری فيزيکی فيبر:
سيستمهای مختلفی برای اندازه گيری NDF پيشنهاد شده است. برخی از مهمترين اين روشها عبارتند از روش تجزيه رگرسيون و روش غربال با سوراخهای 18/1 ميليمتری. مرتنز سيستمpeNDF را با استفاده از تجزيه رگرسيون برای سنجش عوامل موثر فيزيکی pef برای گروههای NDF بر اساس فعاليت جويدن توسعه داده است. عامل موثر فيزيکی (Pef) خوراکها نسبت به فعاليت جويدن گاوهاي تغذيه شده با علوفه خشک گرامينه بلند، سنجيده می شود. نسبتی از ماده خشک (NDF) که روی غربال با سوراخهای 18/1 ميلی متری باقی می ماند بوسيله مرتنز به عنوان يک روش آزمايشگاهی پيشنهاد شده که ممکن است برای تجربه روزمره NDF موثر از لحاظ فيزيکی در خوراکها قابل کاربرد باشد. در نهايت مواد باقی مانده بر روی هر غربال و ته جعبه را وزن نماييد. که در اين حالت درصد ذرات با طولهای مختلف می تواند به صورت عددی مشخص شود ( بر اساس وزن تر) ) (Mertenz1997)جدول1 (.

جدول1. راهنمای استفاده از غربال در جيرهای مختلف
نوع غذا توزيع در غربال های مختلف

بالايی وسطی پائينی


TMR1


%10 
%50-30


%50 

سي
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:15  توسط دکتربابایی  | 

 65% كل حجم دستگاه گوارش
• محتويات شكمبه حدود 10 تا 20 درصد ماده خشك دارند.
• در هر دقيقه بيش از 2 بارمنقبض مي شود كه سبب مخلوط شدن ميكروب هاي شكمبه با مواد خوراكي و انتقال موادخوراكي ريز به نگاري و شيردان مي شود.
• در شكمبه حدود 30 تا 50 ليتر در ساعتگازهاي متان و دي اكسيد كربن توليد و با آروغ زدن دفع مي شود.
...


- نگاري
نگاري و شكمبه كاملاً از هم مجزانيستند (با يك ديواره كوتاه)
سطح دروني داراي بافت لانه زنبوري است.
عملكردنگاري ذخيره كردن مواد براساس اندازه آن هاست تا قطعات بزرگتر براي هضم بيشتر بهشكمبه برگرداند.
اشياء و اجزاء سنگين و خارجي در نگاري تجمع مي يابند.
دردرون نگاري شياري وجود دارد كه بين مري و هزارلا قرار دارد و به نام ناودان مريمعروف است.( اهميت اين بخش در گوساله مي باشد.)
تفكيك ذرات در نگاري براساس جرمحجمي آن ها است.
ذرات با جرم حجمي كمتر ترجيحاً در داخل شكمبه به عقب بر ميگردند و مواد با جرم حجمي بيشتر در نگاري مي مانند و شانس بيشتري براي خروج از پيشمعده دارند.
...


- هزارلا
مواد خوراكي پس از گذشتن ازشكمبه و نگاري وارد هزارلا مي شوند.
هزارلا از تعداد زيادي لايه ( برگ مانند) تشكيل شده است.
نقش لايه هاي هزارلا در افزايش سطح جذب به ويژه براي آب ميباشند.
هزارلا 70-60 درصد آبي كه به آن وارد مي شود را جذب مي كنند كه تقريباًبرابر 100 ليتر آب در روزخواهد بود.
وجود هزارلا الزامي نيست (شتر و لاماهزارلا ندارند.)
گنجايش هزارلا حدود 20 ليتر است.
...


- شيردان
بخش انتهايي معده نشخواركنندگانمعروف به معده حقيقي
بافت آن مي تواند شير معده را توليد كند.
شيردان اسيدهيدروكلريد HCl ترشح مي كند.
محيط شيردان اسيدي است pH=2
شيردان آنزيم همترشح مي كند.
رنين در حيوانات جوان ترشح شده و باعث لخته و غليظ شدن شير ميشود.
شيردان گاو نزديك به 15 ليتر گنجايش دارد.
...


- نشخوار
گاوها 7 تا 10 ساعت از روز را جهت نشخوار سپريمي كنند.
مراحل نشخوار عبارتند از:
1) برگشت مواد خوراكي بلع شده در دهان
از طريق حركات دودي معكوس كه مواد خوراكي را از طريق مري به دهان هدايت مي كند.
2)دوباره جويدن خوراك
مواد خوراكي بيشتر و كامل تر جويده ميشوند.
3)بلع
بلع مجدد مواد خوراكي كاملاً جويده شده.
4)آروغ زدن
...


اهميت نشخوار
• افزايش ترشح بزاق
• افزايش هضم فيبر از طريق كاهش اندازه ذرات مواد خوراكي و افزايش سطح هضمي آن هاصورت مي گيرد.
• افزايش بازدهي استفاده از منابع علوفه اي
• جلوگيري ازابتلا به بيماري هاي متابوليكي نظير اسيدوز حاد و تحت باليني
• افزايش درصدچربي شير
..


- روده باريك
از دئودنوم، ژرژنوم و ايليوم تشكيل شده است.
محتويات شيردان كهشامل مواد خوراكي است كه به طور جزئي هضم شده و به همراه مواد گوارشي كيموس ناميدهمي شوند.
از شيردان به روده باريك راه مي يابند.
ميانگين طول روده باريك 40متر است كه ظرفيتي حدود 38 ليتر دارد.
روده باريك پرزهايي فراواني دارد كه سطحرا افزايش مي دهند.
حركات دودي روده عامل به حركت در آوردن محتويات روده ميباشند.
..


- روده بزرگ
از دو قسمت روده كور و كولن تشكيل شده
عملاصلي روده بزرگ جذب آب و ذخيره وشكل دهي مواد زائد است.
اگر چه روده بزرگ محلعمده هضم و جذب نيست. ولي جمعيت زيادي از ميكروارگانيسم ها در آن به سر مي برند.
ميكروارگانيسم هاي روده بزرگ مواد مغذي موجود را تخمير و مانند ميكروارگانيسمهاي شكمبه توليد اسيد چرب فرار و پروتئين ميكروبي مي كنند.
اسيدهاي چرب فرارتوليد شده در روده بزرگ مي توانند جذب شده و مورد استفاده قرار گيرند.
پروتئينميكروبي توليد شده در روده بزرگ فابل جذب نيست و از طريق مدفوع دفع مي شود.
number one
2008-Feb-08, 12:02
ویژگی های یك گاو شیری خوب

حتماً شما نيز درمنطقه خود بازارهاي هفتگي داريد كه هم وسايل لازم براي زندگي خود را تهيه مي كنيد وهم دام ها را درآن محل،‌مي فروشيد ويا خريداري مي كنيد. زماني كه قصد خريد دام داريد به چه مسائلي توجه مي كنيد؟ آيا مي دانيد يك دام خوب بايد چه خصوصيت هايي داشته باشد؟

البته تمام دامداران،‌نشانه هاي يك دام خوب را مي دانند. ولي آيا از مقدار اهميت هر يك ازاين نشانه ها هم آگاهي داريد؟ آيا مهم ترين نشانه و اندازه آنها را مي دانيد؟

دراين مقاله سعي شده شما را درخريد يك گاو شيري خوب و پرمحصول ياري كنيم. همچنين مهم ترين نشانه هاي يك گاو شيري خوب را به شما معرفي كنيم.

به اين ترتيب، با خريد دام خوب و پرمحصول هم توليد خوبي خواهيد داشت وهم دام هاي نامطلوب وكم محصول خود را كم كم با دامهاي پرمحصول،‌ عوض كرده و نژاد گاوهاي خود را اصلاح مي كنيد.


نشانه هاي عمومي گاو سالم


قبل ا زخريد گاو شيري بايد ازسالم وبيمارنبودن آن اطمينان پيدا كنيد. بايد توجه كنيد كه گاو مورد نظر به طور مرتب واكسينه شده است وكارت بهداشت دارد. يك گاو سالم،‌تحرك كافي،‌چشمان شفاف، درشت و براق،‌موهاي براق و تميز،‌گوش برجسته و سيخ ،‌پوزه صاف و مرطوب و لب هاي گشاده دارد.

دقت كنيد تا حركت هاي غيرعادي گاو را با تحرك وشادابي آن اشتباه نگيريد . گاو را حركت دهيد تا ازمناسب بودن فاصله سم ها،‌راه رفتن منظم گاو ولنگ نزدن آن،‌ مطمئن شويد.


ويژگي هاي اختصاصي گاوهاي شيري


1- قد و قامت(اندازه قد)


خوب است بدانيد كه قد حيوان اثري درشيردهي آن ندارد. ولي گاو كوچك و ضعيف به علت اين كه
نمي تواند غذاي بيشتري بخورد ودرتلقيح مصنوعي به اسپرم هاي خوب،‌جواب نمي دهد،‌براي نگهداري مناسب نيست. درهرصورت گاوها را به سه دسته تقسيم مي كنند:

1- قد بلند به ارتفاع 150 تا 5/147 سانتي متر

2- قد متوسط به ارتفاع 140 تا 5/137 سانتي متر

3- كوتاه قد به ارتفاع 130 تا 5/127 سانتي متر


2- عمق بدن


عمق بدن گاو شيري را با خط كشهاي مخصوص (كوليس) اندازه گيري مي كنند . ولي با ديدن ظاهر گاو نيز مي توان به عمق بدن آن پي برد. به طوري كه هرچه فاصله چاله شير تا آخرين دنده از قسمت عقبي حيوان بيشتر باشد، آن حيوان غذاي بيشتري مي تواند بخورد و قدرت توليد بالاتري دارد. البته اين صفت رابطه مستقيمي باميزان توليد شير ندارد ولي درعمر اقتصادي وتوانايي گاو براي توليد بيشتر اثر دارد.


3- زاويه دار بودن بدن درمنظر پشتي


اين صفت به طور مستقيم با شيرواري گاو رابطه دارد. زاويه داربودن يعني هر وقت از عقب حيوان به سمت سرش نگاه كنيم،‌يك زاويه تيز كه درسمت پاياني گردن باريكتر مي شود،‌ببينيم. هرچه اين زاويه تيزترباشد ، دام ازنظر خصوصيت هاي شيرواري،‌وضعيت بهتري دارد. البته بايد توجه داشته باشيد كه نبايد اين صفت را با لاغري گاو اشتباه گرفت.

زاويه داربودن گاو درمنظر پشتي نشان مي دهد كه اين گاو سروگردن كشيده،‌ دنده هاي برجسته و ظريف وبدني كشيده و موزون دارد. درحقيقت كمر صاف، محكم و قوي،‌گردن نازك و كشيده، نداشتن غبغب وزاويه داربودن گلو موجب به وجود آمدن چنين زاويه اي شده است.


4- عرض وزاويه كپل


عرض كپل رابطه مستقيمي با زايمان آسان وبه دنيا آمدن گوساله سالم و درشت دارد. هرچه عرض كپل گاو شيري بيشتر باشد، بهتر است. براي دانستن عرض كپل، كافي است كه فاصله دو استخوان مفصل خاصره راست و چپ گاو را اندازه گيري كنيم. فاصله اين دو، نشان دهنده عرض كپل گاو است.


نكته مهم


نكته مهم ديگر اين است كه زاويه كپل گاو بايد يك شيب ملايم از سمت برجستگي مفصل ران به استخوان وركي پايين گاو داشته باشد. براي اندازه گيري اين زاويه بايد به استخوان مفصل ران گاو توجه كنيد وشيب آن را نسبت به محل پين گاو بررسي كنيد . شيب بالاتر و شيب پايين تر براي گاو شيري مناسب نيست و موجب ناراحتي هايي درتوليد مثل وخروج ناقص ترشح هاي رحمي گاو مي شود. همچنين ظريف بودن و يك نواختي دم ازمحل اتصال تا انتها،‌نشان دهنده شيرواري گاو است.


5- پاها و شكل قرارگرفتن آنها


- پاهاي جلو


پاهاي جلو بايد مستقيم وبدون خميدگي به بدن وصل شده باشند و بيش از حد بلند يا كوتاه نباشند. همچنين فاصله دو پا،‌نشان دهنده عرض سينه است. عرض سينه متوسط ويا بيش ازحد متوسط درعمر اقتصادي حيوان وشيرواري گاو اثر دارد.


- پاهاي عقب


خوب است بدانيد كه وضعيت دو مفصل خرگوشي گاو درشيرواري آن اثر دارد. به طوري كه هرچه مفصل پاهاي عقب گاو ظريف تر باشد،‌گاو شيروارتر است. به علاوه پاهاي عقب گاو درمنظر پشتي بايد مستقيم و بدون انحراف به داخل بدن وصل باشند. به طوري كه بتوان مستطيلي را بين دو پاي عقب گاو رسم كرد. اگر دو مفصل پاهاي عقب گاو به هم نزديك و پاها و سم ها به بيرون منحرف باشند،‌كمترين ارزش را به آن گاو مي دهند. حال آنكه پاها بايد بدون انحراف و مفصل هاي خرگوشي بايد با ران،‌ پاها و سم ها، موازي باشند.

اگر پاهاي گاو را از پهلو نگاه كنيد بايد مفصل هاي خرگوشي پاهاي عقب داسي شكل باشند. البته بايد توجه كنيد كه گاهي ممكن است گاو به دليل اشكال درلگن ويا عفونت،‌ سم ها و پاهاي خود را به داخل كج كند. بنابراين نبايد اين موضوع را با خميدگي داسي شكل پاهاي عقب اشتباه گرفت.


6- ارتفاع پستان عقبي


اين ارتفاع نشان دهنده ظرفيت توليد شير درگاو است. براي بررسي اين صفت كافي است فاصله زير فرج دام را تا محل اتصال پستان به بدن گاو اندازه بگيريد. هرچه اين فاصله كمتر باشد، بهتر است.


7- عمق پستان


عمق پستان يعني بررسي وضعيت كف پستان (به غير از نوك آن) با مفصل خرگوشي پاهاي عقب. البته درست است كه هرچه پستان بزرگتر باشد،‌شير بيشتري را درخود جاي مي دهد،‌ولي يك پستان با عمق بيشتر(حجيم تر)زودتر به زخم و ورم پستان آلوده مي شود.

بنابراين دربررسي اين صفت بايد به سن دام توجه كرد. به طوري كه هرچه سن دام بالاتر رود، عمق پستان بيشتر مي شود. درتليسه ها بايد كف پستان نسبت به مفصل خرگوشي،‌حدود 3 انگشت(5 سانتي متر)بالاتر قرار گرفته باشد.


8- نگه دارنده پستان ها(ليگامان ها)


نگه دارنده ها درحقيقت رباط هاي وسطي محفظه پستان هستند. اين رباط ها چنان درمنظره پشتي قرارگرفته اند كه به نظر مي آيد محفظه پستان به دو قسمت تقسيم شده است . رباط ها درحقيقت نگه دارنده هاي اصلي واوليه پستان هستند.همچنين عامل مهمي درنگه داشتن پستان درمحل اصلي خود هستند. اگر نگهدارنده پستان ضعيف باشد،‌پستان به حالت شل و پاندولي درمي آيد. درنتيجه طول عمر اقتصادي گاو كم مي شود . بنابراين هنگام خريد يك گاو شيري بايد توجه داشت كه درمنظره پشتي درحالي كه پستان پرازشير است ، وسط پستان گاو ، خط وجود داشته باشد. همچنين اين خط و شكاف بين پستاني،‌عميق و سراسر پستان را فراگير باشد.


9- عرض پستان


هرچه عرض پستان گاو بيشتر باشد، دام قدرت شيرواري بهتري دارد. همچنين طول عمر اقتصادي آن نيز زياد است. براي بررسي اين صفت،‌درمحل اتصال پستان به بدن وبرگشتگي موهاي دو طرف پستان، فاصله دو طرف پاهاي آن را اندازه گيري مي كنند. توجه كنيد كه هنگام بررسي اين صفت نبايد گاو بدشكل ايستاده باشد وپاهاي عقب آن ازهم باز باشد.


10- اندازه سرپستانك ها


يكي ازمواردي كه بايد هنگام خريد گاو شيري بسيار به آن توجه شود ،‌اندازه سرپستانك هاي گاو است. براي بررسي آنها بايد طول سرپستانك و وضعيت آنها را از جلو وعقب وپهلوي حيوان اندازه گيري كرد. چند حالت غير طبيعي درپستانك وجود داردكه بايد به آنها توجه كرد. اين حالت ها عبارتند از:


الف- پستانك ها نبايد به شكل پستانك هاي بز باشند وبه اصطلاح بزي نباشند.

ب- پستانك هاي خيلي قطور به درد شيردوشي نمي خورند.

ج- سوراخ پستانك ها نبايد بيش از حد ريز و يا گشاد باشند.


اندازه مناسب براي سرپستانك هاي جلو حدود 5 تا 6 سانتي متر وبراي سر پستانك هاي عقب 4 تا 5 سانتي متر است . يعني بايد سر پستانك هاي جلو كمي بلندتر ازسرپستانك هاي عقب باشد. علاوه براندازه پستان ،‌ بايدتوجه داشت كه پستان هاي گاو شيري ورم كرده و گرم تر از حد معمول نباشد. همچنين رنگ آن غيرعادي وزخمي نباشد. اگر به گاو مشكوك هستيد،‌كمي از شير آن را دريك فنجان،‌ظرف يا پارچه سياه بدوشيد وبررسي كنيد تا مواد ريز خارجي و غيرطبيعي درآن ديده نشود. به اين روش،‌آزمايش فنجان سياه گفته مي شود. زيرا درپارچه يا ظرف سياه، عامل هاي ريز حاصل ازفعاليت باكتري ها و ميكروب ها به سادگي ديده مي شوند.


11- محل قرارگرفتن سرپستانك هاي جلو و عقب


هنگام بررسي اين صفت بايد به شكل قرارگرفتن نوك پستانك ها و محل آنها نسبت به محفظه پستان دقت كرد. اگر سرونوك پستان ها بيش از حد به هم نزديك ويا ازهم دور باشند،‌غير طبيعي است.

براي بررسي محل قرارگرفتن سرپستانك ها بايد كل پستان گاو را به 4 قسمت تقسيم كنيم. به طوري كه نوك هرپستان بايد دروسط هريك از اين 4 قسمت قرارگرفته باشد. همچنين فاصله نوك پستان ها نسبت به هم مساوي ومتناسب باشد.


خلاصه مطالب


1- هنگام خريد گاو شيري ابتدا بايد دقت كرد كه دام بيمارنباشد وواكسن هاي لازم به آن تزريق شده باشد.

2- عرض كپل گاو شيري هرچه بيشتر باشد،‌بهتر است.

3- هرچه پاهاي عقب گاو،‌ظريف تر و زاويه آنها داسي شكل (بسته تر) باشد،‌مناسب تراست.

4- بايد توجه داشت كه پستان گاو،‌بيش ازحد عميق نباشد. چون دراين صورت ،‌ پستان گاو زودتر به انواع بيماريها ازجمله ورم پستان مبتلا مي شود.

5- بايد توجه داشت كه دربررسي سرپستانك هاي گاو شيري،‌ سر پستانك هاي جلو كمي بلندتر ازسرپستانك هاي عقب باشد.

6- آزمايش فنجان سياه، بهترين وآسان ترين روش براي بررسي آلودگي شير به ميكروب وعامل هاي خارجي است.

7- سرپستانك هاي گاو بايد درمركز هر4 قسمت پستان گاو قرارگرفته باشد.


چند نكته مفيد:


قبل ازخريد گاو شيري، ازسالم بودن گاو مطمئن شويد . توجه كنيد كه گاو موردنظر به طور مرتب واكسينه شده و كارت بهداشت داشته باشد.
درزمان خريد گاو شيري بايد به ويژگي هاي اختصاصي حيوان توجه كافي كرد.
عرض كپل گاو رابطه مستقيمي با زايمان آسان وبه دنيا آمدن گوساله سالم ودرشت دارد.
هرچه مفصل پاهاي عقب گاو ظريف تر باشد، گاو شيروارتر است.
هرچه ارتفاع پستان عقبي گاو كمتر باشد بهتر است.
اگر نگه دارنده پستان ها(رباط ها)ضعيف باشند، پستان ها شل شده و طول عمر اقتصادي گاو كم مي شود.
اندازه مناسب براي سرپستانك هاي جلو حدود 5 تا 6 سانتي متر وبراي سر پستانك هاي عقب 4 تا 5 سانتي متر است.
درزمان خريد گاو،‌آزمايش فنجان سياه را انجام دهيد تا ازسلامت پستان و شير مطمئن شويد.
number one
2008-Mar-16, 20:15
پرورش گوسفند
شناخت پرورش گوسفند و اهمیت آن

بدون شک کوچکی جثه، قابلیت رام شدن و بهره دهی زیاد از نقطه نظر تولید گوشت، شیر و پشم وسایر فرآورده های آن باعث شده است که نظر انسان به این حیوان جلب گردد.
در ایران علوفه مراتع متغییر است و گوسفندان همانند شتر مواد لازم را در بدن خود به صورت دنبه و دیگر مواد ذخیره می کند.

به خاطر مسایل مذهبی و اهمیت قربانی کردن، گوشت گوسفند در درجه اول و دیگر فرآورده های آن در درجه دوم اهمیت قرار دارد.به علت عدم آگاهی گوسفندداران ایرانی اغلب گوسفندان ایرانی اصالت خود را از دست داده و به صورت ناخالص در آمده اند.

دامنه های سلسله جبال زاگرس در جنوب غربی و مرکز و سلسله جبال البرز در شمال ایران مناطق مناسبی برای پرورش گوسفند در ایران هستند.

 

محاسن و معایب پرورش گوسفند

محاسن:

1. گوسفند یک حیوان نسبتاً خوش بنیه ای است که آب و هوای متغییر و خشک را تحمل می کند و با فقیرترین علوفه و غذل ها را رشد خود ادامه می دهد.

2. بوسیله گوسفند می توان زمین های نا مرغوبی که برای کشت و زرع مناسب نیست با ایجاد مرتع مصنوعی مورد استفاده قرار داد.

3. گوسفند در مقایسه با سایر دام ها به جیره نگهداری کمتری احتیاج دارد و بیشتر غذایی را که دریافت می کند صرف تولید رشد و نمو خود مینماید. به همین سبب در بیشتر کشورهای دنیا از نقطه نظر اقتصادی در رتبه اول قرار دارد.

4. انواع فرآورده های گوسفند را در تمام طول سال می توان به بازار عرضه کرد، به همین جهت دامدار کمتر با مشکلات مالی مواجه می شود.

5. برگشت سرمایه نسبتاً سریع است، به عنوان مثال بره را در 3 ماهگی یعنی 8 ماه پس از آبستنی می توان فروخت.

6. عادت گوسفند از نظر دفع فضولات و به ویژه در نقاط مرتفع چراگاه و مرتع از نظر تقویت و کود دهی خاک مورد توجه و اهمیت است.

7. پشم حاصله را می توان به راحتی انبار کرد و در زمان مناسب به بازار عرضه کرد یا به مسافت های دور فرستاد.

8. چربی خالص پشم (لالولین) که از پساب حاصله از شستشوی پشم به وسیله روش های شیمیایی جدا می گردد به عنوان مخلوط کننده کرم های آرایشی و طبی استفاده می گردد.

معایب:

1. گوسفند معمولاً از نظر حیوانات مهاجم به ویژه سگ و گرگ در معرض مخاطره است.

2. گوسفند در برابر آسیب ها و بیماری ها و به ویژه عوارض انگلی نسبت به سایر دامها بیشتر حساس است.

3. حرفه چوپانی از نظر اجتماعی چندان چشمگیر نیست و به همین جهت سیستم چوپانی پرورش گوسفند معمولاً با کمبود افراد مجرب مواجه است.

4. الیاف مصنوعی که از ترکیبات شیمیایی و رزین تولید می شود می تواند به عنوان ماده جایگزین پشم با آن رقابت نماید.

 

اهمیت استفاره از مراتع در پرورش گوسفند

در بیشتر مناطق دنیا پروش گوسفند به صورت چرای آزاد یعنی به شکل همان سنت اولیه انسان با استفاده از مراتع طبیعی انجام می پذیرد.

انواع چرا

1. چرای گسترده یا آزاد: به دو نوع نوع گسترده نسبی و مطلق تقسیم می گردد که در نوع اول گله در کل طول سال در کل مرتع چرا می کند ولی در حالت دوم قسمتی از مرتع برای جمع آوری غذای زمستانی حفظ می گردد.

2. چرای انتقالی یا بسته: در این روش مرتع به وسیله حصار به قطعات مختلفی تقسیم می گردد و گوسفندان در هر ایامی از سال در قسمتی از مرتع به سر می برند. از تفاوت هایی که این روش با روش گسترده دارد این است که به علت بسته بودن گیاهان نا مطبوع هم به مصرف گوسفند میرسد.

3. چرای مخلوط : گاهی اوقاط و بر حسب شرایط می توان حیوان دیگری را در چرای گوسفند وارد ساخت، از انواع چرای مخلوط می توان چرای گوسفند و گاو،میش و بره نام برد.

موقع چرا

معمولاً گوسفند از اوایل فصل بهار قادر به انتقال به چراگاه می باشد و اگر چه انتخاب زمان انتقال در هر نقطه بستگی به شرایط آب و هوایی، ارتفاع، نوع خاک و بالاخره نوع گیاه دارد ولی توجه به دو نکته لازم و ضروری است. اولاً آن که گیاهان سمی در بهار زودتر از سایر گیاهان ظاهر می شوند و پیش چرای گوسفند در این مناطق می تواند باعث تلفاتی در گله گردد. ثانیاً هنگامی می توان از چراگاه استفاده نمود که ارتفاع ساقه های علوفه دست کم به 10 تا 12 سانت رسیده باشد. با این ترتیب هر قدر در عقب انداختن چرا به اواسط بهار سعی شود در حفظ و نگهداری مرتع تلاش بیشتری مبذول گردیده.

ظرفیت چرای مرتع

بر حسب تعریف، حداکثر تعداد گوسفندی که می تواند در در هر سال در محدوده خاصی و در مدت معینی چرا کند و سطح تولید مرتع از نظر کمیت و کیفیت تغییر نکند ظرفیت چرای مرتع نامیده می شود.

مدت معین چرا از نظر آنکه در سطح تولید مرتع تغییری حاصل نگردد در ایران به صورت متوسط حدود 100 روز است.

بر اساس آخرین آمار تعداد دام موجود در کشور حدود 80 میلیون واحد دامی است و که از این تعداد با توجه به ضریب وابستکی انواع مختلف دام به مرتع حدودو 50 میلیون واحد دامی کشور کاملاً وابسته به مراتع می باشند که براساس موجود حدود 5/35 میلیون واحد دامی اضافه در مراتع چرا می کنند یا به زبان دیگر میتوان گفت از مراتع موجود 3 تا 5/3 برابر ظرفیت مجازبهره برداری می شود که این باعث تخریب و کاهش مراتع می گردد.

 

شناسایی و قضاوت گوسفند

ابتدا باید هدف از پرورش را مشخص نمود سپس نژاد را انتخاب کرد.معمولاً دو صت را با اولویت قرار دادن یکی از آنها در نظر می گیرند.(مانند زیر)

 

صفت اصلی
صفت فرعی

گوشت
پشم

پشم
گوشت

گوشت
شیر

شیر
پشم

 


جایگاه و تجهیزات لازم برای پرورش گوسفند

پرورش گوسفند در مقایسه با پرورش گاو به تجهیزات و امکانات کمتری احتیاج دارد و در اکثر کشورهای دنیا گوسفندان در بیشتر ایام سال به صورت آزاد پرورش می یابند و در فصل زمستان و ایام نا مساعد هوا در محیط های بسته به سر می برند. گوسفند حیوانی است که تنها از کوران باد و رطوبت نامناسب رنج میبرد و در برابر بسیاری از تغییرات جوی بردبار و مقاوم است. پس از احداث جایگاه باید به دسترسی آسان آب توجه داشت چرا که آب نیاز اولیه است.

 

آغل

تقسیمات داخلی آن باید به گونه ای باشد که بتوان آن را با توجه به نیاز و شرایط تغییر داد، مثالاً اگر دامدار مایل باشد فضایی برای نگهداری گوسفندان داشتی فراهم کند با اندک تغییراتی آن را فراهم کند. از جمله مسایلی که باید در نظر داشت عبارتند از دیوار چینی مناسب و نامساعد برای رشد هرگونه انگل، کف سازی محکم بادوام، غیرقابل نفوذ و غیر لغزنده، سقف سبک، ارزان و غیر قابل نفوذ برای جانوران،بهاربند با حصاربندی مناسب که همان حیاط آغل است، وسایل غذاخوری مدرن و کارآمد، نور و تهویه مناسب.

 

جایگاه باز

جایگاه باز عبارت است یک ساختمان مسقف که از چهار طرف باز است در نمونه مدرن آن دیوارهای جانبی از عدل های کاه و کف را به صورت نرده ای می سازند. این نوع جایگاه در بیشتر کشورها برای میش های داشتی استفاده می گردد ، مساحت لازم برای هر میش بالغ حدود 1 تا 5/1 مترمربع است و آخور و آبشخور به میزان لازم بر حسب تعداد گله تأمین می گردد.

 

جایگاه نیمه باز

عبارت است از یک ساختمان ساده که از سه طرف محصور شده و از یک طرف باز است و حیاطی در کنار دارد که گوسفندان در شرایط نامساعد جوی یا برای استرحت در قسمت مسقف بسر می برند.

 

قسمت های لازم دیگر

اتاق توزین دام، پشم چینی، بسته بندی پشم، ذخیره علوفه، توزین، نگهداری مواد کنسانتره و یا روزانه، محل تهیه غذای روزانه، نگهداری کود، نگهداری گوسفندان مریض، حمام دام، اتاق شیردوشی، اتاق کارگر و دفتر.

 

بلوغ و تولید مثل در گوسفند

بلوغ جنسی در بره نر، بستگی به عوامل متعددی دارد که به ترتیب عبارتند از وزن،سن،نژاد،آب و هوا،فصل تولد و غذا.

به نظر میرسد وزن حیوان بیش از سایر موارد در در این امر موثر باشد. احتمالاً مسئله تغذیه به این امر کمک می کند. به تجربه ثابت شده بره های پاییزه دیر تر از بره های بهاره به بلوغ می رسند. همچنین نژادهای درشت اندام دیرتر از نژادهای کوچک اندام به سن بلوغ میرسند. البته این صفت به خصوصیت نژادی هم مرتبط است. شرایط آب و هوا از نظردرجه حرارت و رطوبت در بلوغ بره ها موثر است. بطور کلی در شرایط ایران بره ها بین 6 تا 12 ماهگی به سن بلوغ رسیده و قادر به جفت گیری می باشند ولی از لحاظ بهره برداری و تولید نسل، از سن 18 ماهگی به بعد مورد بهره برداری قرار میگیرند.

 

روش های پرورش گوسفند

 

1. روش پرورش گوسفند نژاد خالص: دراین روش معمولاً فقط یک نوع نژاد خالص برای پرورش در نظر گرفته می شود و تمام مساعی در جهت تثبیت و تقویت نژاد مربوطه انجام می گیرد. قوچ های حاصله به مصرف کسانی که به صورت آمیخته گری به پرورش گوسفند پرداخته اند می رسد. این کار معمولاً سود اقتصادی چندانی ندارد و غالباً به صورت ذوقی یا توسط ارگان های دولتی انجام می گیرد. در ایران ایستگاه پرورش گوسفند عباس آباد مشد (30 کیلومتری جاده سرخس) وابسته به سازمان دامپروری کل کشور از جمله مراکزی است که در از نژاد خالص بلوچی پرورش داده می شود.

2. روش پرورش گوسفند به روش آمیخته گری: در اغلب کشور های دنیا از این روش برای پرورش استفاده می گردد. در این روش سعی می گردد دو نوع نژاد مطلوب مثلاً نژاد گوشتی و نژاد مناسب باروری با هم آمیخته می گردد و در نسل اول ژن های مطلوب ژن های ضعیف را کنار زده و بره حاصل از آمیزش این دو نژاد خالص بره ای خواهد بود که هم از لحاظ گوشتی و هم از لحاظ باروری مطلوب است ولی در نسل بعدی ژن های مطلوب ضعیف شده و ژن های نامطلوب غالب می گردد.

3. روش پرورش گوسفند در مزرعه: این روش نمونه ای از روش فشرده است که به جز مناطق عشایری ایران در بیشتر مناطق روستایی معمول و متداول است منظور اصلی در این روش اول تولید و فروش بره و در مرحله دوم تولید و عرضه پشم است. تعداد گله در این روش متغییر است و ممکن است بین 6 تا 500 رأس باشد. در این روش،نگهداری و مراقبت از گله بر عهده یک یا دو نفر مراقب است که کارهای دیگری هم در مزرعه دارند لزا در این روش توجه کافی به گله مبذول نمی گردد.

4. پرورش گوسفند به روش چرای آزاد: از این روش که به نام روش گسترده و یا متحرک نیز خوانده می شود در مناطقی استفاده می گردد که از آب و هوای معتدل برخوردار است و در مجاورت مراتع وسیع و پربار قرار ارند.در این روش در بیشتر کشورهای خارجی و مناطق عشایری ایران استفاده می گردد.

5. پرورش وسفند به روش چرای نیمه آزاد: شکل دیگری از روش فوق است در این روش از آغل برای نگهداری بره ها و گوسفندان در طول شب و فصول نامساعد سال یا به منظور پراربندی استفاده می گردد.

6. روش پرورش گوسفند به منظور پرواربندی: دراین روش بره هایی به منظور پرواربندی خریداری می گردد و با جیره غذایی مناسب برای فروش آماده میگردند. قیمت خرید بره ها حدود 50 تا 70 درصد کل مخارج پرواربندی را با توجه به مرگ ومیر های احتمالی تشکیل می دهد.

 

تولیدات عمده گوسفند

تولیدات عمده گوسفند عبارت است از : گوشت،پشم و چرم.

 

منابع:

 

اصول نگهداری و پرورش گوسفند ، تالیف :دکتر منوچهر سعادت نوری / دکتر صدر الله سیاه منصور ، انتشارات اشرافی
number one
2008-Mar-18, 17:21
بهبود باروری گاو با استفاده از اسیدهای چرب ضروری

در طول سالهای اخیر بحث و تحقیق در رابطه با افزودن اسیدهای چرب غیر اشباع به جیره گاوهای شیری به منظور افزایش باروری وجود داشته است. با دقت نگاه کردن به اطلاعات جدید بر این موضوع ؛ مشخص میشود که هنوز بعضی از کارهای انجام شده قبلی که باعث کارایی تولید مثل میشوند مورد تائید میباشند. اما اطلاعات بیشتر نشان داده اند که افزودن اسیدهای چرب به جیره رابطه ای مشخص با کارایی تولید مثل گاوها دارد.

اسیدهای چرب تاثیر شگفت انگیزی بر روی بهبود عملکرد تولید مثلی دارند و این تاثیرات بخصوص در اسیدهای چرب غیر اشباع نوع امگا-3 وامگا-6 ثابت شده است.این اسیدهای چرب توسط سلولهای بدنی ساخته نمیشوند و حتما بایستی از طریق خوراک تامین گردند. مهمترین اسیدهای چرب امگا- 3 شامل: لینولئیک اسید ؛ ای******************ا پنتا نوئیک اسید و دو کوکسا هگزانوئیک اسید میباشند. اسیدهای چرب امگا-6 شامل : لینولئیک اسید و آراشیدونیک اسید هستند .

اسیدهای چرب غیر اشباع مهمترین چربی هایی هستند که باعث تامین انرژی ؛ اسیدهای چرب ؛ ویتامینهای محلول در چربی برای حیوانات میگردند.

راههایی که بواسطه آنها اسیدهای چرب باعث افزایش عملکرد سیستم تولید مثلی در گاوهای شیری می شوند عبارتند از:

 

1- اسیدهای چرب باعث بهبود بالانس منفی انرژی میشوند که در نتیجه باعث افزایش فعالیت تخمدانها و در نتیجه بروز فحلی میشود.

2- اسیدهای چرب باعث بهبود تولید هورمونهای استروئیدی در بدن میشوند ؛ خصوصا تولید پروژسترون که باعث ابقاء آبستنی و افزایش طول عمر جسم زرد بر روی تخمدان می گردند.

3- اسیدهای چرب باعث تحریک فولیکول سازی چه از نظر تعداد و یا اندازه و یا افزایش رشد فولیکول گراف میشوند.

4- تغییر دادن روند تولید و آزاد سازی هورمون پی جی اف 2 آلفا که مسبب تحلیل جسم زرد میباشد و باعث شروع سیکل جدید فحلی می گردد.

 

 

شما می توانید تاثیر شگرف افزودن اسیدهای چرب را بر روی تولید مثل ببینید. اسیدهای چرب در عمل تاثیر معنی داری بر روی کاهش جذب جنین دارند بطوریکه باعث کاهش ترشح پروستاگلاندین در طول حیاتی ترین دوره آبستنی گاو ماده خواهند شد.

متاسفانه بین 25 تا 55 درصد جنینهای پستانداران در همان دوران ابتدایی آبستنی از بین می روند. تخمین زده میشود که بیش از 40% جذبهای جنینی در حد فاصل بین روزهای 8 تا 17 آبستنی اتفاق می افتند.

حیاتی ترین مسئله در میزان ماندگاری جنین ها در طول این دوره مهار کردن ترشح پروستاگلاندین میباشد و یا افزایش ترشح پروژسترون و افزایش سطح پلاسمایی آن میباشد.

رابطه منفی بین غلظت پی جی اف 2 آلفا و میزان پروژسترون وجود دارد. این بدین معنی است که هر یک واحد افزایش در غلظت پی جی اف 2 آلفا برابر یک واحد کاهش در میزان پروژسترون میباشد. این کلیدی ترین زمان است که ما می توانیم اسیدهای چرب را به جیره گاوهای شیری اضافه نماییم که آنها بتوانند از یکطرف ممانعت از ترشح پی جی اف 2 آلفا نمایند و از طرف دیگر باعث افزایش پروژسترون و در نتیجه ابقاء جسم زرد روی تخمدان گردند.

بهترین منابع تامین کننده اسیدهای چرب ضروری ؛ پودر ماهی، روغن یا دانه بزرک میباشند. علوفه هایی که رنگ سبز تیره دارند و سیلوهای لگومینه نیز منابع عالی این اسیدهای چرب هستند.

پودر ماهی یا دانه بزرک باید 3% ماده خشک جیره گاوهای شیری که در ابتدای دوره شیردهی میباشند را تشکیل دهند. تحقیقات اعلام می دارند که بایستی اسیدهای چرب از چهار هفته قبل از تلقیح در اختیار گاوهای شیری قرار گیرند. اگر دوره استراحت اختیاری گاوها 60 روز میباشد بهتر است تغذیه اسیدهای چرب ضروری را در 30تا 35 روز پس از زایمان شروع نمایید.

یک آبستنی می تواند مجددا تائید گردد در صورتیکه در جیره غذایی گاو 1.5 تا 2 پوند پودر ماهی یا دانه بزرک وجود داشته باشد. تحقیقات می گویند می توانید از دانه بزرک که قبلا شیار زده شده یا غلطک خورده ؛عصاره حاصل از استخراج آن که با استفاده از حلالهای آلی بدست آمده است و یا دانه بزرک خامی که با فرمالدئید مخلوط شده است استفاده نمایید. دادن مقادیر بیش از حد توصیه شده سودمندی ندارد.

سه مرحله ای که اضافه کردن اسیدهای چرب ضروری به جیره باعث سودمندی در تولید مثل میشوند عبارتند از:

 

1- گاوهایی که تحت استرس گرمایی هستند.

2- گاوهایی که محدودیت در استفاده از چراگاه دارند (زیرا علوفه های چراگاه منابع خوب اسید لینو لئیک هستند).

3- گاوهایی که مقادیر بالای کنسانتره ای که حاوی مقادیر کم اسیدهای چرب ضروری هستند را مصرف می نمایند.

 

با توجه به گزارش سودمندی استفاده از اسیدهای چرب ضروری در جیره غذایی ؛ ولی آنها هیچگاه کاملا تضمین کننده باروری نیستند.

گزارشات گیرایی آبستنی نشان داده اند که افزودن یا کاستن اسیدهای چرب ضروری در جیره می تواند در نهایت 20% در میزان باروری تاثیر داشته باشند. تکمیل کردن جیره های غذایی با استفاده از اسیدهای چرب ضروری به منظور بهبود تولید مثل؛ قابل توصیه میباشد ؛ خصوصا اگر گله شما باروری کمتر از حد مورد انتظار شما را دارد.

سودمندی های دیگر استفاده از اسیدهای چرب ضروری در جیره غذایی گاوها شامل بهبود گیرایی آبستنی در خلال ماههای گرم سال ؛ همچنین کمک به حفظ اسکور بدنی گاوهای ابتدای دوره شیردهی میباشد. هدف ما برای شما داشتن گاوهای آبستن بیشتر و پر بودن جایگاههای انفرادی گوساله ها میباشد.
number one
2008-May-03, 16:01
شناخت آغوز و خواص آن

 


آغوز يك ماده حيات بخش است،مواد غذايي توليد شده از پستانداران مادركه تامين خوراك وحمايت از سيستم ايمني موجودتازه متولد شده را بر عهده داردو محتوي پروتئين هاي لاكتوفرين،موادمعدني ،ويتامين ها ،آنزيم ها و فاكتورهاي مهم رشد مي باشد


درمجموع سيستم ايمني را ارتقاء مي بخشد .اين مواد مغذي همچنين تحريك كننده رشد سلول و تجديد قوا وارتقاء سلامتي حيوان نيز مي باشد.


در دوره زندگي،توليد فاكتورهاي رشد و ايمني كه در مبارزه با بيماري والتهاب وارد شده بافت ها به ما كمك مي كند كاهش مي يابد.آغوز منبع غذايي با لقوه در ميان مواد غذايي حياتي است .


كلستروم يا آغوز مجموعه اي از مكمل هاي بدست آمده از گاو مي باشد .گاو يك اهداء كننده مشترك آغوز بين پستا نداران مي باشد كه براي بيشتر آن ها قابل استفاده مي باشد.


فا كتورهاي رشد وايمني در آغوزگاو همانند ساختار هاي مولكولي در آغوز انسان است.


گاو هيچ گونه از فاكتورهاي رشد وحمايت كننده ايمني را مانند انسان از جفت دريافت نميكند و همه آن ها را بايد از آغوز دريافت كند گاوهاي شيري مي توانند شش گالن و حتي بيشتر آغوز توليد نمايندواين بدان معناست كه نياز گوساله هاي تازه متولد شده زياد است . آغوز به طور متوازن جمع آوري و در فرآيندهاي دقيق براي توليد مكمل پودر مي شود.

 


منافع مكمل آغوز:

 


نزديك شدن آلودگي و بيماريهاي تضعيف كننده مقدم يا همراه كاهش فاكتورهاي سيستم ايمني است .آغوز داراي فاكتورهاي قوي است كه عملكرد سيستم ايمني را به شكل مناسب بر مي گرداند و به ارتقاء فعاليت و توازن در فعاليت بيش از اندازه ي آن كمك مي كند .


درمبارزه با ويروسها، باكتريها ،آلرژنها ،سمها و مخمرها به بدن كمك مي كند آغوز همچنين فلور ميكروبي روده را متوازن و از هضم مناسب حمايت مي كند .

 

 


نقش آغوز در برابر فاكتورهاي مخالف رشد:


آغوز قابليت استفاده از چربي را افزايش مي دهد. سوختن چربي سوخت مناسبي براي بافت ماهيچه اي فراهم مي كند و در ايجاد و حفظ انعطاف ماهيچه ها كمك مي كند . آغوز توانايي بالقوه اي در حمايت از رشد سلول طبيعي و بازسازي بافت دارد .ممكن است به سلامتي بعد از سوختگي ،بريدگي و خراشيدگي شتاب دهد و جلوي آلودگي را بگيرد.به سلامتي رشد استخوان ،بافتهاي همبند ،پوست ،ماهيچه و بافت عصبي و به بازسازي RNA DNA و كمك مي كند و همچنين قند خون ،گلوكز و سطوح شيميايي مغز(سروتنين و دوپامين ) را متوازن ميكند.


بهترين شكل مصرف آغوز كپسول و پودر است ،براي تقويت ايمني كپسولها مسيرهاي هضم را مهيا مي كند . طريقه مصرف دو تا چهار كپسول، دوبار در روز در يك ليوان پر آب در حاليكه معده خاليست مي باشد . مصرف آغوز در ناشتا و ميان روز بهترين نتيجه را دارد .


مصرف پودر آغوز همچنين ممكن است براي بدن سازان و ساير كسانيكه احتياج به مصرف زياد آن دارند مفيد و مورد نياز باشد .بيشتر ورزشكاران بدنساز آغوز را در مقدار 20-5 گرم و يا بيشتر در روز مصرف مي كنند(براي افزايش حجم بدن وارتقاء رشد ماهيچه آغوز بهتر است 45-30 دقيقه قبل از كار مصرف شود ).


پودر مي تواند با آب مخلوط شود و يا در نوشابه مثل آب پرتقال و مواد غذايي نظير ماست مخلوط شود . آغوز مي تواند به صورت موضعي با مخلوط كردن آب استريل نمك دار مصرف شود و يك تاَ ثير موضعي در كمك به شفاي سوختگي ،بريدگي و خراشيدگي و جراحت دهاني داشته باشد.

 

 


حیوانات دست آموز:


سگها ، گربه ها و اسبها نيز ممکن است بهبود سلامتی ناشی از آغوز را نشان دهند. به ویژه حیوانات مسن در اين مورد عملكرد بهتري دارند.سعی کنید كلستروم را به صورت پودر در غذای حیوانات دست آموز بریزیدكه معمولاَ یک سوم قاشق چایخوری به ازای هر 25 پوند از وزن بدن توصیه می شود. حتماَ باید در آب شرب پاک تهیه شود و همچنین باید طعم و مزه دلخواه داشته باشد. درگله های گاو اصول علمی رژیمی برای افزایش کیفیت آغوز طراحی می شود .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:14  توسط دکتربابایی  | 

امروزه (HBS ) يا سندرم خونريزي روده در گاوهاي شيري بيش از پيش متداول شده است . HBS با مرگ ناگهاني حيواناتي عارض مي شود كه اغلب نشانه اي از بيماري ندارند. در اين بيماري كالبد گشايي حيوانات علائمي از خونريزي سخت در روده باريك را نشان مي دهند.

دليل HBS ناشناخته است اما بعضي از مدارك چنيناظهار مي دارند كه اين مشكل چند عاملي است. شرايط مستعد كننده مختلفي دست در دست هممي دهند تا اين مشكل ايجاد شود . اين شرايط شامل اسيدوز و سطوح بالاي نشاسته ايياست كه به روده باريك مي رسد.
چون در اين بيماري درمان بندرت موفقيت آميز استلذا پيشگيري راه ارجحتري است. رعايت بعضي نكات تغذيه اي مي توانند براي پيشگيري ازاين مشكل مؤثر باشند كه جزئيات آنها در متن زير آمده است.
بالانس جيره غذايي بهنحوي كه مواد مغذي مناسب را براي گاوهاي شيري پر توليد تأمين كند و در عين حالسلامت سيستم گوارشي را حفظ نمايد، يك هنر به شمار مي رود. گاو شيري در زمان زايشبخاطر تغييرات محيط يا تغيير گروه و يا تغييرات جيره اي استرس را تجربه ميكنند كهاين استرس مي تواند مشكلات هضمي را به دنبال داشته باشد. مصرف پايين خوراك والگوهاي نا صحيح تغذيه اغلب باعث افزايش اسيدوز هاي شكمبه اي مي شود.
همچنينمقدار زياد انرژي در جيره مي تواند به گاوها در تأمين انرژي بيشتر براي توليد شيربيشتر كمك كند. اما جيره هاي پر انرژي عمدتا" اسيدوزهاي شكمبه اي را بيشتر مي كنند. در 10 سال اخير به خاطر افزايش وقوع سندرم خونريزي روده تعداد مرگهاي ناگهاني درمزارع شيري افزايش داشته است و اين مسئله باعث شده متخصصان تغذيه همانطوركه بهسلامت شكمبه توجه مي كنند، توجه بيشتري روي سلامت روده اي داشته باشند.
اسيدوزشكمبه اي ( اسيدوز مزمن ) وقتي اتفاق مي افتد كه pH شكمبه پايين تر از 6/5 مي رسد. وقتي ميكروبهاي شكمبه، خوراك را تخمير مي كنند اسيد توليد مي شود. اگر اين اسيد حبسشود pH شكمبه كاهش مي يابد و از رشد ميكروبها جلوگيري مي كند. در pH پايين شكمبه،غلظت يون هيدروژن بيرون از پيكر ميكروبهاي شكمبه افزايش مي يابد و يونهاي هيدروژنبه درون ميكروبها رخنه مي كنند كه در اين حالت ميكروبها بايد بخاطر حفظ pH طبيعيدرون سلولهايشان، انرژي بيشتري مصرف كنند تا يونهاي هيدروژن را آزاد كنند.
اينفرآيند منجر مي شود كه انرژي كمتري براي رشد، در اختيار ميكروبها باشد. ميكروبهاييكه فيبر را تخمير مي كنند بيشتر تحت تأثير قرار مي گيرند. در اين حالت ، مصرف كم ميشود ، قابليت هضم فيبر كاهش مي يابد و توليد پروتئين ميكروبي بخاطر اسيدوز شكمبهمحدود مي شود. در اين شرايط گاوها اسهال دارند و بي حال و خواب آلوده اند.
اسيدوز متابوليكي (‌اسيدوز حاد) وقتي اتفاق مي افتد كه pH شكمبه به حد پايين تراز 2/5 مي رسد و خون گاو اسيدي مي‌شود ( pH پايين تر از 35/7 ). مانند ميكروبهايشكمبه، سلولهاي بدن گاو نيز در محيط اسيدي خوب كار نمي كنند.
فعاليت آنزيمهايبدني نيز تحت تأثير منفي pH پايين خون قرار مي گيرند. خون اسيدي نمي تواند اكسيژنزيادي حمل كند. پاهاي گاو كه دورترين نقاط بدن گاو به حساب مي آيند، كمترين اكسيژنرا دريافت خواهند كرد. اين مسئله منجر به ايجاد آماس و ورم در پاها مي شود. از طرفديگر توكسينهاي داخلي توليد شده در شكمبه، آزاد شدن هيستامين را افزايش مي دهند كهاين ماده به آماس و التهاب پاها بيشتر كمك مي كند. فشار بين ديوار سم و استخوانداخلي ايجاد درد مي كند و خونريزي و زخم همراه با لامينايتيس ايجاد مي شود.
لامينايتيس بعنوان التهاب بافت حساس ( لاملا )‌تعريف مي شود كه بين ديوار خارجيسم و استخوان Coffin (‌در داخل ) قرار دارد.
دلايل وپيشگيري
ميكروبهاي شكمبه نشاسته و قند را به فرم اسيدهاي چرب فرار (VFA ) (ابتدائا") پروپيونات تخمير مي كنند. VFA از شكمبه جذب مي شود و بعنوان منبعانرژي بوسيله گاو مورد استفاده قرار مي گيرد. افزايش تجمع پروپيونات در شكمبه PH راكاهش داده و رشد ميكروبهاي توليد كننده لاكتات را افزايش مي دهد. افزايش ناگهانيمصرف دانه ها نيز منجر به توليد بيشتر لاكتات مي شود. لاكتات اسيد قوي تري است. تجمع اين اسيد در شكمبه pH را بيشتر كاهش مي دهد و منجر به اسيدوز شكمبه مي شود.
تنها ميزان نشاسته و قند جيره نيست كه سطح اسيد شكمبه را تحت تأثير قرار ميدهد، بلكه نوع نشاسته و فرآيند آن نيز در اين امر دخيل است. در سطوح مساوي نشاسته وقند، جيره هاي حاوي مقادير بيشتر قند و نشاسته سريع التخمير مانند جو ، ذرت بارطوبت بالا يا ضايعات نانوائي منجر به اسيدوز خواهند شد.
جيره هاي حاوي نشاستهاي كه با سرعت پايين‌تر تجزيه مي شود، مانند آرد ذرت، ممكن است ايجاد اسيدوز نكنند. فشار و حرارت باعث مي شوند نشاسته سريع تر تخمير شود. براي افزايش بازدهي انرژي،مقادير زياد نشاسته اي مدنظر قرار ميگيرد كه سريع در اختيار ميكروبها قرار گيرد،اما كاهش سرعت تخمير به كنترل اسيدوز كمك مي كند. مصرف نشاسته در جيره هاي نشاستهاي مي تواند بوسيله محصولات جايگزين مثل پوسته سويا، چغندر قند و Wheat midds كنترلشود. اين خوراكها حاوي فيبر قابل حل بيشتر هستند و اسيد كمتري توليد مي كنند. فراهمكردن پروتئين قابل حل و قابل تجزيه در شكمبه همراه با نشاسته مي تواند به افزايشتوليد پروتئين ميكروبي كمك كند و تشكيل اسيد در شكمبه را كاهش دهد.
تجمع اسيددر شكمبه ايجاد مشكل مي كند اسيدهاي چرب از شكمبه از طريق پاپيلاها ي شكمبه جذب ميشود. پاپيلاي شكمبه گاوهاي خشك از لحاظ اندازه و ظرفيت جذب كوچكترند به اين دليل كهدر اين دوره دانه ها يا استفاده نمي شوند يا ميزان مصرف بسيار پايين است. افزايشتدريجي نشاسته و قند جيره در سه هفته قبل و سه هفته بعد از زايش افزايش اسيد توليديرا كنترل مي كند.
فيبر بخاطر ظرفيت بافري خودش همراه با تحريك توليد بزاق برايافزودن بافر به شكمبه، اسيد توليد شده از هضم نشاسته و قند را خنثي مي كند . گاوفيبر را از شكمبه به دهان مي آورد و مي جود تا بزاق توليد كند. تخمين زده مي شودكه گاوها بيشتر از 3كيلوگرم بافر ( مثل سديم بيكربنات )‌ در هر روز مي سازند. فيبرهمچنين حركت محتويات شكمبه را تحريك مي‌كند تا جذب اسيد از شكمبه را افزايش دهد. عمدتا" توصِه مي شود كه 15% اجزاء جيره بايد از 5/1 اينچ (cm ‌8/3 )‌ بلندتر باشند.

افزودنيها براي كنترلاسيدوز
.....
مخمرها و توليدات ميكروبي
تحقيقات نشان مي دهند كهمحصولات مخمر مي توانند رشد باكتريهاي مصرف كننده لاكتات را براي تثبيت pH شكمبهبالا برده و رشد ميكروبي را افزايش دهند. اين محصولات همچنين كوفاكتورهايي مثلويتامينهاي گروه B، آنزيمها و ايزو اسيدهايي را فراهم مي كنند كه مي توانند رشدباكتريهاي شكمبه را بيشتر تحريك كنند. سلولهاي مخمر زنده اكسيژن موجود در شكمبه ولاكتات را استفاده كرده و به اين ترتيب به تحريك رشد باكتريهاي شكمبه كمك مي كنند.
توليدات مخمر بخصوص در زمان تغيير جيره و نوسانات مصرف مؤثر واقع شده‌اند. محققان در دانشگاه كاليفرنيا ثابت كرده‌اند كه گاوهاي شيري كه با توليدات مخمرتغذيه شوند الگوي طبيعي مصرف را در زمان محدود تري تا زايش حفظ كرده ( 7 روز نسبتبه 10 روز قبل از زايش ) و بعد از زايش زودتر به الگوي تغذيه اي طبيعي برگشتند (‌14روز در مقابل 25 روز بعد از زايش ).

بافرها
بافرها مثل سديمبيكربنات ( Bicarb ) يا سديم سسكوي بيكربنات ( Scarb ) مي توانند به جيره اضافهشوند. بافرها مي توانند مصرف ماده خشك را افزايش داده و تثبيت كنند، توليد پروتئينميكروبي شكمبه را افزايش دهند و هضم فيبر را بهبود بخشند.

سندرم مرگ ناگهاني
بسياري از مرگهاي ناگهاني كه در گاوها اتفاق مي افتد با مشكلاتگوارشي همراه است. در سندرم مرگ ناگهاني گاوهايي كه هيچ نشانه قبلي بيماري نداشتندمعمولا" در شب بدون هيچ علامتي از درد يا مقاومت، ناگهان مي ميرند. اسيدوز، نفخ،اندوتوكسمي و انتروتوكسمي همگي ممكن است در مرگ ناگهاني دخيل باشند. متأسفانه هيچكس پاسخي براي اين مشكل ندارد اما معقول به نظر مي رسد كه بعضي از مرگهاي ناگهانيبا رشد ارگانيسمهاي نامطلوب همراه باشد.

تجمع گلوكز
بطور نرمال، غلظت گلوكز در نشخواركنندگانپايين است. اما محققان دريافته اند كه غلظت گلوكز در زماني كه شرايط اسيدي در شكمبهموجود است مي تواند بالا باشد. مشخص نيست كه آيا اين مسئله فقط نتيجه تجزيه سريعنشاسته جيره است و يا به اين دليل است كه در زمان اسيدوز مصرف قند در ميكروبها كاهشمي يابد. بعضي ميكروبهاي نامطلوب مثل كلي فرمها و ميكروبهاي تجزيه كننده اسيد آمينهروي قند بهتر رشد كرده و توكسينهاي داخلي آزاد مي كنند. توكسينهاي داخلي قسمتي ازديواره سلولي باكتري گرم منفي مانند كلي فرمها مي باشند. وقتي باكتري مي ميرد اينمواد آزاد شده و به رگهاي خوني حيوان راه مي يابند. توكسينها مي توانند باعث لختهشدن خون شده، مانع از جريان خون به ارگانها شوند و فشار خون را كاهش دهند. توكسينهاي داخلي مي توانند باعث اسيدي شدن خون، شوك و مرگ شوند. كلي فرمها با مرگناگهاني در گاو ارتباط دارند.
در 10 سال گذشته سندرم خونريزي روده ( HBS ) باعناوين سندرم خونريزي ژژنومي ( HJS )، التهاب حاد روده‌اي ، آنتروتوكسميكلستريديائي، بيماري پرخوري و مرگ روده در مرگ ناگهاني گاوهاي شيري و گوشتي آمريكابسيار مورد توجه بود.
تحقيقات در سال 2002 مشخص كرد كه بيشتر از يك سوم مزارعبزرگ شيري ( 500 گاو ) حداقل 1 مورد از HBS را در 5 سال گذشته داشته اند. همچنيناين گزارشات نشان مي دهد كه تكرار مشكل در آمريكا در حال افزايش است. اگر ميزان مرگغير طبيعي گاوها با HBS 85% تخمين زده شود، HBS يك نگراني بزرگ اقتصادي است، حتيوقتي ميزان وقوع پايين است. گاوهايي كه هيچ نشانه اي از مشكلات سلامتي در گذشتهنشان نداده‌اند، در طول مدت 24 تا 36 ساعت مي ميرند. گاوها ممكن است علائمي از دردشكمي و يا يبوست و اسهال خوني نشان دهند. آزمايشات انجام شده روي گاوهاي HBS بلافاصله بعد از مرگ، صدمات موجود در روده را نشان داده كه با خونريزي و ايجادلخته، جريان خوراك بلعيده شده را مسدود مي كند كه در اين حالت مرگ در نتيجه مسدودشدن روده و از دست رفتن خون است. واكسن 7 گانه در گاو براي حفاظت در مقابل شاربنعلامتي و انواع بيماريهاي نوع شاربن علامتي مانند كلستريدوم نوع D,C,B طراحي شدهاست. با وجود روال استفاده از اين واكسن، بعضي از محققان از ارزش آن براي كنترل HBS در گاو سئوال مي كنند. حيوانات واكسينه شده اي بوده اند كه با عفونتهاي حاد كلستريديوم پرفري ژن بخاطر HBS مرده اند. استفاده از تكنيكهاي آزمايشي جديد، بعضي محققانرا متقاعد كرده كه انواع D,C,B ممكن است در ايجاد بسياري از موارد HBS شركت نداشتهباشند. محققان محتويات روده اي را بلافاصله بعد از مرگ گاوها يي كه بخاطر HBS مردهبودند، كشت داده و تعداد زيادي از باكتريها را يافتند كه كلستر يديوم پرفريژن نوعنوع A ناميده مي‌شوند. اين باكتري بطور نرمال در روده گاوها وجود دارد. آنها عمدتا" بطور آهسته تقسيم شده و مشكلي ايجاد نمي كنند. بنظر مي رسد كه مشكلات وقتي ميتوانند اتفاق بيافتند كه اين ارگانيسمها ناگهان خيلي سريع رشد كنند و توكسينهاييتوليد كنند كه موجب ايجاد صدماتي در روده شوند.
كلستر يديوم پرفري ژن نوع A زماني خيلي سريع رشد خواهد كرد كه مواد مغذي و محيط براي آنها خوب باشد. اينباكتريها توانايي شكستن نشاسته را دارند. اگر مقادير زيادي نشاسته به روده برسد و PH روده تغيير كند رشد سريع مي تواند شروع شود. اگر يك گاو يك مقدار زيادي خوراكآردي مصرف كند تحريك روده اي كاهش مي يابد كه اين وضعيت نيز رشد باكتريها را افزايشمي دهد.
محققان ارتباط مثبتي بين اسيدوز شكمبه كه عبور نشاسته بيشتري به رودهگاو را آسان مي كند و HBS يافته اند. گرچه بسياري از دانشمندان كلستريديوم پرفري ژنجنس نوع A را در گاوها ي با HBS يافته اند اما در يك مطالعه، در 85% موارد آزمايششده مشخص شده كه اين عامل دليل ابتدايي بيماري و يا پاسخ ثانويه به موارد ديگر است. يك گروه از دانشمندان HBS را همراه با علوفه يا دانه هاي كپك زده مشاهده كرده اند. آنها سطوح بالاتر آسپرژيلوس فوميگاتوس را كه يك ميكروب معمول سيلو است در خونگاوهاي دچار HBS يافته اند. اما دلايلي مبني بر اينكه خوراكهاي كپك زدهمستقيما"‌باعث HBS شوند وجود ندارد. دليل اوليه HBS، مي تواند بار اسپورهايآسپرژيلوس فوميگاتوس خون را كه باعث عفونتهاي خون مي شوند افزايش دهد.
راهحلهاي طبيعي براي كنترل سندرم مرگ ناگهاني عبارتند از :
....
دستكاريتغذيه
وقتي گاوهاي شيري پرتوليد تغذيه مي شوند نبايد اصول رافراموش كرد، از جمله اينكه از كنترل اسيدوز اطمينان حاصل شود، خوراك دادن متناسبباشد، دانه هاي غلات در شكمبه هضم شوند و خوراكهاي كپك زده تغذيه نشوند.
اگرتئوري تغذيه صحيح باشد اسيدوز شكمبه اي تحت باليني يكي از دلايل اصلي سندرم مرگناگهاني است. در خيلي از موارد تنها افزودن فيبر مؤثر، سطح نشاسته را در جيره كاهشمي دهد. همچنين دقت در مخلوط صحيح جيره نيز مي تواند بطور مؤثر مشكلات را كاهش دهد. جالب است كه دستكاري تغذيه خروج كلي فرم در مدفوع گاو را كاهش داده است. نشان دادهشده اشرشيا كلي 0157:H7 باعث بيماري و مرگ انسانهايي مي شود كه گوشت گاو آلوده وياميوه ها، سبزيها يا آب آلوده با كود گاو را مصرف كرده اند. مشخص شده كه افزايشاسيدهاي تخميري در روده گاو گوشتي و در نتيجه كاهش pH شكمبه رشد اي‌كولاي مقاوم بهاسيد را افزايش مي دهد كه اين نوع اي كولاي بهتر مي تواند در لوله گوارشي انسانزنده بماند. وقتي گاو حدود يك هفته قبل از ذبح با علوفه تغذيه مي‌شود، كولونهاي گاوكمتراسيدي شده و اي كولاي مقاوم به اسيد كمتر و تعداد كمتر اي كولاي 0157:H7 در كوداو ريخته مي شود.

افزودنيهايخوراكي
بايد بدانيم كه حتي با مديريت تغذيه اي خوب، گاوهايشيري پرتوليد مقادير قابل توجه اي از مواد مغذي جيره را در روده هايشان هضم ميكنند. اين حالت خطر تجزيه HBS را در اين گاوها افزايش مي دهد.
پس بعد از انجامتمام مراحل كنترل اسيدوز تحت باليني شكمبه، استفاده از افزودنيهاي ميكروبي برايبهبود تعادل باكتريهاي روده اي حيوان در جهت باند شدن با توكسينهايي كه ممكن استبوسيله باكتريهاي نامطلوب ساخته شوند سودمند است.
ممكن است شناخت نوعارگانيسمهاي شركت كننده در سندرم مرگ ناگهاني ضروري نباشد در حالي كه روي پيشگيرياز رشد بيش از حد هر ارگانيسم نامطلوب و كنترل توليد توكسينها و صدمات آنها توجه ميشود. تغذيه يك محصول ميكروبي مستقيم متشكل از 10 ميليون CFU از باكتريهايلاكتوباسيلوس بعلاوه الگيوساكاريدهاي مانان، موارد HBS را در بعضي گله هاي شيريپرتوليد كاهش داده است. باكتريهاي لاكتوباسيلوس مي توانند در لوله گوارشي زندهبمانند و اثرات سودمندي در روده داشته باشند. آنها سودمندي هاي ويژه اي در انسان وگوساله هاي جوان نشان داده‌اند. باكتريهاي لاكتوباسيلوس، اسيدهاي آلي ( مثل اسيداستيك و اسيد لاكتيك ) توليد مي كنند كه PH شكمبه و پتانسيل اكسيداسيون_ احيا رابراي كاهش رشد باكتريهاي شكمبه مي كاهند. آنها همچنين مي توانند پروتئينهاي ويژه‌ايتوليد كنند كه اين پروتئينها از رشد باكتريهاي ديگر پيشگيري مي كنند. نشان داده شدهباكتريهاي لاكتوباسيلوس تعداد سالمونلا، اي كولاي و كلستريديوم را در كشتآزمايشگاهي كاهش مي دهد. تحقيقات اخير نشان داده كه لاكتوباسيلهاي اسيد دوست ميتوانند خروج اشرشياكولي 0157:H7 را از مدفوع گوساله هاي پرواري كه با ارگانيسمهادچار عفونت شده‌اند بكاهند. باكتريهاي لاكتوباسيلوس مي توانند فرم صفراي روده راجهت جلوگيري از رشد پاتوژنها تغيير دهند. سرانجام باكتريهاي لاكتوباسيلوس عامليبراي كاهش سطح آمينها شناخته شده اند. آمينها مي توانند روده را خسته كنند و باعثاسهال شوند.

پاسخ دفاعيسريع
اليگوساكاريدهاي مانان قطعاتي از ديواره هاي سلولي مخمرمي باشند. ماهيت آنتي ژنتيك مانانها ممكن است عملكرد آنتي باديها را تحريك كنند. پسوقتي يك حيوان در معرض حمله يك پاتوژن قرار مي گيرد، پاسخ دفاعي سريعتر و بسيارمؤثرتر مي شود. بسياري از پاتوژنهاي روده اي بطور ويژه به مانانها حمله ور مي شوندو به اين ترتيب روده را پاك مي كنند، به جاي اينكه ديواره روده را مورد حمله قراردهند. تحقيقات چاپ شده در مجله علمي اسكانديناوي گزارش كرده كه محصولات مشابه كهفرو كتو- اليگوساكاريدها ناميده مي شوند از رشد كلسترويديوم ها جلوگيري مي كنند. توكسينهاي توليد شده بوسيله باكتريهاي روده اي نامطلوب بخاطر صدمه آنها بايد ازطريق ديواره روده جذب شوند. اليگوساكاريدهاي مانان ممكن است جذب شوند و مستقيما" بارهاي سمي روده را از طريق خارج شدن آنها از بدن گاو كاهش دهند.
اليگوساكاريدهاي مانان در بهبود سلامت و عملكرد گوساله ها، بوقلمون ها، جوجه هاو خوكها بسيار مؤثر مي‌باشند. تحقيقات دانشگاه پنسيلوانيا مشخص ميكند كه مكملهاياليگوساكاريدها مانان در جانشينهاي شير براي گوساله هاي شيري اسكور مدفوع را بهبودداده و اسهال را به اندازه مشابه آنتي بيوتيكهاي افزودني در شير جانشين كاهش دادهاست. در آمريكا آنتي بيوتيكها بويژه براي كنترل عفونتها استفاده شده اند اما بعضيمتخصصان تغذيه به اين نتيجه رسيده اند كه اليگوساكاريدهاي مانان در جيره مي توانندنياز به اين آنتي بيوتيكها را كاهش دهند.
نوشته: Mary Beth de Ondarza - 2006

ترجمه: بخش آموزش و واحد علمي شركت دشت سبز اميد
number one
2007-Nov-16, 16:25
اصول تغذیه قوچهای مولد 
تغذیه قوچهای مولد باید به نحوی باشد که استفاده طولانی مدت پرورشی ٬ با پتانسیل بالاوکیفیت مطلوب اسپرم را تضمین کند . تغذیه کمتر از حد نیاز یا مازاد بر احتیاج ٬ روی تولید مثل اثر منفی دارد . در مورد انرژی موجود در جیره بره های نری که جایگزین میشوند ٬تغذیه ناقص بر چگونگی تولید مثل لطمه وارد میکند وممکن است تا 30 درصد قدرت باروری کاهش پیدا کند ٬ روی این اصل کاهش وزن قوچ نقش عمده ای در باروری اسپرم آن دارد .البته فقر مواد غذایی بره نر بر روی بیضه ها اثر کرده و باعث غیر طبیعی شدن اسپرم ها می شود ٬این عامل بر روی قوچ پس از بلوغ اثر نمی گذارد . روی این اصل باید به تغدیه بره های نر جا یگزین توجه ویژه ای را مبذول داشت .
تجربه نشان داده است حجم اسپرم قوچهایی که با جیره حاوی پروتئین در حدود طبیعی تغذیه شده باشند ٬بیشتر از قوچهایی است که با جیره حاوی پروتئین کم تغذیه شده اند به همین ترتیب درصد بره زایی و دو قلو زایی در گله هایی که با جیره غذایی محتوی دانه های پروتئین دار تغذیه شده اند نیز بیشتر است .
تامین پروتئین و مواد معدتی به اندازه کافی بر انجام وظایف جنسی وکیفیت اسپرم تاثیر زیادی دارد. بصورت طبیعی 70-80 گرم پروتئین خام قابل هضم و 850-750 واحد نشاسته ای برای هر حیوان در نظر می گیرند . در طول جفتگیری باید در روزانه 60 گرم پروتئین خام قابل هضم و 120 واحد نشاسته ای اضافه نیز عرضه شود و در صورتیکه دفعات جفتگیری از 3 بار در روز تجاوز کند مقایر فوق دو برابر افزایش پیدا می کند . نقش کلسیم و فسفر در تولید اسپرم بیش از سایر عناصر معدنی موثر است . کاهش این عناصر در ماده غذایی می تواند معمولاً با کاهش پروتئین توام باشد . بنابراین در هنگام قوچ اندازی دقت های لازم در این موارد باید انجام گیرد. علاوه بر این باید توجه شود که ویتامین های E-D-A در تو لید اسپرم نقش عمده ای دارند و به وسیله دستگاه گوارش گوسفند ساخته نمی شوند . کمبود ویتامین A کمتر محسوس است . زیرا دامها هنگام باروری معمولا از علوفه سبز که محتوی بتا کارتون است استفاده می کنند و اگر جیره غذایی از نظر ویتامین A فقیر باشد تعداد اسپرم های مرده زیاد می شود . ویتامین E بطور طبیعی در جیره نشخوار کنندگان یافت می شود و نقش عمد ه ای در تولید اسپرم دارد .
به قوچ های مولد علاوه بر غذای پایه می باید کنسانتره اضافه نیز داده شود . مصرف یولاف به عنوان کنسانتره درنتایج پرورشی اثر مثبت دارد روی این اصل بهتر است که روزانه مقداری یولاف در حدود 500 گرم به حیوان داده شود . برای خنثی کردن فشارهای ناشی از جفتگیری مکرر علاوه بر تامین انرژی کافی باید نسبت به تامین پروتئین اضافی نیز اقدام کرد . اگر قوچ های بطور عادی برای جفتگیری مورد استفاده قرار گیرند باید متناسب با احتیاج اضافی این دوره به هر راس قوچ روزانه 150 گرم کنجاله سویا داده شود . 4 هفته قبل از شروع جفتگیری به مقدار کنسانتره به تدریج اضافه می شود تا قوچ های برای استفاده پرورشی آماده شوند . به منظور جبران ضعف ناشی از جفتگیری 2-3 هفته بعد ا ز پایان دوره جفتگیری نیز همان مقدار کنسانتره اضافه به قوچ ها داده می شود.
در تغذیه بره های جوان می باید علاوه بر علوفه پایه مقداری کنسانتره متناسب با اضافه وزن به آنها داده شود. برای بدست آوردن افزایش وزن توصیه شده 181-136 گرم در روز بره قوچ های جایگزین شونده 59 کیلو گرمی یا قوچ های 2-1 ساله 100 کیلوگرمی به ترتیب نیاز به 2.5-2.3 و 3-3.2 کیلوگرم غذا دارند . چراگاه تابستانه تنها کافی نیست اما چرا گاه های مرغوب تابستانه نیاز به علف خشک مکمل را به میزان 50 درصد کاهش می دهند تغذیه غلات می باید تا پایان دوره جفتگیری ادامه پیدا کند .
قوچ های بالغ را در تمام طول سال به استثنا 45-30 روز قبل از دوره جفتگیری با یک جیره نگهداری (چراگاه ) تغذیه می کنند . درخلال دوره جفتگیری قوچ ها باید 227-136 گرم افزایش وزن روزانه داشته باشند . این مقدار افزایش وزن از طریق جیره های حاوی 65 درصد یونجه پلت شده و 35درصد غلات بدست می آید .
منابع :
1-      اصول نگهداری و پرورش گوسفند تالیف دکتر منوچهر سعادت نوری ٬دکتر صدر ا... سیاه منصور ٬چاپ هفتم 1375 انتشارات اشرفی
2-      تغذیه دام تالیف مانفرد کیرش گسنر٬ ترجمه دکتر سیاوش دهقانیان ٬دکتر حسن نصیری مقدم ٬چاپ2 سال1376 انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد
3-      پرورش علمی گوسفند ٬تالیف و ترجمه دکتر مسعود هاشمی چاپ اول 1374 انتشارات فرهنگ جامع
4-      پرورش گوسفند در گوسفند داری های کوچک ٬ترجمه خسرو کامیار٬ دکتر محسن کمیلی ٬الیزابت پور سلیمانی ٬فریبا تبریکی ٬چاپ اول 1372 انتشارات فرهنگ جامع
5-N.R.CNutrient Requirements of sheep
6- Church D.C;pond ,w.g;(1988)Basic Animal Nutitionand feeding.
7- Church D.C;(1986)Livestock feeds and feeding.

مآخذ : سایت

 
number one
2008-Jan-02, 11:02
بيماری جابجایی شیردان در گاو
یكی دیگر از بیماریهای مربوط به تغذیه جابجایی شیردان یا پیچ خوردگی معده است . میزان وقوع بیماری 5% است و در 90% از موارد تشخیص داده میشود و وقوع این بیماری از 1 هفته مانده به زایمان تا 3 هفته بعد از آن است . همچنین در 90% از موارد با حركت شیردان از قسمت پایین سمت راست حفره شكمی به سمت چپ , جابجایی به سمت چپ رخ میدهد . جابجایی سمت راست شیردان عبارت است از یك جابجایی یا تاب شیردان در طرف راست كه جریان غذا و خون را محدود میكند و از نوع اول خطرناكتر است .

علائم بیماری :
حیواناتی كه جابجایی شیردان دارند از خوردن مقدار طبیعی غذا امتناع میكنند . به دلیل كاهش مصرف خوراك , اغلب حیوانات دچار بیماری كمبود كتوز میشوند , انقباضات شكمبه در آنها كاهش میابد , مدفوع چسبناك و خشك میگردد و شیردان با مایعات و گازها منبسط میگردد . جاجایی به سمت چپ را میتوان با صدا ( زدن بر روی شكمبه با انگشتان دست كه تولید صدایی میكند كه میتوان با گوش شنید ) تشخیص داد . و در بعضی از موارد جابجایی سمت چپ شیردان را میتوان از قسمت بالای سمت چپ حیوان دید .
عوامل بیماری :
علت بروز جابجایی شیردان عوامل مهم و متعددی هستند . وقوع زیاد این عارضه بخصوص در زمان زایمان , خروج گوساله , مایعات و پرده های جنینی است كه فضای به وجود آمده امكان جابجایی شیردان را فراهم میكند . علاوه بر این گوساله ای كه هنوز متولد نشده , شكمبه را به طرف بالا میكشد و به آن فشار میاورد . عامل دیگر سست و ضعیف شدن ماهیچه نگهدارنده اعضاء داخلی است . تغذیه با كنسانتره زیاد , كمبود فیبر بلند و حجیم و تغیرات ناگهانی جیره ممكن است به تشكیل گاز و هضم غیر طبیعی موادغذایی منجر شود . هر نوع اختلال یا بیماری كه باعث از خوراك افادن حیوان شود , خطر جابجایی شیردان را افزایش میدهد .
پیشگیری از بیماری :
گاوهای خشك بایدبه تدریج از جیره گاوهای خشك به شیرده انتقال یابند . برای داشتن شكمبه پر و فعال لازم است علوفه بلند مصرف شود . در این صورت تغذیه كنسانتره , مقدار كنسانتره نباید بیشتر از 1% وزن بدن گاو باشد . برای پیشگیری از تمام اختلالات و بیماریهای متابولیكی , تحریك مصرف غذای خشك ضروری است . از چاق شدن گاو باید به شدت جلوگیری نمود , زیرا این گاوها كم اشتها هستند و نمیتوانند تنش ناشی از زایمان را تحمل كنند .
references :
1 : poppensiek,g.c.,and r.f.kahrs.1981.twenty-five years ofprgress in understanding major infectious diseases of dairy cattle.j.dairysci.,64:1443
2 : sisson,s.,and j.d grossman.1953.the anatomy of dumesticanimals,4thed.,w.b saunders company,philadelph.ia
number one
2008-Jan-17, 16:59
پرورش گوساله


در این مقاله پرورش گوساله در دو قسمت عمده پرورش گوساله و مراقبت از گوساله بعد از تولد بررسي خواهد شد.

كنترل تنفس:
- بعد از خروج گوساله وضعيت تنفس آن را كنترل كنيد( تحريك سوراخ بيني با يك تكه كاه باعث تحريك تنفس خواهد شد.)
- در حالت طبيعيفرورفتگي بيش از حد دنده يا خرخر كردن نبايد وجود داشته باشد.
- سعي كنيدمايعات مخاطي را از دهان و سيستم تنفسي گوساله خارج كنيد.
- در موارد سخت زاييلازم است گوساله را روي يك ميله از پا به پايين آويزان كنيد تا مواد مخاطي وارد شدهبه گلو خارج شوند.

خشك كردن گوساله:
- براي خشك شدن گوساله را مدتي دركنار مادر قرار دهيد اين كار علاوه بر خشك شدن گوساله، در به جريان انداختن خون دربدن گوساله بسيار اهميت دارد. مگر اينكه كه گاو شما مبتلا به بيماري باشد و احتمالانتقال آن از طريق ليسيدن به گوساله وجود داشته باشد ( مانند يون) . بنابراين دراين مورد با دامپزشك خود مشورت كنيد.
- اگر به هر دليلي اين كار توسط مادرانجام نمي شود، گوساله را با يك حوله خشك و تميز خشك كنيد.

ضدعفوني بندناف:
- براي جلوگيري از عفونت بند ناف ، بلافاصله بعد از تولد بند ناف را درمايع ضدعفوني مناسب ( محلول يد 7% ) فروبريد .
- از بستن و گره زدن بند نافخودداري كنيد.
- كار ضدعفوني را همراه با هر بار خوراندن آغوز تكرار كنيد بهاين ترتيب بند ناف بطور طبيعي خشك شده و خواهد افتاد.
خوراندن آغوز:
- ماك ( آغوز) چيست؟ ماك يا آغوز اولين ترشح غده پستاني بعد از تولداست و منبع سرشاري از پروتئين ، عناصر معدني و آنتي بادي ها بشمار مي رود. موادجامد آغوز تقريباً 2 برابر شير معمولي است كه بيشتر به بخش پروتئيني آن مربوط ميباشد. اين ماده مغذي معمولاً تا 6 دوشش اول بعد از تولد از پستان خارج مي شود امارفته رفته از مقدار مواد ايمني زاي آن كاسته مي شود و تركيبات آن به تركيبات شيركامل تبديل مي شود. طوري كه ميزان گلوبولينهاي ايمني در دوشش دوم و سوم نسبت بهدوشش اول به ترتيب 30 و 70 درصد كاهش مي يابد.
- گوساله بر خلاف نوزاد انسانايمينوگلبولينها را از طريق جفت ( درشكم مادر ) دريافت نمي كند ولي در عوض اولينشير گاو يا ماك حاوي گلبولينها ي ايمني زا و بسياري از موا د مغذي است كه بايد هرچه سريعتر توسط گوساله مصرف شود.
- ايمونوگلبولينها مولكولهاي پروتئيني بزرگي هستند كه در گوسالهايجاد مصونيت در برابر بيماريهاي مختلف مي كند.
- بلافاصله بعد از تولد گوسالهدر ديواره روده گوساله منافذ بزرگي وجود دارد كه به او قدرت جذب اين مولكولهاي بزرگرا بدون هضم مي دهد.
...
مقايسه تركيبات شير در روزهاي بعد از زايش با شيركامل
تركيبات دوششاول دوششدوم روزدوم روزسوم شيركامل
مجموع مواد جامد % 9/23 9/17 14 6/13 9/12
چربي % 7/6 4/5 1/4 3/4 4
پروتئين % 14 4/8 6/4 1/4 1/3
لاكتوز % 7/2 9/3 5/4 7/4 5
ويتامين A
100 ميلي ليتر/ ميكروگرم 295 190 95 74 34
ايمونوگلوبولينها % 6 4/2 1 ---- 09/0


- در حدود 12تا 24 ساعت اوليه زندگي گوساله اين منافذ رفته رفتهبسته مي شوند و قدرت جذب اين پروتئينهاي بزرگ در روده بطور چشم گيري كاهش خواهديافت.
- در دادن آغوز مادر به گوساله هرگز درنگ نكنيد. اولين آغوز بايد در طولحداكثر نيم ساعت بعد از تولد به گوساله داده شود.
- آغوز اولين دوشش بعد اززايمان داراي موا ايمني زاي بيشتري مي باشند و در دوششهاي بعدي از غلظت اين مواكاسته ميشود. بنابراين حداقل در 6 ساعت اول زندگي حتماً بايد آغوز دوشش اول بهگوساله ها خورانده شود.
- براي اطمينان از اينكه مواد ايمني زا به اندازه كافيوارد بدن گوساله شده است در 8 ساعت اول زندگي هر 2 ساعت يكبار آغوز را به گوسالهبدهيد.
- گوساله بايد در اولين 12 ساعت عمر خود 8 تا 10 درصد وزن بدن آغوزدريافت كرده باشد.
- سعي كنيد ماك هر گاو را به گوساله خودش بخورانيد.
- بهخاطر داشته باشيد ماك گاو نسبت به ماك تليسه مواد ايمني زاي بيشتري دارد. بنابرايناگر ماك گاو مسن سالمي را اضافه بر گوساله اش داريد مي توانيد به گوساله تليسه خودبخورانيد.
- دماي آغوز در هنگام تغذيه بايد درحدود دماي بدن باشد ( 38 الي 40در جه سانتيگراد)
- اگر گوساله تمايلي به خوردن آغوز ندارد بهتر است از خوراكدهنده مري استفاده كنيد تا ماك اول حتماً به گوساله داده شود.
- كيفيت ماك راكنترل كنيد. براي اين كار مي توانيد از ماك سنج استفاده كنيد.
- ماك اضافي ( بخصوص در دوشش اول ) را در فريزر به صورت منجمد ذخيره كنيد تا همواره ماك در دسترسداشته باشيد. اين كار در مورد ماكهاي با كيفيت خوب اهميت بيشتري دارد.
- آغوزرا در ظروف پلاستيكي ذخيره كنيد. زيرا آغوز روي ظروف فلزي اثر مي گذارد.
- ظرفمحتوي آغوز را دربسته نگهداريد.
- هرچه مدت ذخيره آغوز بيشتر باشد، مواد غذاييآن بيشتر از بين مي رود.
- بعد از گذشت 24 ساعت از تولد هر چند قدرت جذب بهپروتئينهاي بزرگ به صفر مي رسد اما خوراندن آغوز حداقل به مدت 3 روز براي ايمنيدستگاه گوارش و رساندن مواد مغذي به گوساله بسيار مهم است.
- در اين مدت سعيكنيد گوساله را به خوردن شير با سطل عادت دهيد . در اين كار حوصله زيادي بايد بهخرج داد.
دستگاه گوارش در گوساله
- معده گوساله نيز مانند گاو بالغ 4 قسمت دارد با اين تفاوت كه نسبتبخشهاي مختلف در گاو گوساله تازه متولد شده متفاوت مي باشد:
بخشهايگوناگون گوساله گاوبالغ
شكمبه - نگاري (%) 37 76
هزارلا (%) 13 18
شيردان (%) 50 15


- معده گوساله هاي تازه متولد شده شبيه يك حيوان تكمعده اي است. رشد بافت شكمبه ,نگاري در طي سن 3 تا 8 هفتگي گوساله خيلي سريع بوده 4تا 8 برابر سريعتر از رشد كل بدن مي باشد.

رشد و تكامل شكمبه:
- مادامي كه گوساله با شيرتغذيه مي شود، شكمبه توسعه نيافته باقي مي ماند.
- با آغاز خوردن خوراك جامد،جمعيت ميكروبي در شكمبه و نگاري مستقر شده و تكامل شكمبه آغاز مي شود. اين وضعيتاكثراً در 3 هفته اول پس از تولد ايجاد مي شود.
- عوامل متعددي در نمو شكمبه ونگاري موثر مي باشند . اسيدهاي چرب فرار حاصل از تخمير استارتر (كنسانتره مخصوصگوساله ها) در اين مسئله مهمترين نقش را بازي مي كند.
- مصرف آب تازه در فراهمكردن محيط مناسب براي رشد ميكروارگانيسم ها بسيار مهم مي باشد.
- فعاليت شكمبهدرسن 3 ماهگي همانند فعاليت آن در دام بالغ خواهد بود.

تغذيه گوساله هاي شيرخوار:
- هزينه تغذيه 55 تا 60 درصد هزينههاي پرورش تليسه ها را در بر مي گيرد. بنابراين تغذيه صحيح اهميت زيادي در سوددهيگاوداري دارد.
- تغذيه صحيح در زمان گوسالگي در رسيدن به موقع به وزن و قدتلقيح بسيار موثر است.

شير:
- بعد از اتمام دوره 3 روزه تغذيه با آغوزبايد تغذيه با شير يا شير جانشين را آغاز كرد.
- شير كامل غذاي مايع مرغوبي استكه گوساله ها با تغذيه آن به خوبي رشد مي كنند.
- شير گاوهارا بعد از درمانآنتي بيوتيك نمي توان فروخت در عوض مي توان به مصرف گوساله ها رساند.
- گوسالهنوزاد بايد از شير تازه مادر تغذيه نمايد و شير گاوهايي كه از نظر ابتلا به امراضمسري مثل سل و بروسلولز مشكوك هستند بايد جوشيده شود.
- مصرف شير گاوهاي ورمپستاني در گوساله هاي ماده احتمالاً ايجاد گاوهائي با ورم پستان يا كارتيه هاي كورمي كند.
- پاستوريزه كردن منجربه كاهش بيماري و افزايش سرعت رشد در گوساله هاقبل و بعد از شير گيري شده.
- پاستوريزه كردن منجربه كاهش اسهال در گوساله هامي شود.
- اما پاستوريزه كردن بخصوص براي تعداد كم گوساله ها هزينه بر است.
- مقدار شيري كه بايد به حيوان داده شود بستگي به وزن گوساله دارد .
- مقدار شير كامل و شير جانشين آماده ، در حدود 10 در صد وزن بدن گوساله در نظر گرفتهمي شود.
- شير و جايگزين شير بايد در درجه حرارت ثابت نزديك درجه حرارت بدنتغذيه شود.
- به درجه حرارت پايين شير بخصوص در محيط سرد توجه فراوان داشتهباشيد.
- دقت در برنامه غذايي مقدار شيري كه در هر وعده بايد گوساله مصرف نمايدداراي اهميت ويژه اي است.
- اگر در يك وعده شير كمتر و در وعده ديگر شير بيشتريبه حيوان داده شود ممكن است موجب نفخ معده و سوء هاضمه شده ايجاد اسهال و دل دردوگاهي مواقع باعث تلف شدن حيوان گردد.
- اگر شير زيادي به گوساله خورانده شودباعث كاهش جذب و كسالت حيوان مي شود.
- مقدار چربي شير ممكن است سبب دل درد وسوء هاضمه شود پس اگر شيري بيشتر از 4 % چربي داشت با افزودن آب گرم يا شيري كهچربي اش گرفته شده باشد ميزان چربي شير را تقليل مي دهيم.
شير جايگزين:
- شير كامل غذايي است عالي . اما در صورت بالا بودن قيمت شير در بازار مي توانگوساله ها را با شير جانشين تغذيه كرد.
- محاسن جايگزين شير عبارتست از :
- يكنواختي محصول در روزهاي متوالي
- سهولت ذخيره
- كنترل بيماري
- سوداقتصادي
- جايگزينهاي شير دو منشأ گياهي و حيواني دارند. به اين موضوع درانتخاب شير خشك توجه خاص داشته باشيد.
- بخصوص در يك ماه اول زندگي بايد از شيرخشكي استفاده كرد كه منشأ شير داشته باشد.
- در انتخاب شير جايگزين شير خود دقتنمائيد.
- پيشنهادهاي مربوط به مخلوط كردن روي برچسب را بايد به دقت اجرا كنيد.
- مخلوط كردن شير جايگزين شير بايد تا موقعي ادامه يابد كه همه پودر درسوسپانسيون حل شده و تكه هاي يزرگ پودر در سطح يا ته ظرف باقي نماند.
- شيرجايگزين بايد در آب معلق بماند و ته نشين نشود.
- زياد مخلوط شدن شير خشك ايجادكف زياد و جدا شدن چربي و تشكيل يك لايه روغني در سطح ظرف مي كند.

خوراك آغازين:
- مصرف زود هنگام خوراك خشكمهمترين عامل موثر در انتقال گوساله جوان از حالت متابوليسم و هضم پيش از نشخوار بهوضعيت حيوان نشخوار كننده بالغ مي باشد.
- فرآورده هاي تخمير اسيدهاي چربفرار(VFA) بويژه اسيدهاي پروپيونيك و بوتيريك كه از تخمير كنسانتره حاصل مي شوند،عامل رشد و تكامل بافتهاي شكمبه مي باشند.
- بمحض از شير گرفتن گوساله و انتقالبه خوراك جامد, مشكلات بيماري مخصوصا اسهال , روند كاهشي نشان مي دهند .
- محتواي پروتئين خام جيره آغازين بايد در حدود 20 الي 22 در صد در نظر گرفت.
- ميزان انرژي (NEL) جيره آغازين بايد در حدود 9/1 باشد.
- شكل فيزيكي بويژهاندازه ذرات خوراك در آماده سازي خوراكهاي آغازين براي گوساله ها فوق العاده مهم ميباشند. كنسانتره نبايد زياد آردي و نرم باشد زيرا نتيجه عكس روي رشد شكمبه خواهدداشت.
- حجم خوراك مايع تغذيه شده(بيشتر از مقادير مصرف ماده جامد) موجب كاهشمصرف خوراك مي شود.
- جثه حيوان و دسترسي به آب نيز بر مصرف خوراك تاثير دارند.
- به ازاي هر ليتر آب مصرفي بيشتر، مصرف خوراك خشك به ميزان 82 گرم در روزافزايش مي يابد و افزايش وزن هم به مقادير 56 گرم بيشتر مي شود.
- كيفيت جيرهمايع بر ميزان مصرف خوراك خشك موثر است.
- در گوساله هائي كه شير دريافت مي كندتا بيش از 65% افزايش وزن بدن به ميزان مصرف خوراك آغازين بستگي دارد و بعد از شيرگيري گوساله، بايد انتظار داشت كه تغييرات در مقادير مصرف خوراك آغازين اثر زيادتريبر افزايش وزن گوساله داشته باشد.
- گوساله هاي جوان بايد تا حد ممكن در سنيناوليه به مصرف خوراك خشك تشويق شوند. اين امر براي تكامل پوشش شكمبه – نگاري موردنياز براي عملكرد خوب اهميت اساسي دارد.
- استقرار جمعيت ميكروبي بستگي به پيشسازهايي دارد كه خوراك خشك آنرا فراهم مي كند.

علوفه:
- مصرف علوفه قبل از شير گيري سبب كاهشسرعت تكامل پرزهاي شكمبه مي شود . چون اسيدهاي چرب لازم براي رشد پاپيلاهاي شكمبهرا توليد نمي كند.
- اما براي عادت دادن گوساله به مصرف علوفه بهتر است برگيونجه را بعنوان بخش علوفه اي با كيفيت بالا از حدود سن 2 ماهگي در اختيار گوسالهقرار داد.

آب:
- براي رشد و تكثير ميكروارگانيسمها نياز به يك محيطآبكي دارند. براي تأمين اين محيط آب تازه و تميز را در اختيار گوساله ها قرار دهيد.
- مصرف آب مصرف كنسانتره را بالا خواهد برد.
- آب را مي تواند از 3 روزگي وهمراه با شروع مصرف جيره آغازين در اختيار گوساله ها قرار داد.

قطع شير:
- زمان قطع شير وقتي است كه گوساله شما 3 روز متوالي مقدار 5/1 الي 2 كيلوگرم كنسانتره را دريافت مي كند. بنابراين براياينكه بتوانيد گوساله را زود از شير بگيريد، بايد او را به خوردن بيشتر كنسانترهترقيب كنيد.
- با مديريت صحيح گوساله هاي هلشتاين را مي توان در حدود 6 هفتگياز شير گرفت.
- در رمان قطع شير به وضعيت بدني گوساله توجه كنيد. اگر گوسالهشما لاغر است بهتر است چند روز ديگر به دادن شير به او ادامه دهيد.
- در زمانقطع شير از سلامت گوساله مطمئن شويد.
- گوساله را حداقل به مدت 5 روز بعد ازشير گيري تحت نظر داشته باشيد تا مطمئن شويد قطع شير به گوساله شما آسيبي نرساندهباشد.
- قطع شير به دو صورت ناگهاني يا تدريجي انجام مي شود . براي انتخاب اينروشها در مزرعه خود با دامپزشك يا كارشناس خود مشورت كنيد.
اقدامات مديريتي و بهداشتي
از بين بردن شاخ:
- از بين بردن شاخ براي كنترلبهتر گاوها و جلوگيري از صدمات احتمالي صورت مي گيرد.
- اين كار با خمير ( پماد) شاخسوز انجام مي شود.
- از بين بردن شاخ بايد در روز 7 الي 10 زندگي و بامشاهده تكمه شاخ بايد انجام گيرد. اين كار شوك و تنش كمتري در گوساله ايجاد مي كند.
- براي انجام كار ابتدا موهاي اطراف تكمه شاخ را بتراشيد، سپس پماد را بهاندازه يك دوريالي روي تكمه شاخ قرار دهيد.
- براي اينكه از جاري نشدن پماد بهروي صورت و چشمها مطمئن شويد بهتر است از وازلين دور تكمه شاخ استفاده كنيد.
- در استفاده از هر نوع پماد شاخسوز بهتر است دستورات روي برچسب پماد را بدقت مطالعهكنيد.
- در استفاده از پماد حتماً از دستكش استفاده كنيد.

قطعسرپستانكهاي اضافي:
- اين كار بايد در روز 7 الي 10 زندگي انجام شود.
- تشخيص سرپستانك اضافي را به عهده دامپزشك يا تكنسين باتجربه بگذاريد.
- برايقطع سرپستانكها اضافي حتماً تمام نكات بهداشتي را رعايت كنيد.
جلوگيري از عادت مكيدن:
- جا دادن گوساله ها درجايگاه انفرادي و استفاده از سطل تا حد زيادي باعث از بين رفتن عادت مكيدن مي شود .
- گاهي اين عادت در بعضي گوساله ها مشاهده مي شود كه ممكن است در سنين بالاترنيز مشاهده شود. اين موضوع بخصوص در گوساله هاي ماده اهميت دارد چراكه مكيدن پستانيك گوساله توسط گوساله اي كه عادت به مكيدن دارد علاوه بر افزايش انتقال عواملبيماريزاي احتمالي باعث ورم پستان و گاهي كوري پستان مي شود.
- براي جلوگيري ازاين عادت، وسيله اي وجود دارد كهبه بيني گوساله وصل مي شود كه در موقع مك زدن باعثناراحتي در خود و گوساله ديگر در موقع مكيدن مي شود.

جايگاه گوساله:
- جايگاه گوساله بايد جايي بنا شود كه بتوان به آساني فضولات آنرا خارج نمود.
- جايگاه گوساله بايد به نحوي باشد كه دسترسي به مواد بستر و غذا باشد.
- گوسالهنبايد دور از نظر باشد . بهترين محل نزديك زايشگاه و يا در كنار آن است .
- براي جلوگيري از انتشار بيماري بايد جايگاه گوساله را كمي دوراز جايگاه دامهاي بالغبنا نمود.
- جهت گوساله داني بايد به نحوي باشد كه زهكشي در آن بخوبي صورت گيردو بادهاي زمستاني زياد به داخل آن نفوذ نكند و در تابستان حداقل نور خورشيد و درزمستان حداكثر نور خورشيد به داخل آن بتابد.
- لايه نازك عايق كمك مي كند تاحرارت در زمستان كمتر به خارج نفوذ كند و در تابستان نيز خيلي گرم نشود.
- تهويه در جايگاه گوساله حياتي است كه مي تواند طبيعي يا مصنوعي توسط هواكشها درجايگاه بسته حاصل شود. تهويه كافي و دايمي باعث كنترل رطوبت ، حرارت و بو در جايگاهدر طول سال مي شود.
..
علائم تهويه
- جمع شدن قطرات آب زير سقف و ديوارها
- يخ زدنآنها در فصل سرد
- بوي زننده
- رطوبت زياد
- اغلب ساختمانهاي گوسالهداني طوري ساخته مي شوند كه براي خروج هوا قدري فاصله بين سقف و ديوارها وجود داشتهياشد.اين كار به تهويه كمك مي كند.
- در جايگاه باز جريان حركت هوا بايد از سمتگوساله داني به سمت دامهاي بالغ باشد و در جايگاه بسته دستگاههاي تهويه بايد طوريكار گذاشته شوند كه هواي داخل جايگاه دامهاي بالغ به طرف دامهاي بالغ كشيده شود.
- براي پخش يكنواخت گرما و اجتناب از خيس و كثيف شدن كف جايگاه ، بايد شيبمناسب در كف ايجاد گردد و ادرار و آب ناشي از شستشو دورن فاضلاب ريخته شود و بهخارج هدايت گردد.
- كف بهتر است از بتون ساخته شود كه با شيب مناسبي به فاضلابمنتهي گردد.
- به طور كلي زايشگاه و گوساله داني احتياج به نظافت بيشتري دارند .بنابراين طرح ساختماني در آنها بايد به نحوي باشد كه تميز كردن آنها آسان باشد.
- بستر در جايگاه گوساله از اهميت بسياري برخوردار مي باشد.
- كاه غلات ( بلند يا خرد نشده) داراي رنگ روشن ، بوي خوب و قابليت جذب رطوبت مناسب است و بسترخوب وگرمي را تشكيل مي دهد.
- اگر قيمت كاه بالاست ، پوست خرد شده درخت ، خاكاره ، تراشه چوب و غيره را ميتوان به كار برد. اما تا حد امكان از اين مواد استفادهنكنيد.
- بستر بايد حتي الامكان هر روز تعويض شده و قسمتهاي مرطوب آن برداشتهشود.
- جايگاه انفرادي براي گوساله ها بسيار مناسبتر از آغلهاي گروهي مي باشند.
- در جايگاه انفرادي گوساله ها بايد از اجرام ، تغيير ناگهاني درجه حرارت ورطوبت محافظت شوند.
- آغلهاي انفرادي به دودسته ثابت (بتوني)و متحرك( اغلبفلزي)تقسيم مي شوند.

- از مزاياي جايگاه انفرادي مي توان به موارد زيراشاره كرد:
- عدم تماس گوساله ها باهم كه موجب كاهش گسترش عوامل بيماريزا بهحداقل ممكن مي شود.
- امكان بازديد هر رأس گوساله را به منظور دريافت حالاتسلامتي يا بيماري آنها با آساني فراهم مي كند .
- از مكيدن ناف گوساله بوسيلهيكديگر جلوگيري مي نمايد.
- امكان تميز ، شستشو و ضد عفوني نمودن جايگاه بهآساني فراهم مي شود.
- مي توان كف آن را بوسيله بستري از كاه يا كلش كاملاً خشكو پاك نگهداشت.
- جيره يا شير هر گوساله را مي توان به ميزان جثه هرگوساله بهآساني در اختيار آن قرار داد.
- از بروز بيماريهاي تنفسي در اثر جايگاه مرطوب وپخش ميكروبها جلوگيري مي كند.
- البته لازم به ذكر است جايگاههاي انفرادي تعداگارگر بيشتري را لازم دارد.

- خصوصيات جايگاه انفرادي:
• اين جايگاه بايد درسطحي قرار گيرند كه عمل زهكشي در آن بخوبي صورت گيرد.
• ظرف غذا(علوفه وكنسانتره ) بايد در داخل آغل قرار گيرد.
• براي ايجاد تهويه مناسب در تابستانبهتر است در قسمت بالاي ديوار عقب جايگاه دريچه اي ايجاد گردد كه براحتي باز و بستهگردد.
- ابعاد جايگاه انفرادي ثابت را معمولا به صورت زيردر نظر مي گيرند:
120 سانتي متر عرض
180 سانتي متر طول
5 سانتي متر شيبدر كف به سمت فاضلاب
- ابعاد جايگاه انفرادي متحرك اين مقادير كمتر مي باشدومعمولاً براي ساختن اين نوع جايگاهها از ميله هاي فلزي استفاده مي شود كه كف آن رابا مواد بستري مناسب مي پوشانند. از اين آغلها بخصوص در يك هفته اول كه گوساله هاحساس هستند مي تواند مورد استفاده قرار گيرند.اين آغلها كار پرورش گوساله ها را بامشكلات بهداشتي بسيار كمتري ميسر مي سازد. بخصوص كه اين آغلها براحتي قابل شستشوبوده و ضد عفوني كردن و شعله دادن آن راحتتر مي باشد. معمولا تعدادي از اين آغلهايانفرادي را دريك فضاي بسته در شرايط كنترل شده قرار مي دهند كه گوساله ها در يكهفتهاول زندگي كه دوره بحراني است تحت كنترل بيشتري باشند. بعد از تخليه باكس از گوسالهبايد باكس رابدقت شستشو و ضدعفوني كرد.
- از روش مناسب براي مبارزه با حشراتاستفاده كنيد.
- گوساله ها را بايد بعد گرفتن از شير ( 1 هفته بعنوان استرس ازشير گيري در نظر گرفته مي شود) از جايگاه انفرادي خارج كرده و در آغلهاي گروهي درگروه سني بالاتر قرار داد.در اين جايگاهها معمولا 3 تا 5/3 متر مربع فضا ، براي هررأس گوساله در نظر گرفته مي شود.
- پس از تخليه آغل از يك گوساله و قبل از قراردادن گوساله ديگر در آن در صورت متحرك بودن بايد محل آنرا را تغيير داد و در صورتثابت بودن باد بستر و كف آنرا كاملاً جمع آوري و ضدعفوني نمود و حدود 15 سانتي مترسنگ آهك خرد شده در آن قرار داد ( سنگ آهك براي ضد عفوني كف و جذب رطوبت بسيارمناسب مي باشد.
- كف جايگاه بايد قابليت تميز كردن كافي باشد چون در پيشگيري ازبيماري مفصلي بسيار موثر است.طي 3 روز اول زندگي بويژه در 24 ساعت اول ناف راهمناسبي براي ورود عفونت است و بديهي است كه احتمال استقرار عفونت در يك بستر خيس وكثيف بسيار بيشتر از يك بستر خشك و تميز است.
- جاي ظرف آّب و كنسانتره بايد درجايگاه انفرادي در نظر گرفته شود و براحتي قابل دسترس باشد.
.

دستگاه گوارش گاو در برگيرنده :
..
- دهان (دندان ها، زبان و غدد بزاقي)
- حلق
- مري
- معده چهار قسمتي شامل :
• شكمبه Rumen
• نگاري Reticulum
• هزارلا Omasum
• شيردان Abomasums
- روده باريك شامل:
• دئودنوم Duodenum
• ژژنوم Jejunum
• ايليوم Ileum
- روده فراخ شامل :
• روده كور Cecum
• كولنColon
• راست روده Rectum
- جگر
- پانكراس (لوزالمعده)
..
نسبت قسمت هاي مختلف دستگاه گوارش در نشخواركنندگان جوانبالغ
قسمت هاي گوارشي گوساله تازه متولد شده گاو بالغ
شكمبه 25 80
نگاري 25 6
هزارلا 10 3
شيردان 40 11

 


- لب ها
نسبتاً متحرك
نقش مهمي در انتقال غذا به دهان ندارد.
..


- زبان
دراز، نيرومند، متحرك و سفت
بهآساني پيرامون علوفه و ديگر خوراك ها مي پيچد.
گاو به كمك دندان ها و آرواره هاغذا را به دهان مي كشد.
...


- دهان
فعاليت هاي دهان :
• مصرف آب
• برداشت خوراك
• مخلوط كردن خوراك
• ترشح بزاق
• مرطوب سازي موادخوراكي با ترشح بزاق
• بلع مواد خوراكي، آب و بزاق
• انجام عمل نشخوار
• كاهش اندازه ذرات مواد خوراكي طي فعاليت جويدن دام
..


- دندان ها
32 عدد دندان هميشگي در گاوبالغ
20 عدد دندان شيري در گوساله
آرواره بالا دندان نيش ندارد.
آروارهبالا سكويي دنداني دارد با بافت پيوندي سخت كه روي آن با بافت پوششي شاخي پوشيدهشده.
فرمول دندان هاي شيري و هميشگي
تمام دندان هاي شيري تقريباً تا 2 هفتگي پديدار ميشوند.
..


- بزاق
گاو بالغ در هرروز حدود 200 ليتر بزاق توليد مي كند.
كمترين ميران بزاق در زماني است كه غذا به پايان رسيده و حيوان درحال استراحتاست.
..


نقش بزاق:
• مرطوب سازي خوراك، آسان سازيجويدن و تسهيل عبور به قسمت هاي پائين تر دستگاه گوارش
• ايجاد محيط آبي مناسببراي رشد باكتري ها و هضم خوراك
• نقش بافر براي درصد خنثي نگه داشتن pH شكمبه (بافرهاي بزاق نظير فسفات، بي كربنات، اسيدهاي توليدي ميكرو ارگانيسم هاي شكمبه راخنثي مي سازند)
......


عوامل مؤثر بر ترشح بزاق :
• تحريك فيزيكي دهان حين مصرف
• كشش مري حين بلع
• تحريك زبان طي مصرف خوراك يا نشخوار
• فقدان اكسيژن كهدر حين مصرف خوراك به علت كاهش تنفس رخ مي دهد.
• افزايش فشار گاز در شكمبه
• مصرف مواد علوفه اي با اندازه ذرات بلند
غدد اصلي ترشح كننده بزاق:
• بنا گوش Parotid
• زير آرواره اي Sub maxillary
• زير زباني Sublingual
..


- مري
طول 105 سانتي متر
از حلق تاشكمبه
مواد خوراكي به همراه بزاق با حركات ماهيچه اي مري از دهان به شكمبهمنتقل مي شوند. در موقع نشخوار از شكمبه به دهان منتقل مي شوند.
حركات وروديشكل ناشي از انقباضات عضلات مجاري گوارشي مي باشند كه موجي بوده و باعث اعمال فشاربه مواد خوراكي در طول لوله گوارش مي گردند.
..


- شكمبه
بزرگترين بخش معده نشخواركنندگانكه حجمي معادل 40 تا 50 ليتر دارد.
شكمبه بوسيله پرده هاي ماهيچه اي عرضي بهنام پيلار به يك ناحيه جلويي و يك ناحيه پشتي، يك ناحيه شكمي و دو ناحيه بين تقسيممي شوند.
به كمك فعاليت ديواره ماهيچه اي شكمبه، محتويات آن با حركات چرخشي،جابجا شده و به خوبي آميخته مي شود.
پرزهاي ديواره شكمبه كه نزديك به 1cm طولدارند، سطح جذب را افزايش داده و سبب گرم شدن مواد مي شوند.
شكمبه از ديافراگمتا ناحيه لگن سمت چپ حفره شكمي را پر مي كند.
شكمبه يك محيط تخميري مداوم است.
..


خصوصيات شكمبه:
• اسيديته آن در بين 6 تا 9است.
• محيط تخميري مداوم بزرگ آبي
• اداره ميكروارگانيسم هاي بي هوازي (باكتري ها، پروتوآزها، قلرچ ها و باكتريوناژها)
• محيط كشت ميكروبي با سرعتعبور معين براي بخش مايع و جامد.
• دماي ثابت در دامنه c°38 و c° 42
• فشاراسمزي ثابت و در حدود 240 تا 300 ميلي اسمز
• 6

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:13  توسط دکتربابایی  | 

 پستان جز سه بيماري است که در گله ها ضررهاي اقتصادي فراواني به بار مي آورد. ورم پستان در تمام پستان داران وجو دارد اما به دليل استرس شيردوشي که به گاو وارد مي شود، اين بيماري بيشتر در گاو مطرح مي باشد.

ضررهاي اقتصادي ناشي از ورم پستان تنها مربوط به هزينه هاي درماني و دامپزشکي، کاهش توليد شير و بيرون ريختن شير به دليل آنتي بيوتيک درماني نبوده بلکه حذف دام مبتلا مي تواند ضرر اقتصادي بزرگي محسوب شود. ورم پستان به التهاب بافت پارانشيم غدد پستاني گفته مي شود که باعث تغييرات مرضي در غدد پستاني و تغييرات فيزيکي و شيميايي در شير مي شود. تغيير رنگ شير، لخته در شير،افزايش سلول هاي بدني و گلوبول خهاي سفيد در شير، تغييرات بافت پارانشيم غدد پستاني که با ملامسه قابل تشخيص است از تغييرات پاتولوژيک ورم پستان هستند.(1و2و3و4)
عوامل ورم پستان

عوامل ايجاد کننده ورم پستان را مي توان در سه دسته کلي تقسيم بندي نمود:

1- عوامل بيماري زاي اصلي

2- عوامل بيماري زاي فرعي

3- عوامل بيماري زاي غير معمول(7-1)

1- عوامل بيماري زاي اصلي

عوامل بيماري زاي اصلي خود به دو گروه تقسيم مي شوند.

الف- عوامل بيماري زا هاي واگيردار

ب- عوامل بيماري زا هاي محيطي(4-1)

الف- عوامل بيماري زاي واگيردار شامل استافيلوکوکوس آرئوس، استرپتوکوکوس آگالاکتيه و مايکو پلاسملا بويس مي باشد.

1- ورم پستان استافيلوکوکوس آرئوس:

استافيلوکوکوس آرئوس عامل بيماري زاي موذي بوده و کنترل آن بسيار مشکل است. اين باکتري روي لوزه، واژن و پوست سرپستانک به عنوان فلور طبيعي وجود دارد. زخم هايي که روي سرپستانک ايجاد مي شوند محلي است که اين باکتري نفوذ مي کند و پستان را مورد تهاجم قرار مي دهد.

زخم روي سرپستانک

اين باکتري هر سه فرم مزمن،تحت باليني و باليني ورم پستان را ايجاد مي کندکه فرم فوق حاد آن ورم پستان گانگرنوس ايجاد مي کند. در اين ورم پستان امکان دارد در شير خون و يا لخته ديده شود.

اگر شير ورم پستاني ايجاد شده به وسيله باکتري مذکور را به گوساله هاي ماده دهيم باکتري در دهان اين گوساله ها کلونيزه مي شود. از عادات گوساله ههاي ماده ليسيدن سرپستانک هاي يکديگر است که مي تواند منجر به ورم پستان در تليسه ها شود و کوري کارتيه ها را پيش آورد.(6-1)

 

کارتيه کور در سمت چپ و جلو

2- ورم پستان استرپتوکوکوس آگالاکتيه:

مخزن اصلي باکتري انسان و خوک مي باشد، به همين دليل شيوع اين نوع از ورم پستان نشان دهنده عدم رعايت موازين بهداشتي در سالن شيردوشي مي باشد و راه موثر جلوگيري از ايجاد و گسترش آن استفاده از دستکش براي تمام کارگران شيردوشي مي باشد.

دوره اين ورم پستان نسبت به ورم پستاني که اتافيلوکوکوس آرئوس ايجاد مي کند کوتاهتر بوده و بهتر به آنتي بيوتيک درماني پاسخ مي دهد.(4-1)

3- ورم پستان مايکوپلاسمايي:

اين ورم پستان نسبت به ساير عوامل واگيردار ورم پستان کمتر شايع بوده و درمان آنتي بيوتيکي آن نيز مشکل مي باشد. بيشتر در فصول سرد و مرطوب بروز مي کند و علائم به صورت ناگهاني آغاز مي شود. معمولا هر چهار کارتيه را درگير کرده و يک افت ناگهاني در توليد شير ايجاد مي نمايد که حتي مي تواند منجر به قطع شير شود. در ابتداي بيماري پستان سفت و متورم مي شود ولي با گذشت چند روز پستان آتروفي و کوچک مي شود.

مهمترين راه کنترل اين نوع از ورم پستان جلوگيري از ورود دام آلوده به گله و رعايت بهداشت شيردوشي است.(4-1 و7)

ب- از عوامل بيماري زاي محيطي مي توان به کلي فرم ها و استرپتوکوکوس ها اشاره کرد.

کلي فرم ها شامل کلبسيلا، سيتروباکتر، انتروباکتر، پروتئوس، سودوموناس و سرشيا هستند.

استرپتوکوکوس ها شامل استرپتوکوکوس بويس، استرپتوکوکوس يوبريس، و استرپتوکوکوس ديس گالاکتيه هستند.(4-1)

انواع ورم پستان هاي محيطي در مقاله شماره 3 توضيح داده خواهد شد.

1-Radostis.o.m, Gay.c.c, Blood.d.c, Hinchcliff.k.w,2000, Veterinary Medicine,London

Smith,Bradford.p,2000,Large Animal Internal Medicine,Usa-2

3-Andrews.A.H, Blowey.R.W, Boyd.H,Eddy.R.G,2004, Bovine Medicine Disease and Husbandry of Cattle,UK,USA

4- Blowey.r.w, Weaver.a.d, 2003, Color Atlas of Diseases and Disorders of Cattle, London

5- Laura Haltia, Tuula Honkanen-Buzalski, Irina Spiridonova, Arvi Olkonen and Vesa Myllys, A study of bovine mastitis, milking procedures and management practices on 25 Estonian dairy herds, Acta Vet Scand, 2006,48,1

6-Osinqa .a, Meyer.p, Dijkstra.rg, Acute severe mastitis in cows of the Dutch-Friesian Breed, Tijdschr Dierqeneeskd, 1976 May;101(10):548-58

7-Piret Kalmus, Arvo Viltrop, Birgit Aasmäe, and Kalle Kask, Occurrence of clinical mastitis in primiparous Estonian dairy cows in different housing conditions, Acta Vet Scand. 2006; 48(1)

 

دکتر آرش پارساي

دکتر سيد محمد علي خلفي

دکتر محمد رضا نيکان سرشت

دکتر مونا محمد اسماعيل
number one
2007-Sep-14, 17:33
پستان گاو و مراقبت از آن(3)


انواع ورم پستان(ادامه از مقاله شماره 2)

1- ورم پستان کلي فرمي:

منبع اصلي باکتري هاي اين گروه مدفوع خود گاو است. اين نوع از ورم پستان نيز در فصول مرطوب و پر بارندگي گسترش پيدا مي کند. از عوامل مستعد کننده اين نوع ورم پستان مي توان به ادم پستان، محيط کثيف، کامل ندوشيدن شير و نشط شير از پستان، هيپوکلسمي، کبد چرب و جراحات سرپستانک اشاره کرد.

 


درمان خود به خودي در مورد ورم پستان کلي فرمي با درصد بالا اتفاق مي افتد. در اين ورم پستان نيز موارد تحت باليني درمان نمي شوند و بهترين راه مديريت و درمان آن دوشش مکرر شير است؛ در موارد بروز ورم پستان کلي فرمي فوق حاد بايد هر دو ساعت يکبار اقدام به تخليه پستان نمود. ورم پستان هاي فوق حاد کلي فرمي مي تواند منجر به بروز ورم پستان گانگرني شود.

ورم پستان گانگرني

طول دوره ورم پستان کلي فرمي در بيش از 50 درصد موارد حدود 10 روز است ولي امکان طولاني شدن دوره بيماري به بيش از 30 روز نيز وجود دارد. ورم پستان کلي فرمي در هر مرحله اي از زندگي گاو مي توانند پستان را مبتلا نمايند.

2- ورم پستان استرپتوکوکوسي:

در مورد ورم پستان هايي که استرپتوکوکوس ديس گالاکتيه ايجاد مي کند زخم هاي سرپستانک، بهداشت گله و شيردوشي عوامل تعيين کننده محسوب مي شوند. در فصول سرد ورم پستان استرپتوکوکوسي بيشتر بروز مي نمايد.

عفونت پستاني ايجاد شده با اين باکتري معمولا همراه با آرکانوباکتر پيوژنز و فوزوباکتريوم است.عفونت هاي حاصل از استرپتوکوکوس يوبريس متداول ترين ورم پستان دوره خشکي محسوب مي شود، که ابتدا و انتهاي دوره خشکي بروز مي نمايد. طول دوره ورم پستان هاي استرپتوکوکوسي کمتر از 8 روز مي باشد.

عوامل بيماري زاي فرعي:

اين دسته از عوامل بيماري زا جز واگيردارها مي باشند ولي به اندازه عوامل بيماري زاي اصلي شايع نيستند.

از جمله اين عوامل بيماري زا مي توان استافيلوکوکوس هاي کوآگولاز منفي، استافيلوکوکوس هايکوس و کورينه باکتريوم بويس را نام برد. اين عوامل بيشتر تليسه ها را درگير نموده و غالبا از شير جدا مي شوند و به همين دليل گفته مي شود که شايد به عنوان فلور در مجاري پستان و سرپستانک ها وجود داردند.

کورينه باکتريوم بويس در گله هايي که ضد عفوني بعد از شير دوشي به خوبي انجام نمي شود به سرعت گسترش مي يابد.

عوامل بيماري زاي غير معمول:

يکسري از عوامل عفوني وجود دارند که به صورت تک گير يا با تعداد خيلي کم پستان را درگير مي کنند که معمولا ورم پستان هاي شديدي را ايجاد مي نمايند.

از جمله اين عوامل مي توان آرکانوباکتر پيوژنز، نوکارديا، هموفيلوس، پاستورلا، مايکوباکتريوم بويس، کلستريديوم،باسيلوس و لپتوسپيروز و از غير باکتري ها مي توان آسپرژيلوس و کانديدا را ذکر کرد.

1- ورم پستان آرکانوباکتر پيوژنز:

آرکانوباکترپيوژنز از عوامل ورم پستان تابستاني بوده که در اين ورم پستان سرپستانک ملتهب مي شود و وقتي سرپستانک را لمس مي کنيم يک حالتي شبيه مغز خودکار احساس مي شود و ترشحات بدبو و زرد رنگ از پستان خارج مي شود. براي کنترل اين ورم پستان بايد مبارزه با مگس ها را انجام دهيم چرا که مگس عامل انتقال محسوب مي شود. آرکانوباکتر پيوژنز جز عوامل ورم پستان تابستاني محسوب مي شود. ورم پستان تابستاني، ورم پستاني است که به صورت حاد يا فوق حاد در گاوهايي که در دوره خشکي هستند بروز مي کند ولي علائمآن تا زمان زايمان مخفي باقي مي ماند. در ورم پستان تابستاني باکتري غالب معمولا آرکانوباکترپيوژنز است ولي شدت بروز ورم پستان به توکسين هايي که توسط باکتري هاي بي هوازي و ساير باکتري ها توليد مي شود بستگي دارد.

ورم پستان تابستانه

2- ورم پستان لپتوسپيروزي:

اين ورم پستان قابل انتقال به انسان مي باشد.(زئونوز) زماني که اين عفونت پستان را درگير مي کند، ظرف 24 ساعت شير هر چهار کارتيه قطع مي شود. امکان دارد در شير خون ديده شود و يا رنگ شير متمايل به زرد شود. در اين عفونت پستان شبيه يک کيسه شل مي شود. نکته مهم در اين ورم پستان اين است که پستان از طريق سيستميک دچار عفونت مي شود.

وجود خون در شير

اگر ورم پستان به آنتي بيوتيک درماني به مدت طولاني پاسخ نداد احتمال وجود ورم پستان قارچي بالا مي رود و تنها راه درمان دوشش مکرر است.

1-Radostis.o.m, Gay.c.c, Blood.d.c, Hinchcliff.k.w,2000, Veterinary Medicine,London

Smith,Bradford.p,2000,Large Animal Internal Medicine,Usa-2

3-Andrews.A.H, Blowey.R.W, Boyd.H,Eddy.R.G,2004, Bovine Medicine Disease and Husbandry of Cattle,UK,USA

4- Blowey.r.w, Weaver.a.d, 2003, Color Atlas of Diseases and Disorders of Cattle, London

5- Laura Haltia, Tuula Honkanen-Buzalski, Irina Spiridonova, Arvi Olkonen and Vesa Myllys, A study of bovine mastitis, milking procedures and management practices on 25 Estonian dairy herds, Acta Vet Scand, 2006,48,1

6-Osinqa .a, Meyer.p, Dijkstra.rg, Acute severe mastitis in cows of the Dutch-Friesian Breed, Tijdschr Dierqeneeskd, 1976 May;101(10):548-58

7-Piret Kalmus, Arvo Viltrop, Birgit Aasmäe, and Kalle Kask, Occurrence of clinical mastitis in primiparous Estonian dairy cows in different housing conditions, Acta Vet Scand. 2006; 48(1)

 

دکتر آرش پارسای

دکتر سید محمد علی خلفی

دکتر محمد رضا نیکان سرشت

دکتر مونا محمد اسماعیل
number one
2007-Sep-14, 17:34
عادتهاي خوب در تكنيك تلقيح مصنوعي باروري را افزايش مي دهند!

عادت چيست؟

هر فرد يكسري از كارهاي روزمره را به صورت تكراري و روتين انجام داده، و در انجام آنها از يك روش مشخص به طور مداوم تبعيت مي كند و اين تكرار تا به آنجا پيش مي رود كه اين روش در ذهن نقش بسته و احساسي در فرد ايجاد مي شود كه روش به كار گرفته شده، روش اصلي انجام آن كار بوده و ساير راه ها براي وي غيرعادي به نظر مي رسند و در اين چنين مواردي گفته مي شود كه عادت در يك كار ايجاد شده است. اصولاً براي هر كاري كه به صورت تكرارپذير صورت مي گيرد يك گرايش و تمايل طبيعي براي بوجود آمدن عادتها وجود داشته، و هرگاه عادت ايجاد شد، فرد راجع به اينكه چه كاري را انجام مي دهد يا چرا آنرا انجام داده است فكر نمي كند. براي اكثر كارها ايجاد عادات كوچكترين پيامد تكرار طولاني مدت آنها مي باشد
به هر حال، عادتهاي بد قادرند پيچيدگي مشكلات را براي ما بيشتر كرده و بويژه زماني كه اين عادات بد در برنامه تلقيح مصنوعي يك دامپروري راه يابد اين پيچيدگي بيشتر احساس مي شود. اگر شما يك دوره آموزشي تلقيح مصنوعي را گذرانده باشيد حتماً ديده ايد كه مربي تلقيح مصنوعي به اهميت نگهداري صحيح اسپرم و تكنيك صحيح تلقيح تاكيد فراوان دارد. متأسفانه در تكنيك تلقيح مصنوعي مراحلي وجود دارد كه افراد تلقيح كار گرايش به ميانبر زدن از اين مراحل را دارند و اين ميانبرها منجر به ايجاد عادتهاي بد شده و نهايتاً اين عادات بد سبب بروز مشكلات بسياري در تلقيح گله مي‌شوند.

در اين بحث جنبه هاي مهم برنامه تلقيح مصنوعي را بررسي كرده و تعدادي از عادتهاي خوب را كه ممكن است در بهبود هر چه بيشتر درصد باروري گله مؤثر باشند را مشخص مي كنيم.

عادت خوب 1 :

دستانتان را بشوئيد. تلقيح گاو براي يك تلقيح كار مثل انجام عمل جراحي براي يك جراح مي باشد. ميكروب هايي روي دستان شما وجود دارند كه ممكن است در حين فرآيند آماده سازي تفنگ تلقيح به آن منتقل شده و اگر در حين تلقيح اين ارگانيسم ها به داخل رحم منتقل شوند قادرند سريعاً رشد كرده و باعث بروز عفونت رحم و ناباروري شوند.

عادت خوب 2 :

پايت هايي را كه نياز نداريد از تانك خارج نكرده و آنها را سرد نگه داريد. با خارج كردن پايت هاي اسپرم از تانك زماني كه پايت به بالاي خط سرما در ناحيه گردن تانك رسيد كريستالهاي يخ داخل پايت شروع به تغيير شكل و اندازه كرده و اين پديده منجر به پاره شدن غشاهاي نازك سلولهاي اسپرم شده و نهايتاً موجب پايين آمدن كيفيت اسپرم مي گردد.

 

عادت هاي خوبي كه از بروز اين پديده جلوگيري مي كنند عبارتند از:

الف) اسپرم ها را در ناحيه زير خط سرما در گردن تانك قرار دهيد.

ب) از اسپرم هاي موجود در تانك يك كارت فهرست تهيه كنيد. با انجام اين كار شما مي توانيد مستقيماً به كانيستري كه اسپرم گاو مورد نظرتان در آن است رفته و از جستجوي تمام تانك خودداري كنيد.

ج) براي خارج كردن پايت ها از پنس استفاده كنيد. اين كار به شما اجازه مي دهد كه در خارج كردن پايت هاي اسپرم كانيستروپايت ها پايين تر از گردن تانك قرار گيرند.

عادت خوب 3 :

فقط آن تعداد از پايت ها را كه قادريد در مدت زمان كمتر از 15 دقيقه به كار ببريد ذوب نمائيد. زيرا زماني كه پايت ها ذوب مي شوند سلولهاي اسپرم شروع به سوزاندن ذخاير انرژي خود مي كنند در حاليكه اين سلولها بايد ذخاير انرژيشان را براي رسيدن به اويداكت كه محل لقاح سلول تخمك مي باشد مصرف كرده و آن را با حركات بي هدف و دايره وار در پايت هدر ندهند.

عادت خوب 4 :

ترمومتر ظرف حمام ذوب پايت ها را به طور منظم و دوره اي تنظيم كنيد. تنظيم نامناسب ترموتر موجب سرعت ذوب نامطلوب پايت ها شده و به سلولهاي اسپرم آسيب مي رساند.

 

عادت خوب 5 :

پس از ذوب اسپرم از آن در برابر تغييرات دماي محيطي محافظت كنيد. شوك سرما زماني روي ميدهد كه اسپرم ذوب شده در معرض كاهش ناگهاني دما قرار گيرد. تا مدتها تصور مي شد كه شوك سرما فقط در ماه هاي سرد سال فاكتور مهمي مي باشد ولي اهميت آن در ماه هاي گرم سال نيز اثبات شده است.

به عنوان مثال فرض كنيد در يك صبح تابستاني و گرم دماي هوا c ْ21 است و اين دما از نظر ما مطلوب مي باشد. اما اين دما براي سلول اسپرم كه از ظرف ذوب c ْ35 خارج شده و در دماي محيط قرار گرفته به طور ناگهاني يك كاهش دماي c ْ14 را ايجاد كرده و سلولها را دچار شوك سرما مي كند. حال بايد در نظر داشته باشيم كه اگر عادتهاي خوب براي جلوگيري از شوك سرما در تمام طول سال تمرين شوند ديگر نياز نيست براي مواجهه با دماهاي پايين تر در فصول سرد سال نگران بود. اين عادتهاي خوب عبارتند از:

الف) در يك محيط گرم و مناسب اسپرم را ذوب كرده و تفنگ تلقيح را آماده كنيد.

ب) قبل از آماده كردن و قرار دادن پايت در تفنگ تلقيح آن را با مالش دستها گرم كنيد.

ج) تفنگ تلقيح آماده شده را پس از جاسازي پايت در يك حوله كاغذي پيچيده و يا از غلافهاي يكبار مصرف براي عايق بندي آن استفاده كنيد.

د) تفنگ تلقيح آماده شده و پوشش محاظ آنرا براي عايق بندي بيشتر مي توانيد در پيراهن خود جاسازي كنيد.

تذكر : تفنگ آماده تلقيح را زماني كه براي تلقيح به سمت گاو مي رويد با دهان خود حمل نكنيد!

عادت خوب 6 :

بايد در كار تلقيح مصنوعي مديريت زمان داشته و مدت زماني كه گاو را تلقيح و اسپرم را تزريق مي كنيد اندازه بگيريد. عجله در كار و انجام سريع تلقيح مي تواند منجر به ريختن نامناسب اسپرم در رحم گردد. مثلاً بيشتر اسپرم در يك شاخ رحم و يا سرويكس تخليه شود. همچنين ممكن است به جدار داخلي رحم آسيب برسانيد. انجام صحيح و بدون عجله تلقيح ممكن است فقط چند ثانيه بيشتر طول بكشد. پس بهتر است بدانيم كه انجام سريع كار هميشه بهتر نيست!

 

چگونه عادتهاي بد شكل مي گيرند؟

به طور ميانگين يك پايت حاوي حدوداً 25-20 ميليون سلول اسپرم مي‌باشد. به هر حال فقط يك سلول اسپرم براي نفوذ به سلول تخم و لقاح نيازمند است. ميانبر زدن ها در پروسه نگهداري اسپرم مي تواند سبب تخريب ميليونها سلول اسپرم شوند. اما اگر تعداد كافي از سلولها زنده مانده و به اويداكت برسند قادرند موجب لقاح شوند.

در صورتي كه شما در پروسه تلقيح مصنوعي ميانبر زده و آبستني حادث شد اين امر مي تواند موجب بروز يك احساس كاذب در شما شود كه فكر كنيد ميانبري كه زده ايد تأثيري روي باروري نداشته است و مدام آنرا تكرار كنيد. و در اينجا بايد با اطمينان بيان كرد كه عامل شانس در اين پروسه بسيار مؤثر بوده و نبايد از خاطر برد كه هميشه اوضاع بر همين صورت نبوده و ممكن است آبستني رخ ندهد. در پايان بايد به اين نكته اشاره كرد كه در رقابت طولاني سلولهاي اسپرم بهترين راه براي حفظ باروري بالا حفظ تعداد سلولهاي اسپرم زنده در هر پايت از زمان خريدن پايت تا زمان تلقيح گاو است.

 

ترجمه : مهران خورشيد

(دانشجوي سال آخر رشته دامپزشكي)

نويسنده : Mel DeJarnette

منبع : سايت هاي دامپزشكي
number one
2007-Sep-17, 19:28
مكانیسم اثر آنتی بیوتیك ها در تسریع رشد دام و طیور و كیفیت گوشت

تا كنون فرضیه های گوناگونی در زمینه مكانیسم اثر آنتی بیوتیك ها در رشد مطرح شده است كه در اینجا به ذكر آنها خواهیم پرداخت: اولین و مهم ترین وظیفه ای كه توسط اغلب محققین برجسته مورد تائید قرار گرفته است، تاثیر آنتی بیوتیك ها بر روی فلور میكروبی روده و معده می باشد.


به طور كلی میكروفلور روده پنج وظیفه عمده را به عهده دارد:
· بر روی رشد میزبان اثر مستقیم دارد.
· احتیاجات غذایی میزبان را تحت تاثیر قرار می دهد.
· مورفوژنز دستگاه گوارش را متاثر می سازد.
· بر روی محتویات دستگاه گوارش اثر كرده و تغییرات اساسی در تركیب آنها پدید می آورد.
· نقش فعالی در پیشگیری از تشكیل كلنی های میكروبی ایفا می كند.
چنانچه آنتی بیوتیك ها را به صورت مكمل غذایی مورد استفاده قرار دهند به هیچ وجه فلور میكروبی روده از بین نخواهد رفت. البته آنتی بیوتیك ها كم و بیش بر روی رشد و نمو میكروارگانیسم های مختلف موثر می باشند و این تاثیر غالباً به صورت انفرادی ظاهر می شود. مشاهده شده است كه با اضافه كردن آنتی بیوتیك به جیره غذایی نسبت باكتری های كولی به لاكتوباسیل ها زیاد شده و تعداد كلوستریدی ها كاهش یاقته است.
آنتی بیوتیك ها نه فقط بر روی انواع میكروب ها موثر می باشند، بلكه ممكن است متابولیسم مواد را نیز تغییر دهند. به طور مثال كلرتتراسیكلین از عمل دآمیناسیون و دكربوكسیلاسیون اسیدهای آمینه جلوگیری كرده و تجزیه كلین(Cholin) و گلوكز(Glucose) را كندتر می نمایند.
در مورد اثر آنتی بیوتیك و یا مكانیسم تاثیر آن در تغذیه حیوانات نه فقط تغییرات فیزیولوژیك فلور میكروبی دستگاه گوارش و متابولیسم مواد باید در نظر گرفته شود، بلكه تاثیر مواد آنتی بیوتیك بر روی میكروارگانیسم های مضر و بیماری زا نیز مورد توجه قرار گیرد. اولین بار Carton تاثیر بهداشتی آنتی بیوتیك را گوشزد نمود و ثابت كرد كه برخی از امراض گوارشی خوك را می توان با اضافه كردن مواد آنتی بیوتیك به غذا درمان نمود و به این وسیله سرعت رشد حیوان را افزایش داد.
رابطه بین رشد و نمو و محیط آلوده را بسیاری از دانشمندان گوشزد كرده اند و نتایج مختلفی كه اغلب به دلیل اضافه نمودن آنتی بیوتیك به غذا گرفته شده می توان تا اندازه ای به این موضوع مربوط دانست. مثلاً در موقع تغییر محل و جابجا كردن دام مدت زمان معینی لازم است تا حیوان بتواند خود را با شرایط محیط تازه و گونه میكروبی محیط جدید منطبق نماید. اثر آنتی بیوتیك موقعی بهتر نمایان می شود كه این حالت تعادل میكروبی یا هنوز كامل نشده و یا اینكه آلودگی بسیار زیاد باشد. از طرف دیگر چنانچه كودهای حیوانی استریل نشده را به حیوان بخورانند رشد و نمو آن حیوان كم شده و ممكن است اختلالاتی در او ظاهر شود. در صورتی كه كودهای استریل این تاثیر منفی را ندارند و به همین دلیل اثرات مثبت آنتی بیوتیك ها موقعی بیشتر نمایان می شود كه حیوانات جوان را به طویله های قدیمی و كثیف انتقال دهند. آزمایش نشان داده است كه اضافه وزن جوجه های گوشتی در لانه های قدیمی و با غذای بدون آنتی بیوتیك كمتر از دسته شاهد و در لانه های مدرن و جدید بوده و با اضافه كردن مواد فوق به جیره این تفاوت به حداقل رسیده است. البته ممكن است ایر اثر در لانه های جدید و مدرن هم مثبت باشد ولی باید در نظر داشت كه اینگونه لانه ها نیز خطر ابتلا به میكروب های مختلف وجود خواهد داشت؛ بخصوص در مواردی كه پرورش و تغذیه حیوان كاملاً بهداشتی نبوده و باقیمانده غذا در در دانخوری ها فاسد شده باشد.
آنتی بیوتیك ها و كیفیت گوشت
قسمتی از اضافه وزن دام ها به ازدیاد گوشت، چربی و یا مقدار آب موجود در اعضاء آنها ارتباط دارد. نتایجی كه از افزودن آنتی بیوتیك ها به غذا و اثر آب در اضافه وزن بدست آمده است، نشان می دهد كه اضافه وزن حیوان در نتیجه ازدیاد سلول ها و مواد پروتئینی بوده است. البته در بعضی مواقع نیز اضافه وزن در نتیجه ازدیاد چربی به خصوص چربی زیر پوست (خوك) می باشد كه علت آن را می توان به شرح زیر توجیه كرد:
آنتی بیوتیك بر روی رشد و نمو موثر است ولی در حیواناتی كه رشد ونمو آنها پایان یافته این اثر محسوس نیست.
هرچه سن حیوان بیشتر باشد مقدار چربی بدن بیشتر شده و در این حالت اضافه وزن در نتیجه تجمع چربی حاصل می شود.
اثر آنتی بیوتیك ها با نوع جیره غذایی متفاوت است، چنانچه مقدار پروتئین جیره كم باشد گوشت كمتری ایجاد شده و برعكس چربی گوشت و چربی زیر پوستی بیشتر می شود و چنانچه مقدار پروتئین جیره غذایی متعادل باشد تغییری در نسبت گوشت به چربی ایجاد نمی گردد. با زیاد شده پروتئین جیره غذایی تفاوت بین وزن مخصوص بدن در دو جیره با آنتی بیوتیك و بدون آن كم می شود، به طوری كه اگر درصد پروتئین بدن 18 تا 20% باشد این تفاوت به صفر می رسد و در مورد مقدار چربی نیز به همین صورت است.
با اضافه كردن آنتی بیوتیك به جیره غذایی طعم و مزه گوشت تغییر نمی كند، بلكه سن حیوان و تركیب جیره عامل این تغییر به شمار می آیند.
به طور خلاصه با توجه به خصوصیات ویژه ای كه در فوق ذكر شد می توان اذعان داشت كه آنتی بیوتیك ها مخصوصاً آنهایی كه مانند باسیتراسین به میزان مناسب در محیط روده ها ترشح می گردد، با از بین بردن كلنی های میكروبی ناخواسته و غیرضروری باعث می شود كه مواد معدنی و ویتامین ها و اسیدهای آمینه ای كه برای رشد و افزایش وزن بدن و تولید حیوانات ضروری می باشند در شرایط بهتری جذب شده و از زایل شدن و به مصرف رسیدن این مواد توسط میكروب ها جلوگیری می شود. به طور كلی آنتی بیوتیك هایی كه به طور فعال در محیط روده ها ترشح می شوند در افزایش رشد حیوانات تاثیر بسیار كمتری دارند.
آنتی بیوتیك ها ممكن است باعث مصرف بیشتر غذا و آب در حیوانات گردیده و از این طریق وزن بدن آنها را افزایش دهند. این مسئله از جمله در طیور گوشتی كه از باسیتراسین به عنوان مواد افزودنی استفاده می كنند مشاهده می شود و میزان مصرف غذا تا حدود 27% افزایش می یابد.
آنتی بیوتیك ها ممكن است جذب و یا دسترسی به مواد ضروری در رشد را در حیوانات تسهیل بسازند. این مسئله به خصوص در مورد ویرجینامایسین كه جذب مواد غذایی از جمله روی، منگنز، فسفر و مس را در طیور تسهیل می سازد، صدق می كند. یكی از مهم ترین فرضیه هایی كه اغلب محققین نیز آن را از جنبه هایی مورد تائید قرار داده اند، این است كه آنتی بیوتیك ها به این دلیل رشد را در حیوالانات افزایش می دهند كه عفونت های مخفی و پنهان را در آنان از بین می برند. این موضوع بویژه در مورد طیور از اهمیت فراوانی برخوردار است، زیرا كه جوجه ها به خصوص در چند روز اول زندگیشان نسبت به انواع عفونت ها شدیداً حساس بوده و در نتیجه بروز عفونت در بدنشان دچار كاهش وزن و از دست دادن آب بدن و لاغری مفرط می شوند و بدین ترتیب ضایعات جبران ناپذیری ایجاد می گردد. ولی در اثر بكار بردن آنتی بیوتیك ها این روند متوقف شده و رشد در جوجه ها افزایش می یابد.
به طور كلی مواد افزودنی ضدباكتری از عفونت های پنهان و آشكاری كه در حیوانات ایجاد می شود جلوگیری می كنند و از این طریق علاوه بر اینكه رشد را در آنها افزایش می دهند ار بروز خسارات اقتصادی غیر قابل جبران نیز جلوگیری می نمایند.
منابع:
1-غذای دام و طیور(اصول تغذیه دام و طیور)، مولفین: دكتر محمود شماع، دكتر هوشنگ ساعدی، دكتر كریم نیكپور تهرانی، انتشارات دانشگاه تهران
2-Titus Harry W. & Fritz Jaines C.(1997), The Scientific feeding of chickens. 5th Ed. Publ. The interstate, Illinoise.
number one
2007-Sep-17, 19:29
مواد افزودنی و نقش آنها در تغذیه دام

مقدمه:
امروزه سازمان و اداره كل نظارت بر امور مواد غذایی و دارویی كشورهای مختلف جهان(FDA) با مصرف بیش از صدها محصول مختلف از این نوع مواد تحت شرایط خاصی موافقت نموده­اند.
مواد افزودنی به دلایل متعددی در تغذیه دام و در جیره غذایی آنها به كار می روند.
برخی از آنها با بیماری­های دام مبارزه نموده، بعضی حیوانات را از آلودگی، عفونت و بیماری­ها رهانیده، برخی از فساد و نابودی غذا جلوگیری بعمل آورده و سرانجام تعدادی از آنها در افزایش كیفی و كمی فرآورده­های دامی مانند شیر، گوشت و تخم­مرغ نقش مهمی را ایفا می­نمایند. متاسفانه بعضی از این مواد می­توانند بقایای دارویی(Residues) مضری را در فرآورده­های دامی برجا گذارند. به همین دلیل بیش از نیمی از این محصولات دارویی و تركیبات شیمیایی كه مورد تائید و موافقت FDA هستند دارای یك زمان بازپس گیری دارویی (زمان قطع دارو) خاص می باشند كه به خاطر حفظ ایمنیت و سلامت مصرف كننده باید توسط تولیدكنندگان محصولات دامی مورد توجه قرار گیرد.
هنگام استفاده از یك ماده افزودنی سئوالات زیر مورد پرسش واقع می شوند:
1- نیاز مبرم و خاص ما از حیوانات چیست؟ به عنوان نمونه نیاز خاص ما از حیوان افزایش هرچه بیشتر فرآورده های آنهاست.
2- آیا ماده افزودنی مورد استفاده دارای یك زمان(زمان قطع دارو) بازپس­گیری دارویی خاص(Drug withdrawal time) می باشد؟ به عبارت دیگر آبا بقایای دارویی(Residues) این ماده در فرآورده­های دامی مسئله ساز است یا نه؟ معمولاً اغلب محصولات دارویی و مواد افزودنی قبل از آنكه حیوان كشتار شود و گوشت آن به مصرف برسد و یا قبل از آنكه فرآورده های تولید شده دام، نظیر شیر و تخم مرغ به معرض فروش برسد باید از جیره غذایی دام حذف شود.
3- آیا ماده افزودنی می­تواند در تركیب با مواد افزودنی دیگر مورد استفاده قرار گیرد یا نه؟ سازمان و اداره كل نظارت بر امور غذایی و دارویی در این زمینه دارای اصول و ضوابط محكم و صریحی است كه باید مورد توجه تولیدكنندگان قرار گیرد.
4- بهترین و مناسب­ترین شكل ماده افزودنی مورد استفاده چگونه است؟ شكل فعال یك محصول ممكن است پایدارتر از انواع تجاری و رقابتی آن محصول بوده و آسان تر مورد استفاده قرار گیرد.
5- سرانجام آخرین سئوال مسئله ارزش ماده افزودنی است كه تا چه اندازه می­باشد. در اغلب موارد ارزش حقیقی یك ماده افزودنی را تا زمانی كه مورد استفاده قرار نگرفته نمی توان تعیین نمود. معیار نهایی برای ارزیابی و سنجش یك ماده افزودنی، حصول درآمد و سودی است كه بیشتر از ارزش خود ماده افزودنی می­باشد. به طور مثال اگر یك ماده افزودنی، تولیدی را به ازای هر دام یك واحد افزایش دهد و بهای خود آن ماده نیز یك واحد به ازای هر دام باشد بدیهی است در این صورت هیچ­گونه نفع مالی از مصرف كننده این ماده غذایی برای تولیدكننده حاصل نگشته است، بنابراین لزومی ندارد كه از آن استفاده شود.

تقسیم بندی مواد افزودنی
مواد افزودنی بر اساس چگونگی عملكردشان(مكانیسم اثر) به شرح زیر دسته­بندی می گردند:
1- مواد افزودنی كه موجب افزایش طلب و اخذ غذا و نیز انتخاب آن توسط حیوان می­شوند.
آنتی­اكسیدان­ها و طعم­دهنده ها به مواد غذایی در این گروه جای می­گیرند. آنتی­اكسیدان ها از فساد چربی­های غیر اشباع و نیز تجزیه ویتامین های محلول در چربی(K، E، D و A) جلوگیری بعمل می آورند. در غذا و جیره هایی كه میزان درصد چربی آنها زیاد است معمولاً از آنتی­اكسیدان­ها استفاده می­شود. ویتامین E، اتوكسی­كوئین(Ethoxyquin) و بوتیلات هیدروكسی­تولئن(BHT) و ویتامین C از آنتی اكسیدان­های مرسوم در مواد غذایی می­باشند.
2- مواد غذایی كه رنگ و كیفیت فرآورده­های دامی را بالا می­برند.
گزانتوفیل­ها رنگدانه­هایی هستند كه در تغذیه جوجه­های كبابی از آنها استفاده می­شود. در ضمن، اكسی­تتراسیكلین باعث بهتر شدن كیفیت پوسته تخم مرغ در طیور می­شود.
3- مواد افزودنی كه وضعیت سلامتی حیوان را تحت تاثیر قرار می دهند.
تركیبات ضد نفخ، زغال(كربن فعال) و داروهای ضد قارچ و ضد الكل(مانند آنتی كوكسیدیوزها و آنتی­سالمونلاها) همه به این گروه مربوط می­باشند.
4- مواد غذایی كه موجب تغییرات متابولیسم بدن می شوند.
هورمون­ها و تركیبات مشابه هورمونی، دی­استرول­دی­استات یك تركیب صنعتی است كه به غذای جوجه­های كبابی اضافه شده و باعث افزایش وزن و بهتر شدن كیفیت لاشه می­شود.
5- مواد افزودنی كه تسهیلات هضم و جذب غذا را فراهم می­سازند.
مواد افزودنی كه باعث افزایش تولید و رشد می­گردند در این گروه جای می­گیرند. این مواد شامل آنتی­بیوتیك­ها، تركیبات آرسنیكی و دیگر تركیبات شیمیایی محرك رشد می­باشند.

منابع:
1-غذاهای دام و طیور(اصول تغذیه دام و طیور)، مولفین: دكتر محمود شماع، دكتر هوشنگ ساعدی، دكتر كریم نیكپور تهرانی، انتشارات دانشگاه تهران.
2-Titus Harry W. & Fritz Jaine SC.(1997), The scientific feeding of chickens. Fifth Ed. Publ. The interstate, Illinoise.
number one
2007-Oct-19, 16:18
بيماري سل گاوی

بيماري سل در گاو با ايجاد توبركلهاي پيشرونده در اندامهاي مختلف بدن مشخص مي گردد . علاوه بر گاو ، انسان ، بز و خوك نيز نسبت به آلودگي با عامل مسبب سل گاوي حساس بــوده و گوسفنــــد و اسـب نوعي مقاومت طبيعي را نشان مي دهند . در گاو منشا اصلي آلودگــــي گاوهـاي آلوده مي باشــند . ميكــروب سـل از طـريق هــواي تنفســي ، خلط ، مدفــوع ( هم از طريق جراحـــات روده اي و هم از طريق خلط بلع شده از جراحات ريوي ) ، شــير ، ادرار ، ترشحات رحــمي و واژن و همــچنين از طريق ترشحــات عقــده هاي لنـفي باز شده به محيـط دفع مي شود . گاوهـاي با جراحت پيشـرفته بيماري ( كه باسيلها از طريق اين دســته دامها به نوعي با جـريان هواي تنفسي ، پوست يا لومن روده در ارتباط هستند ) انتشار دهنده هـاي مشخص بيـماري هستند . گاوهائي كه در مرحله اول بيماري هسـتند ممكن است قبل از اينكه هر گونه جراحتي نشان دهند ، مايكو باكترياي زنده را از طريق موكوس بيني و ناي خود دفع كنند . در شرايط تجربي 90 روز پس از ايجاد آلودگي ، گاوها ميكروب سل را به محيط دفع كرده اند .

بطور معمول راه ورود ميكروب از طريق تنفسي يا گوارشي است . راه تنفسي دروازه هميشگي ورود باكتـري در گاوهائي است كه در جايگاه بسته ( گاوداري ) نگاهــداري مي شوند . اين راه حتي در گاوهاي موجــود در چراگا هها نيز روش انتقال آلودگي است . ايجاد آلودگي از طريق گوارشـي در چراگاهها بعلت اينكه مدفــوع ميتواند غذا و آب آشاميــدني را آلــوده كند ، محتمل تر است . تحت شرايط طبيــعي آبهاي آشاميدني راكد تا 18 روز پس از استفاده آب توسط يك دام مسلول ، ميتواند آلوده باقي بمانند . البته بايد در نظر داشت كه بنظر نميرسد جريانهاي آب جاري منشا مهم آلــودگي براي گاوهاي موجود در گاوداريهــاي مسير باشد . نوشيدن شير آلــوده بوسيله دامهــاي جوان يكي از روشهاي معمـول انتشار بيماري سل است . آلودگي داخل رحمي ( از راه جفتگيري ) و آلودگي داخل پستاني ( با استفاده از سيفونهاي آلوده پستاني يا از طريق فنجانكهاي آلوده ماشينهاي شيردوش ) از راههايي هستند كه كمتر معمول مي باشند .
در دامداريهايي كه دامها بطور متراكم نگهداري مي شوند احتمال انتقال آ لو دگي بيشتر مي باشد . در گاوهاي گوشتي شدت آلودگي كمتر است كه علت آن وضعيت نگهـــداري آنها مي باشد . با وجود اين هر گاه گاوي مبتلا به گله هاي گوشــتي وارد شود و چنانچه گاوهاي گله از بركه هاي آب راكــد آب بنوشـند ( خصوصا در طي فصول خشك ) ممكن است نسبت ابتلاء در گله فوق بالا باشد . گاوهاي زبو ( براهمن ) در مقايسه با گاوهاي اروپائي در برابر بيماري سل مقاوم تر بوده اما در شرايط نگهداري متراكم تا 60 درصد گاوهاي زبو ميتوانند به بيماري مبتلا شوند .
بزها كاملاً نسبت به عامل سل گاوي حســاس بوده و چنانچه در مجاورت گلــه هاي گاو آلوده قرار گيرند بروز بيـــماري ميتواند تا 70 درصد نيز برســد . گوسفنـــدان بعنوان دامــي مقاوم در نظـــر گرفته مي شود اما تحقيقات انجام شده در نيوزلند نشان داده است كه بيماري سل ميتواند در گوسفندان نيز شيوع داشته باشد بطوريكه تا 5 درصد گله ها را آلوده نمايد .
در اسب بيماري سل بندرت حادث شده كه علــت آن مي تواند به اين دليل باشــد كه اسبها كمتر در معرض آلودگي به باكتري سل هستند . البته نقش مقاومت طبيعي نيز بعنوان علتي ديگر ذكر شده است .
همچنين بيماري سل ممكن است در گوزن ، آهو ، گاوميــ ، شتر ، ميمـــون و ساير حيوانات يك منطقه و همچنين پرندگان حادث شود و همه حيوانات فوق ميتوانند بعنوان منشا آلودگي براي گاو محسوب گردند . در كشور انگلســـتان شيوع بيماري ســـل در گور كنها گزارش شده است و اين حيوانات در اپيدميولوژي بيماري سـل در گاو نقش دارند . در نيوزلند نيز پوسومها وضعيت مشابهــي همانند گوركنهــا را داشته اند . پوســومها نسبت به مايكوباكتريوم بســـيار حساس بوده و بعنوان منشا مهم آلودگي براي گاوها مي باشند .
بيماري سل در تمامي كشورهاي دنيا حادث شده و خصوصـاً در گاوهــاي نژاد شيري حائز اهميت فراوان است . صرف نظر از مرگ ومير ناشي از بيماري سل ، در حيوانات آلوده به مايكو باكتريوم بوويس 25-10 درصد از ميزان توليد شير كاهش مي يابد .
بيماري سل گاوي از نقطه نظر بهداشت عمومي در جوامع انساني نيز حائز اهميت است . راحتي و فراواني انتشار عامل مسبب بيمــاري سـل از حيوانات به انســان ، خصوصاً در محيطهايي كه بيماري سـل گاوي تحت كنترل نميباشد ، ميتواند اين بيـماري را به يك بيـماري مشترك مهم تبديل نمايد . آلودگـي به عامل سل در انسانها بواسطه نوشيـــدن شير آلوده در بچه ها ايجاد مي شود . البته انتقال آلودگـي ميتواند از راه تنفسي نيز صورت ميگيرد . با پاستوريزاسيون شير خطر انتقال آلودگي ميتواند تقريباً بطــور كامل از بين برود . همچنين ابتلاء به بيماري سـل در بين حيوانات باغ وحــش اهميت بعد بهداشـت و سلامت عمومي جوامع انســاني را بيشتر مي سازد .
عامل مسببه سل گاوي مايكو باكتريوم بوويس ( راسته اكتينو ميستال ، خانواده مايكو باكترياسه و جنس مايكوباكتريا ) است . باكــتري فوق در برابر حرارت ، خشـكـي واغلب ضد عفوني كننده ها مقاوم مي باشد . تابش مسـتقيم نور خورشيد ميتواند باعث تخريــب باكتري گردد ( مگر در محيطهاي مرطوب ) . مايكو باكتريوم بوويس در گرما ، رطوبت ميتواند به مدت هفته ها زنده باقي بماند .
مايكو باكتريوم بوويس بطور كلي ساختمــان يك باكتــري را داراست . اما اين باكتـري همانند همه مايكو باكتريومها ديواره سلولي بسيار ضخيمي دارد . عموماً يك مايكوباكتريوم در لايه سطحي خود از يك كپســـول منتشــر ، يك ديواره دو لايه اي و غشاء پلاسمائي تشكــيل شده كه احتمالاً بقاء ميكروب را در محيطهاي نامساعد ( چه در محيط و چه در داخل سلول ميزبان )حفظ ميكند . اجزاء ديواره سلولي خصوصاً اسيد مايكو ليك باعث حفظ رنگـــهائي نظير كربول فوشين بوده و همچنين مقاومت باكتري در هنگام رنگ زدائي بوسيله اسيـــدهاي رقيق را سبب ميشوند . اگر چه بايد دانست اسيد فاست بودن پديده اي نيست كه محدود به مايكو باكتريومها باشــد بلكه در گونه هاي ديگــــري همــاننــد نوكارديا ، كورينه باكــتريوم و رودو كوكوس نيز وجود دارد .
ديواره سلولي مايكو باكتريومها از نظر ساختمان شيميائي تركيبي از پپتيدو گليكان ، آرابينو گالاكتان و اسيد مايكـوليك و همــچنين ليپيدهائي همــانند مايكوزيدهـا ، Cord . Factor و سـولفاليپيدها بوده كه اين اجـــزاء ديـــواره سلولــي در پاتوژنز باسيلهاي سلــي نقــش دارند. ( با اينكه پاتوژنيسيته مايـكوباكتريوم توبركولوزيس بوجــود فاكتورهــاي گوناگون ليپيدي وابسته است اما تا به امروز مكانيسمي كه تــوسط آن باسيلهـاي سلي از فعاليت ليتيك فاگو سيتوز فرار مي كنند ، شناخته نشده است . ) پپتيدو گليكان كه اسكلت ديواره سلولــي را شكل مي دهــد شامــل اسيدN گليسرول موراميك وN استيل گلوكز آمين ( اتصال يافته بوسيله اسيدهاي آمينه ) ميباشد . اين ساختمــان شبكه مانند ( پپتيدوگليكان ) بوسيله آنزيم ليززوزيم شكافته شده و در بيشتر ترشحــات ميزبان حضـــور پيدا ميكند و در نهايت دي پپتيـــد موراميل ( M D P ) توليد شده كه فعاليت ايمونولوژيك قوي دارد . ميزان جزء ليپيدي مايكو باكترياها بالا است و احتمالاً در حدت و ايجاد واكنــش ايمونولوژيك در برابر آلودگي نقشي مستقيم بعهــده دارند . البته بعلت پيچيــدگيهــاي اين ليپيــدها هنــوز مفهومــي درست از نقش و ساختمــان آنها بدست نيامده است . خاصيت هيدروفوبيسيتي ( آبگريزي ) ليپيدهاي موجود در ديواره سلولي ممكـن است نقشي مهم را در مقاومت دهيدراتاسيون و بقاء ارگانيسم در شرايط نامســاعد ايفاء نمايد . ليپيدهاي مايكوباكتريال شامل اسيدهاي مايكوليك ، گليكوليپيدها و واريته هاي ديگر ميباشد . اسيدهاي مايكوليك از اسيدهــاي چرب منشـعب شده و در مايكــو باكتريوم ، نوكارديا و كورينه باكتريوم يافت ميشوند . اما وجــود اختلافــات عمده اي كه در الگـــوهاي اين ليپيدها وجود دارد امكان ايجاد يك سيستم تشخيصي ( بشتر براي مايكو باكتريها ) را بر اساس آناليز ليپيدها بوسيله تكنيك كروماتوگرافي لايه نازك فراهم آورده است . گليكو ليپيدهاي مايكوباكتريومها خصوصاً سولفاليپيدها احتمالاً با حدت باكتري ارتباط داشته اما اين ارتباط ،‌ رابطه اي ساده نيست . ممكن است سولفاليپيد ها مانع از تشـكيل ليزوزوم – فاگوزوم شده و يا ليز باكتــــري در فاگوسيتها را ممانعت كننــد . سولفــاليپيدي بنام Cord Factor ( 6 و6 دي مايكول ترهالوز ) از مايكو باكتريوم بوويس و مايكو باكتريوم توبركولوزيس حدت دار جدا شده و اعتقاد بر اين است كه بطور عمــده بعنوان فاكـتور حدت بوده زيرا بروشني داراي خــواص توكسـيك مي باشد اما عاملـي مهم در ايجاد بيماري نميباشد . از ساير ليپيدها ميتوان موم D هترو ژنوس را نام برد كه در مايكو باكتريوم توبركولوزيس شامل پپتيدو گليكــان بوده اما در مايكو باكتريوم بوويس پپتيدو گليكان كمتري داشته و بيشتر محتوي ليپو پلي ساكاريد است . فعــاليت قوي موم D مربوط به حضـــور دي پپتيد موراميل بوده و توانائي ايجاد گرانولوماس را نيز دارد .
آنتي ژنهاي مايكو باكترياها : محدوده وسيعــي از فراكشـنهاي ( Fractions ) مايكوباكترياهــا ميتـوانند واكنشهاي ايمني همورال و وابسته به سلول را ايجاد كنند . فراورده هاي آنتي ژنيـك ( كه معمـولاً بصـورت محلول مي باشند ) شامــل آنتي ژنهاي سيتوپلاسمـي يا ذره اي هسـتند . استانفورد ( Stanford ) بر اســاس مطالعات خود بر روي آنتي ژنهاي محلول ( با استفاده از تكـنيك ايمنو ديفو زيون ) آنها را به چهــار گروه عمده تقسيم نموده است :
گروه1:آنتي ژنهائي كه بطور معمول در همه گونه هاي مايكوباكتريوم وجود دارند .
گروه 2:آنتي ژنهائي كه محدود به مايكوباكتريوم با رشد آهسته ميباشند .
گروه 3:آنتي ژنهاي موجود در مايكوباكتريوم با رشد سريع و نوكارديا .
گروه 4:آنتي ژنهاي ويژه در گونه هاي معين .
نشان داده شده است كه آرابينو گالاكتان در باسيلهاي سلـي ، در ساير مايكــوباكتريومها ، كورينه باكتريوم و نوكارديا حضور داشـته و يكـي از آنتي ژنهاي مشترك محسوب ميشود و پپتيدوگليكان ( C - مايكوزيدها ) فقط در كلني هاي صاف مايكو باكتريا وجود دارند .

پاتوژنز:
بيماري سل در بدن در طي دو مرحله انتشار مي يابد كه شامل كمپلكس اوليه و انشار بعدي ميباشد . كمپلكـس اوليه شامل ايجـاد جراحت در نقطه ورود ميكروب و همچنين در عقـده لنفاوي موضع مي باشد . معمولاً وقتي ميكروب از راه تنفسي وارد ميشود ايجاد جراحت در نقطه ورود معمـول است . و هنگامي كه راه ورود ميكروب گوارشي باشد در اينصـورت ايجاد جراحت در محل ورود ميكـروب امري غير معمـول است . اگر چه ممكن است جراحاتي در لوزه و دستگاه گوارش بوجود آيد . در بيشتر مـوارد فقط جراحات قابل مشـاهده در عقـده لنفاوي مزانتريك يا صـفاقي معمــول است . پس از گذشت زمــان 8 روز از ورود باكـتري ، كانون اوليه قابل مشاهده بوجـود مــي آيد . كلسيفيكاسيون جراحات در حدود دو هفته بعـد آغاذ ميشود . بزودي كانون نكروتيك پيشرفته بوسيله لنفوسيتها احاطه شده و بدينترتيب دانه سلـي مشخص شكل مي گــيرد . باكتري از كانون اوليه ( كه در نود تا نود و پنج درصــد موارد در گاو دستگاه تنفسي است ) به عقده لنفاوي ناحيه عبور ميكند كه سبب ايجاد جراحتي مشابه در عقده لنفي ميگردد . در گوساله هائي كه با شير آلوده به ميكروب سل تغذيه ميشوند احتمالاً كانون اوليه در عقده هاي لنفاوي مزانتريك يا حلقي ايجاد شده و جراحات كبدي عمدتاً بعنوان انتشار بعدي محسوب ميشود .
انتشار بعدي از كمپلكس اوليه ممكن است سل ارزني حاد را تشكيل داده و بدين ترتيب موجب ايجاد جراحات ندولار مجزا در اندامهاي مختلف بدن گرديده و يا ممكــن است موجب بروز سل مزمن در اعضاء بدن شود . در حالت اخير ممكن است در گيري عقده لنفي ناحيه اتفاق نيافتد . بر حسب محلي كه آلودگـي موضعي مي شود علائم باليني نيز متفاوت بوده اما هميشه بيمـاري بصورت پيشرونده مي باشد . البته همواره حالت توكسمـي پايدار بوجـود آمده و سبب ضعف تدريجي و لاغري و بالا خره مرگ دامها مي گـردد . در گاو ، گوسفند ، اسب و بز بيماري حالت پيشـرونده داشته و در گاو بيماري سل بطور تجربي با تزريق داخل وريدي مايكــو باكتريوم توبركولوزيس ايجاد گشته و علائم ايجــاد شده از پنموني سلـي تحت حاد تا سل عمومي مزمن و پيش رفته بوده است .


علائم باليني :
در برخي از گاوهــاي مبتلا به سـل ارزني ( با جراحات وسيع در بدن ) شكل ظاهـري دام عادي بوده اما لاغري تدريجي ( كه البته ربطي به بيماري ديگر نداشته باشد ) جلب نظر مي كند . تغيير در اشتها و دماي بدن و همچنين وضعيت موهاي پوست ( زبر يا صاف است ) ، آرام شدن تدريجي دام ، درخشاني وشفافيت چشمها از علائم عمومي است كه اغلب پس از زايش مشخص تر ميشوند . در آلودگي ريوي سرفه مزمن به علت برونكو پنوموني ( سرفه آهسته ، كوتاه ، مرطوب كه فشار گلو يا پس از فعاليت ايجاد ميـشود ) وجـود داشته كه در هنگام صبح و در هـواي سـرد بيشتر عارض ميشود . در مراحل پيشرفته كه بخش زيادي از ريه درگير است تنگي نفس توام با افزايش تعداد و عمق تنفس وجود دارد . ابتلاء عقده لنفـي ناي و مدياستن و بزرگ شـدن آنها مي تواند به ترتيب موجب دشـواري تنفسـي و جمع شدن گاز در شكمبه گردد . در بيشتر موارد سل رحمي ناشي از سل عمومي ( ورود ميكرب از خون به رحم ) بوده و ممكن است در باروري دام اثرات نامطلوب داشته باشد و يا چنانچه دام بارور گردد چند ماه پس از باروري سقط جنين حادث ميشود و اگر چنانچه گوساله بطور عادي بدنيا بيايد پس از مدت كوتاهي بر اثر سل عمومي تلف خواهد ميگردد . در گاوهاي مبتلا به سل رحمــي كه بارور نميشوند ممكــن است ترشحـات چركي مزمن ( حاوي تعدادزيادي باسيل سل ) از بدن دام ترشح شود كه اين حالت نسبت به هر گونه اقدام درماني مقاوم خواهد بود . در ورم پستان سلي بافت پستاني سفت و بزرگ شده و اين حالت معمولاً از ناحيه بالائي ( بويژه در قطعـات عقبـي )شروع ميشود . همچنين در آغاز شير از نظر ظاهـري تغيري نداشته اما در مـراحل بعدي دانه هاي ريزي در شير ايجـاد كه پس از مدتـي رسوب ميكند و مايع زلال و كهــربائي رنگ باقي ميماند كه پس از مدتي تنها همين مايع بجاي شير از پستان خارج مي شود .

علائم كالبد گشائي :
در گاو ، گوسفند و بز جراحات مشخصي قابل مشاهـده است . ممكن است گرانولوماس سلي در عقده هاي لنفاوي بخصوص در عقـده هاي لنفاوي برونشيال و مدياستينال و ساير اعضــاء بدن يافت شود . در ريه ها ممكن است آبسه هاي ارزنـي توسعه يافته و منجر به برونكـو پنوموني چركي شود . رنگ چرك از كـرم تا نارنجي بوده و غلظت آن از كرم غليظ تا پنير سفت متغير است همچنين ممكن است ندولهاي كوچكــي در پرده هاي جنب و صفاق مشاهده شود .
در تمام جراحات موضعي سلي ايجاد يك كپسول فيبروزي تحريك شده وجود دارد كه درجه كپســول دار شدن با ميزان رشد جراحت تغيير مـي كند . موارد عمومـي سل با حضـور سل ارزنـي ( جراحات كوچك ، شفاف و ساچمه مانند ) در بيشتر اعضاء بدن و يا بوسيله جراحات ريوي كه بخوبي كپسوله ويا پنيري نشده اند ، مشخص مي شوند . وجود برونكوپنوموني ياپرخونـي در اطراف جراحات ريوي بيشتر مربوط به موارد فعال بيمـاري است . در موارد تورم پستان سلي يا متريت سلي مترشحه بايد به انتشار شديد آلودگــي توجه داشت .
جراحات مزمن در بيماري سل بطور مشخص مجزا و ندولار بوده و محتوي ماده غليظ پنيري برنگ زرد نارنجي مي باشند كه اغلب آهكـي شده و بوسيله يك كپســول ضخيم فيبروزي احاطه شده اند . هرچند كه چنين جراحاتـي نسبت به جراحات باز به ميزان كمتري احتمال آلوده نمودن محيط را دارند اما دامهاي مبتلا به چنين جراحاتي از نظر اينكه ميتوانند منشا آلودگي باشند ، مهم ميباشند .

كنترل بيماري سل
كنترل بيماري سل در سطح گله بر پايه موارد زير استوار است :
1-اخراج دامهاي آلوده از گله : جهت انجام اين كار از تست توبركولين استفاده مي شــود كه در ايـران به روش تست مقايسه اي گاوها را تست سل مينمـايند . بايد توجه داشت كه بايد تمام دامهائي كه سنشان از 4 ماه ميگذرد مورد آزمايش قرار گيرند و آنهائي كه واكنش مثبت دارند به كشتارگاه اعزام گردند . در مورد دامهاي مشكوك بايد پس از گذشت 2 ماه از تست اول ، آزمايش مجددي را انجام داد و چنانـچه در مرحله دوم نيز دامي مشكوك بود به كشتارگاه اعــزام گردد . در تست اوليه بايد بدقت ، آزمـايشات باليني بر روي تمام گاوها صورت گيرد تا اطمينان حاصـل نمود كه مــوارد پيشرفته بيماري كه ممكــن است واكنش منفي نشان دهند ، در گله وجود ندارد .
2-رعايت مقررات بهداشتي : بايد آخور و آبشخور دامها را تميز نموده و با محلول پنج در صــد فنل و يا كرزول ضد عفونـي نمود . همچنين لازم است دامهاي مشكــوك را جهت انجام آزمايش مجدد از بقيه دامها جدا نمود . بايد توجه داشت كه پس از اعدام دامهاي مبتلا ، بيماري سل با ورود گاوهاي جديد و جايگزين وارد گله نگردد . و بايد گاوهـاي جايگزين از گلـه هائي خريداري شوند كه داراي گواهــي سلامت هستند و چنانچه چنين گله هائي وجود نداشته باشد بايد گاوهاي فوق را آزمايش سل نموده و بطور مجزا نگاه داشت و سپس 60 روز بعد مجدداً آنها را تست نمود . تغذيه گوساله هاي جايگزين با شير عاري از ميكروب سل ( پس از پاستوريزاسيون ) يا با شير گاوهاي سالم صورت گيرد . همچنين كارگران گاوداري نيز بايد مورد معاينه قرار گيرند زيرا ممكن است در اثر آلودگـي به مايكو باكـتريوم توبركولوزيس ، واكنش مثبت زود گذري در گاوهاي گله ايجاد نمايند . همچنين انسان ممكــن است بعنوان منشا آلودگي مايكو باكتريوم بوويس نيز باشد .


تست توبركولين :
امروزه در دنيا هنوز هم اساس همه طرحهاي ريشكني بيماري سل روش تست و كشتار ( و در كنار آن مراقبتهاي كشتارگاهي ) است . تست توبركولين به چندين روش انجام مي شود كه شامل موارد زير است :
1-تست بين جلدي منفرد ( Single I ntradermal Test )
2-تست Short Termal
3-تست Stormont
4-تست مقايسه اي يا Comparative Test در هنگام وجود بيماري ين يا واكسيناسيون بر عليه بيماري ين و يا وجود سل مرغـــي يا پوستي ( با عامل مايكـوباكتريومهاي ساپروفيت ) از تست مقـايسه اي استفاده ميشود . گاه بعلت وجود گونه باسيل سل انسـاني ( مايكو باكتريوم توبركولوزيس ) در گاو ، حسـاسيتي در هنگام تست ايجاد مي شود ، يعني گاو بوسيله كارگر مسلول واكنش مثبت پيدا مي كند كه با آزمايش فوق نمي توان اين دو نوع مايكـوباكتريوم ( بوويس و توبركولوزيس ) را از هم تشخيص داد . در ايران اساس طرح مبارزه با سل گاوي استفاده از تست مقايسه اي بين جلدي است .
در رابطه با بيماري سل و تست توبركولين توجه به نكات زير مهم ميباشد :
در رابطه با دامها ، منشا اصلي ايجاد آلودگي گاوهاي آلوده ميباشند و تمام دامهائي كه در برابر تست توبركــولين واكنش مثبت نشان ميدهند توانائي انتشار بيماري به حيوانات سـالم را دارند . معمولاً حساسيت توبركولين در دامها 6 هفته بعد از آلودگـي اوليه و در انسانها 10-2 هفته بعد از آلـودگـي ظاهر ميشود . البته زمان شكل گيري و بروز پديده حساسيت نسبت به توبركولين در انسان و حيوان بعد از ابتلا به عفونت سلي بستگــي مستقيم به تعداد باسيلهاي وارده به بدن و قدرت تكثير آنهــا دارد ، موقعي كه تعداد زيادي باسيل بيماريزا به يك بدن مستعد وارد شود ممكن است ظرف مدت 7-5 روز واكنش ياد شده مثبت شود .

بطور كلي دو گروه از گاوهاي آلوده مهم هستند :
الف :گاوهاي با جراحت پيشرفته بيمــاري كه باسيلهـا از طريق اين دسته دامهـا به نوعي با جريان هواي تنفسي ، پوست يا مجراي روده در ارتباط هستند و اين دسته از گاوها انتشار دهنده هاي مشخص بيماري هستند و ممكن است نسبت به تست توبركولين واكنش نشان ندهند .
ب :گاوهــاي در مـرحلـه اوليه بيمـاري قبل از اينكـه هر گـونه جراحـتي مشـاهده شود ممكــن است مايكو باكتريومهاي زنده را از طريق موكوس بيني و ناي دفع كنند .
واين دسته از گاوها تا6 هفته بعد از آلودگي به تست توبركولين واكنش مثبت نشان نمي دهند .

توبركولين :
بطور كلي عصاره ميكرب سل ( انساني ، گاوي ، مرغي ) توبركولين نام دارد. يكنوع توبر كولين بنام P. P. D ( Purifide . Protein . Derivative ) است . P. P. D به شكل زير تهيه ميگردد :
ابتدا باسيل سـل را در محيطهاي شيميائي كشت مـي دهند و سپس محصـول بدست آمده را بوسيله بخار در اتو كلاو ميكشند . در مرحله بعد حاصل را از صافيهاي مخصوص عبور داده و بوسيله اسيد تري كلرواستيك ته نشين مـي كنند . ماده بدست آمده را بطـور مكــرر شستشو داده و حاصـل را در محلولهاي تامپون تعليق مي كنند . آنچـه بدست مي آيد همان P. P. D است كه در تست توبركولين مـورد استفاده قــرار ميگيرد . هر سانتيمتر مكعب توبركولين P. P. D پستانداري محتوي 2 ميلــي گرم و P. P. D مرغي حاوي 0.5 ميلــي گرم پروتئين خالص است .

واكنش تست توبركولين :
در اينجا لازم است در ابتدا مروري اجمالي بر ساختمان پوست داشته باشيم .
ساختمان پوست :
پوست از سـه لايه تشكيــل شده است كه شامل اپيدرم ، درم و هـيپودرم مي باشد . اپيدرم از خارج بداخل شامل طبقه شاخي ( كراتين ) ، طبقه شفاف ( ماده كراتيني داراي سلولهاي پهن و فشرده فاقد هسته ) ، طبقه دانه دار ( 6-2 رديف سلول لوزي شكل وهسته دار ) ، طبقه خاردار ( چندين رديف سلول چندضلعي و بي قاعده وهسته دار ) ، طبقه زايشي ( شامل يك رديف سلول استوانه اي كوتاه ) ميباشد . درم از خارج بداخل شامل طبقه پردي ( شامل بافت همبند سست داراي رشته هاي كلاژن و الا ستيك ، سلولهاي فيبروبلاست و ماكروفاژ و ماست سل ، عروق خوني و اعصاب زياد ) و طبقه مشبك ( شامل بافت همبند سخت غير منظم داراي رشته هـاي كلاژن بيشتر و عروق خونـي كمتر ) است . هيپودرم از بافت همبندي ( داراي رشـته هاي الاستيـك و كلاژن و مقـادير زيادي بافت چربي و همـچنين عــروق خوني و لنفي و اعصاب و غدد عرق ) تشكيل شده است .
تزريق توبركولين بايد در ناحيه درم ( بين جلدي ) صورت گيرد . پس از تزريق در ظرف مدت 24 تا 72 ساعت واكنش ازدياد حساسيت تيپ تاخيري ( نوع 4 ) اتفاق مــي افتد . بدين شكل كه پس از تزريق آنتي ژن ( P . P . D ) در ناحيه بين جلد ( درم ) ، T سلهــاي حسـاس گــردش خـون ( در دام آلـوده ) با P . P . D تزريقي تماس يافته و نوعي واكنشهــاي ايمو نو لوژيك متوالي اتفاق مـي افتد كه هـجوم ( نفوذ ) لنفوسيتها و ماكــروفاژها را به محل تحريك آنتي ژنيـك به اوج خود مي رساند . اين هـجوم در يك دوره زماني 24 تا 72 ساعت اتفاق مي افتد . مراحل مختلف اين واكنشها بشرح زير است :
همانطور كه در ساختمان پوست شرح داده شد در ناحيه درم سلولهــائي بنام ماست سـل و ماكروفاژ وجود دارد كه نقش عمده اي را در تكوين واكنشهاي ايمنو لو ژيك ايفاء مي كنند بدين ترتيب كه پــس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، ماست سلهاي موجود در اطراف محل تزريق ، دانه هاي متاكروميزيا ( موكــوپلي- ساكاريدهاي سولفاته بصورت هپارين ، هيستامين و در برخي حيوانات سروتونين ) خود را آزاد كرده و در نتيجه باعث انبساط عــروق و افـزايش نفـوذ پذيري آنها مي شـوند و در نهايت اين عمــل باعث مي شود تعدادبيشتري T سل از عروق بطرف محل تزريق مهاجرت كنند . همچنين قرمزي و تورم سفت و سخت در محل تزريق ايجاد مي شود . اين عمل 24 تا 48 ساعت بعد از تزريق اتفاق مي افتد .
همچنين پس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، آنتي ژن تحت تاثير پديده فاگو سيتوز ( بيگانه خواري ) ماكروفاژها قرار مي گيرد و توسط اين سلولها هضم وتخريب مي شوند . جهت انجام اين عمل ماكروفاژ در مجاورت آنتي ژن قرار گرفته و به آن مي چسبد . چسبيدن بطــور مستقيم يا غيـــر مستقيم يعني با دخـالت گــيرنده يا رسپتورهاي عامل كمپلـمان و آنتي بادي انجام مي گيرد . به اين ترتيب كه عامل مكمل و پادتن ( I Gg ) موجود در محيــط ، سطح آنتـي ژن را مي پوشانـند و در اين حالت توسـط رسپتورهاي عامـل كمپلمان و آنتــي بادي گــرفتار مي شوند . سپس با پديده آندو سيتوز ، آنتي ژن در داخل فاگــو زوم بدام مي افتد . در مرحله بعد كيسه هاي ليزوزومي اطراف فاگو زوم را گرفته و غشائي ( Fusion ) بين فاگو زوم و ليزوزوم ايجاد شده تا فاگــو ليزوزوم شكـل گيرد . به اين ترتيب آنزيمهـا بر روي آنتي ژن ( يا باكتري ) ريخته شده و آن را متلاشي مي كنند 0
علاوه بر اين ماكروفاژها اولين مرحله از شناخت آنتي ژن را به عهده داشته و بعد از مراحـل ديگر پاسخ ايمني شكل مي گيرد . به اين ترتيب كه ماكــروفاژها آنتي ژن را با تمـاس مستقيم به لنفوسيتهـاي T عرضه مي كنند و پس از آن همه فعاليتها مستقيماً توسط اين سلولها شروع مي شود . جهت عرضه آنتـي ژن توسط ماكــروفاژ ابتدا آنتي ژن توسط ماكــروفاژ بلع شده ( قبلاً در اين ارتباط توضيح داده شـده است ) و سپس ماكروفاژ آن را خرد مي كند و بخشي از اين آنتي ژن را كه شامل 12-6 اسيد آمينه است در جايگاهي بنام شكاف ( Cleft ) در ملكول MHC جاي داده و ماكروفاژ در تماس مستقيم با T . cell قرار مي گـيرد . به اين ترتيب ماكروفاژ آنتي ژن را به T . cell عرضه مي كند . از طرف ديگر در سطح لنفوسيتهاي T نيز گيرنده هاي زيادي وجـود دارد كه يك نوع آن بنام T . C . R ( T . Cell . Receptor ) ، قادر به اتصال با آنتــي ژن عرضه شده است . T . C . R گليكــو پروتئينــي با وزن ملــكــولي 50-40 هــزار دالــتون و از خانــواده ايمنوگلبولينها است و از دو زنجيره ( بتا ، آلفا يا گاما، دلتا ) تشكيل شده و داراي دو بخش Constant يا ثابت ( C ) و Variable ( V ) يا متغير مي باشد . اما T . C . R خــود در كنار ملكـولي بنام CD3 ( كه در سطــح T . Cell است ) و به كمك M . H . C مي تواند آنتي ژن را بشناسد . بنابر اين در مجموع وقتي MHC/Ag به CD3/TCR متصل شود ابتدا آنزيمــي در غشاء بنام فسفـو دي استراز فعال مي شــود . فعال شدن اين آنزيم باعث مي شود فسفاتيديل اينوزيتول دي فسفات تحـريك شود و به دو مجمـوعه بنام دي آسيل گليسـرول و اينوزيتول تري فسفـات ( به اينوزيتول دي و بعد اينوزيتول مـنو فسفـات تبديل شـود ) تبديل مـي شـود فسفاتيديل اينوزيتول باعث مي شود معبر ( يونوفر ) Ca ++ در داخل غشاء باز شـــود و ديگر اينكه كلسيـم موجـود در رتيكـولو آندوپلاسميك را آزاد مـي كند . دي آسيل گليسرول آنزيم پروتئيــن كيناز C را فعـال مي كند كه باعث افزايش ورود كلسيم درداخل سيتوپلاسم مي شود . افزايش ميزان Ca ++ باعث فعال شدن گروهي از پروتئينها مي گردد كه امكـان نسخه برداري ( Transcription ) از روي گروهي از ژنها ( از جملـه ژن گاما ، انترفرون ، اينترلوكينها و … ) را فراهم مـي آورد و بدينترتيب مـواد نامبرده فوق توليد مـي شوند . هر يك از اين واسطه هاي توليد شده به نوبه خـود وارد عمل شده و بدين ترتيب باعث هجوم لنفوسيتها و ماكرو فاژها به محل تزريق مي شوند . تماس سيستم ايمني با آنتي ژن باعث مي شود آزاد شدن اين فراورده هاي حلال ادامه يابد .
number one
2007-Nov-16, 10:05
حفظ سلامت دستگاه گوارش در گاوهاي شيري

امروزه (H

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:11  توسط دکتربابایی  | 

4- اگر در غنى‏سازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بیشتر مى‏شود.

نكته‏هاى مهم در تغذیه دام
1- براى جلوگرى از نفخ دام باید كاه غنى‏شده را همراه با علوفه‏هاى خشك دیگر استفاده كرد. مقدار كاه غنى‏شده را براى گوسفند از دویست گرم و براى گاو از سیصد گرم در روز شروع مى‏كنند. كم‏كم این مقدار را بیشترى مى‏كنند.

2- سبوس به تنهایى، خوراك كنسانتره به حساب نمى‏آید. از دادن مقدار زیاد این خوراك به دام خوددارى كنید. زیرا باعث كم‏شدن چربى شیر مى‏شود.

3- آرد گندم براى تغذیه نشخواركنندگان مناسب نیست. چون پروتئین موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنین حركت شكمبه را كم مى‏كند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود
number one
2007-Sep-01, 12:16
اصول نمونه برداری از خوراك

اصول نمونه برداري و آناليز مواد اوليه خوراك

همان طور كه ميدانيم هزينه هاي مربوط به مواد اوليه خوراك دام و طيور بالاترين سهم را در تهيه يك تن دان شامل مي شود . براي درك بهتر اين موضوع در جدول زير درصد هاي مربوطه را ذكر مي نمائيم .
ميانگين درصد هزينه هاي مربوط به تهيه يك تن دان
نوع هزينه درصد هزينه
مواد اوليه 3/91
ساخت دان 05/7
هزينه هاي اجرايي 44/1
ساير هزينه ها 20/0
شايد اينطور تصور شود كه هزينه هاي انجام شده در خصوص نمونه برداري و آناليز نمونه ها سبب افزايش قيمت دان ساخته شده خواهد گرديد. در واقع اين امر بدين صورت نبوده ونتايج حاصل از انجام اين كار در كاهش هزينه ها نقش موثري دارد . فوايد حاصل از آناليز نمونه ها را ميتوان بطور خلاصه اينگونه طبقه بندي نمود:
1- با انجام آزمايش بر روي نمونه ها و پرداخت هزينه نه چندان بالايي مي توان مانع از خريد محموله هايي شد كه از كيفيت پائيني برخوردارند .
2- با انجام آزمايش بر روي مواد اوليه ،بسياري از سازندگان دان مجبور به استفاده از مواد اوليه مرغوب خواهند شد .
3- با جمع آوري اطلاعات مربوط به آزمايشات انجام شده مي توان بهترين فروشنده مواد اوليه كه جنس مرغوب مي فروشد را شناسايي نمود .
4- انجام آزمايش جهت شناسايي كيفيت مواد سبب كاهش تقلب و تخطي در ساخت دان خواهد شد .
5- با استفاده از نتايج آزمايشات مي توان جيره اي مناسب با ارزانترين قيمت تهيه نمود.
6- استفاده از آزمايشات و ارائه آن ، سبب افزايش اطمينان مشتري خواهد گرديد.
در جدول زير مواد اوليه و نوع آزمايشات مناسب و كاربردي جهت هر
يك از آنها ارايه مي گردد:
رطوبت پروتئين چربي فيبر كلسيم فسفر نمك مواد غير قابل صابوني شدن مواد غير قابل حل
ذرت X X X - - - - -
گندم X X - X - - - -
جو X X - X - - - -
سويا X X - X - - - -
سبوس گندم X X - X - - - -
پودر ماهي X X X - X X X -
صدف - - - - X - - -
كربنات كلسيم - - - - X - - -
دي كلسيم فسفات - - - - X X - -
منوكلسيم فسفات - - - - X X - -
چربي - - - - - - - - X
يادآوري برخي نكات مهم در امر نمونه برداري :
1- پس از هر بار ورود محموله جديد مواد اوليه ، نسبت به نمونه برداري و ارسال سريع آن به آزمايشگاه اقدام نمائيد.
2- پس از برداشت نمونه آن را به دو قسمت تقسيم نموده يك نمونه را جهت آزمايش ارسال كرده و ديگري را به عنوان شاهد (The check sample) نگهداري نمائيد.
3- هر نمونه ارسالي ميبايست داراي حداقل وزني برابر نيم كيلوگرم (ترجيحاً بيشتر ) باشد.
4- بر روي هر نمونه بايستي مشخصاتي از قبيل ، تاريخ ، شماره ، نام شركت يا شخص ، نام ماده ، نوع آزمايش درخواستي قيد گردد.
5- نمونه مورد آزمايش را سريعاً به آزمايشگاه ارسال نمائيد و نمونه شاهد را در محلي مناسب از نظر دما و رطوبت به شش ماه نگهداري نماييد .
6- تهيه دفتري به منظور ثبت مشخصات نمونه هاي ارسالي ، و نتايج كسب شده از آزمايشگاه ميتواند شما را در كنترل اطلاعات ياري نمايد.
7- در صورت كسب نتايج غير منتظره از نمونه هاي ارسالي ، مي توانيد از نمونه شاهد جهت كنترل آزمايشگاه و آزمايش مجدد استفاده نماييد
number one
2007-Sep-09, 15:12
دو قلوزايي در گاو شيري

دو قلوزايي در توليد مثل گاو شيري پيامدي غيرقابل اجتناب بوده و براي گاو شيري يك صفت نامطلوب محسوب مي شود زيرا به طور كل منجر به كاهش سوددهي و كارآيي توليد مثلي دام مي گردد. در يك مطالعه ضررهاي اقتصادي ناشي از هر تولد دوقلو در مقايسه با تولد تك قلو را بررسي كرده كه رقمي در حدود 108 دلار برآورد شده است. همچنين دو قلوزايي موجب كاهش عملكرد توليد مثل دام همراه با افزايش ميانگين روزهاي غيرآبستن دام (open days) و دفعات تلقيح به ازاي هر آبستني دام (services per conception) در طي دوره شيرداري پس از زايمان مي شود به علاوه ، اتيولوژي بسياري از بيماري‌هاي پيش از زايمان گاو مربوط به زايمان‌هاي دوقلو مي‌باشد
گاوهاي دوقلوزا از نظر مرده‌زايي ، جفت ماندگي‌، متريت ، جابه‌جايي شيردان، كتوز و اسيدوريا در خطر بالاتري بوده و وقوع (incidence) سقط جنين (12% در مقابل 3/29%) ، مرگ جنين گوساله (2/3% در مقابل 7/15%) كاهش وزن گوساله هنگام تولد (6/30% در مقابل 5/43%) و جفت ماندگي (7% در مقابل 34%) در موارد دوقلوزايي در مقايسه با تك قلوزايي بيشتر بوده كه اين امر احتمالاً مربوط به كاهش طول آبستني و افزايش وقوع سخت‌زايي ناشي از دوقلوزايي گاو مي‌باشد . همچنين بايد در نظر داشت كه ميزان حذف در گاوهاي دو قلوزا بيشتر است يكي از اثرات دوقلوزايي در گله كاهش تعداد تليسه‌هاي بارور موجود براي جايگزيني در گله شيري گزارش شده است. اين كاهش ناشي از افزايش مرگ و مير در زمان جنيني در گوساله‌هاي دوقلو و افزايش ميزان تولد گوساله هاي نر در نتيجه تولد گوساله هاي دوقلوي نر همسان (Homozygous) مي باشد .

مكانيسم‌هاي دوقلوزايي

گاو گونه‌اي تك قلوزاست (Monotocous) و اين به آن معني است كه در اكثر موارد يك آبستني موفق در گاو منجر به تولد يك گوساله تك قلو مي شود. مكانيسم فيزيولوژيكي موثر در تنظيم تعداد فوليكولهايي كه در طي هر موج فوليكويي به فوليكول رسيده (Dominant) تبديل مي شوند معمولاً موجب انتخاب يك فوليكول رسيده شده كه قادر به تخمك‌گذاري است. آغاز يك تخمك‌گذاري القاء شده يا طبيعي سبب تحريك عوامل موثر در آزاد شدن يك تخمك از يك فوليكول رسيده در زمان تخمك‌گذاري ، مي‌گردد. اگر كليه اين وقايع از زمان لقاح تخمك تا زمان زايمان به طور طبيعي روي دهد منجر به آبستني و تولد يك گوساله خواهد شد به هر حال امكان دارد كه 2 فوليكول از ميان گروه فوليكولهاي در حال رشد در موج فوليكولي به رشد خود ادامه داده و به فوليكول رسيده تبديل شوند كه به آن پديده كوداميننسي (Codaminancy) گويند . اگر عوامل محرك اختصاصي تخمك‌گذراي به طور طبيعي يا زماني كه فوليكولهاي كوداميننت حضور دارند فعال شوند . 2 تخمك هر كدام از يك فوليكول آزاد خواهد شد و اگر ساير وقايع پس از لقاح تا زايمان به طور طبيعي براي هر دو تخمك اتفاق بيافتد دو قلوزايي رخ مي دهد.

سلولي كه پس از لقاح يك تخمك با يك سلول اسپرم شكل مي گيرد سلول تخم‌ناميده مي‌شود . بنابراين دوقلوهايي كه در نتيجه تخمك‌گذاري و لقاح 2 تخمك ايجاد مي‌شوند دوقلوهاي دو تخمي (Dizygous Twins) ناميده مي شوند. بيشتر دوقلوها در گاو از نوع دو تخمي مي باشند دوقلوهايي دو تخمي مي توانند همجنس يا غير همجنس بوده و شباهت‌هاي فتوتيپي وژنتيكي آنها شبيه برادران و خواهران خود از همان پدر و مادر كه طي زايمان هاي متعدد متولد شده اند مي باشد . همچنين تخمك گذاري يك فوليكول رسيده مي تواند طي رويدادي نادر منجر به دوقلوزايي گردد . دوقلوهايي كه از تخمك‌گذاري و لقاح يك سلول تخمك ايجاد شود را دوقلوهايي تك‌تخمي (Monozygous Twins) گويند دوقلوهاي تك تخمي از نظر فنوتيپي و ژنتيكي يكسان بوده پس بنابراين هميشه از يك جنس اند. مكانيسمي كه منجر به تولد دوقلوهاي تك تخمي مي شود دقيقاً شناسايي نشده است اما دوقلوهاي تك تخمي را ميتوان به عنوان يك شبيه سازي طبيعي در بدن موجودزنده (Invivo)‌به حساب آورد. نسبت دوقلوهاي تك تخمي در گاو كم بوده و نسبت آن حدوداً %4/7 تا 6/13% از كل دوقلوزايي‌ها يا كمتر از%3/0 همه تولدها بيان شده است.

ميزان دوقلوزايي در گاوشيري

فاكتورهايي كه خطر دوقلوزايي را در گاو شيري بالا مي برند شامل نژاد دام و تعداد زايمانهاي دام مي باشد همچنين ميزان دوقلوزايي با فصول سال تغيير كرده و ثابت شده كه در طول ماه‌هاي تابستان گرايش به سمت دوقلوزايي بيشتر است. پس از بررسي اثر فصل بر دوقلوزايي مشخص شده كه اين امر به افزايش سطح تغذيه در طي دوره زايمان مربوط مي شود. زماني كه گاوها در فصل تابستان زايمان مي‌كنند و دوباره آبستن مي شوند ، مشخص شده كه در اين زمان يك روند كاهش طول دوره نوري و يك كاهش در حيات مراحل اوليه جنيني گاوهايي كه در تابستان آبستن شده‌‌اند در مقايسه با گاوهايي كه در طول ماه‌هاي سردتر سال‌ آبستن شده‌اند وجود دارد .

توليد تصاعدي شير و سابقه دوقلوزايي هاي قبلي فاكتورهاي ديگري هستند كه احتمال خطر دوقلوزايي را افزايش مي دهند عموماً نسبت دوقلوزايي در بيشتر نژادهاي گوشتي گاو كمتر از 1% گزارش شده است گستره وقوع دوقلوزايي در گاوهاي شيري بين 5/2% تا 8/5% گزارش شده كه به ميزان زيادي تحت تاثير تعداد زايمان‌هاي گاو مي باشد و احتمال آن 1% براي اولين زايمان تا حدود 10% در ساير زايمانها مي‌باشد.

تاثير دفعات زايمان بر ميزان دوقلوزايي به طور واضح روشن نشده است اما مي توان آنرا با افزايش توانايي گاوهاي مسن‌تر در جهت نگهداشتن آبستني دوقلوها و همچنين افزايش ميزان اوولاسيون مضاعف يا تاثير اين دو عامل به هم آنرا توضيح داد افزايش ظرفيت رحمي گاوهايي كه دوقلوزاييده اند نيز به عنوان عاملي موثر گزارش شده است. علاوه‌براين ميزان وقوع اوولاسيون مضاعف در گاوهاي شيري شيرده حدود 14% عنوان شده كه در نتيجه افزايش تعداد نتاج دام ميزان دوقلوزايي افزايش يافته است. كينسل و همكاران (1998) نسبت افزايش دوقلوزايي را طي يك دوره 10 ساله گزارش دادند كه در اين گزارش مهمترين عاملي كه سبب بالا بردن ميزان دوقلوزايي شده افزايش در زمان پيك توليد شير در طي دوره بررسي بيان شده است ، آنها همچنين عنوان كردند كه امكان دارد تغذيه گاوها ي پرتوليد با جيره‌هاي حاوي انرژي بالاتر ميزان اوولاسيون مضاعف را افزايش داده و از اين طريق سبب بالارفتن ميزان دوقلوزايي شود. اين اثر شبيه روشي تحت عنوان فلاشينگ (Flushing) در ميش‌ها مي‌باشد كه در اين روش 2 تا 3 هفته قبل از جفت‌گيري به ميش‌هاي جيره‌هايي حاوي پروتئين و انرژي بالاتر داده مي‌شود كه اثرات آن شامل :

1. رها شدن تعداد تخمك‌ بيشتر

2. زودتر فحل شدن حيوان

3. مطمئن بودن وقوع آبستني مي‌باشد.

بايد توجه داشت كه در اين زمينه در گاو شيري نياز به تحقيقات بيشتر و گسترده‌تري مي باشد.

افزايش ميزان پروتئين هاي گذرا از شكمبه (Dietary Bypass Protein) مي‌تواند ميزان تخمك‌گذاري و وقوع دوقلوزايي را در ميش‌ها افزايش دهد بنابراين اگر مقاديري از اين پروتئين‌ها به گاو‌هاي شيرده خورانده شود ممكن است به عنوان عاملي در افزايش وقوع دوقلوزايي موثر باشد.

به طور كل در تحقيقات اخير ميزان دوقلوزايي درگاوهاي شيري در مقايسه با گذشته بالاتر گزارش شده است كه اين نشان مي دهد كه ميزان دوقلوزايي در جمعيت گاوهاي شيري طي زمان رو به افزايش است ، اگر به ارتباط بين دوقلوزايي با تغذيه و يا توليد شير توجه كنيم متوجه خواهيم شد كه افزايش ميزان دوقلوزايي با توجه به گرايش صنعت دامپروري به سوي تغذيه و توليد بهتر غيرمنتظره نخواهد بود.

فريمارتينيسم (Freemartinism)

فريمارتينيسم در تليسه‌ها در نتيجه دوقلوزايي و زماني كه پرده‌هاي جنيني ، جنين‌هاي نروماده در طول آبستني بهم جوش خورده و منجر به جابه جا شدن خون بين جنين‌هاي نروماده مي شود ايجاد مي گردد. فاكتورها و هورمون هاي دورن‌ريز يا سلولهاي گوساله نر سبب رشد غيرطبيعي ارگانهاي توليد مثل گوساله‌هاي ماده شده كه در نهايت منجر به ناباوروري مي‌گردد . فريماتينيسم حدوداً در 92% از آبستني‌هاي دوقلو با دو جنس مخالف (Heterosexual Twins) اتفاق مي‌افتد بنابراين حدوداًَ 8% از تليسه‌هاي متولد شده از اين آبستني ‌ها بارور خواهند بود. زيرا احتمال دارد كه پرده‌هاي جنيني به هم جوش نخورده يا جوش‌خوردن آن‌ها پس از دوره زماني تمايز ارگانهاي توليد مثلي روي دهد.

اولين رخداد ناهنجاري مجراي توليد مثل گوساله‌هاي ماده فريماتين حدود52 تا 49 روز پس از لقاح ايجاد مي شود. شايان ذكر است كه مواردي از فريماتينيسم در گوساله‌ها ماده تك قلو نيز گزارش شده كه احتمالاً اين موارد در نتيجه آبستني‌هاي دوقلويي بوده كه پس از جوش خوردن پرده‌هاي جنيني جنين‌هاي نروماده ، جنين نر سقط شده و قبل از زايمان جذب شده است. به علاوه گاوهاي نري كه به صورت دوقلو با يك تليسه به دنيا مي‌آيند درجات متفاوتي از نقص فعاليت توليدمثلي را نشان داده كه شامل عدم توانايي در توليد اسپرم، كاهش توليد اسپرم و يا افزايش تعداد اسپرما توزوئيدهاي غيرطبيعي مي باشد. به تجربه ثابت شده است كه گاوهاي نري كه با يك تليسه دوقلو به دنيا مي‌آيند مي توانند پس از گذراندن تست‌هاي اصلاح نژادي و تست كيفيت اسپرم به منظور مقاصد اصلاح نژادي و جفت‌گيري در گله به كار روند.

مديريت گاوهاي دوقلوزا

مديريت گاوهايي كه دوقلو آبستن‌اند به شناسايي صحيح وجود آبستني دوقلو طي مراحل اوليه آبستني بستگي دارد گاوهايي را كه دوقلو آبستن اند مي توان به طور صحيح 55-40 روز پس‌‌از تلقيح با استفاده از اولتراسونوگرافي به روش مقعدي تشخيص داد تائيد تشخيص نيز ميتواند 70-50 روز پس از تلقيح توسط دامپزشكان ماهر و از طريق لمس مقعدي صورت گيرد.

پس از تشخيص اينكه گاوشيري دوقلو آبستن است ، چندين پروتكل مديريتي اتخاذ مي شود ؛ مي توان از ادامه نگهداري گاوهاي دوقلوزاي آبستن با روش حذف گاو يا سقط جنين پس از تزريق مواد منقبض كننده رحم (Ecoblic) مثل PGF2α جلوگيري كرد. روش سقط آبستني دوقلو در گاو به نيت باروري مجدد گاو چندان مقبول نبوده و عليه آن چندين عامل را برمي شمرند. اولاً اينكه براساس ميانگين شاخص هاي توليدمثلي و شاخص‌هاي مديريتي كه در گاوهاي شيرده مشخص شده ، ميانگين طول دوره شيردهي گاوهايي كه سقط جنين القايي در آنها صورت گرفته و فاصله زماني تا توليد مثل حدوداً نزديك به 500 روز مي باشد (تقريباً 5/18 ماه طول فاصله بين دوزايش (Calving Interval) مي‌باشد) . ثانياً رخداد دوقلوزايي طي آبستني‌هاي بعدي افزايش مي يابد زيرا گاوهاي دوقلوزا داراي ريسك بالاتر دوقلوزايي در آبستن هاي بعدي مي‌باشند . براين اساس و با مرور موارد ذكر شده در بالا و همچنين با بررسي ارزش گاو ماده و گوساله آن ممكن است حذف دام نسبت به سقط جنين روش اقتصادي تري به نظر برسد.اگر گاوي كه دوقلو آبستن باشد را بخواهند تا زمان زايمان در گله نگهداري كنند مي‌بايست چندين شيوه مديريتي را در نظر داشت. اول اينكه برپايه تحقيقات در گاوهاي گوشتي ، گاوهاي شيري كه دوقلو آبستن‌اند بايد با ميزان بالاتري از مواد غذايي خصوصاً در طول آخر آبستني تغذيه‌ شوند. دوم اينكه به دليل كوتاه بودن طول دوره آبستني گاوهاي دوقلوزا (حدوداً 7 تا 10روز) بيشتر گاوهايي كه دوقلوزا هستند رژيم‌غذايي دوره انتقالي (Transitional period) را كه 2 تا 3 هفته قبل از تاريخ زايمان داده مي‌شود از دست خواهند داد بايد توجه داشت كه زودتر خشك كردن گاو و تغذيه با جيره انتقالي ممكن است كه وقوع مشكلات متابوليك پس از زايمان را در گاوهاي دوقلوزا كاهش دهد. در پايان با كمك نمودن گاو دوقلوزا در زايمان ميتوان مشكلات ناشي از سخت‌زايي ايجاد شده را كاهش داده و تا حدودي ضررهاي اقتصادي ناشي از آن را با كاهش ميزان تلفات جنيني گوساله‌ها كاهش داد.

 

 

ترجمه : مهران خورشيد

(دانشجوي سال آخر دامپزشكي)

نويسندگان : Paul M. Fricke and Randy D. Shaver

University of Wisconcine
number one
2007-Sep-09, 15:14
تشخیص آبستنی بر مبنای میزان غلظت پروژسترون مدفوع در تلیسه های گوشتی، شیری و گاوهای گوشتی


خلاصه مقاله :

مطالعه حاضر به منظور بررسی امکان تشخیص آبستنی به واسطه اندازه گیری پروژسترون مدفوع در تلیسه های گوشتی و شیری و گاوهای گوشتی صورت پذیرفته است. نمونه های مدفوع که از طریق رکتوم در روزهای 24-18 بعد از تلقیح مصنوعی یا روزهای 17-11 پس از انتقال جنین جمع آوری شده بود ، پس از مخلوط شدن با متانول، آنقدر تکان داده شد تا محلول گشت. بعد از سانتریفیوژ شدن ، مایع شناور سطحی توسط اتر خارج گشت و در پی آن پروژسترون به روش ELISA بررسی شد. تمام گاوهای آبستن غلظت پروژسترون مدفوعی بیش از ng50 در هر گرم مدفوع را در روزهای 24-18 بعد از تلقیح مصنوعی (AI) یا فحلی نشان دادند. با این وجود درگاوهای غیر آبستن میزان غلظت پروژسترون مدفوع بین 5 تا ng 180 در هر گرم مدفوع مشاهده شد. در گاوهای غیر آبستن ، درصد گاوهایی که کمتر از ng/g 50 پروژسترون در هر گرم مدفوع داشتند در مقایسه با تعداد مجموع 37 تا 60% در روزهای 20-18 بود. در حالیکه این مقادیر به بیش از %70 و تا حداکثر 1/78% در روز 23 افزایش یافتند.

زمانیکه cut-off value ، ng 50 در هر گرم در نظر گرفته شد، حساسیت و دقت تستهای مثبت آبستنی کمتر از 70% در روزهای 24-21 و در مورد تستهای منفی آبستنی در روزهای 24-18 ، 100% بود و در مورد غلظت پروژسترون مدفوعی گاوهای آبستن و غیر آبستن در روزهای 24-19 تفاوت معنی داری وجود داشت.

نتایج فوق حاکی از آن است که مدفوع می تواند جایگزین پلاسما و شیر برای اندازه گیری پروژسترون و تشخیص آبستنی در تلیسه ها و گاوها باشد.

 

رئوس مطالب:

1- مقدمه

2- مواد مورد نیاز و روشها

2-1- حیوانات و جمع آوری نمونه ها

2-2- استخراج پروژسترون و آزمایشات

2-3- آنالیز آماری

3- نتایج

4- بحث

- منابع

 

1- مقدمه :

تشخیص آبستنی در مدیریت و پرورش گاوها ضروری است و در گذشته از طریق روشهایی همچون : ملامسه از طریق رکتوم درروزهای 40-35 بعد از تلقیح مصنوعی ، تعیین پروژسترون پلاسما یا شیر در روزهای 23-19 بعد از تلقیح، آزمایشات اولترا سونوگرافی در حدود روز 30 بعد از تلقیح و تعیین استرون سولفات شیر بعد از 105 روز ، صورت می گرفته است. اگرچه تعیین پروژسترون آنقدر اقتصادی نیست که بجای روش عدم برگشت (به فحلی) و ملامسه از طریق رکتوم استفاده شود ولی ما را قادر می سازد تا مراحل آبستنی را خیلی سریعتر از روش ملامسه از طریق رکتوم تشخیص دهیم. به منظور اندازه گیری پروژسترون ، شیر بدلیل اینکه با روش غیر تهاجمی (non-invasive) از گاوها جمع آوری می شود، نمونۀ مناسبتری نسبت به پلاسما می باشد ولی گرفتن نمونۀ شیر در تلیسه های گوشتی و شیری غیر ممکن است و همچنین جمع آوری شیر در گاوهای گوشتی نسبت به گاوهای شیری نیز مشکلتر می باشد.

علاقمندیهای روزافزونی در بکارگیری از آنالیز هورمونهای مدفوع وجود دارد زیرا اولاً به عنوان یک دستاورد ثانویه برای ارزیابی غدد درون ریز می باشد و ثانیاً بخاطر سهولت نسبی جمع آوری نمونه از حیوانات است.حضور مقادیر قابل اندازه گیری از استروئیدهای تناسلی در مدفوع گاو و دیگر حیوانات شناخته شده است.

Schwarzenberger در سال 1996 کشف کرد که پروژسترون قبل از دفع مدفوع متابولیزه می شود و پروژسترون متابولیزه نشده فقط در میزان محدودی از مدفوع قابل شناسایی می باشد. بنابراین برای کنترل و تنظیم اعمال جسم زرد، از یک آنتی بادی بر علیه مشتقات پروژسترون(20-oxo-pregnane) استفاده شد. ما همچنین ، برای تعیین مراحل سیکل فحلی از اندازه گیری پروژسترون غیر متابولیزه مدفوعی گاوهای گوشتی استفاده کردیم. با این وجود در مطالعۀ حاضر تلاش کردیم تا از روش تست ELISA برای پروژسترون مدفوعی استفاده کنیم. این امر به ما کمک کرد تا آبستنی را در تلیسه های گوشتی و شیری و گاوهای گوشتی خیلی زودتر تشخیص دهیم.

 

2- مواد و روشها

2-1- حیوانات و جمع آوری نمونه ها :

در مطالعۀ حاضر از تلیسه ها و گاوهای گوشتی سیاه ژاپنی (n= 35, age1-9year, parity= 0-6) ، دورگه تلیسه ها و گاوهای سیاه ژاپنی و هلشتاین- فیریزین ((n=11, age3-9year, parity= 0-1 و تلیسه های هلشتاین – فیریزین (تک قلوزا ،یک ساله n=34,) که از مرکز علمی setouchified دانشگاه هیروشیما و فارمهای شیری خصوصی تهیه شده بودند، استفاده شد. گاوها در ارتباط با Animal care/ethics committee (کمیته رفتارشناسی/ مراقبت از حیوانات) دانشگاه هیروشیما تغذیه شدند. از بین گاوها و تلیسه ها ، 15 راس توسط انتقال جنین و مابقی از طریق تلقیح مصنوعی آبستن شدند. در تلیسه ها و گاوهایی که تحت عمل انتقال جنین قرار گرفتند ، نمونه گیری از روزهای پس از فحلی آغاز شد. نمونه های مدفوع تمام گاوهایی که تلقیح مصنوعی شدند در بین روزهای 24-18 و در مورد گاوهایی که تحت عمل انتقال جنین قرار گرفتند در بین روزهای 17-11 جمع آوری شدند. نمونه های مدفوع مخرجی یا مدفوعی که بلا فاصله از روده تخلیه شده بود با دستکش لاستیکی جمع آوری و در کیسه های نایلونی قرار داده شدند و سپس در دمای 30- درجه سانتی گراد تا زمان آزمایش فریز شدند. نمونه های خون نیز در روز 21 از 18 حیوان به منظور مقایسه غلظت پروژسترون خون و مدفوع گرفته شدند. خون مورد نیاز از سیاهرگ دمی توسط لولۀ خلا 10 میلی لیتری هپارینه گرفته شد. پس از سانتریفیوژ شدن با ×g 1700 برای 15 دقیقه ، پلاسمای جدا شده در دمای 30- درجه سانتی گراد تا زمان آزمایش نگهداری شد.

 

 

2-2- استخراج پروژسترون و آزمایشات :

نمونه های مدفوع مورد نیاز همانگونه که در بالا شرح داده شد ، استخراج شدند. آنتی بادی ضد پروژسترون در یک خرگوش تولید شد. پراکسیداز گز کوهی (Horseradish) با کربوکسی متیلوکسیم پروژسترون(سیگما) (progetron carboxy methyloxime) توسط واکنش انهیدرید در هم آمیخته شدند. واکنش متقابل آنتی بادی با پروژسترون ، 5آلفا پرگناندیون ، 20بتا هیدروکسی پروژسترون ، دی اکسی کورتیکو استرون ، پرگنِنُولون ، 5 بتاپرگنن-3آلفا- اُل- 20-1 و 17 آلفا هیدروکسی پروژسترون به ترتیب 100% ، 8/5% ، 7/0% ، 62/0% ، 2/0% ، 1/0% و 05/0% بود. حساسیت و دقت آزمایش ng0055/0 به ازای هر میلی گرم برآورد شد. در روزهای 21 تا 24 بعد از آبستنی ، حساسیت و دقت آزمایشات پروژسترون مدفوع در مطالعۀ حاضر 79-71% بود. این نتایج با 72 و 77% که از آزمایشات پروژسترون شیر بدست آمده ، قابل مقایسه بود. بنابراین حساسیت و دقت آزمایشات تشخیص آبستنی با استفاده از نمونه های مدفوع هم تراز استفاده از نمونه های شیر می باشد و در نهایت این نتایج سبب اعتبار آزمایشات پروژسترون مدفوع می شوند.

در گاوهای غیر آبستن غلظت پروژسترون مدفوع در روزهای 24-18 کمتر از ng/g50 بود. در نتیجه تمام نمونه های با غلظت پروژسترون کمتر از ng/g50 ، از حیوانات غیر آبستن جمع آوری شده بودند. حساسیت و دقت آزمایشات منفی تشخیض آبستنی در بین روزهای 18 تا 24 ، 100% بود. حساسیت و دقت این آزمایشات با 94% از گزارشات Rajamahendran(1993) و به ترتیب با 94 ، 97 و 100% گزارشات Grown(1992) ، Penington (1985) ، nakao(1982) در مورد شیر ، قابل مقایسه یا بالاتر بودند. این نتایج بیانگر تشخیص دقیق گاوهای غیر آبستن با استفاده از تعیین میزان غلظت پروژسترون مدفوع در روزهای 18 تا 24 بعد از تلقیح مصنوعی یا فحلی می باشد و بعلاوه تنها یک نمونۀ با غلظت پروژسترون کمتر از ng/g50 برای تشخیص گاو غیر آبستن کافی است حتی اگر نمونه هایی با غلظت پروژسترون بیش از ng/g 50 در روزهای بعد از یک حیوان بدست آید. بیش از 40% گاوهای غیر آبستن در روزهای 18 تا 20 دارای غلظت پروژسترون مدفوعی بیش از ng/g50 بودند ، اگر چه این درصدها در روز 23 به حداقل 4/19% کاهش یافت. این واقعه احتمالاً بدین علت است که گاوها به علت طولانی شدن فاز لوتئال و یا با مرگ جنین یک جمع شدن تاخیری جسم زرد را نشان دهند و نیز ممکن است ناشی از دفع پروژسترون به مدفوع باشد. مدت زمانیکه طول می کشد تا مواد حاصل از متابولیسم پروژسترون و استروژن بین پلاسما و مدفوع تبادل شود در گاوها و خوک گزارش شده بود.

بر طبق گزارشات آیسوب در مورد گاوها ، مدت زمان لازم برای جابجایی پروژسترون پلاسما و مدفوع برای هر گاو متفاوت است (2- 0). به علت اینکه غلظت پروژسترون در روزهای 20-18 بعد از تلقیح مصنوعی یا فحلی هنوز در حال افزایش است ، تشخیص آبستنی باید در حدود روز 23 بعد از باروری صورت گیرد. راه حل دیگر می تواند ارزیابی غلظت پروژسترون مدفوع در روزهای بعد مثلاً روزهای 27 و 28 باشد. نمونه برداری در روزهای متفاوت اگرچه نیازمند زمان و کار بیشتری است ولی باعث افزایش دقت تشخیص آبستنی می شود.

هنگامیکه غلظت پروژسترون مدفوع و پلاسما مقایسه شد ، در 5 راس از 11 گاو غیر آبستن میزان غلظت پروژسترون هم در پلاسما و هم در مدفوع کاهش پیدا کرده بود. این حقیقت ممکن است بدلیل یک فاز لوتئالی کوتاه همراه با تخمک گذاری باشد. بعلاوه در 4 راس از گاوهای غیر آبستن غلظت پروژسترون پلاسما در سطح بالا رونده باقی ماند. این گاوها ممکن است یک فاز لوتئالی طولانی یا جنین مرده داشته باشند.

متوسط غلظت پروژسترون مدفوعی گاوهای آبستن از روز 20 تا 24 به دلایل نامعلومی کاهش یافت. کاهش غلظت پروژسترون شیر در گاوهای غیر آبستن در حدود روز 21 در مطالعات دیگر مشاهده شده بود.

تلیسه ها و گاوهایی که دارای پروژسترون مدفوعی بیش از ng/g50 بودند ، آبستن در نظر گرفته شدند. هچنین برای تشخیص مرحلۀ آبستنی ، نتایج بدست آمده با نتایجی که دامپزشکان با تجربه از طریق روش ملامسه از طریق رکتوم در روزهای 40-30 بدست آورده بودند ، مقایسه شد.

 

 

2-3- آنالیز آماری :

تفاوتهای میان غلظت پروژسترون مدفوعی بین گاوهای آبستن و غیر آبستن در روزهای بعد از تلقیح مصنوعی و فحلی توسط ANOVA دوطرفه و به دنبال آن توسط تست Duncan’s آنالیز شد. با این وجود از یک آزمون یک طرفه ANOVA برای ارزیابی غلظت پروژسترون مدفوعی بین نژادها استفاده شد. از آزمون مربع کای برای معنی دار کردن درصد گاوهای دارای پروژسترون مدفوعی بیش از ng/g 50 در روزهای بعد از تلقیح مصنوعی یا فحلی ، استفاده شد. به امکان کمتر از 05/0 بطور واضح و متفاوتی پرداخته شد.

 

 

3- نتایج :

تمام حیواناتی که متعاقباً آبستن تشخیص داده شدند ، مدفوعی با غلظت پروژسترون بیش از ng/g 50 در روزهای 24- 18 تولید کردند. با این وجود حیواناتی که متعاقباً به عنوان غیر آبستن شناخته شدند دارای غلظت پروژسترون مدفوعی بین 5 و ng 180 به ازای گرم مواد مدفوعی دارا بودند. تمام گاوهای با غلظت پروژسترون مدفوعی کمتر از ng/g 50 غیر آبستن بودند.

غلظت پروژسترون مدفوعی ng/g 50 به عنوان cut-off value برای تشخیص آبستنی محاسبه شد. اطلاعات مربوط به حساسیت و دقت آزمایشات آبستنی مثبت و منفی در روزهای مختلف در جدول 1 گنجانده شده است. تشخیص آبستنی مثبت در روز 19 ، کمتر از 65% بود که این نتایج در روزهای 24-21 تا بیش از 70% افزایش یافت. هیچ تفاوت آشکاری در حساسیت و دقت آزمایشات مثبت تشخیص آبستنی در بین روزها وجود نداشت(05/0 > P) . حساسیت و دقت تشخیص گاوهای غیر آبستن در طول روزهای 18 تا 24 ، 100% بود.

 

جدول 1 : حساسیت و دقت تشخیص آبستنی بر مبنای غلظت پروژسترون مدفوعی گاوها

آبستنی
حساسیت و دقت (%) در روزهای بعد از تلقیح مصنوعی یا فحلی
نتایج


18
19
20
21
22
23
24


مثبت
3/33

(3/1)
0/63

(27/17)
1/62

(29/18)
5/76

(34/26)
3/74

(35/26)
8/70

(24/17)
6/78

(14/11)
9/68

(164/113)

 

منفی
100

(3/3)
100

(6/6)
100

(13/13)
100

(20/20)
100

(22/22)
100

(25/25)
100

(10/10)
100

(99/99)

 


غلظت پروژسترون مدفوعی ng/g 50 به عنوان cut-off value برای آبستنی محاسبه شد. مدفوع گاوهای آبستن دارای غلظت پروژسترون بیش از ng/g 100 در روزهای 21-19 بود که یک کاهش تدریجی را از روزهای 22 تا 24 بدنبال داشت. غلظت پروژسترون مدفوعی در روزهای 23 و 24 در مقایسه با مقدار در روزهای 20 و 21 به صورت آشکاری کاهش پیدا کرد. در گاوهای غیر آبستن افزایش آشکاری در غلظت پروژسترون مدفوعی روز 19 در مقایسه با مقدار آن در روز 18 مشاهده شد و بعد از آن غلظت پروژسترون مدفوعی تا روز 24 به آرامی کاهش پیدا کرد. گاوها به طور آشکاری پروژسترون مدفوعی کمتری را در روزهای 23 و 24 در مقایسه با روزهای 21-19 داشتند. تفاوت آشکاری در غلظت پروژسترون مدفوع در بین گاوهای آبستن و غیر آبستن در روزهای 24-19 وجود داشت. هیچ تفاوت آشکاری در پروژسترون مدفوعی بین نژادژاپنی سیاه ، حیوانات دورگه و هلشتاین-فیریزین در هر دو مورد آبستن و غیر آبستن وجود نداشت.

پس از جمع آوری نمونه های مدفوع و پلاسما هر گاو در روز 21 بعد از تلقیح مصنوعی یا فحلی ، نتایج با یکدیگر مقایسه شد. از 18 راس گاو ، 7 راس با غلظت پروژسترون پلاسمای بیش از ng/ml 1 و غلظت پروژسترون مدفوعی بیش از ng/g50، آبستن تشخیص داده شدند. در 5 راس گاو غیر آبستن ، هم غلظت پروژسترون پلاسما و هم مدفوع پائین بود (به ترتیب کمتر از ng/ml 1 و کمتر از ng/g 50). در 4 راس گاو غیر آبستن غلظت پروژسترون مدفوعی و پلاسمایی بالایی داشتند با این وجود در 2 راس گاو غیر آبستن دیگر ، غلظت پروژسترون مدفوع کمتر از ng/g 50 ولی غلظت پروژسترون پلاسما بیشتر از ng/ml1 بود.

 

4- بحث :

اخیراً آنزیم ایمنی سنجی (ELISA) را برای پروژسترون مدفوع ایجاد کردیم که می تواند برای تشخیص زمان شروع سیکل فحلی در گاوهای گوشتی کاربردی باشد. این آزمایش فقط پروژسترون غیر متابولیزه را کشف می کند ، نه دیگر متابولیتهای پروژسترون ، و امکان اندازه گیری عملی پروژسترون مدفوع را فراهم می آورد. زیرا از لحاظ اقتصادی کیتهای پروژسترون در دسترس بوده و می تواند برای اندازه گیری مورد استفاده قرار گیرد. مطالعۀ حاضر به منظور بررسی امکان تشخیص آبستنی به واسطه اندازه گیری پروژسترون مدفوع در تلیسه های گوشتی وشیری و گاوهای گوشتی صورت پذیرفته است. تصور می شد که اجزا مدفوع در ارتباط با شرایط غذایی تغییر پیدا کند بنابراین دراین مطالعه تلیسه ها و گاوهای مزارع مختلفی به خدمت گرفته شدند. در حال حاضر اثر متقابل غلظت پروژسترون مدفوعی با رژیم مشخص نمی باشد. با این وجود حساسیت و دقت آزمایشات منفی تشخیص آبستنی از روزهای 18 تا 24 ، 100% بود. اثر رژیم غذایی در غلظت پروژسترون مدفوع ممکن است محدود باشد و نیازمند آزمایشات پر هزینه تری است.

بطور کلی ، این نتایج بیان می کند که آزمایش پروژسترون مدفوع ، مانند آزمایش پروژسترون شیر ، برای تشخیص تلیسه ها و گاوهای غیر آبستن در حدود روز 23 بعد از تلقیح مصنوعی یا فحلی کاربردی می باشد و از لحاظ اقتصادی نیز در دسترس بودن کیتهای پروژسترون همراه با این روش برای مشخص کردن غلظت پروژسترون مدفوع به منظور کنترل آبستنی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

 


- منابع :

- N. Isobe , M. Akita ,T. Nakao , H. Yamashiro and H. Kubota , 17 february 2005 , pregnancy diagnosis based on the fecal progesterone concentration in beef and diary heifers and beef cow , animal reproducting science , 2005.02.00
number one
2007-Sep-14, 17:31
پستان گاو و مراقبت از آن(1)


مقدمه

شیر به عنوان یکی از مواد مغذی و ضروری در جیره غذایی انسان جای گرفته است و امروزه تولید شیر و کیفیت آن بسیار مورد توجه است؛ به همین دلیل بر آن شدیم تا مطالبی در زمینه پستان و سلامت آن ارایه دهیم. به لحاظ زیاد بودن مطالب چندین مقاله به صورت پی در پی در این زمینه ارائه می شود.

بیماری های پستان در مورد تمام حیوانات مزرعه ای مطرح می باشد اما از آنجا که تولید شیر به صورت کلان و اقتصادی توسط گاو انجام می شود لذا بهتر دیدیم مطلب مذکور را از دیدگاه این حیوان بررسی کنیم.

آناتومی
پستان در گاو از چهار کارتیه تشکیل شده است؛ که هر کدام از آنها به صورت مجزا بوده و شیر تولیدی آن از طریق سر پستانک همان کارتیه دوشیده می شود. به طور کلی پستان توسط پوست از خارج احاطه شده است. درم و هیپودرم پوست این عضو را به قطعاتی به نام لوب تقسیم کرده که هر لوب از چندین قطعه کوچکتر به نام لوبول تشکیل شده است. لوبول ها توسط انشعابات همبندی و چربی از یکدیگر جدا شده و شامل ساختمان های غددی از نوع لوله ای – آلوئولی با ترشح آپوکرین می باشند.

پستان توسط سیستم معلقه پستانی از سطح شکمی حیوان به صورت معلق نگاه داشته می شود. این بخش لیگامانی از دو لایه میانی و کناری تشکیل یافته است. لایه میانی دارای بافت الاستیکی بوده و در واقع پستان را به دو قسمت تقسیم کرده و در سطح ونترال به بدن می رسد؛ این درحالی است که لایه کناری از جنس بافت همبند سخت می باشد. هر گونه اختلال در ساختار این لیگامان منجر به اختلال در جای طبیعی پستان می شود که می تواند درصد آلودگی ها و عفونت های پستانی را افزایش دهد.(4)

سر پستانک قسمتی است که از طریق آن شیر خارج می شود و در واقع بخشی است که پستان از طریق آن با محیط بیرون در ارتباط است. مجرای سر پستانک از بافت پوششی سنگفرشی مطبق شاخی نشده پوشیده شده است و بافت پارین آن دارای عضلات صاف می باشد.(1)

گردش خون و لنف

خونرسانی به پستان از طریق سرخرگ های Cranial and Caudal Superficial Epigastric Artery صورت می گیرد و همچنین خون سیاهرگی پستان از طریق Cranial and Caudal Superficial Epigastric Vein جمع آوری می شود. لنف در گردش در بافت پستان در عقده لنفی Inguinal Lymph Node Superficial یا Mammary Lymph Node جمع آوری می شود که این عقده لنفی از سطح پوست قابل لمس می باشد.(4)

تولید شیر

به طور کلی پستان تا زمان اولین زایمان در حال رشد و تکامل است. در نزدیکی زایمان روند های هورمونی- عصبی به حالت تعادل می رسند و ترشح شیر آغاز می شود. باید بین ترشح شیر و خروج شیر تفکیک قائل شد. هنگامی که روندهای مذکور به حالت تعادل در آمد شیر از سلول های پوششی غدد پستان ترشح می شود و در فضای داخلی غدد جمع شده و به طرف مجاری شیر حرکت می کند. تولید شیر بدین ترتیب صورت می گیرد که ابتدا در راس سلول های آلوئول، واکوئل های متعدد و کوچک چربی تشکیل شده و به تدریج به یکدیگر متصل می شوند و ایجاد یک واکوئل بزرگ چربی را می کنند. این واکوئل همراه غشای خود از راس آلوئول خارج می شود و در پی خروج آن ذرات پروتئینی که توسط شبکه آندوپلاسمیک تولید شده اند خارج می گردند. بدین ترتیب تولید پروتئین شیر از سلول های آلوئول پستان و از سطح شبکه آندوپلاسمیک دانه دار آنها حاصل می شود.(1)

ایمنی و دفاع پستان

عفونت ها و اورام پستان به دلیل نفوذ عامل بیماری زا به داخل مجرای سرپستان و عبور از مکانیسم های دفاعی پستان و دست یابی به بافت های تولید کننده شیر است.

مکانیسم های دفاعی پستان به دو دسته تقسیم می شود

1- دفاع غیر اختصاصی

2- دفاع اختصاصی

1- دفاع غیر اختصاصی

1. مجرای سرپستان یا Teat Duct: سر پستانک اولین سد دفاعی پستان در مقابل ورود عوامل مهاجم می باشد. اگر قطر مجرای سرپستانک بزرگتر از حد معمول باشد امکان ایجاد عفونت بیشتر می شود و البته تنگی آن هم نامطلوب است. معمولا 5-6 دقیقه بعد از شیردوشی این مجرا باز است و به همین دلیل باید مانع نشستن گاو بعد از شیردوشی شده که این کار را با ترغیب حیوان به غذا انجام می شود.

2.کراتین کانال تیت:در مجرای سر پستانک ماده موم مانند از سلول های سنگفرشی مطبق ترشح می شود که کراتین نام دارد. این ماده دارای خواص متعدد فیزیکی و شیمیایی است که بر اساس آنها سه مکانیسم دفاعی مرتبط با آن وجود دارد:

الف- جذب باکتری به داخل کراتین

ب- پوسته پوسته شدن کراتین به همراه باکتری های متصل به آن

ج- خشک شدن داخل مجرا جهت تولید مجدد سطوح کراتینی

3. خروج مرتب شیر: عفونت های پستانی با ورود عوامل بیماری زا شروع شده و با تکثیر عامل و یا سم زایی عامل در پستان رو به وخامت می گذارد. دوشش شیر همانند یک شستشو میکروارگانیسم ها را می شوید و خارج می کند که این عمل مانع ایجاد و تشدید عفونت های پستانی می شود. دوشش مکرر یکی از روش های درمانی و مهم در اورام پستان محسوب می شود.

4.عوامل شیمیایی محافظ پستان: این مواد شامل پروتئین های کاتیونیک،لاکتوفرین، آنزیم های پراکسیداز، لیزوزیم و کمپلمان می باشد.

پروتئین های کاتیونیک با بار مثبت الکتریکی خود به عوامل بیماری زا با بار منفی الکتریکی متصل شده و آنها را خنثی می کند.

لاکتوفرین یک نوع پروتئین شلاته کننده آهن است که در حضور بی کربنات مانع رشد میکروارگانیسم های محتاج به آهن می شود. لاکتوفرین و بی کربنات در ابتدای دوره خشکی در شیر بالاست. وجود سیترات مانع عمل لاکتوفرین می شود.

آنزیم های لاکتوپراکسیداز یک سیستم اکسیداتیوی را ایجاد می کنند که برای باکتری های گرم منفی کشنده بوده و برای باکتری های گرم مثبت حالت متوقف کننده فعالیت را دارد.

2- دفاع اختصاصی

که شامل ایمنی خونی و سلولی می باشد.

1. لنفوسیت های B و T: نسبت لنفوسیت ها در شیر تقریبا مشابه خون محیطی است و فقط کمی لنفوسیت B کمی بیش از خون محیطی است

2.فاگوسیت کننده های پستان: نوتروفیل ها و ماکروفاژها بیش از 80 درصد ایمنی غیر اختصاصی شیر را تشکیل می دهند و در هر سی سی از شیر پستان غیر عفونی 50-200 هزار از این سلول ها یافت می شود. مشخصه شیر ورم پستانی غنی بودن از نوتروفیل و ماکروفاژ می باشد. اینترلوکین ها و پروستاگلاندین که از واسطه های التهابی هستند باعث کموتاکسی فاگوسیت کننده ها به خصوص نوتوفیل ها می شوند.

3. ایمنی همورال: پادتن های موجود در پستان به عنوان خنثی کننده سموم باکتری، باکتری کش و ماده تحریک کننده سیستم ایمنی مطرح هستند.igG1 از همه مهمتر بوده و ایمنوگلوبولین غالب است. عمل IgA شامل خنثی کردن سموم، ممانعت از تکثیر میکروارگانیسم، جلوگیری از اتصال ارگانیسم به سطوح پوششی و تسهیل دفع باکتری هاست.

عملکرد igM هنوز به طور کامل مشخص نشده است.(3و2)

منابع:

1- پوستی ایرج، ادیب مرادی مسعود، 1379،بافت شناسی مقایسه ای و هیستوتکنیک، تهران

Smith,Bradford.p,2000,Large Animal Internal Medicine,Usa-2

3-Andrews.A.H, Blowey.R.W, Boyd.H,Eddy.R.G,2004, Bovine Medicine Disease and Husbandry of Cattle,UK,USA

4-Konig.H.E,Liebich.H.G, 2004,Veterinary Anatomy of Domestic Mammals,Stuttgart
number one
2007-Sep-14, 17:32
پستان گاو و مراقبت از آن (2)

ورم پستان
امروزه ورم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:10  توسط دکتربابایی  | 

ثرات پروتئين و انرژي مصرفي بر توليدمثل در گاوهاي شيري
مقدمه:
تغذيه بعد از زايش، زمانيكه توليد شير گاوهاي شيري افزايش مي يابد، مي تواند عملكرد توليدمثلي و به دنبال آن سودبخشي گله را تحت تأثير قرار دهد. بطور كلي، افزايش نيازهاي متابوليكي توليد بالا بهمراه نياز هاي توليدمثلي و سلامت، اثر متقابل بين تغذيه و توليدمثل ( خصوصاً بعد از زايمان ) را به يك موضوع مهم در صنعت گاو شيري تبديل كرده است.

تحقيقات اخير، نقش مهم تغذيه را در توليدمثل تأييد كرده اند، و در بيشتر حالات، كمبودهاي غذايي شديد باعث مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي شده است.
همچنين، مكانيسم تغذيه اي كه بر روي عملكرد توليدمثلي تأثيرگذار است، بسيار پيچيده بوده و به طور واضح قابل تشخيص نمي باشد. با اين وجود، نقش فاكتورهاي غذايي مانند پروتئين و يا تعادل انرژي، و مكانيسم عملكردشان بر توليدمثل، در سالهاي اخير، بيشتر شناخته شده است.
نقش پروتئين در توليدمثل
به منظور افزايش توليد شير و افزايش درآمد، توليدكنندگان شير سعي مي كنند كه مصرف غذا را ، خصوصاً در دوره ابتداي پس از زايمان، حداكثر كنند و از آنجا كه، جيره هاي حاوي پروتئين بالا، در كل ، طعم بهتري داشته و مصرف غذا را افزايش مي دهند، اغلب توليدكنندگان، بيش از نياز گاوها در طول اين دوره، به دامهايشان پروتئين مي خورانند. اين جيره هاي غذايي با ميزان پروتئين بالا، مي توانند بازده توليدمثلي را كاهش دهند.
در بيشتر مطالعات، افزايش پروتئين خام جيره را، دليل افزايش زمان تا اولين تخمك گذاري بعد از زايمان و افزايش تعداد سرويس ها به ازاء هر آبستني و يا تعداد روزهاي باز مي دانند. به عنوان مثال، تحقيقات انجام شده در دانشگاه اورگان نشان داده است كه گاوهايي كه با پروتئين بيش از حد تغذيه شده اند ( بيشتر از 10-15 درصد نيازهاي بالا ) ، تعداد سرويس بيشتري به ازاء هر آبستني نياز داشتند و در نتيجه فاصله گوساله زايي طولاني تري را نشان دادند. با اين وجود، برخي تحقيقات ديگر، اثرات زيان آور سطوح بالاي پروتئين مصرفي را بر توليد مثل نشان نداده اند. تناقض هاي مشاهده شده در مطالعات و تحقيقات مختلف، مي تواند بدليل منبع پروتئيني جيره مورد استفاده بجاي كل پروتئين خام جيره باشد.
برخي محقيقين معتقدند كه افزايش پروتئين خام جيره، لزوماً با ميزان آبستني ارتباط نخواهد داشت. علاوه بر آن، كل پروتئين خام جيره، عمل متقابل بين توليدمثل و پروتئين مصرفي را به ميزان كافي شرح نمي دهد.
بطوركلي مواد پروتئيني در بخشهاي تجزيه پذير پروتئينهايشان متفاوتند. به عنوان مثال دو جيره حاوي 18 درصد پروتئين ممكن است در ميزان پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه متفاوت باشند. عدم تعادل در منبع و نياز براي پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، هر يك ممكن است توليدمثل را تحت تأثير قرار دهند.
به منظور شرح چگونگي اثر منفي مصرف بيش از حد پروتئين بر باروري، 3 فرضيه كلي ارائه شده است:
1ـ محصولات فرعي سمي متابوليسم نيتروژن از شكمبه (آمونياك) و كبد (اوره) ممكن است به اسپرم، تخمك و يا ابقاي جنين تازه، زيان برسانند.
2ـ عدم تعادل در انرژي و پروتئين فراهم شده، ممكن است بازده توليدمثلي را تحت تأثير قرار دهد.
و 3ـ محصولات فرعي نيتروژن يا مصرف انرژي، ممكن است ترشح گنادوتروپين و يا هورمون پروژسترون را تغيير دهد. ( پروژسترون براي توسعه فوليكولي، عبورجنين در طول لوله رحم تا رسيدن به رحم و بطور كلي در ابقاء آبستني مهم مي باشد). اين تأثيرات، ممكن است بطور منحصر بفرد و اختصاصي، همزمان با هم و يا با همكاري هم و بطور سينرژيك اتفاق بيفتند.
همچنين، مقدار و منبع پروتئين نيز مي تواند پروژسترون را متأثر سازد. امكان دارد كه در مقاديري از پروتئين خام جيره كه نياز شكمبه را براي پروتئين قابل تجزيه افزايش مي دهد، كاهش در غلظت پروژسترون اتفاق بيفتد. با اين وجود، اثر مصرف پروتئين بر ميزان پروژسترون نياز به مطالعات بيشتري دارد و عواملي مانند، كل انرژي مصرفي و منبع پروتئين نيز بايد مورد آزمايش قرار گيرند.
بدليل تشابه تغييرات هورموني در گاوهاي تغذيه شده با جيره هاي حاوي پروتئين خام بالا، با آنچه كه در گاوها در اثر كمبود انرژي اتفاق مي افتد، بسياري از اين آثار ممكن است ناشي از اثر متقابل با انرژي بجاي اسيدهاي امينه يا محصولات فرعي نيتروژني از متابوليسم شكمبه باشد. جيره هاي با پروتئين بالا يا جيره هاي حاوي پروتئين قابل تجزيه بيش از حد، مي توانند تعادل منفي انرژي را با افزايش توليد شير شدت دهند.
بطوركلي اثرات پروتئين غذا بر باروري بسيار پيچيده بنظر مي رسد، فاكتورهاي مختلفي مانند سن، انرژي، پروتئين غيرقابل تجزيه در شكمبه و سلامتي رحم ممكن است واكنش به تغييرات پروتئين مصرفي را تحت تأثير قرار دهند. به منظور حداقل كردن زيانهاي اقتصادي تغذيه غيرمؤثر پروتئين بيش از حد، بر روي توليد و توليدمثل، جيره ها بايد براي تأمين مقادير مناسبي از پروتئين قابل تجزيه و غيرقابل تجزيه در شكمبه، تهيه شوند.
به عنوان مثال، براي گاوهاي پر توليد و گاوهايي كه در ابتداي شيردهي هستند، 35 درصد پروتئين خام بايد بصورت پروتئين غير قابل تجزيه در شكمبه باشد. پس جايگزين كردن برخي منابع پروتئيني عبوري، خصوصاً در جيره هايي كه بر اساس يونجه (زيرا پروتئين يونجه بسيار تجزيه پذير است) تهيه مي شوند، نياز است.
نقش تعادل انرژي در توليدمثل :
انرژي مصرفي مي تواند يكي از مهمترين عوامل تغذيه اي مؤثر بر توليد گاوهاي شيري باشد. انرژي مصرفي ناكافي در تليسه ها و در گاوها در ابتداي شيردهي، عملكرد توليدمثلي را كاهش مي دهد. مصرف انرژي بيش از حد در اواخر دوره شيردهي و در دوره خشكي نيز مي تواند مشكلات چاقي گاو را ايجاد كند كه خود موجب كاهش بازده توليدمثلي آنها در دوره شيردهي بعدي مي شود. زمانيكه تليسه ها با مقادير ناكافي انرژي تغذيه شوند، ديرتر به سن بلوغ جنسي مي رسند و چنانچه جيره هايي كه داراي كمبود انرژي هستند به تليسه هايي كه دوره هاي فحلي طبيعي را شروع كرده اند، خورانده شود، ممكن است موجب توقف دوره فحلي آنها شود. گاوهاي شيرده پرتوليد نيز، در ابتداي دوره بعد از زايمان، ناتوان از مصرف غذاي كافي به منظور تأمين نيازهاي انرژي براي توليد شير هستند.
وقتي كه موادغذايي مصرفي نتوانند نيازهاي غذايي افزايش يافته براي توليد شير را مرتفع سازند، تعادل منفي انرژي اتفاق مي افتد. در اين شرايط، نيازهاي انرژي بطور ناقص و از طريق متابوليسم ذخاير بدن، مرتفع مي شود كه اين امر نيز به نوبه خود منجر به كاهش وزن بدن و شرايط بدني مي گردد. متابوليسم بيش از حد ذخاير بدن با تصفيه چربي كبدي بعد از زايمان و كاهش عملكرد توليدمثلي در گاوهاي شيري پرتوليد همراه مي باشد.
البته ميزان و مدت زمان تعادل منفي انرژي در طول ابتداي دوره شيردهي، بيشتر به غذاي مصرفي بستگي دارد تا به توليد شير. مكانيسم هايي كه همراه با غذاي مصرفي ناكافي بعد از زايمان و در نتيجه آن تعادل منفي انرژي ، توليدمثل را متأثر مي سازند، هنوز بطور كامل شناخته نشده اند. با اين وجود، برخي احتمالات وجود دارد كه رابطه آنتاگونيستي بين متابوليسم بعد از زايمان و عملكرد توليدمثلي را روشن مي سازند.
هورمون لوتئيز كننده ( LH ) ، يك هورمون مهم و حياتي است كه به منظور دوباره برقرار سازي فعاليت تخمدان، رشد نهايي و بلوغ فوليكولهاي تخمداني، تخمك گذاري و ترشح تخمداني پروژسترون مورد نياز مي باشد.
كمبود انرژي شديد ممكن است ترشح LH را تغيير دهد و در نتيجه، توسعه فوليكولي و تخمك گذاري را به تعويق بيندازد. تعادل منفي انرژي در ابتداي دوره بعد از زايمان، ممكن است كه به باروري پايين همراه با اثرگذاري منفي روي كيفيت فوليكولهاي تخمدان، در طول دوره توليدمثلي، منجر شود. بطور كلي، هر فوليكول، تقريباً 70 روز نياز دارد تا كامل شود و بصورت تخمك آماده گردد. فوليكولهايي كه با چنين شرايط نامطلوب انرژي روبرو مي شوند ( تعادل منفي انرژي شديد در دوره ابتدايي بعد از زايمان)، در اين مدت زمان تعيين شده (70روز)، آمادگي انجام وظايف خود را پيدا نمي كنند.
گزارش شده است كه فوليكولهاي در حال رشد در گاوهايي كه كاهش شديد وزن را در طول 3 تا 5 هفته بعد از زايمان، بخود ديده اند، فوليكولهاي معيوبي هستند كه در طول دوره توليدمثلي ترشح پروژسترون را كاهش داده و باروري پاييني را ايجاد مي كنند.
بر اساس مطالب بالا، مشخص مي شود كه توليد شير، كمبود انرژي شديد و از دست دادن شرايط بدني با فاصله تا اولين تخمك گذاري، همبستگي مثبت و با نسبت آبستني به اولين سرويس، همبستگي منفي دارد. به اين ترتيب كه براي گاوها با توليد بالا، مدت زمان طولاني تري براي اولين تخمك گذاري بعد از زايمان لازم است، همچنين نسبت آبستني به اولين سرويس و در كل باروري، در گاوهاي پرتوليد پايينتر است. بنابراين استراتژي هاي تغذيه اي كه شروع تخمك گذاري بعد از زايمان را تسريع مي بخشند، مي تواند بر عملكرد توليدمثلي اثر مثبتي داشته باشد. بطوركلي، براي كاهش شرايط بدني از دست رفته و همچنين كاهش شدت تعادل منفي انرژي بعد از زايمان، به منظور افزايش باروري، راههاي متعددي وجود دارد. دو راه رسيدن به حداكثر تراكم انرژي در جيره غذايي گاوهاي شيري در ابتداي شيردهي ، عبارتند از :
1ـ افزايش ميزان كربوهيدرات غير سلولزي جيره ( مثل ذرت با رطوبت بالا)
و 2ـ اضافه كردن چربي ( به عنوان مثال دانه كتان يا چربي عبوري )
افزايش كربوهيدرات غير سلولزي جيره مي تواند از طريق كاهش نسبت علوفه به كنسانتره و يا بوسيله تغذيه با غلات بيشتر، حاصل شود. هر چند كه، جيره با مقادير بالاي غلات ممكن است منجر به اسيدوز و كاهش چربي شير شود. از طرفي ديگر، ضميمه كردن چربي به منظور افزايش تراكم انرژي جيره، مي تواند غلظت كلسترول پلاسماي مورد نياز براي سنتز پروژسترون را افزايش دهد،كه در نتيجه منجر به توسعه باروري مي شود. علاوه بر اين، جيره گاوهاي خشك، در طول اواخر دوره خشكي ( 2-3 هفته آخر )، بايد به طور مناسب تنظيم شود تا اينكه گاوهاي خشك، شرايط بدني زيادي را از دست ندهند و دچار تعادل منفي شديد انرژي در هنگام زايمان نگردند.
با توجه به مطالب گفته شده، روشن است كه تغذيه رابطه نزديكي با توليدمثل دارد. از طرفي ديگر نيز، به علت پايين بودن وراثت پذيري بيشتر صفات توليدمثلي، پيشرفت ژنتيكي حاصل از انتخاب براي اين صفات به كندي حاصل مي شود و مي توان گفت كه در كل مديريت (عوامل محيطي مؤثر ) خصوصاً تغذيه نقش بيشتري را در مقايسه با ژنتيك در بازده توليدمثلي ايفا مي كند. كمبودهاي غذايي و فزوني يا نا متعادل بودن غذايي، همگي نشان داده اند كه مي توانند منجر به تغييرات توليدمثلي شوند. و تنها مشكل اصلي نامشخص بودن ميزان اين افزايش، كمبود يا عدم تعادل مي باشد كه توليدمثل راتحت تأثير قرار مي دهد.
مطالعات و تحقيقات بيشتري بر روي گاوهاي شيري پرتوليد نياز است تا نقش تك‌تك مواد مغذي و اثرات متقابلشان بر روي عملكرد توليدمثلي روشن شود. در حال حاضر، بهترين توصيه، تهيه يك برنامه غذايي براي گاوهاي شيري است كه براي تمام مواد مغذي، بالانس شده باشد و تمامي نيازهاي غذايي دام را برطرف كند. با اين وجود، بايد خاطر نشان كرد كه تغذيه، تنها يكي از دلايل مشكلات و بيماريهاي توليدمثلي است.
شرايط محيطي، تشخيص بموقع فحلي، زمان تلقيح مصنوعي و ذخيره و حمل اسپرم و رعايت اصول بهداشتي به هنگام زايش نيز مي توانند عملكرد توليدمثلي گله را تحت تأثير قرار دهند. برنامه هاي تغذيه اي مي توانند عملكرد ضعيف توليدمثلي ايجاد شده با مديريت ضعيف را اصلاح كنند.
منابع مورد استفاده:
1- Jordan, E.R., Interaction:Genetic and Reproduction, West Virginia University.
2- Smith, R.D. and Chase, E.L., Nutrition and Reproduction, Cornell University, exten/infores/pubs/livepoul/dirm14.pdf.
3- Ahmadzade, A., Effects of Nutrition on Reproduction in Dairy cows, Virginia polytechnic Institute and state University,
4- Shaver, R.D. and Howard, W.T., Feeding Dairy Cows For Effective Performance,
number one
2007-Aug-03, 20:41
دستورالعمل مبارزه با بروسلوز دامي

گروه الف (گاوداريهاي صنعتي و نيمه صنعتي) روش مبارزه با بروسلوز در گاوداريهاي صنعتي و نيمه صنعتي براساس واكسيناسيون، تست و كشتار، رعايت مقررات بهداشتي و قرنطينه اي و آموزش و ترويج استوار ميباشد.

دكتر غلامي كارشناس مبارزه با بيماري هاي مشترك انسان و دام اداره كلدامپزشكي استان اصفهان

1- مبارزه با بروسلوز در گاو
بطور كلي در رابطه با برنامه ريزي جهت مبارزه با بروسلوز در گاو، ميتوان اولويت هاي عنوان شده در دو گروه الف و ب را به صورت هدفمند و موثر در سطح كشور بمورد اجرا گذاشت.
گروه الف (گاوداريهاي صنعتي و نيمه صنعتي) روش مبارزه با بروسلوز در گاوداريهاي صنعتي و نيمه صنعتي براساس واكسيناسيون، تست و كشتار، رعايت مقررات بهداشتي و قرنطينه اي و آموزش و ترويج استوار ميباشد.
منظور از گاوداري صنعتي گاوداري است كه نگهداري و پرورش گاو در آن براساس شيوه هاي متداول و پيشرفته علم دامپروري همراه با رعايت اصول تغذيه، بهداشت، اصلاح نژاد و مديريت با بكارگيري جديدترين پديده هاي مربوطه باشد.
منظور از گاوداري نيمه صنعتي گاوداري است كه نگهداري و پرورش گاو در آن براساس شيوه هاي پيشرفته ذكر شده نبوده اما در عين حال مواردي از اصول تغذيه اي، بهداشتي، مديريتي و صنعتي در آنجا اعمال ميگردد.
1-الف- واكسيناسيون
واكسيناسيون به منظور افزايش سطح ايمني عليه بروسلوز به يكي از دو روش زير انجام خواهد شد.
1-1- الف – واكسيناسيون الزامي گوساله هاي ماده 3 تا 6 ماهه با واكسن دز كامل S19 (Fd S19).
2-1- الف – واكسيناسيون گوساله هاي ماده 4 تا 12 ماهه با واكسن دز كامل
RB51 (Fd RB51) و تمامي گوسالـــه هاي مـــاده بالاي 12 ماه، تليسه ها و گاوهاي ماده بالــــغ با واكسن دز كاهيـــده RB51 (Rd RB51) و در صورت لزوم ميتوان واكسيناسيون با واكسن Rd RB51 را ساليانه تكرار نمود.
تذكرات مهم :
• رعايت زنجيره سرد واكسن از هنگام تحويل از شركت سازنده واكسن تا زمان تزريق به بدن دام و از طرفي توجه به تاريخ انقضاي واكسن الزامي ميباشد.
• تكان دادن مداوم شيشه حاوي واكسن آماده تزريق از هنگام شروع بكار تا پايان كار واكسيناسيون به منظور دريافت دز واحد واكسن در هر راس دام، الزامي است.
• تكه برداري از گوش گوساله هاي واجد شرايط سني ( 3 تا 6 ماه ) كه با واكسن F.d S19 مايه كوبي ميشوند با پنس مخصوص تكه برداري S19 كه سوراخ آن بشكل مثلث طراحي شده است انجام پذيرد.
• هر دز از واكسن F.d S19 معادل 5cc ميباشد كه بايد بطريق زيرجلدي در ناحيه پشت كتف تزريق گردد.
به منظور مبارزه با بروسلوز در گاوداريهاي صنعتي و نيمه صنعتي مشكل دار(واجد دام راكتور اعم از مثبت يا مشكوك ) درصورت تعهد دامدار مبني بر رعايت كامل مقررات بهداشتي و قرنطينه اي، واكسيناسيون دام ها با واكسن RB51 بشرح زير انجام خواهد شد.
1-5- قبل از انجام عمليات واكسيناسيون RB51 نسبت به حذف تمامي دام هاي راكتور ( اعزام به كشتارگاه ) و ضدعفوني و شعله دادن جايگاه دام، توسط مديريت گاوداري اقدام لازم بعمل آيد.
2-5- قبل از واكسيناسيون يا همزمان با واكسيناسيون گوساله هاي ماده 4 تا 12 ماهه با واكسن F.d RB51 به شرطي كه گوساله هاي مذكور قبلا‌ً با واكسن
S19 مايه كوبي نشده باشند از تمامي آنها خونگيري بعمل مي آيد تا درصورت راكتور بودن نسبت به حذف آنها از گله اقدام گردد.
3-5- تمامي گوساله هاي ماده بالاي 4 ماه كه قبلاً با واكسن S19 مايه كوبي شده اند، بدون توجه به زمان مايه كوبي S19مجدداً با واكسن Rd RB51 مايه كوبي خواهند شد.
تذكرات مهم :
• هر دز از واكسن RB51 اعم از دز كامل يا دز كاهيده معادل 2cc ميباشد كه بايد بطريق زيرجلدي در ناحيه پشت كتف تزريق گردد.
• ميزان جرم موجود در هر دز از واكسن Rd RB51 معادل يك دهم جرم موجود در هر دز از واكســن Fd RB51 ميباشد.
2-الف : تست و كشتار
روش عمليات در رابطه با تست و كشتار به شرح زير ميباشد.
1-2-الف– در كليه گاوداريهاي صنعتي و نيمه صنعتي تحت پوشش واكسيناسيون S19 پس از ثبت مشخصات دام هاي واجد شرايط خونگيري، با توجه به پديدارشدن آنتي بادي ناشي از واكسن در چندمين روز بعد از واكسيناسيون و حذف تدريجي آن در بيش از 90% دام هاي واكسينه تا 12 ماه بعد از واكسيناسيون و با احتساب 6 ماه سن دام واكسينه، خونگيري از تليسه هاي 18 ماه به بالا بلامانع مي باشد.
2-2- الف – در كليه گاوداريهاي صنعتي و نيمه صنعتي تحت پوشش واكسيناسيون RB51 پس از ثبت مشخصات دامهاي واجد شرايط خونگيري، با توجه به عدم وجود آنتي بادي مداخله كننده در تست هاي تشخيصي بروسلوز، از گوساله هاي ماده واكسينه در هر سني ( ترجيحاً 12 ماهگي به بالا ) خونگيري بعمل مي آيد.
3-2- الف – در كليه گاوداريهاي صنعتي و نيمه صنعتي، خونگيري از گوساله هاي ماده واكسينه نشده، با واكسن S19 از 3 ماهگي به بالا امكان پذير ميباشد.
4-2- الف – خونهاي اخذ شده به همراه فرم هاي ثبت مشخصات دام جهت تعيينوضعيت بروسلوز به آزمايشگاه ارسال ميگردد.
5-2- الف – چنانچه براساس پاسخ آزمايشگاه، گوساله يا گاوي بعنوان راكتور بروسلوزي شناخته شد سريعاً داغگذاري و حداكثر ظرف مدت 15 روز از تاريخ جواب آزمايش به كشتارگاه اعزام خواهد شد.
6-2- الف – كليه آزمايشات تشخيصي منحصراً توسط آزمايشگاههاي مجاز مورد تائيد سازمان دامپزشكي كشور انجام ميگيرد.
7-2- الف – تفسير نتايج آزمايشات انجام شده با توجه به سن دام،تاريخواكسيناسيون، نوع واكسن هاي استفاده شده و اطلاع كامل از وضعيت و سابقهگاوداري بعهده كارشناس خبره شاغل در بخش مبارزه با بيماريهاي مشترك انسان و دام بوده كه با در نظر گرفتن جداول نتايج حاصله از آزمايشات سرولوژيكي صورت ميگيرد.
• كارشناس خبره به كارشناسي اطلاق ميگردد كه داراي سوابق آموزشي و اجرائي لازم در امر مبارزه با بيماريهاي مشترك باشد.
3- الف : رعايت مقررات بهداشتي و قرنطينه اي در رابطه با كنترل بروسلوز در گاو چه در واحدهاي آلوده (داراي مورد يا موارد راكتور اعم از مثبت يا مشكوك) و يا واحدهاي پاك، رعايت شرايط بهداشتي و مقررات قرنطينه اي به منظور كنترل و ريشه كني بيماري حائز اهميت ميباشد.
4- الف : آموزش و ترويج
به منظور ارتقاء آگاهي پرسنل دامپزشكي و دامداران از جنبه هاي مختلف علمي و بهداشتي ، آموزش و ترويج لازم الاجرا ميباشد.
گروه ب ( گاوداريهاي سنتي )
روش مبارزه با بروسلوز در گاوداريهاي سنتي براساس واكسيناسيون فراگير، آموزش و ترويج و رعايت مقررات بهداشتي و قرنطينه اي استوار ميباشد.
• منظور از گاوداري سنتي گاوداري است كه نگهداري و پرورش گاو در آن بصورت سنتي و مرسوم انجام ميگيرد.
1- ب : واكسيناسيون
واكسيناسيون فراگير به منظور افزايش سطح ايمني عليه بروسلوز و تداوم آن در گاوهاي بالغ به روش زير انجام خواهد شد.
1-1- ب – تمامي گوسالـــه هاي ماده بالاي 3 ماه، تليسه ها و گاوهاي ماده بالغ با واكسن دز كاهيده S19 ( R.d S19 ) مايه كوبي ميشوند.
2-1- ب – در اين گروه واكسيناسيون با واكسن هاي كاهش جرم يافته S19 ( R.d
S19 ) هر ساله تكرار و برنامه تست و كشتار متوقف ميگردد.
تذكرات مهم :
1- تكان دادن مداوم شيشه هاي حاوي واكسن آماده تزريق از هنگام شروع بكار تا پايان كار واكسيناسيون به منظور دريافت دز واحد در هر راس دام، الزامي است.
2- رعايت زنجيره سرد واكسن از هنگام تحويل از شركت سازنده واكسن تا زمان تزريق به بدن دام و از طرفي توجه به تاريخ انقضاي واكسن الزامي ميباشد.
3- ثبت مشخصات دامدار با ذكر تعداد دام واكسينه و تاريخ واكسيناسيون علاوه بر درج در شناسنامه بهداشتي دام، جهت بايگاني در شبكه هاي دامپزشكي شهرستانها به منظور بهره برداري بهينه الزامي است.
4- تكه برداري از گوش دام هائي كه با واكسن R.d S19 مايه كوبي شده اند با توجه به تكرار سالانه واكسيناسيون ضرورت نداشته ولي نسبت به پلاك كوبي و درج شماره مربوطه در شناسنامه انفرادي دام اقدام گردد.
5- هر دز از واكسن R.d S19 معادل cc 2 ميباشد كه بايد بطريق زيرجلدي در ناحيه پشت كتف تزريق گردد.
6- ميزان جرم موجـــود در هر دز از واكسنR.d S19 معادل يكدهم تا يك بيستم جرم موجود در هر دز از واكســن F.d S19 ميباشد.
7- حتي الامكان سعي شود كه گاوهاي آبستن در مرحله كمتر از 5 ماه آبستني واكسينه شوند، هر چند كه استفاده از واكسن در مراحل بعد نيز با حداقل مخاطره احتمالي همراه ميباشد، لذا درصورت تمايل و درخواست دامدار واكسيناسيون گاو آبستن بالاي 5 ماه نيز بلامانع ميباشد.
8- طريق مصرف واكسن با توجه به نحوه دستورالعمل توصيه شده توسط سازنده واكسن ملاك عمل ميباشد.
9- و شناسائي دام مبتلا در اين گروه از طريق كشت ميكربي جنين سقط شده، ترشحات رحمي و شير امكان پذير بوده همچنين امكان تشخيص از طريق آزمايشات سرمي روتين ( رزبنگال، رايت و 2ME ) بشرح زير ميسر ميباشد.
1-9- خونگيري از دام هاي مورد نظر حداقل 3 ماه بعداز واكسيناسيون انجام پذيرد.
2-9- خونهاي اخذ شده با ذكر مشخصات دام جهت انجام آزمايشات رزبنگال، رايت و 2ME به آزمايشگاه ارسال گردد تا درصورت مثبت بودن تست سرمي رزبنگال نسبت به سنجش عيار در آزمايشات رايت و 2ME جهت تعيين تيتر پايه اقدام گردد. لازم به ذكر است كه در اين خصوص تيتر پايه مي بايستي براساس تيتر انتهائي يعني آخرين رقتي از سرم كه در آن واكنش وجود دارد ثبت گردد.
3-9- پس از تعيين تيتر پايه، 3 تا 4 هفته بعد خونگيري مجدد بعمل خواهد آمد. در صورت هر گونه افزايش عيار در آزمايشات رايت و 2ME ، دام راكتور و در غيراينصورت واكنش ناشي از واكسن تلقي گردد.

10- روش شناسائي دام مبتلا از طريق كشت ميكربي در حجم وسيع امكان پذيرنبوده، لذا بهره گيري از كشت نمونه هاي مرضي محدود به موارد انفرادي ميباشد.
11- تذكر شماره 9 فقط راهكار شناسائي دام راكتور را به منظور رفع مشكل در موارد خاص ارائه نموده است كه از جمله اين موارد ميتوان به ورود گاو از گاوداريهاي گروه ب به گاوداريهاي گروه الف و همچنين در مورد بعضي از مددجويان كميته امداد امام خميني (ره ) كه تمايـــل دارند از گاوداريهاي گروه ب گاو خريداري نمايند اشاره نمود.
12- با مسجل شدن آلودگي دام به هر روش و در هر زمان از اجراي برنامه ، كشتار دام آلوده الزامي بوده و طبق روال غرامت به آنها تعلق ميگيرد.
2- ب : آموزش و ترويج
آموزش و ترويج دامداران در ارتباط با چگونگي برخورد با دام هاي سقط نموده، جنين هاي سقط شده، مراقبت هاي بهداشتي موقع زايمان و عدم مصرف شير خام در قطع سريعتر سيكل بيماري در دام و كاهش قابل ملاحظه تعداد مبتلايان انساني به بيماري تب مالت بسيار موثر ميباشد. همچنين آموزش واكسيناتور ها و نظارت مداوم بر كار آنها توسط مسئولين دامپزشكي استان الزامي است.
3- ب : رعايت مقررات بهداشتي و قرنطينه اي ضدعفوني جايگاه و محتويات سقطي و زايماني بوسيله فرمالين و شعله دادن همراه با قرنطينه دام هاي سقط كرده بمدت يك تا دو هفته و جداسازي دام هاي زايمان نموده از گله بمدت حداقل 3 روز به منظور كاهش قابل ملاحظه باكتري بروسلا در محيط حائز اهميت ميباشد.
تذكرات مهم :
1- حداقل سن مناسب خونگيري از گاوهاي واكسينه با واكسن S19 بعداز 18 ماهگي ميباشد.
2- رعايت سن خونگيري در گاوهاي واكسينه با واكسن S19 الزامي است.
3 - تفسير نتايج آزمايشات فوق بدون اطلاع از سن دام و تاريخ واكسيناسيون دام، فاقد ارزش تشخيصي است.
4- از گاو مشكوك3 تا 4 هفته بعد خونگيري مجدد بعمل مي آيد‌ ( درصورت امكان حسب نظر دكتر دامپزشك مسئول كل گله را ميتوان خونگيري نمود ) چنانچه در اين مرحله نتايج آزمايشات تكميلي همچنان مشكوك تفسير گردد گاو مذكور راكتور شناخته شده و حداكثر ظرف مدت 15 روز بايد به كشتارگاه اعزام شود. لازم بذكر است در گاوداريهاي داراي دام راكتور اعم از مثبت يا مشكوك از كل گله دو تا سه ماه بعد خونگيري مجدد بعمل خواهد آمد.
5- در صورت مشكوك بودن دام در نوبت دوم ، اگر در عيار آزمايشات رايت و يا 2ME نسبت به مرحله قبل حداقل يك رقت كاهش مشاهده گرديد دام منفي تلقي ميگردد. مثلاً‌ اگر در مرحله اول خونگيري از يك تليسه 19 ماهه نتايج آزمايشات رايت و 2ME به ترتيب 40/2 و 40/1 باشد و در مرحله دوم خونگيري اين نتايج به 20/4 و 20/2 تغيير نمايد. اين دام منفي تلقي ميگردد.
6- درصورت مشكوك بودن دام در نوبت دوم، اگر در عيار آزمايشات رايت و 2ME نسبت به مرحله قبل حداقل يك رقت افزايش مشاهده گرديد، دام راكتور مثبت تلقي گرديده و به كشتارگاه اعزام خواهد شد. بعنوان مثال اگر در مرحله اول نتايج آزمايشات رايت و 2ME در يك تليسه 21 ماهه به ترتيب 20/3 و 20/3 باشد و در مرحله دوم اين نتايج به 40/2 و 40/1 تغيير نمايد دام مذكور مثبت تلقي ميگردد.

2- مبارزه با بروسلوز در گوسفند و بز
روش مبارزه با بروسلوز در جمعيت گوسفند و بز براساس واكسيناسيون فراگير، آموزش و ترويج و رعايت مقررات بهداشتي و قرنطينه اي استوار ميباشد.
1-2- واكسيناسيون
واكسيناسيون فراگير به منظور افزايش سطح ايمني عليه بروسلوز و تداوم آن در دام هاي بالغ به روش زير انجام خواهد شد.
1-1-2- واكسيناسيون تمامي بره و بزغاله هاي ماده بالاي 3 ماه تا يك ماه قبـــل از جفت گيري با واكسن F.d Rev1
2-1-2- واكسيناسيون ساير دام هاي بالغ موجود در گله با واكسن R.d Rev1
3-1-2- واكسيناسيون دام هاي نر داشتي الزامي نبوده ولي درصورت تمايل و درخواست دامدار بلامانع ميباشد.
4-1-2- برنامه واكسيناسيون به روش فوق الذكر هر ساله در جمعيت گوسفند و بز تكرار و برنامه تست و كشتار متوقف ميگردد.
تذكرات مهم :
1- رعايت زنجيره سرد واكسن از هنگام تحويل از شركت سازنده واكسن تا زمان تزريق به بدن دام و از طرفي توجه به تاريح انقضاي واكسن الزامي ميباشد.
2- هر دز واكسن Rev.1اعم از دز كاهيده و دز كامل يك ميلي ليتر بوده كه mدر زير پوست ناحيه پشت كتف گوسفند و بز تزريق ميگردد.
3- تعداد جرم موجود در هر دز از واكسن R.d Rev.1 معادل يكهزارم جرم موجود در هر دز از واكسن F.d Rev1 ميباشد.
4- طريقه مصرف واكسن با توجه به نحوه دستورالعمل توصيه شده توسط سازنده واكسن ملاك عمل ميباشد.
5- ثبت مشخصات دامدار با ذكر تعداد دام واكسينه و تاريخ واكسيناسيون علاوه بر درج در شناسنامه بهداشتي دام، جهت بايگاني در شبكه هاي دامپزشكي شهرستانها به منظور بهره برداري بهينه الزامي است.
6- با توجه به تكرار سالانه واكسيناسيون در كل جمعيت گوسفند و بز واجد
شرايط و همچنين توقف عمليات تست و كشتار در طول برنامه ( مشروط به ثبت مشخصات گله هاي واكسينه ) ، تكه برداري از گوش دام ها ضرورت ندارد.
7- 2 تا 3 هفته بعداز واكسيناسيون R.d Rev1 و F.d Rev1، بيش از 90% دام ها در آزمايش رزبنگال بايستي واكنش مثبت نشان دهند.
8- تكان دادن مداوم شيشه حاوي واكسن آماده تزريق از هنگام شروع بكار تا پايان كار واكسيناسيون به منظور دريافت دز واحد واكسن در هر راس دام ، توسط واكسيناتور الزامي است.
9- نحوه مبارزه با بروسلوز در كانونهائي كه از طرف مركز بهداشت شهرستانها اعلام ميگردد براساس واكسيناسيون فراگير كل جمعيت گوسفند و بز واجد شرايط منطقه اعم از نابالغ و بالغ با واكسن هاي F.d Rev1 و R.d Rev1 استوار ميباشد.
10- در صورت درخواست كميته امداد امام خميني (ره) يا ساير مراكز معتبر كه در امر خريد و فروش دام فعاليت دارند مبني بر دريافت گواهي سلامت دام از لحاظ بروسلوز صدور تائيديه مبني بر تحت پوشش بودن گله مزبور و گواهي انجام واكسيناسيون بروسلوز در كل جمعيت گوسفند و بز مورد نظر جهت پاسخ به درخواست آنها كفايت مي نمايد.
11- روش شناسائي دام مبتلا در جمعيت گوسفند و بز از طريق كشت ميكربي جنين سقط شده، شير و ترشحات رحمي امكان پذير ميباشد.
12- تشخيص دام مبتلا از طريق كشت ميكربي محدود به موارد انفرادي بوده و با مشاهده سقط جنين در گله نيازي به نمونه برداري جهت كشت ميكربي در حجم وسيع نميباشد.
13- با مسجل شدن آلودگي دام به هر روش و در هر زمان از اجراي برنامه ، كشتار دام آلوده الزامي بوده و طبق روال غرامت به آنها تعلق ميگيرد.
14- انجام هرگونه واكسيناسيون همزمان با واكسن R.d Rev1 ممنوع بوده و رعايت حداقل 30 روز فاصله بين واكسيناسيون R.d Rev1 با واكسن آبله الزامي است. همچنين قبل از واكسيناسيون سلامت ظاهري دام را در نظر داشته و از واكسيناسيون دام هاي بيماري و تب دار خودداري گردد.
15- با توجه به اينكه در گله هاي مشكل دار ( آن دسته از جمعيت گوسفند و بز آبستن كه عوامل ايجادكننده سقط در بدن آنها بشكل نهفته يا فعال حضور دارد ) واكسن Rev1 ميتواند بعنوان عامل مستعدكننده در وقوع سقط جنين دخالت نمايد. به منظور اجتناب از ايجاد هرگونه زمينه سازي مستعد در رخداد سقط جنين ، بهتر است واكسيناسيون دام هاي بالغ در پايان فصل زايش تا يك ماه قبل از جفت گيري انجام پذيرد و از واكسيناسيون دام هاي آبستن بويژه دام هاي آبستن 2 تا 4 ماهه خودداري گردد. هرچند كه استفاده از واكسن R.d Rev1 در مراحل آبستني نيز مخاطره چنداني ندارد. لذا درصورت تمايل و درخواست دامدار واكسيناسيون در تمام مراحل آبستني توسط واكسن R.d Rev1 بلامانع ميباشد.
2-2- آموزش و ترويج
آموزش و ترويج دامداران در ارتباط با چگونگي برخورد با دام هاي سقط نموده، جنين هاي سقط شده، مراقبت هاي بهداشتي موقع زايمان و عدم مصرف شيرخام ، در قطع سريعتر سيكل بيماري در دام و كاهش قابل ملاحظه تعداد مبتلايان انساني به بيماري تب مالت بسيار موثر ميباشد. همچنين آموزش واكسيناتورها و نظارت مداوم بركار آنها توسط مسئولين دامپزشكي استان الزامي ميباشد.
3-2- رعايت مقررات بهداشتي و قرنطينه اي
ضدعفوني جايگاه و محتويات سقطي و زايماني بوسيله فرمالين و شعله دادن همراه با قرنطينه دام هاي سقط كرده بمدت يك تا دوهفته وهمچنين جداسازي دام هاي زايمان نموده از گله بمدت حداقل 3 روز به منظور كاهش يا حذف اجرام بيماري زاي موجود در محيط دامداري حائز اهميت ميباشد.
number one
2007-Aug-03, 20:42
مقابله با افزایش شمار سلول های بدنی شیر در تابستان


رطوبت و حرارت تابستان شرایط نامساعدی را برای گاودار و گاو فراهم می آورد. گاوها معمولاً با كاهش مصرف خوراك و تولید شیر به حرارت و رطوبت واكنش نشان می دهند.

رطوبت و حرارت تابستان شرایط نامساعدی را برای گاودار و گاو فراهم می آورد. گاوها معمولاً با كاهش مصرف خوراك و تولید شیر به حرارت و رطوبت واكنش نشان می دهند. پر واضح است كه این شرایط نامطلوب اند. علاوه بر این افزایش شمار سلولهای بدنی اتفاق نامطلوب دیگری است كه در بسیاری از گله ها طی ماه های گرم تابستان پدید می آید. متاسفانه این افزایش در شمار سلولهای بدنی به معنای افزایش میزان عفونت های پستان در گله است. بنابراین شما برای به حداقل رساندن شمار سلول های بدنی در ماه های گرم سال چه می توانید انجام دهید؟ من پیشنهاد می كنم موارد زیر را مورد توجه قرار دهید.
- تا آنجا كه امكان دارد پستان گاوها را تمیز نگهدارید. به این ترتیب تعداد باكتری هایی كه انتهای سرپستانك در معرض آنها قرار می گیرد به حداقل می رسد. تمیز بودن فری استال ها و راهروها برای حفظ تمیزی پستان خیلی بسیار مهم است. بستر جایگاه ها و راهروهای فری استال را در هر شیردوشی تمیز كنید
- از بستری استفاده كنید كه كمتر باعث رشد باكتری شود. وقتی گاوها در جایگاه در حال استراحت هستند انتهای سر پستانك ها در نماس با میكروارگانیسم ها است. سعی كنید از موادی در بستر استفاده كنید كه سبب تقویت رشد باكتری ها نگردند. ماسه برای بسیاری از دامداری ها بستر مناسبی است. اگر سامانه حمل و مدیریت كود شما قادر به حمل ماسه نیست ،از تراشه های چوب و خاك اره كه در كوره خشك شده اند استفاده كنید. از به كاربردن خاك اره تازه در بستر خوداری كنید. خاك اره حاصل از درختان كاج بهتر از محصول حاصل از درختان خزان دار جنگلی است. ممكن است بخواهید ماده تغییر دهنده Ph به بستر اضافه كنید. تا سرعت رشد باكتری ها كند شود. اما چنین محصولاتی باید هر دو تا سه روز یكبار به بستر اضافه شوند.
- تا انجا كه می توانید گاوها را خنك نگهدارید تا از جمع شدن آنها در مناطق مرطوب و كثیف كه باعث كثیف شدن پستان ها می شود جلوگیری كنید. گاوهایی كه در محیط های خنك تر هستند معمولاً از سامانه ایمنی قوی تری برای مقابله با باكتری های مهاجم به پستان برخوردارند. اگر گاوها در مرتع یا محوطه گردش هستند برای آنها سایه بان فراهم كنید. با نصب پنكه و آب پاش در راهروهای فری استال ،محل انتظار شیردوش و راهروهای برگشت،گاوها را خنك كنید. در مناطق خاصی از كشور حوضچه های خنك كننده برای خنك كردن گاوها استفاده میشود. اما لازم است از این حوضچه ها به خوبی نگهدایر شود تا به جای این كه راه حل باشند،خود در بروز مشكل سهمی نداشته باشند.
- آماده كردن صحیح پستان در سالن شیردوشی برای جلوگیری از ورود باكتری ها به پستان امری حیاتی است. استفاده از غوطه ور كردن سر پستانك ها قبل و بعد از دوشش در ماده ضدعفونی كننده،تمیز كردن و خشك كردن سرپستانك ها و به حداقل رساندن زمان اتصال خرچنگی به پستان،همگی عوامل مهمی در كاهش موارد جدید عفونت های داخل پستانی و شمار سلول های بدنی هستند.
- از متخصص تغذیه خود بخواهید جیره غذایی را بررسی كند تا مطمئن شوید گاوها مقدار كافی ویتامین E,a و سلنیوم در جیره دریافت می كنند. این مواد مغذی سبب بهبود عملكرد سیستم ایمنی شده كه برای مقابله در برابر باكتری های مهاجم و افزایش شمار سلول بدنی لازم و ضروری اند.هرچند ممكن است قادر نباشید به طور كامل از افزایش شمار سلولهای بدنی مخزن شیر كه به علت گرمای تابستان به وجود می آید جلوگیری كنید. اما فعالیت هایی وجود دارند كه شما می توانید با انجام آنها تاثیر اقتصادی تنش گرمایی را كاهش دهید. من توصیه می كنم با مشاوران خود در مورد اقداماتی كه می توانید انجام دهید مشورت كنید.
number one
2007-Sep-01, 11:58
خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره دام

هرگونه خوراك گیاهى و پرحجم كه ارزش غذایى داشته باشد و خوش‏خوراك هم باشد، علوفه نام دارد.

الف - علوفه ‏ها

هرگونه خوراك گیاهى و پرحجم كه ارزش غذایى داشته باشد و خوش‏خوراكهم باشد، علوفه نام دارد.

یونجه یابیده: این علوفه ارزش غذایى زیادى دارد. یونجه به عنوان یك غذاى عالى در تغذیه دام به خصوص براى گاو شیرى استفاده مى‏شود. پروتئین و كلسیم بالاى این علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت یونجه وقتى است كه یك سوم بوته‏ها به گل بنشینند. در جیره غذایى گاو شیرى، بین دو تا چهار كیلوگرم یونجه در روز كافى و مناسب است.

علف باغ: این علف در تغذیه گاو شیرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دلیل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زیاد مى‏كند. به علاوه در گاوهاى شیرى باعث بیشترشدن چربى شیر مى‏شود. براى جلوگیرى از خارج‏شدن سریع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از این علوفه استفاده مى‏كنند.

كاه به علت خشك و پُرحجم‏بودن، ارزش غذایى زیادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذایى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنین كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگین بهتر است كه كاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف كاه باید كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار این علوفه در جیره غذایى دام‏ها بیشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بیشتر غذا را مى‏گیرد. بهت راست كاه را همیشه بعد از خوراك‏هاى دیگر به دام‏ها داد.

اگر كاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذایى بیشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى‏توان مقدار بیشترى از این علوفه در جیره غذایى قرار داد.

سیلوها: براى استفاده بیشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشك و هضم بهتر این علوفه‏ها، آنها را سیلو مى‏كنند.

ب - خوراك‏هاى فشرده شده یا كنسانتره دامى

علوفه‏هاى آردى و خوراك‏هایى كه از رشته‏هاى كمى تشكیل شده‏اند رإ؛

 

»ل خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى‏گویند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هایى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكمیل‏كننده‏هاى معدنى و ویتامینى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهیه مى‏شود.

براى برطرف‏كردن نیاز غذایى دام‏هایى كه تولید بالایى دارند، علاوه بر علوفه باید مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستایى كه بیشتر از هشت كیلوگرم شیر تولید مى‏كنند، باید مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

به دامداران عزیز سفارش مى‏شود اگر خوراك را از كارخانه خریدارى مى‏كنند، در هنگام تهیه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به این ترتیب، مى‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.

براى تهیه كنسانتره به وسیله خود دامدار، مى‏توانید از دستور زیر استفاده كنید. این دستور براى گاو شیرى كه بین ده تا پانزده كیلوگرم شیر تولید مى‏كند، مناسب است.

مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نیم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد باید باشد. به این ماده‏ها مقدارى كربنات كلسیم یا دى‏كلسیم فسفات هم اضافه مى‏كنند.

نكته‏هاى مهم در تغذیه مخلوط علوفه و كنسانتره
براى گاوهاى شیرى روستایى كه تولید شیر آنان به هفت تا هشت كیلوگرم مى‏رسد، لازم نیست كه از كنسانتره استفاده كنید. با علوفه‏هاى مرغوب مى‏توان نیاز غذایى این دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهایى كه در روز بیشتر از هشت كیلوگرم شیر تولید مى‏كنند، باید از كنسانتره استفاده كرد.

براى این گاوها در برابر هر یك كیلوگرم شیر تولیدى، نیم كیلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كیلوگرم شیر تولید مى‏كند، باید روزانه هفت كیلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.

تغییر جیره غذایى دام باید با احتیاط كم‏كم انجام شود. تا باعث كم‏شدن تولید نشود. اگر در غذاى دام از ضایعات استفاده مى‏شود باید با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

علوفه‏هاى سبز، رطوبت زیادى دارند. به همین دلیل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشك باید مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خیلى مناسب است. اگر این كار انجام نشد، سعى كنید فاصله زمانى بین تغذیه با علوفه و كنسانتره خیلى كم باشد.

براى بیشترشدن مقدار تولیدشیره مى‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زیاد كنسانتره باعث كم‏شدن چربى شیر مى‏شود. در این حالت باید از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.

دستور تهیه كسانتره براى گوساله‏هاى پروارى
مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسیم مخلوط كنید. سپس در اختیار دام‏ها بگذارید.

فراهم‏كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف
همه دامها براى تولید باید انرژى و پروتئین كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذایى دام‏ها با هم فرق مى‏كند.

الف - گاوهاى شیرده: این گاوها به دلیل تولید شیر، خوراك‏هایى لازم دارند كه پروتئین زیادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هایى مانند یونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسیار مناسب است.

مقدار خوراك براى این دام‏ها به نوع دام حك هبومى است یا دورگ و مقدار شیر تولیدى بستگى دارد. مقدار ماده غذایى خشك براى گاوى كه دوازه كیلوگرم در روز شیر مى‏دهد و پانصد كیلوگرم وزن دارد، ده كیلوگرم است. دو كیلوگرم از این مقدار باید كنسانتره باشد.

در ابتداى دوره شیروارى چون دام وزن زیادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، باید از علوفه‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏هایى مانند كاه و سبوس برنج باید خوددارى شود.

ب - گاوهاى خشك آبستن

در آخر دوره شیروارى یعنى سه ماه قبل از زایمان كم‏كم باید از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى‏توان، خوراك‏هاى كم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. یعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و دیگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زیاد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتیجه، سخت‏زایى و بیشترشدن هزینه‏ها را به دنبال دارد.

دو هفته قبل از زایمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنید. همچنین از علوفه‏هاى مرغوب مانند یونجه باید در خوراك دام استفاده كرد.

ج - گوساله ‏هاى پروارى

سه ماهه اول دوره پروار: در این دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏كند. بنابراین گوساله‏ها به خوراك‏هایى نیاز دارند كه پروتئین زیادى داشته باشند. براى این كار، علوفه‏هایى مانند یونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره باید از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنین استفاده از كربنات كلسیم یا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسیم‏دار ضرورى است.

اضافه‏وزن روزانه در این دوره، با هزینه كمتر و سرعت بیشتر انجام شود. بنابراین، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.

سه ماهه دوم پروار: در این دوره گوساله‏ها رشد ابتدایى خود را انجام داده‏اند. در نتیجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراین، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها باید از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏هایى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.

آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى یونجه و كاه براى این دوره مناسب هستند. در این دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها باید هزینه بیشترى كرد. همچنین هفتاددرصد غذاى دام باید از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكیل شود.

استفاده از ضایعات در تغذیه دام
نان خشك
خوراكى است كه از آرد گندم به دست مى‏آید. این خوراك براى دام‏هاى شیرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از این خوراك باید بسیار دقت كرد. زیرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شیرى باعث ناراحتى‏هایى مى‏شود.

چون نان‏هاى خشك به طور صحیح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممكن است لابه‏لاى آنها چیزهایى مانند تیغ، سوزان و پلاستیك وجود داشته باشد. اگر این چیزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.

چیزهایى مانند میخ یا سوزن به طور مسقیم وارد نگارى حیوان مى‏شوند، كم‏كم از دیواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتیجه باعث مرگ ناگهانى حیوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستیكى نیز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.

سبوس برنج
نوع درجه یك آن دانه‏هاى برنج دارد و به شكل آردى است، این نوع از سبوس براى دام‏ها مفید است. اما نوع‏هاى دیگر كه زبره زیادى دارند، براى خوراك دام مفید نیستند. از این ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شیرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت.

ملاس
این خوراك، خاصیت انرژى زایى و مُلین بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جیره غذایى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذیه با این خوراك باید كم‏كم باشد. ملاس جایگزین خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.

استفاده از ضایعات براى كم‏شدن قیمت جیره غذایى و استفاهد بهتر و بیشتر از محصولات فرعى كارخانه‏ها بسیار مناسب است. ولى مصرف بیشتر از اندازه و ناگهانى این مواد باعث ناراحتى‏هاى شدید گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صیفى‏جات دیگر باید كم‏كم شروع شود. یعنى از روزى دویست گرم شروع شود در پایان هم كم‏كم قطع شود.

روش غنى‏سازى كاه
به دلیل استفاده زیاد كاه در تغذیه دام، غنى‏سازى این علوفه اهمیت زیادى دارد. براى غنى‏سازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏كنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏كنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مى‏پاشند و كاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سیلوى سیمانى مى‏ریزند و فشرده مى‏كنند. با این كار هواى داخل سیلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستیك روى آن را مى‏پوشانند. این كاه به مدت بیست و پنج روز به همین صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.

مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى كاه
لاس 4 تا 10 كیلوگرم

كاه 100 كیلوگرم

آب 50 تا 80 لیتر

اوره 4 كیلوگرم

فایده‏هاى غنى‏سازى كاه
1- پانزده درصد به ارزش غذایى كاه اضافه مى‏شود.

2- پروتئین كاه بیشتر مى‏شود.

3- كاه خوش خوراك مى‏شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:8  توسط دکتربابایی  | 

ي‌ اوليه‌: اگر گربه‌ مجروح‌ پيدا كرديد قبل‌ از رساندن‌ به‌ مراكز درماني‌، زير آن‌ يك‌ پتوي‌ گرم‌ و نرم‌ انداخته‌ و باگرفتن‌ دو سر پتو گربه‌ را جابجا كنيد. نبايد چيزي‌ به‌ او خوراند و بيش‌ از 5-10 دقيقه‌ نبايد گربه‌ به‌ يك‌ سمت‌ خوابيده‌باشد.
اگر دست‌ و پا شكسته‌ باشد نيز گربه‌ را به‌ آرامي‌ روي‌ پتو قرار داده‌ پاي‌ شكسته‌ نبايد حركت‌ كند و بهتر است‌ بطرف‌بالا باشد.
number one
2007-Jul-14, 21:58
عمر اهلي شدن گربه ها
بقاياي گربه اي اهلي شده متعلق به 9500 سال پيش در قبرس كشف شد.
به گزارش آسوشيتدپرس ، باستان شناسان فرانسوي با حفر مكاني به عمق 40 سانتي متر ، جسد انساني در حدود 30 ساله را همراه با يك گربه 8 ماهه يافتند.
اين كشف كه متعلق به عصر حجر است ، نظريات پيشين مبني بر اهلي شدن اولين گربه توسط انسان در مصر باستان آن هم در 5000 سال پيش را منتفي مي كند.
كشف جديد در شيلورو كامبوس در دهكده نئوليتيك به دست آمده كه به عنوان اولين مدرك اهلي شدن گربه توسط انسان عصر حجر به ثبت رسيد.
number one
2007-Jul-14, 22:00
بلند قدترين سگها
به گزارش شبکه خبري" ورلد نيوز " در ميان نژادهاي مختلف ، بلند قدترين سگها را مي توان در دو نژاد « دان بزرگ » و سگ گرگي ايرلندي يافت . يک نمونه بارز متعلق به دسته اول ، شامگرت دانزاس ( متولد 1975 ) نام دارد و متعلق به خانم کاملي اهل انگلستان است . قد اين سگ 4/105 سانتيمتر و وزنش 108 کيلوگرم است . در ميان سگ گرگيهاي ايرلندي ، سگي به نام برادبر يج مايکل ( تولد : سال 1920 ، مرگ : سال 1929 ) متعلق به خانم مري بينون اهل ايالت کنت در انگلستان ، در سن 2 سالگي قدي برابر 3/100 سانتيمتر داشت
number one
2007-Jul-15, 13:09
انگلهاي خارجي دام
انگلهاي خارجي در تمام گونه هاي جانوري وجود داشته و خسارات فراواني به دامها وارد مي نمايند . اين انگلها عمدتا به سه صورت به صنعت دامپروري خسارت وارد مي كنند :‌
- كاهش بازدهي دامها به علت ايجاد بيماريهاي پوستي ، كم خوني ،‌لاغري و كاهش رشد دامها .
- انتقال عوامل بيماريزا مانند بابزيوز در گوسفند ، تيلريوز در گاو ، بيماري ويروسي تب خونريزي دهنده كريمه ـ كنگو و انسفاليت ناشي از كنه .
- ايجاد خسارت به پوست و چرم و فرآورده هاي دامي و كاهش توليد گوشت .

انگلهاي خارجي عمدتا شامل انواع كنه ، جرب ، شپش و انواع مگسها و لارو آنها هستند .
كنه : (Tick)كنه از شاخه بند پايان و زير شاخه شليسراتها هستند . كنه ها داراي انواع يك ميزبانه ،‌دو ميزبانه و سه ميزبانه هستند .كنه هاي ايكسودس ، هيالوما و بوافيلوس از خانواده كنه هاي ايكسوديده ( كنه هاي سخت ) بوده و عمدتا در نشخوار كنندگان ايجاد بيماري مي كنند .كنه هاي ارگاس پريسكوس ( كنه مرغي ) از خانواده كنه هاي آرگاسيده ( كنه هاي سخت بوده و عمدتا در نسخوار كنندگان ايجاد بيماري مي كنند .كنه هاي ارگاس پرسيكوس ( كنه مرغي ) از خانواده هاي كنه هاي آرگاسيده ( كنه هاي نرم ) هستند .كنه ها در انتقال بيماريهاي تك ياخته هاي خوني مانند بابزيوز و تليريوز در گوسفند و گاو و بيماريهاي ويروسي مانند تب خونريزي دهنده كريمه ، كنگو و نيز بيماري اسپيروكتوز در دامها اهميت خاصي دارند .
كنترل : استفاده از انواع سموم حشره كش مانند كومافوس ، فن والريت ، پرمترين و فلومترين در مبارزه با اين انگلها موثر مي باشند .
جرب : (Mite)جربها به 4 دسته پسوروپتيك ، ساركوپتيك و دمودكتيك تقسيم مي شوند جربها در داخل پوست يا روي پوست ميزبان خود به صورت دائمي زندگي مي كنند و فرم بالغ آنها داراي هشت پا بوده ، تخم مرغي شكل و سفيد رنگ است و قطر آنها حدود 5/0 ميليمتر مي باشد .جربها در حيوانات اهلي ايجاد انواع بيماريهاي پوستي مانند درماتيت ، ريزش پشم پشم و مو ، خارش ، چروكيدگي و زخمهاي پوستي مي كنند .
روش مبارزه :‌حمام دادن دامها با سمومي مانند كومافوس . فوسمات و توكسافن و نيز حشره كشهاي تزريقي سيستميك ماند آيورمكتين موثر مي باشد .
شپش : (Lice)شپشها دو دو گروه عمده شپشهاي خونخوار و شپشهاي گزنده تقسيم مي شوند . شپشهاي خونخوار باعث بروز كم خوني در ميزباني شده و بيماريهاي عفوني را منتقل مي نمايند . اين شپشها عمدتا در دامها ديده مي شوند . شپشهاي گزنده باعث بروز خارشهاي پوستي و اذيت و آزار ميزبان شده ، تحريك پوستي ، موريختگي ، ايجاد دلمه را سبب مي شوند . اين انگلها عمدتا در پرندگان ديده مي شوند .
روش مبارزه :‌در درمان شپشها عمدتا از تركيبات ارگانوفسفره استفاده يم شود . استفاده از از سم به صورت پودر و يا پور ـ آن ( ريختن مستقيم ) موثرتر است .
ساير انگلهاي خارجي دامها :‌انواع مياز ، هيپودرما ، انواع كك ، انواع درماتوميتها ، انگلهاي خارجي زنبور عسل مانند كنه واروا و غيره .
number one
2007-Jul-15, 13:13
مروري بر تكنيكهاي همسانه سازي (Cloning) در پستاندارن

مقدمه:
در روند تكامل، توليد مثل جنسي موجودات عالي به عنوان راهي براي حفظ تنوع ژنتيكي جمعيتهاي انتخاب شده است كه بقاي آن موجود در مواجهه با شرايط مختلف را امكانپذير مي سازد. در اين نوع توليد مثل هر يك از اين نطفه ها حامل نيمي از ژنهاي والدين نر و ماده مي باشد كه به فرزندان منتقل مي شود. تا قبل از كشف روش كلونينگ تصور بر اين بود كه سلولهاي سوماتيك پس از تمايز يافتن قادر به برگشت به حالت اوليه ( تمايز نيافته) نمي باشند.


به عبارت ديگر تصور قبلي بر اين پايه بود كه سلولهاي سوماتيك با وجودي كه تمامي ژنها را در هسته همراه دارند، با اين وجود قادر به توليد موجودي كامل نيستند. كلون كردن به معني تكثير غير جنسي است نمونه عملي آن، تكثير گياهان است و يا در حشراتي مانند زنبور عسل و خزندگان و ماهيها و آبزياني همانند آرتميا پديده اي به نام بكرزائي (Pathenogenis) وجود دارد كه مي توان آن را پديده اي مشابه كلونينگ دانست. كشت بافت گياهي فرآيندي است كه در آن قطعات كوچكي از بافت زنده گياهي جدا شده و به مدت نامحدودي در يك محيط مغذي سترون رشد داده مي شود.كلونينگ از طريق مهندسي ژنتيك در گياهان، حيوانات و يا حتي باكتريها، براي توليد انبوه با كيفيت خاص صورت مي گيرد. از طريق اين تكنولوژي مي توان نسلهاي در حال انقراض را نجات داد. از مزاياي شبيه سازي در پرورش دامهاي اهلي مي توان به استفاده از تعداد محدودي از حيوانات پر توليد با هزينه نگهداري كمتر و افزايش سريع پيشرفت ژنتيكي گله اشاره كرد. با توجه به اينكه فنوتيپ افراد عمدتا تحت تاثير مشترك وراثت و محيط مي باشد هيچگاه حتي در دو قلوهاي يكسان، دو فرد كاملا شبيه به هم نخواهد بود. نتيجتا در شبيه سازي ژنوتيپ افراد كاملا مشابه مي باشد اما دو فرد مذكور فنوتيپ يكساني نخواهد داشت.
روشهاي كلونينگ:
شبيه سازي با روشهاي گوناگوني و با اهداف متفاوت انجام مي پذيرد كه بطور كلي سه روش كلي در اين مورد وجود دارد:
الف- كلونينگ روياني(Embryonic Cloning)
اين روش همان روشي است كه در طبيعت در تولد دوقلوها يا چند قلوها رخ مي دهد. در اين روش در شروع مراحل تقسيم جنيني بعد از لقاح، يعني زماني كه هنوز سلولهاي جنيني تمايز نيافته اند يك سلول را جدا و با تحريكات، اين سلول را به ادامه تقسيم تا حد به وجود آمدن يك جنين مستقل وادار مي كنند.
ب- كلونينگ توليد مثلي(Reproduction Cloning)
هدف از اين روش، توليد موجودات زايا با استفاده از سلولهاي سوماتيك مي باشد. در اين روش در مرحله خاصي از تقسيم سلولي، هسته سلولهاي سوماتيك را كه در هسته شان حاوي تمامي ژنهاي موجود مي باشند جدا كرده و پس از تيمار الكتريكي يا شييميايي اين هسته را در داخل يك تخم لقاح نيافته كه هسته آن قبلا خارج شده قرار مي دهند سپس مجموعه حاصل را در رحم مادري كه بطور مصنوعي شرايط آبستني در آن القاء شده لانه گزيني مي نمايند كه در نهايت موجود جديد كاملا شبيه فردي خواهد شد كه سلول سوماتيك از آن اخذ شده است.
ج- كلونينگ درماني(Therapeutic Clonig)
در اين روش ابتدا با استفاده از سلولهاي سوماتيك يك فرد، شبيه سازي انجام مي گردد و در مرحله اوليه جنيني از روياني كه حاوي چند سلول است تعدادي سلول جدا و در محيط كشت اختصاصي، سلول، بافت يا اندام مورد نظر تكثير مي شود. هدف از اين روش توليد بافت يا عضوي است كه فرد از دست داده است مثل پوست تحليل رفته در نتيجه سوختگي، كليه، كبد، مغز استخوان، قلب، سلولهاي عصبي يا عضلاني. واضح است پيوند اعضا توليد شده به خود شخص، به دليل قرابت ژنتيكي به مراتب موفقيت آميزتر است و بعد از پيوند نيازي به مصرف داروهاي مضرر به منظور جلوگيري از دفع پيوند به مدت طولاني وجود ندارد.
تاريخچه كلونينگ:
تكنيك كلونينگ ابتدا در دوزيستاني مثل قورباغه موفقيت آميز بود. در سال 1996 خبر تولد اولين گوسفند همانند سازي شده مدتها تيتر بسياري از نشريات و منابع خبري را به خود اختصاص داد. مبناي علمي اين خبر در سال 1997 در يك مقاله چاپ شده در مجله نيچر تحت عنوان» توليد نتاج زنده حاصل از سلولهاي جنسي و سلولهاي بالغ پستانداران« به اثبات رسيد. اين گوسفند ماده از سلولهاي پستاني منجمد يك گوسفند كه سالها پيش مرده بود، بدست آمد. در بوجود آوردن دالي دانشمندان با جدا سازي 227 سلول از سلولهاي پستان گوسفند بالغ و انتقال آن به 227 تخمك غير بارور كه هسته آنها خارج شده بود توانستند سلولهاي جنيني بوجود آوردند و آنها را به مدت 6 روز در آزمايشگاه كشت دادند. دانشمندان سپس 29 سلول جنيني را كشت داده و به 29 ميش جانشين به عنوان مادر دوم وارد كرده و در رحم لانه گزيني نمودند در نهايت فقط يكي از آنها توليد گوسفند زنده به نام دالي كرد كه بعد از 5 ماه و نيم از دالي متولد شد.
در حقيقت دالي دوقلوي يكسان همان گوسفندي بود كه مدتها پيش مرده بود. نژاد گوسفند دالي از نژاد فين دورست بود و نام آن از خواننده معرف دالي پاترن گرفته شده بود. زمان تولد دالي 5 جولاي 1996 بود كه با وزن تولد 5/6 كيلو در موسسه رازلين اسكاتلند متولد شد. در نتيجه آميزش طبيعي دالي با يك قوچ نژاد ولش مانتيشن كه ديويد نام داشت در آوريل 1998 يك بره به نام Bonnie متولد شد و در طول زندگي دالي توانست شش بره سالم را بدنيا آورد. در همان سن 6 سالگي مشخص شد كه دالي مبتلا به فرسودگي مفاصل و پيري زود رس شده است از آنجاييكه گوسفند معمولا مي تواند 12 تا 13 سال زندگي كند اين سوال مطرح شده كه چرا دالي در حالي كه شش سال داشت به بيماري مختص دوران كهولت گوسفندان مبتلا شده است. در 14 فبريه 2003 به حيات اين گوسفند به علت بيماري عفونت ريه و جراحات كشنده ناشي از اين بيماري خاتمه داده شد. ايان ويلموت سرپرست تيم بوجود آورنده دالي، ابراز نمود كه عفونت ريه يك عارضه معمولي در گوسفنداني است كه به مدت طولاني در اصطبل نگهداري مي شوند و با احتمال مساوي امكان بروز اين عارضه در گوسفندان غير همانند سازي شده قابل انتظار است. ويلموت در ادامه سخنان خود افزود كه احتمالا دالي اين بيماري را از گوسفندان ديگري كه همراه او در اصطبل نگهداري مي شدند گرفته بود. در هنگام مرگ دالي شش سال داشت پس از مرگ پيكر دالي در موزه بين المللي اسكاتلند نگهداري شد و در معرض ديد عموم در شهر ادينبورگ قرار گرفت.يك سال پس از تولد دالي، در سال 1998 اولين موشهاي همانند سازي شده و طي سالهاي 1999 الي 2000 اولين خوك، بز و گاو همانند سازي شده با موفقيت به دنيا آمدند. اولين قاطر كلون شده در 5 مه 2003 توليد گرديد و با اين تولد اميد به موفقيت در كلون كردن آتي اسبهاي مسابقه افزايش يافت. دانشمندان دانشگاه آيداهو با قرار دادن DNA سلول پوست يك قاطر به درون تخمك تخليه شده، يك اسب به تولد رساند. يانگ يانگ بز همانند سازي از يك سلول سوماتيك مي باشد كه توسط دانشمندان چيني بوجود آمده است. در همانند سازي اين بز از تكنيكي به نام انتقال هسته استفاده شد. در اين تكنيك از سلولهاي گوش يك بز بالغ و از سلولهاي تخمك بزهاي ديگر نمونه گيري و كشت سلولي انجام شد. بز يانگ يانگ از طريق اميزش طبيعي با يك بز نر 6 ساله موفق به توليد دو بزغاله با جنسيت نر و ماده شد كه تا كنون گفته مي شود هر دو بز از لحاظ سلامتي در وضعيت مناسبي به سر مي برند.در 27 دسامبر سال گذشته شركت كلونايد به عنوان نخستين موسسه فعال در زمينه Human Cloning كه در سال 1997 ميلادي توسط فرقه اي بنام رايليان به رهبري فردي بنام Claude Vorihon مشهور به دايل تاسيس گرديد ادعا كرد اولين انسان همانند سازي شده را بوجود آورده است.اين فرقه با افكار عجيب خود معتقدند كه انسان بر روي زمين توسط موجودات ساير كرات از طريق روشهاي مهندسي ژنتيك بوجود آمده است. ا ولين انسان كلون شده كه توسط اين شركت پا به كره خاكي گذاشته، دختري است كه زيركانه به نام حوا(Eve) براي او انتخاب گرديده و از يك زن 31 ساله آمريكايي نشات گرفته است. منشا اين دختر يك سلول از كودك دو ساله اي بود كه در يك سانحه رانندگي جان باخته است. هنوز آزمايش DNA بر روي كودك صحت ادعا را ثابت نكرده است.
مزايا و معايب كلونينگ:
حيوانات كلون شده اجازه پيشرفت سريع در درك مكانيزم روشن و خاموش كردن ژنها را مي دهد و بوسيله استفاده از حيوانات همانند سازي شده و يكسان از لحاظ ژنتيكي دانشمندان قادرند نتياج سريع و دقيقي را بدست آوردند چرا كه تفائت ژنتيكي در اين موجودات به حداقل ممكن خود رسيده است. از ديگر مزاياي اين تكنيك، كلونينگ سلولهاي حيواني اينست كه به ما اجازه مي دهد كه گونه هايي از موجودات زنده را كه در خطر انقراض قرار دارند را نجات دهيم.
از اهداف كلونينگ در آزمايشگاههاي كشورهاي مختلف مي توان به امكان بازيابي جواني، كمك به پيشگيري حملات قلبي، استفاده از سلولهاي بنيادي براي ترميم سلولهاي مغز و بافتهاي سوخته ، درمان نازايي، درمان ژنهاي معيوب، درمان سرطان و كاربردهاي محرمانه نظامي اشاره نمود.
از معايب اين روشها اينست كه دانشمندان هنوز به حيات طولاني مدت و سلامت حيوانات كلون شده اطمينان ندارند. اين به دليل آن است كه سلولهايي كه عمر بالايي دارند و در معرض اشعه تميار مي شوند ممكن است حاوي جشهااي مضرر در ژنوم شوند. بعضي متخصصان بر اين باورند كه با وجودي كه گله هاي يكسان حاصل از كلونينگ توليد مناسبي را خواهند داشت اما به علت كاهش شديد تنوع امكان هر نوع نتايج غير قابل پيش بيني وجود خواهد داشت. در نهايت اعداد و ارقام ناشي از همانند سازي نيز همواره نشان مي دهد كه احتمال موفقيت در همانند سازي در بهترين حالت 5 الي 10 درصد مي باشد و در حدود 75 درصد كلونها در دو ماه اول زندگي از بين مي روند. دستيابي به تكنيكهاي اين روش به دست بزهكاران نيز تهديد جدي و نگران كننده عمده اي است كه ممكن است جهان را با نابودي مطلق روبرو كند.
جمع بندي:
كلون كردن به معني تكثير غير جنسي است.كلونينگ از طريق مهندسي ژنتيك در گياهان، حيوانات و يا حتي باكتريها، براي توليد انبوه با كيفيت خاص صورت مي گيرد. از طريق اين تكنولوژي مي توان نسلهاي در حال انقراض را نجات داد. از مزاياي شبيه سازي در پرورش دامهاي اهلي مي توان به استفاده از تعداد محدودي از حيوانات پر توليد با هزينه نگهداري كمتر و افزايش سريع پيشرفت ژنتيكي گله اشاره كرد. از اهداف كلونينگ در آزمايشگاههاي كشورهاي مختلف مي توان به امكان بازيابي جواني، كمك به پيشگيري حملات قلبي، استفاده از سلولهاي بنيادي براي ترميم سلولهاي مغز و بافتهاي سوخته ، درمان نازايي، درمان ژنهاي معيوب، درمان سرطان و كاربردهاي محرمانه نظامي اشاره نمود. در بهمن ماه 1381 انجمن ژنتيك ايران طي بيانه اي ضمن تاكيد بر حقوق اساسي انسانها و احترام به خانواده و حقوق آن به عنوان بنيادترين نهاد مدني، كاربرد صحيح و قانونمند دستاوردهاي علمي چون كلونينگ در راستاي بهبود درماني و سلامت انسان را لازم دانست.
آرش جوانمرد. پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي شمالغرب و غرب كشور(ABRII-T)
به نقل از پارس بيولوژي
number one
2007-Jul-18, 15:12
ارزيابي اثرات تحريك هاي الكتريكي بر روي ميزان هيدروكسي پرولين بعد از ايجاد ضايعات تجربي در تاندون خم كننده سطحي در اسب

شريفي داوود*,كاظمي داوود,رسولي علي,شمس غلام رضا

تحريك هاي الكتريكي جهت كاهش التهاب تاندونيت حاصل از ضايعات تجربي استفاده مي شود. هرچند مكانيزم آن در تسريع التيام كاملا مشخص نيست در اين راستا در يك مطالعه تجربي بعد از تخريش تمام قطر قسمت مياني تاندون خم كننده سطحي پاي راست به طول 10 سانتيمتر در 8 راس اسب بالغ كه به دو گروه 4 تايي تقسيم شدند انجام گرفت. گروه اول (4 راس) تحت درمان تحريك هاي الكتريكي به مدت 10 دقيقه با فركانس 100 هرتز و شدت 80 ميكروثانيه (0.6±2.8 ميلي آمپر) به مدت 15 روز قرار گرفتند. در صورتي كه گروه دوم (4 راس) ديگر هيچ درماني صورت نگرفت. در روز 60 بعد از تخريش ميزان هيدروكسي پرولين در تاندون سالم درمان شده و درمان نشده اندازه گيري شد. اختلاف معني دار درميزان هيدروكسي پرولين در تاندون درمان نشده در مقايسه با تاندون نرمال مشاهده گرديد در صورتي كه اين اختلاف در تاندون درمان شده در مقايسه با تاندون نرمال معني دار نبود نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه تحريك هاي الكتريكي اثرات مثبت و موثري در افزايش ميزان هيدروكسي پرولين و كلاژن در تاندون هاي آسيب ديده دارد.
number one
2007-Jul-18, 15:17
اولتراسونوگرافي B -مد سرپستانك ها و غدد پستاني شتر (شتر يك كوهانه)


آب شناس جليل*,وثوق داريوش,مسعودي فرد مجيد,مولايي محمدمهدي

سرپستانك ها و غدد پستاني ده نفر شتر شيروار با استفاده از ترانسديوسر خطي زمان واقعي (مد B) با فركانس 8.5 -6.5 مگاهرتز و درون يك ظرف آب مورد بررسي قرار گرفته و چهره سونوگرافيك غدد پستاني و فاكتورهاي مختلف سرپستانك ارزيابي گرديد. در اين مطالعه طول كانال سرپستانك، پهناي انتهايي سرپستانك، ضخامت ديواره سرپستانك، پهناي سينوس سرپستانك و صخامت ديواره بين دو سينوس سرپستانك اندازه گيري شد. در غدد پستاني شترهاي شيروار كانال شيري، سينوس سرپستانك، سينوس غده پستاني و مجاري شيري به آساني قابل مشاهده و ارزيابي بود. در ديواره سرپستانك سه لايه مختلف شامل: يك لايه نازك هايپراكوئيك خارجي، يك لايه پهن هايپواكوئيك مياني و يك لايه نازك كمي هايپراكوئيك داخلي قابل مشاهده بود. در ديواره بين دو سينوس سرپستانك نيز سه لايه شامل:دو لايه نازك هايپراكوئيك جانبي و يك لايه پهن هايپواكوئيك مياني قابل مشاهده بود. تكنيك اولتراسونوگرافي زمان واقعي كه دراين مطالعه مورد استفاده قرار گرفت، تكنيكي قابل اعتماد راي ارزيابي ساختمان آناتوميك غدد پستاني و همچنين اندازه گيري پارامترهاي مختلف سرپستانك مي باشد.
number one
2007-Jul-18, 15:35
بررسي اثرات تحريك هاي الكتريكي در التيام جراحات تاندون آشيل در خرگوش


شريفي داوود*,محيط مافي سروش,ساساني فرهنگ,حميدزاده محمدرضا


هدف از اين مطالعه ارزيابي اثرات تحريك هاي الكتريكي در التيام تاندون آشيل در خرگوش بود كه با انتخاب 10 سر خرگوش به ظاهر سالم از نژاد نيوزيلندي جنس نر با سن 6 ماه و وزن 0.8±3.6 كيلوگرم انجام شد. تمام خرگوش ها با استفاده از تركيب گزيلازين كتامين هيدروكلرايد آسه پرومازين و ديازپام بيهوش شدند. ميزان 2 سانتيمتر از وسط تاندون آشيل راست با تيغه اسكالپل تمام قطر تخريش گرديد و سپس اين خرگوش ها به دو گروه 5 تايي گروه كنترل I و گروه درمان با تحريك هاي الكتريكي Ii تقسيم شدند. تحريك هاي الكتريكي در روز 3 بعداز تخريش با فركانس 70 هرتز و شدت 1 وات بر سانتيمتر مربع (1.1 ميلي آمپر) براي 10 دقيقه به مدت 15 روز قرار گرفتند. دو الكترودهاي سطحي مثبت با پوشش نمدي خيس شده در قسمت فوقاني تاندون و دو الكترود منفي با پوشش نمدي خيس شده در پايين تاندون با نوارچسب فيكس گرديد. بعداز 30 روز نمونه بافتي از محل تخريش جهت ارزيابي تغييرات هيستومورفولوژيكي تهيه شد و با هماتوكسلين وائوسين رنگ آميزي شد. نتايج به دست آمده التيام بهتري در مقايسه با كنترل در تاندون درمان شده نشان داد. در اين تاندون حداقل واكنش آماسي مشاهده گرديد. قرار گرفتند موازي فيبرهاي كلاژن با حداقل سلول نشان دهنده مرحله پيشرفته التيامي در تاندون درمان شده در مقايسه با تاندون گروه كنترل بود.تحريك هاي الكتريكي در مدت دو هفته اثرات مثبت و موثري در تسريع التيام تاندون آشيل با دربرداشتن حداقل سلول هاي التهابي و آرايش منظم و موازي دسجات فيبرهاي كلاژن در تاندون هاي درمان شده به همراه داشت.
number one
2007-Jul-18, 15:36
تشخيص و تمايز بابزيا و تيلريا بر روي گسترش خوني رنگ آميزي شده از طريق PCR

شايان پرويز*,رهبري صادق


تشخيص پيروپلاسم ها بر روي لام هاي خوني و يا غده بزاقي كنه كه از طريق روش هاي رنگ آميزي گيمسا، فولگن و متيل– گرين– پيرونين انجام مي پذيرد. اين روش ها غير اختصاصي بوده و با مشكلات متعددي مخصوصا در حيوانات حامل همراه مي باشند. روش تكثير مكررDNA بر خلاف روش هاي مذكور، اختصاصي تر و حساس تر مي باشد. نمونه هاي خوني متعددي از قبيل خون با محلول ضد انعقاد EDTA، خون فيكس شده در اتانول، گسترش هاي خوني رنگ آميزي شده و غير رنگ آميزي شده براي استخراج DNA استفاده گرديد.DNA از نمونه هاي مذكور از طريق روش هاي استخراج و تخليص DNA از قبيل روش فنل/ كلروفرم، روش TriPure و روش كيت ، خالص سازي و با يكديگر مقايسه گرديد. DNA استخراج شده از نمونه هاي خوني با محلول ضد انعقاد EDTA با هر سه روش استخراج قابل تكثير با ورش PCR بودند .DNA استخراج شده از خون فيكس شده در اتانول با روش هاي فنل/ كلروفرم و كيت نيز قابل تكثير با روش PCR بودند. اما در ارتباط با DNA استخراج شده از گسترش هاي خوني رنگ آميزي شده و غير رنگ آميزي شده فقطDNA كه با روش كيت قابل استخراج و تكثير با روشPCR بود. نتايج نشان دادند كه تشخيص تك ياخته ها در مقدار كمتر از 10 ميكروليتر خون حيوان آلوده با روش PCR امكان پذير مي باشد. اين نتايج مؤيد اين نظر است كه تشخيص انگل هاي تك ياخته اي در گسترش هاي خوني رنگ آميزي شده و غير رنگ آميزي شده از حيوانات آلوده ممكن است. همچنين نتايج حاصله طراحي روشي ساده براي جمع آوري نمونه هاي انگلي را ميسر مي سازد.
number one
2007-Jul-18, 15:38
تعيين ژن هاي ,eae ,espB 2 ,stx 1hly ,stx در اشريشياكلي هاي بيماريزاي طيور با روش واكنش زنجيره اي پلي مراز چندگانه اي

زهرايي صالحي تقي*,صفرچي آزاده,پيغمبري سيدمصطفي,رباني محمد


هدف از اين مطالعه تعيين حضور ژن هاي حدت در اشريشياكلي هاي بيماريزاي طيور بود. براين اساس دوازده جدايه اشريشياكلي مربوط به سروتيپ هاي متداول در ايران جهت اين تحقيق انتخاب گرديد. همه 12 جدايه براي حضور ژن هاي eae,espB2 ,stx1hly,stx با روش زنجيره اي پلي مراز چندگانه اي با دو پروتكل مورد آزمايش قرار گرفتند. در پروتكل اول جدايه ها با پرايمرهاي EC و hly و در پروتكل دوم با پرايمرهاي ,eae ,espB 2,stx 1stx ارزيابي شدند. هفتادوپنج درصد (9جدايه) فقط داراي ژن و تنها يك جدايه داراي هر دو ژن 2stx و 1stx بود. به علاوه دو جدايه (16.66 درصد) داراي ژن eae و سه جدايه داراي ژن espB25)درصد) بود. ژن hly در هيچ كدام از جدايه ها حضور نداشت. يافته هاي اين مطالعه نشان داد كه ژن 2stx ممكن است در اشريشياكلي هاي بيماريزاي طيور در ايران گسترده باشد.
number one
2007-Jul-18, 15:39
طاسي قناري به دليل استئوميليت ناشي از پزودوموناس آئروژينوزا

دزفوليان اميد,شجاع دوست بهرام,زهرايي صالحي تقي,پيغمبري سيدمصطفي*,رزم يار جمشيد,وجهي عليرضا


يك قناري دوساله با نشاني هاي طاسي سر، بي اشتهايي، لاغري و آويختگي نوك پاييني به كلينيك ارجاع شد. در راديوگرافي شكستگي نوك پاييني و استئوميليت استخوان جمجمه مشخص شد. با توجه به مرگ پرنده، عليرغم فراهم نمودن مراقبت هاي لازم، نمونه برداري هاي مورد نياز صورت گرفت. آزمايش هاي هيستوپاتولوژيك يافته هاي راديوگرافيك را تاييد نمود و در كشت باكتريولوژيك، پزدوموناس آئروژينوزا جدا شد. اين اولين گزارش از عفونت استخواني ناشي از پزدودوموناس آئروژينوزا است كه منجر به طاسي در قناري ها شده است.
number one
2007-Jul-18, 15:39
مقايسه تاثير درمان ضد باكتريايي عمومي و موضعي براي كنترل عفونت داخل پستانياستافيلوكوكي در تليسه هاي آبستن

هورشتي پرويز*,حسني طباطبايي عبدالمحمد,بلورچي محمد

 

در مطالعه اي كه به منظور مقايسه درمان موضعي وعمومي تليسه هاي آبستن نژاد هلشتاين مبتلا به عفونت داخل پستانياستافيلوكوكسي حاصل از استافيلوكوكوس ارئوسكواگولاز مثبت انجام شد، تليسه هايي كه به زمان زايمان نزديك مي شدند پس از كشتترشحات پستان و اطمينان از وجود عفونت داخل پستاني با پاتوژن مذكور به ترتيب و به طور تصادفي در يكي از گروه هاي چهارگانه زيرقرار داده مي شدند، به طوري كه در هرگروه 30 راس تليسه قرار مي گرفت. گروه هاي 1 تا 3 به ترتيب پماد پستاني مخصوص دوره خشكي حاوي نفسيلين، بنزيل پني سيلين و دي هيدرواسترپتومالسين و CDC به صورت موضعي، تايلوزين(TY) و انروفلوكساسين (EN) به صورت عمومي دريافت نموده و گروه 4 به عنوان شاهد، دارويي دريافت نكرد. نرخ هاي درمان پس از زايش كه با كشت مجدد نمونه ها به دست آمد به ترتيب 93 ،83 ،70 ،47 درصد بود (p<0.05) نرخ هاي درماني تليسه هاي متعلق به گروه هاي DC و TY نسبت به گروه شاهد افزايش معني داري نشان داد (p<0.05) تفاوت آماري معني داري بين نرخ هاي درماني گروه هاي DC و TY مشاهده نشد. نرخ درمان گروه DC بالاتر از گروه EN بود (p<0.01) نتيجه اينكه درمان عمومي تليسه هاي آبستن نسبت به عفونت داخل پستاني استافيلوكوكسي ساده تر از درمان موضعي بوده و مانع ايجاد جراحات پستاني به تليسه ها و عفونت هاي ثانويه پستاني و نيز جراحات وارده به كارگران شده و در گله هايي كه شيوع اين نوع ورم پستان بالا مي باشد، ممكن است جانشين درمان موضعي شود.
number one
2007-Jul-18, 15:41
اثرات سويه و مقدار مصرف مخمر ساكاروميسس سرويسيه بر عملكرد پرواري، جمعيت كل باكتري هاي شكمبه و متابوليت هاي سرم خون گوساله هاي نر هلشتاين


رضايي مرتضي*,رضاييان محمد,جامعي پرويز,مرادي شهربابك محمد,ميرهادي سيداحمد

* مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي جهاد كشاورزي، استان تهران، تهران، ايران


هدف: مقايسه اثرات سويه و سطح مصرف مخمر ساكاروميسس سرويسيه در گوساله هاي پرواري.
طرح: آزمايش فاكتوريل 3×2.
حيوانات: 35 راس گوساله نر هلشتاين با ميانگين وزن اوليه 296.8 كيلوگرم.
روش: دام هاي مورد استفاده در پنج گروه با ميانگين وزن اوليه مساوي تقسيم و هر گروه يكي از جيره هاي آزمايشي شامل دوسويه مخمر در دو سطح X) و (2x با شاهد (بدون مصرف مخمر) را به مدت 135 روز دريافت كردند. سويه هاي مخمر شامل سويه تجارتي بيوساف و سويه تجارتي ايران مايه و مقدار X براي هر سويه به ترتيب برابر 2.5 و 5 گرم در روز به ازاي هر يكصد گرم وزن زنده دام بود. اجزا جيره كليه گروه ها جز در مورد نوع و مقدار مخمر با يكديگر يكسان و شامل 70 درصد كنسانتره و 30 درصد علوفه بود. افزايش وزن و مصرف خوراك روزانه گوساله ها در طول دوره آزمايش ثبت و ضريب تبديل خوراك براي هر گروه محاسبه گرديد. در پايان دوره پرواربندي از راه لوله مري از محتويات شكمبه حيوانات در سه زمان صفر، 3 و 6 ساعت پس از مصرف خوراك از وريد وداج حيوانات خونگيري و غلظت گلوكز، اوره، اسيد اوريك و تري گليسريد در آن اندازه گيري شد.
تجزيه و تحليل آماري: استفاده از طرح كاملا تصادفي در مورد عملكرد پرواربندي و از طرح بلوك هاي كامل تصادفي در مورد Ph، جمعيت ميكروبي ومتابوليت هاي سرم خون و تصحيح اختلافات در وزن اوليه حيوانات با استفاده از تجزيه كوواريانس.
نتايج: مصرف مخمر بيوساف در سطح X در مقايسه با گروه شاهد موجب رشد بهتر دامها گرديد. (1457 در مقابل 1351 گرم افزايش وزن روزانه) و اختلاف بين آنها معني دار بود (p<0.05) همچنين مخمر بيوساف موجب بهبود عددي ضريب تبديل غذايي گرديد. اثرات سويه و مقدار مصرف مخمر بر خوراك مصرفي روزانه نيز معني دار نبود. Ph مايع شكمبه حيوانات مصرف كننده مخمر بيوساف نسبت به ساير گروه ها بالاتر و اختلاف بين آنها معني دار بود (p<0.05). مخمر بيوساف سبب افزايش عددي تعداد كل باكتري هاي شكمبه گرديد. اثر مخمر بر متابوليت هاي سرم خون حيوانات آزمايشي نيز معني دار نبود.
نتيجه گيري: مصرف مخمر بيوساف سبب ثبات بهتر Ph محيط داخلي شكمبه و در نتيجه افزايش تعداد كل باكتري ها و فراهم شدن وضعيت مناسبتري براي تخمير در شكمبه گرديد كه حاصل آن رشد سريعتر حيوانات بود
number one
2007-Jul-18, 15:44
بررسي اثر مكمل غذايي روغن ماهي غني از اسيدهاي چرب امگا -3 بر توليد و تركيبات شير گاو

 

حقيقي مسعود*,خوش باوررستمي حسين علي,سلماني علي,اميدي مسعود,دياني دردشتي ارمغان

* سازمان تحقيقات و آموزش كشاورزي، مركز تحقيقات ماهيان سردآبي مازندران، تنكابن، ايران


هدف: بهبود كيفي اسيدهاي چرب شير از طريق مكمل غذايي روغن ماهي غني از اسيدهاي چرب امگا-3 (خصوصا EPAو DHA) در جيره غذايي گاوهاي شيري.
طرح: كارآزمايي باليني.
حيوانات: 10 راس گاو شيري (5 راس در گروه آزمايش و 5 راس در گروه كنترل).
روش: خوراندن مقادير مختلف روغن ماهي (به ترتيب در هفته هاي اول و دوم ميزان 100 ميلي ليتر، در هفته سوم 300 ميلي ليتر و در هفته چهارم 500 ميلي ليتر در روز به ازاي هر راس گاو) حاوي اسيدهاي چرب غير اشباع زنجير بلند امگا-3 خصوصا دو اسيد چرب ايكوزاپنتاانوييك اسيد(eicosapentaenoic ,EPA) و دوكوزاهگزاانوييك اسيد (docosahexaenoic acid,DHA) به همراه جيره غذايي پايه در دو گروه شامل 1) گروه تيمار با روغن ماهي و 2) گروه كنترل.
تجزيه و تحليل آماري: داده هاي خام با برنامه نرم افزاري Instat بررسي شد. براي مقايسه تغييرات ميزان درصد چربي، پروتئين، ماده خشك، شير توليدي و اسيدهاي چرب اشباع و غير اشباع شير دو گروه از گاوها در هفته هاي يكسان از آزمون نمونه هاي مستقلunpaired t test استفاده شد و p<0.05 به عنوان سطح معني دار در نظر گرفته شد.
نتايج: نتايج بدست آمده از اين تحقيق نشان داد كه مقادير بالاي 100ميلي ليتر روغن ماهي ميزان درصد چربي شير را كاهش داد ولي تاثيري بر ميزان پروتئين و ماده خشك شير و نيز ميانگين شير توليد شده نداشتند. به علاوه اينكه موجب بهبود كيفي پروفايل اسيدهاي چرب شير گاوهاي گروه تيمار با روغن ماهي در مقايسه با شير گاوهاي گروه كنترل گرديد. در اين ارتباط درصد اسيدهاي چرب غير اشباع شير افزايش و درصد اسيدهاي چرب اشباع شير كاهش نشان دادند.
نتيجه گيري: با توجه به نتايج بدست آمده از اين تحقيق و يافته هاي ديگر محققين مي توان بيان داشت كه وجود تركيبات روغن ماهي خصوصا اسيدهاي چرب EPA و DHA در جيره غذايي گاوهاي شيري جهت بهبود كيفي اسيدهاي چرب شير ضروري باشد.
number one
2007-Jul-18, 15:45
مقايسه اثر ديمينازين و ايميدوكارب دي پروپيونات در درمان گوسفندان آلوده شده تجربي با بابزيااوويس

 

خاكي زهره*,رهبري صادق,نادعليان محمدقلي,علي دادي ناصر,اشرفي هلان جواد

* گروه علوم درمانگاهي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه تهران، ايران


هدف: مطالعه اثرات درماني داروهاي ايميدوكارب و ديمينازن در درمان گوسفندان آلوده شده تجربي با بابزيااوويس
طرح: مطالعه تجربي.
حيوانات: 36 راس گوسفند يك تا دو ساله نر.
روش: ابتدا با آزمايشات خون مشخص شد كه گوسفندان مورد تجربه آلودگي به بابزيااوويس يا هر گونه انگل خوني ديگر را ندارند. سپس حيوانات به دو گروه تقسيم شدند و يك گروه از آنها طحالشان با روش جراحي برداشته شد. تلقيح انگل بابزيااوويس از طريق وريد وداج به ميزان 106×5.2 اريتروسيت آلوده انجام گرفت و پس از ظهور تب هر گروه به سه زير گروه ديگر (شاهد - درمان با ديمينازن - درمان با ايميدوكارب) تقسيم شدند. زير گروه درمان با ديمينازن 3.5 ميلي گرم به ازاي كيلوگرم وزن بدن و زير گروه درمان با ايميدوكارب 1.2 ميلي گرم به ازاي هر كيلو گرم وزن بدن دارو دريافت كردند. زير گروه شاهد برابر با ميزان تزريق دارو سرم فيزيولوژي دريافت كردند. علايم باليني و نتايج آزمايشگاهي خونشناسي در تمام گروه ها ثبت گرديد.
آناليز آماري: آزمون آماري تي استيودنت (p<0.05).
بحث و نتايج: استفاده از ديمينازن در درمان بابزيااوويس موثرتر است زيرا عود مجدد بيماري مشاهده نگرديد. در صورتي كه در حيوانات درمان شده با ايميدوكارب ظهور مجدد انگل در خون توام با علائم كلينيكي بيماري (تب) مشاهده گرديد.
number one
2007-Jul-18, 15:46
مطالعه ميكروبيولوژيك و كلينيكال پاتولوژيك تورم مفصل عفوني در گاو


خضرايي نيا پروانه*,قراگزلو محمدجواد,نظيفي سعيد,نجفي جمال,حسني طباطبايي عبدالمحمد,يوسفي پرستو

* گروه علوم درمانگاهي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه تهران، ايران


هدف: بررسي تغييرات كلينيكال پاتولوژيك مايع مفصلي در تورم مفاصل باكتريايي گاو.
طرح: بررسي مقطعي.
حيوانات: 117راس گاو مبتلا به آرتريت و 48 راس گاو سالم.
روش: نمونه هاي مايع مفصلي117 راس گاو مبتلا به آرتريت و 48 راس گاو سالم در كشتارگاه هاي اطراف تهران گرفته شدند. كشت مايع مفصلي براي جدا كردن باكتري ها، ميكوپلاسماها و مخمرها انجام شد. مشخصات ظاهري و آزمايش هاي چسبندگي و لخته موسين بر روي مايع مفصلي دام هاي سالم و مبتلا انجام شد. تعداد گلبول هاي سفيد و ميزان پروتئين تام، گلوكز، فسفاتاز قليايي (alp)، آسپارتات آمينوترانسفراز (ast) و آلانين آمينوترانسفراز (alt) مايع مفصلي گاوهاي سالم و بيمار اندازه گيري شدند.
تجزيه و تحليل آماري: براي پي بردن به اختلالات آماري معني دار هر پارامتر در گروه هاي مختلف سالم و بيمار از آزمون هاي آناليز واريانس (anova) و چند دامنه اي دانكن استفاده شد.
نتايج: از كشت مايع مفصلي40 راس از گاوهاي مبتلا به آرتريت، ميكروارگانيسم جدا شد (34.3 درصد). عوامل ايجاد كننده آرتريت كه در كشت جدا شدند عبارت بودند از: ميكو پلاسما (46.3 درصد)، عوامل باكتريايي 32.7 درصد، عوامل مخمري 14.1درصد و عوامل مشترك (حضور توام ميكوپلاسما و ساير باكتري ها در 6.9 درصد). در بيشتر موارد آلودگي هاي مفاصل با عوامل باكتريايي و ميكوپلاسمايي، آزمايش لخته موسين و ويسكوزيته مايع مفصلي ضعيف و متوسط بود. در مقايسه با گروه شاهد، تعداد گلبول هاي سفيد، فعاليت آنزيم هاي Alt,alp,ast و ميزان پروتئين تام مايع مفصلي در عفونت هاي باكتريايي، ميكوپلاسمايي و مخمري مفاصل مبتلا به طور معني داري افزايش (p<0.05) و ميزان گلوكز مايع مفصلي به طور معني داري كاهش يافته بود.(p<0.05)
نتيجه گيري: 3.4 درصد گاوهاي مورد مطالعه مبتلا به آرتريت بودند. در 66 درصد موارد، هيچگونه باكترياي از مايع مفصلي گاوهاي مبتلا جدا نشد كه نشان دهنده حضور ساير عوامل ايجاد كننده آرتريت مانند ويروس ها و واكنش هاي ايمونولوژيك مي باشد.
number one
2007-Jul-18, 15:47
گزارش راديوگرافي پان اوستئايتيس (Panosteitis) در سگ


غديري عليرضا*,آويزه رضا

* گروه علوم درمانگاهي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه شهيد چمران، اهواز، ايران


هدف: ارايه يافته هاي باليني و راديوگرافي يك بيماري استخواني در سگهاي جوان كه سابقه اي از گزارش آن در ايران در دسترس نيست.
طرح: گزارش درمانگاهي.
حيوان: پنج قلاده سگ (چهار نر و يك ماده) 8 تا 11 ماهه.
روش: مطالعه باليني و راديوگرافي از اندام هاي حركتي درگير و اندام هاي حركتي بدون نشاني باليني.
نتايج: درد و لنگش در يك يا هر دو اندام حركت قدامي، بدون سابقه تروما تنها نشاني باليني آنها بود. نشاني هاي راديوگرافي پان اوستئايتيس به صورت افزايش راديواپسيته در بخش مركزي استخوان هاي دراز اندام حركتي، در استخوان هاي زند زبرين و زند زيرين در تمامي موارد و در استخوان هاي بازو، قلم دست و ران به طور موردي مشاهده شد.
نتيجه گيري: بيماري سگ هاي مبتلا، بر اساس يافته هاي باليني و راديوگرافي، پان اوستئايتيس تشخيص داده شد كه مي تواند مورد توجه دامپزشكان شاغل در درمانگاه هاي دام هاي كوچك قرار گيرد.
number one
2007-Jul-18, 15:48
شناسايي دگرگوني ژنتيكي در ويروس تب برفكي تيپ A با استفاده از تعيين رديف نوكلئوتيدي قسمتي از ژنVP1 ويروس


بهاري علي اصغر*,قرشي سيدعلي,ماركوارت آتفريد,تقي پوربازرگاني تقي

* آموزشكده دامپزشكي، دانشگاه بوعلي سينا، همدان، ايران


هدف: مطالعه تغييرات ژنتيكي ويروس تب برفكي عامل همه گيري هاي ايران.
طرح: مطالعه موردي.
نمونه ها: جراحات بافت پوششي زبان و دهان 11دام مشكوك به تب برفكي مربوط به 9 واگيري در مهر ماه سال 81.
روش: RNA كامل استخراج شده در واكنش RT-PCR يك مرحله اي تشخيصي آزمايش شد. سپس بخشي از ژن VP1 نمونه هاي مثبت به روش multiplex RT-PCR تكثير شد. اين كار براي تيپ هاي متداول ايران انجام شد. محصول PCR با استفاده از روش Fluorescent dye deoxy-terminator cycle sequencing تعيين توالي شد.
نتايج: از كل نمونه ها 9 نمونه از نظر تب برفكي مثبت بودند. جز نمونه هاي مربوط به يك واگيري از اصفهان كه هر دو از تيپ A بودند، بقيه نمونه هاي مثبت از تيپ O شناسايي شدند. مقايسه داده هاي توالي اسيدهاي آمينه نمونه تيپ A تغييرات قابل ملاحظه اي را نشان داد.
نتيجه گيري: با توجه به يافته هاي اين مطالعه به نظر مي رسد كه يك واريانت ژنتيك شكل گرفته باشد. اگر چه آزمايشات سرم شناختي و خنثي سازي متقاطع براي تاييد دگرگوني آنتي ژنيك لازم است.
number one
2007-Jul-18, 15:49
تاثير مركزي هيستامين بر درد فرماليني در خرگوش: نقش سيستم اپيوئيدي


تمدن فرد اسماعيل*,عظيم پوران ارفين,بهجت بابك

* گروه علوم پايه، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه اروميه، اروميه، ايران


هدف: مطالعه اثر تزريق داخل بطني مغزي هيستامين بر درد ناشي از تزريق فرمالين به گوش چپ خرگوش و همچنين اثر امين بر بي دردي ناشي از مرفين و تشديد درد ناشي از نالوكسان.
طرح مطالعه: مطالعه تجربي.
حيوانات: شصت و شش قطعه خرگوش سفيد نيوزيلندي نر با وزن بين 2.640.16 كيلوگرم.
روش: قرار دادن كانول استانليس استيل شماره 21 و به طول 18 ميليمتر در داخل بطن جانبي راست خرگوش، انجام تزريقات داخل بطني مغزي نرمال سالين (كنترل)، هيستامين در مقادير 22.5، 45 و 90 ميكروگرم، مرفين و نالوكسان در مقادير مساوي 50 و 100 ميكروگرم، هيستامين (45 ميكروگرم) قبل از مرفين (50 ميكروگرم) و هيستامين (90 ميكروگرم) پس از نالوكسان (100 ميكروگرم) به وسيله سرنگ هاميلتون 25 ميكروليتري، تزريق زير جلدي نرمال سالين (كنترل) و يا فرمالين (100ميكروليتر، 5 درصد) در سطح خارجي گوش چپ خرگوش به وسيله سر سوزن تزريقي شماره 29، ثبت پاسخ هاي درد شامل مدت زمان حركات سر و گوش ها و خاراندن گوش در فواصل پنج دقيقه اي به مدت يك ساعت.
تجزيه و تحليل آماري: آناليز واريانس يكطرفه و با اندازه گيري مكرر، آزمون دانكن.
نتايج: تزريق نرمال سالين به گوش خرگوش پاسخ معني داري ايجاد نكرد در حالي كه تزريق فرمالين موجب ايجاد پاسخ درد براي مدت كوتاهي (10 دقيقه) پس از تزريق شد. هيستامين در مقدار 22.5 ميكروگرم بر مدت زمان حركات سر و گوش ها و خاراندن گوش اثر نگذاشت اما در مقادير 45 و 90 ميكروگرم پاسخ هاي درد را تضعيف نمود. مرفين در مقادير50 و 100 ميكروگرم موجب مهار و نالوكسان در مقادير50 و 100 ميكروگرم موجب تشديد پاسخ هاي درد شد. تزريق هيستامين (45 ميكروگرم) قبل از مرفين (50 ميكروگرم) موجب افزايش اثر ضد درد مرفين شد و تزريق هيستامين (90 ميكروگرم) بعد از نالوكسان (100 ميكروگرم) تشديد درد ناشي از نالوكسان را تخفيف داد.
نتيجه گيري: بر اساس نتايج مطالعه حاضر مي توان مطرح نمود كه فعال شدن هيستامين مغزي موجب كاهش درد مي شود. مرفين به عنوان يك داروي ضد درد، اثر ضد دردي ايجاد مي كند ولي نالوكسان موجب تشديد درد مي شود. هيستامين اثر ضد دردي مرفين را تقويت مي كند و تشديد درد ناشي از نالوكسان را كاهش مي دهد. اثر كاهش دهنده درد توسط هيستامين احتمالا به طور مستقيم از سيستم اپيوئيدي انجام مي گيرد.
number one
2007-Jul-18, 15:50
بررسي پادگن هاي توموري ناشي از ويروس لكوز گاو در عقده هاي لمفاوي و مقايسه آن با كشت سلولي Flk آلوده به ويروس


نيك بخت بروجني غلام رضا*,همت زاده فرهيد,محبوبي بختيار

* گروه ميكروب شناسي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه تهران، تهران، ايران


هدف: مقايسه پادگن هاي عقده هاي لمفاوي توموري مبتلا به لكوز گاوي با كشت سلولي Flk آلوده به ويروس با روش ايمنوبلاتينگ.
طرح: مطالعه مشاهده اي.
نمونه ها: تعداد 19 عقده لمفاوي مبتلا به لكوز و دو نمونه عقده لمفاوي گاوهاي سالم.
روش: آزمون الكتروفورزsds-page و وسترن بلات بر روي عصاره تمامي عقده هاي لمفاوي مبتلا و سالم و عصاره كشت سلول Flk آلوده به ويروس صورت گرفت.
نتايج: الگوي الكتروفورتيك با آزمون Sds-page در تمامي نمونه هاي مبتلا به نمونه عقده لمفاوي سالم مقايسه شدند و تفاوت قابل ملاحظه اي مشاهده نگرديد. باندهاي 54، 52، 47، 46، 44، 43، 39 و 36 كيلو دالتون تنها در عقده هاي لمفاوي مبتلا مشاهده شد. باندهاي 72 و 57 كيلو دالتون در همه نمونه هاي عقده لمفاوي سالم و مبتلا و همچنين نمونه ياخته هاي آلوده به ويروس لكوزگاوي (flk-blv) مشاهده شد. پروتئين 48 كيلو دالتون تنها در يك پروفايل و مشابه با پروتئيني ايمونوژنيك در عصاره كشت سلول Flk-blv بود.
نتيجه گيري: نتايج اين تحقيق حداقل حضور هشت پروتئين ايمنوژنيك مختلف را در عقده هاي لمفاوي مبتلا به لكوز به اثبات مي رساند. پروتئين ايمونوژنيك با وزن 48 كيلو دالتون در يك نمونه عقده لمفاوي مبتلا و نمونه Flk-blv مي تواند پادگني ويروسي باشد كه در شرايط خاص نمود مي يابد. در مجموع از بررسي كل نمونه ها سه پروفايل متمايز در بين تومورهاي لمفاوي مشخص گرديد.
number one
2007-Jul-18, 15:51
بررسي تغييرات آلكالاين فسفاتاز، آسپارتات ترانس آميناز، گاماگلوتاميل ترانسفراز و بيليروبين سرم در گاوهاي مبتلا به تيلريوزيس (تب ساحل مديترانه اي)


قدردان مشهدي عليرضا*,راضي جلالي محمد,كاوند محمد

* گروه علوم درمانگاهي، دانشكده دامپزشكي، دانشگاه شهيد چمران اهواز، ايران


هدف: تعيين مقادير آلكالاين فسفاتاز، آسپارتات ترانس آميناز، گاماگلوتاميل ترانسفراز و بيلي روبين سرم در گاوهاي مبتلا به تيلريوزيس (تب ساحل مديترانه اي)
طرح: مطالعه بر روي گروه بيمار و شاهد.
حيوانات: 50 راس گاو مبتلا به تيلريوزيس ارجاع داده شده به بيمارستان دامپزشكي دانشگاه شهيد چمران اهواز و 50 راس گاو به ظاهر سالم.
روش: پس از معاينه باليني گاوهاي بيمار، ثبت نشانه هاي باليني آنها و تاييد تشخيص تيلريوزيس خونگيري انجام شده و ميزان GGT, AST, ALP و بيلي روبين سرم تعيين مي گرديد. مقدار فاكتورهاي بيوشيميايي فوق در گاوهاي سالم نيز مشخص مي شد.
تجزيه و تحليل آماري: آزمون آناليز واريانس يك طرفه و آزمون t
نتايج: در مطالعه حاضر عقده هاي لنفاوي در 90 درصد از دامهاي بيمار بزرگ شده بود. همچنين در 60 درصد از بيماران تب و وضعيت غيرعادي مخاطات مشاهده شد. ميزان متوسط GGT ,AST,ALP، بيلي روبين تام و بيلي روبين مستقيم به ترتيب 69.3 (واحد بين المللي در ليتر)، 62 (واحد بين المللي در ليتر)، 10.6 (واحد بين المللي در ليتر)، 0.58 (ميلي گرم درصد ميلي ليتر) و 0.38 (ميلي گرم درصد ميلي ليتر) تعيين گرديد و اختلاف بين دامهاي به ظاهر سالم و بيمار از نظر ميزان اين مواد بسيار معني دار بود. (P<0.01) به علاوه ميزان ALP در گروههاي سني مختلف اختلاف آماري را مشخص ساخت. اين اختلاف در دامهاي سالم بسيار معني دار (P<0.01) و در دامهاي بيمار معني دار (P<0.05) بود.
نتيجه گيري: بر اساس نتايج اين بررسي به نظر مي رسد كه آسيب كبدي واجد نقش با اهميتي در بيماريزايي تيلريوزيس باشد.
number one
2007-Jul-18, 15:52
بررسي صحرايي وجود مقاومت نسبت به لواميزول در نماتودهاي دستگاه گوارش گوسفندان استان خوزستان

 

غلاميا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:5  توسط دکتربابایی  | 

• Acycly : آسیکلی به ناتوانی تخمدانها و بی علائم بودن دوره فحل اطلاق میگردد. 
آسیکلی فیزیولوژیک و آسیکلی پاتولوژیک 

• Anaphrodisy : در آنافرودیزی فعالیت تخمدانها موجود است ولی دوره فحل یا کلاً بی علائم یا کم علائم است. 

آنافرودیزی را به دو زیرگروه ذیل تقسیم میکنند: 

• فحل خاموش حقیقی 
• فحل خاموش ظاهری 

آسیکلی فیزیولوژیک: 

آسیکلی حالت نرمال دامهای جوان قبل از رشد بلوغ آنها میباشد. همچنین آسیکلی حالت نرمال در بارداری تحت ترشح هورمون پروژسترون از جسم زرد فعال روی تخمدان دامها میباشد. هر دو مورد حالت فیزیولوژیک غیرفعال تخمدانها میباشد. در اولین هفته پس از زایمان نیز تخمدان غیرفعال فیزیولوژیک میباشد. در سنین بالا هم تخمدانها غیرفعال فیزیولوژیکی میباشند (یائسگی)، این حالت فیزیولوژیک در دامها اغلب دیده نمیشود زیرا دامها تا رسیدن به این سن از دیدگاه اقتصادی از دام جدا میشوند. 

آسیکلی پاتولوژیک: 

آتروفی (Atrophy) و دیستروفی (Dystrophy) دو دلیل عمده آسیکلی پاتولوژیک میباشد. تحلیل بافت تخمدان تحت آتروفی دلایل متعدد دارد. آتروفی بیشتر در دامهای جوان و تلیسه بدلیل تغذیه نادرست (کیفیت نامناسب و تغذیه یکجانبه) و شرایط محیطی ناسازگار (گرما و رطوبت بیش از حد، کمبود نور) دیده میشود حال آنکه دیستروفی در گاوهای با توانایی شیردهی بالا بدلیل جیره غذایی نادرست، شرایط محیطی ناسازگار (گرما و رطوبت بیش از حد، کمبود نور) و دارای زایمانهای دشوار دیده میشود. 
یکی از دلایل دیگر آسیکلی پاتولوژیک سیستهای تخمدان میباشد. دلایل اصلی پیدایش سیستهای تخمدان توانایی شیردهی بیش از حد دام، شرایط نامتعادل تغذیه (کمبود کالری و انرژی، کمبود کاروتین، کمبود سدیم همزمان با مقدار مازاد پتاسیم) و شرایط ناسازگار محیطی بشمار میآید بخصوص وقتی از دام با بنیه (Constitution) ضعیف در شرایط ناسازگار محیطی بازدهی شیردهی بیشتری مطالبه میگردد. 

فحل خاموش حقیقی: 

دلیل اصلی آن عدم اجرای صحیح و نقص در نگهداری دام (مانند کمبود نور در اسطبل بخصوص در دامهای تلیسه، کمبود تحرک در دامداریهای مطلقاً اسطبلی و بدون چراگاه، نگهداری بیش از حد دام در اسطبل و در نتیجه تنگی جا، گرما و رطوبت بیش از حد بخصوص در فصول گرم سال) و تغذیه دام از لحاظ کیفی و کمی میباشد. نتیجه آن استرس بیش از حد دامها است. ترشح آدرنالین هورمون استرس سبب اختلال در سیکل نرمال جنسی دام و در نهایت تاثیر آن برروی تخمدانها و نارسایی رشد تخمک در تخمدان و اختلال در تولید هومون جنسی استروژن میباشد. 
التهاب های مزمن نهفته و بیماریهای پارازیتی نیز تاثیر بسزایی در روند دوره فحل دارند. این دامها دارای فعالیت نرمال تخمدان در طی یک دوره جنسی میباشند ولی علائم آشکار فحل را ندارند. 

فحل خاموش ظاهری: 

این دامها نه تنها دارای فعالیتهای نرمال تخمدانی میباشند بلکه علائم برونی فحل را نیز دارند و مشکل اصلی از جانب دامدار میباشد. 
کنترل دوره فحل بی دقت، ناکافی و ناآگاهانه میباشد و زمان کنترل کوتاه است. کنترل سه بار روزانه و هر بار بمدت 20 دقیقه برای اغلب دامداران مشکل و زمان گیر است. 
دلایل ساختمانی دامداری نیز بی تاثیر نمیباشد زمین نامسطح و ناهموار و سقف های کوتاه و کنترل مرتب سم دامها بسیار با ارزش و مفید و سودمند میباشد. 

مبارزه با فحل خاموش : 

با یک برنامه کنترل دقیق دام و دامداری میتوان فحل خاموش را مبارزه کرد و از کاربرد بی دلیل داروهای هورمونی پرهیز نمود زیرا این داروها علت اثرات منفی جانبی متابولیکی میباشند. 

برنامه مبارزه با فحل خاموش در دامداری و گله 

• افزایش و تشدید کنترل فحل 
• وجود دفتر یادداشت کنترل فحل و نوشتن هر تغییرات مشاهده شده 
• اجرای مرتب معاینات کلینیکی باروری و بارداری 
• کنترل و تصحیح کیفی تغذیه دام : 
1. آنالیز تغذیه 
2. محاسبه جیره غذایی دقیق 
3. آزمایش ماهیانه یکبار خون جهت نظارت متابولیکی 
• نگهداری صحیح دام تحت رعایت تغییرات محیطی 
• هماهنگ و یکنواخت کردن دوره فحل دامها جهت همزمان کردن خدمات دامپزشکی و تلقیح مصنوعی (estrus synchronization) 

معاینه سیستماتیک کلینیکی باروری و بارداری چگونه است ؟ 


نويسنده: دكتر نيكرو
number one
2007-Jul-14, 21:34
مختصري در مورد زايمان و مامايي دام ها
اغلب گاوها و تلیسه ها بتنهایی قادر به زایمان میباشند و امدادهای فردی بندرت مورد احتیاج میباشد. اغلب آسیبهای تحت زایمان از طریق مامایی شتابزده یا مامایی بدون دقت با کمبود بهداشت است. دو مورد اساسی در امر مامایی " بهداشت ، صبر " ضروری میباشد. 
محل زایمان میبایست راحت و پاکیزه باشد و محل مساعد اتاقهای انفرادی پوشیده از کاه میباشد. بنابراین شستن محل و ضدعفونی کردن آن قبل از ورود گاوباردار به آن الزامی است. 
زایمان را میتوان در سه بخش تقسیم کرد: 

1- فاز آماده سازی زایمان 
حدود سه هفته قبل از فارغ شدن شروع میشود و علامت بارز آن متورم و حجیم شدن (در اثر ازدیاد گردش خون در این قسمتها) مهبل ، فرج و پستان میباشد. 

2- فاز باز شدن 
بعداز فاز آماده سازی دردها و بی آرامی گاو شروع میشود که در طی 6 تا 16 ساعت کیسه آبکی جنین دیده میشود. 

3- فاز فارغ شدن 
این فاز با پاره شدن کیسه آبکی و خروج مایع کیسه و در نهایت خروج جنین همراه است. 
بطور معمول و نرمال طول این فاز حدود 8 ساعت میباشد و در خاتمه گاو آرام و بدون درد است و تمام بخشهای کیسه جنینی و زائده های زایمان (Secundinae) دفع گشته است. 
دوره نفاس (Puerperium) نیز دارای چندین مرحله است و در نهایت ترشح پروژسترون از جسم زرد خاتمه یافته و دوره بعدی فحل میتواند آغاز گردد. 

در آخرین روزهای زایمان (فاز آماده سازی) پستان حجیم گشته، مهبل و فرج ترشحات آبکی و رباط لگن شل و نرم میباشد. 
با ترکدین کیسه جنینی (فاز بازشدن) دردهای زایمان آغاز میگردند و بتدریج کانال زایمان گشوده میگردد زمان این مرحله 2 تا 3 ساعت و در تلیسه ها تا 4 ساعت به درازا میکشد. اغلب خطاهای زایمان در این مرحله اتفاق می افتد و خدمات مامایی شتابزده و بی صبرانه سبب آسیبهای تحت زایمان میگردند. 
فاز فارغ شدن به آهستگی پیش میرود و تعجیل در آن ضرورتی ندارد و همراه هر دردزایمان پیشرفت آن نیز قابل رویت است. 

زمان امداد های مامایی 
معمولا حداقل دو ساعت بعداز ترکیدن کیسه جنینی و رویت جنین (سم گوساله) و عدم وجود اختلال زایمان میتوان امدادهای مامایی را آغاز کرد و قبل از اینکه زنجیر کشش جنین وصل گردد میبایست موقعیت قرارگرفتن جنین را کنترل کرد. 
قبل از کنترل موقعیت جنین رعایت تمام اقدامات بهداشتی ضروری است و شخص کنترل کننده (دامپزشک) دست و بازوهای خود را بطور اساسی شسته و ضدعفونی میکند و درصورت امکان از دستکش نایلونی بهداشتی استفاده گردد (جهت پیشگیری فرد امدادگر از بروسلوز و زالمونلوز در صورت آلوده بودن گوساله). 

وضعیت استقرار جنین در رحم 
اغلب گوساله ها با پاهای جلو و سر در میان آن از کانال زایمان خارج میشوند. برخی مواقع موقعیت قرارگرفتن گوساله چنان است که ابتدا پاهای پشتی از کانال زایمان خارج میشوند در موارد دیگر قرار گرفتن گوساله احضار دامپزشک ضروری است. 
در صورت امکان میبایست موقعیت قرارگرفتن گوساله چنان تصحیح گردد که پشت گوساله (کمر) به سمت پشت گاو قرارگیرد و از کشش یک پای گوساله یا فقط سر گوساله میبایست اجتناب ورزید. کشش هردو پای گوساله همزمان و یکنواخت و بدون ضربه میباشد و همیشه هنگام دردزایمان انجام میگیرد. 

دلایل ناتوانی ایستادن گاو پس از زایمان 
• آسیب دیدن گاو هنگام امدادهای مامایی نادرست و شتابزده و خشن مانند فشردگی و پرس (له شدن) اعصاب موضعی زایمان، شکستگی استخوان، دررفتگی مفصل و پارگی ماهیچه 
• Paresis et Paralysis puerperalis 
• (Hypocalcémie, Hypermagnesemie, Hypophosphatémie) 
تمام زائده های پس از زایمانی (Secundinae) میبایست حداکثر 12 ساعت بعداز زایمان کلا از بدن خارج گردد در غیر اینصورت احضار دامپزشک لازم میباشد. ماندگار شدن این زائده ها میتوانند سبب التهابات آینده و ناباروری گردند. 

نکات مهم جهت زایمان مساعد 
• پرهیز از اقدامات امدادی زودرس 
• احداث محل زایمان پاکیزه و بهداشتی 
• برقراری آرامش در محل زایمان (ناآرامی ها سبب جلوگیری از درد زایمان (انقباضات دیواره رحم)، تاًخیر در زایمان، اختلال در دوره نفاس و تاًخیر در بازسازی رحم میگردند) 
• لازم نبودن امداد مامایی وقتی زایمان در روال متعارف پیش میرود. 
• لزوم امداد مامایی وقتی فقط یک پا رویت میگردد و تحت دردهای زایمان جنین پیش رانده نمیگردد. 
• کشش جنین فقط در حالت خوابیده گاو و هنگام هر دردزایمان 
• کشش جنین از طریق هر دو پا همزمان و یکنواخت و آرام 

مراقبتهای پس از زایمان 
مراقبتهای پس از زایمان در سه وهله زمانی تقسیم میگردند: 

الف - مراقبتهای دوره نفاس (پس از زایمان) تا روز 10 پس از زایمان 
ب – مراقبتهای دوره نفاس تا روز 30 پس از زایمان (دوره بازسازی رحم) 
ث – مراقبتهای دوره نفاس تا حدود روز 42 پس از زایمان (بروز دوره فحل مجدد) 

در طی این دوره امکان روند بیماری زای رحم، تخمدان و مهبل که باعث عدم باروری گاو میگردند وجود دارد که با تدابیر و مراقبتهای صحیح از روند آن جلوگیری میگردد. 

مراقبتهای باروری 
یکی از دلایل اختلال در باروری معاینه دیرموقع دامها (ابتدا پس از بروز علائم بیماری) پس از زایمان میباشد. تحت اقدامات دقیق و صحیح مدیریتی میتوان از بروز آن جلوگیری کرد. 
در دامداریهای بزرگ تدوین یک برنامه مدیریتی جهت جمع آوری اهم اختلالات باروری لازم میباشد. اهمیت این برنامه در پیشگیری اختلالات میباشد. 
نکات ذیل در این برنامه میبایست توجه گردند: 
• تشکیل پرونده برای گاو شامل اطلاعات درباره روز تلقیح مصنوعی، روز زایمان، توان شیردهی، فاصله زمانی بین دو باروری، بیماریهای تشخیص داده شده و خدمات درمانی. 

• معاینات کلینیکی مرتب و از قبل برنامه ریزی شده حداقل هر 10 روز. در این معاینات روند فیزیولوژیکی دوره نفاس نظارت میگردد. 
• معاینه کلینیکی و آزمایشگاهی تخمدان. تحت تست هورمون پروژسترون میتوان دوره فحل بعدی را تشخیص و زمان تلقیح مصنوعی بعدی را محاسبه کرد. 
• معاینات کلینیکی و آزمایشگاهی باروری دارای اطلاعات ارزنده ای هستند. 40 تا 50 روز (از هفته هفتم) بعداز تلقیح مصنوعی توسط معاینه رکتال باردار شدن دام معین میگردد. تست آزماشگاهی هورمون پروژسترون در روز 20 تا 22 بعداز تلقیح مصنوعی نشانگر احتمالی فحل خاموش خواهد شد. میزان بالای پروژسترون دلیل احتمالی بارداری است در عین حال این امر میتواند همچنین نشانگر تغییرات بیماری زای تخمدان باشد. میزان بسیار پایین پروژسترون نشانگر فحل خاموش است. 
فحل خاموش چیست ؟ 

امداد در دوره نفاس (Puerperium) 
• امداد رحم 
در زایمان نرمال جهت تشخیص روند بازسازی رحم اولین کنترل 10روز پس از زایمان انجام میگردد. زایمانهای سخت میبایست حداقل هر 3 روز کنترل گردند. زخمهای هنگام زایمان سبب التهابات کانالهای زایمانی (التهاب لگن) میگردند که با درمان آنتی بیوتیک همراه هستند. شستشوی رحم جهت ضدعفونی کردن دیواره مخاطی رحم از اقدامات دیگر میباشد که میتوان با محلولهای یددار ضدعفونی کرد. 

• درمان پروستاگلاندین 
تاثیر پروستاگلاندین انحلال جسم زرد (Luteolyse) تحت کاهش گیرنده های هورمون LH برروی جسم زرد و انقباضات دیواره رحم(Uterus contraction) میباشد. 
اگر جسم زرد هنوز فعال است میتوان با استفاده از پروستاگلاندین انحلال آن را تعجیل کرد (حدود سه هفته پس از زایمان). 
در حال حاضر در التهاب دیواره مخاطی رحم نیز از پروستاگلاندین استفاده میگردد. کاربرد آن هیچ مشکل (ماندگاری) ندارد و میتوان در شستشوی رحم با محلول یددار پروستاگلاندین نیز به محلول افزود. 

• درمان عمومی حمایتی 
بعنوان درمان حمایتی در اختلالات دوره نفاس از داروهای تزریقی (وریدی) کلسیم نیز استفاده میگردد. 
عمل آنها در حمایت دوباره سازی رحم، انسداد رگهای خونی در قبال نفوذ باکتریها، تحریک مکانیزم سیستم ایمنی ویژه و غیرویژه، تحریک متابولیسم و یا امداد در اجرای توازن متابولیسمی (کاربرد محلول داروی فسفر – ویتامین ب 12 هم تاثیرات مشابه دارد). 
سیتم ایمنی ویژه و غیرویژه یا اکتسابی 
(Specific immunity & nonspecific immunity) چیست ؟ 
در دامهای با شیردهی بالا پیشنهاد میگردد که آزمایش وجود استون در اوره و شیر مجددا انجام گردد تا ناتوازنی های متابولیکی در اسرع وقت مداوا گردد. 
دكتر مرتضي نيكرو
number one
2007-Jul-14, 21:37
باروري و بارداري در دامداريهاي مدرن

باروری و بارداری در دامداریهای مدرن 

متداولترین مشکل در دامداریهای مدرن اختلال در امر باروری و بارداری آنان میباشد. علت این اختلالات بترتیب وقوع آنها شامل موارد ذیل میباشد: 

• آشکارنشدن دوره فحل و بی تشخیص ماندن آن 
• واردنشدن گاو بدوره فحل 
• واردشدن گاو بدوران فحل بعداز تلقیح مصنوعی و یا جفتگیری ناموفق 
• سیستهای تخمدان 
• التهابات تخمدان و رحم گاو 
• اختلالات در رفتار بعداز زایمان (دوره نفاس) و سقط جنین 

بعبارتی دیگر میتوان علل این اختلالات را در اجرای موارد ذیل قید کرد: 

• روش نگهداری و تغذیه دام 
• مدیریت دامداری 
• اختلال در تلقیح مصنوعی مانند رعایت نکردن تدابیر بهداشتی در این امر و یا نامطلوب بودن کیفیت اسپرمهای تلقیحی 
• اختلالات و اشتباهات درتغذیه 
• کنترل ناکافی از دوره فحل 
• مامایی شتابزده و رعایت نشدن دقیق اقدامات بهداشتی مامایی 

برآورد آرمان سالانه یک گوساله سالم از گاو در گاوداری های مدرن مستلزم اجرای دقیق و صحیح و آگاهانه موارد ذیل میباشد: 

• نگهداری و تغذیه صحیح 
• مدیریت مسئولیت شناس و مسئولیت پذیر 
• شناخت کافی از دوره فحل 
• اقدامات صحیح مامایی 
• رعایت دقیق بهداشت زایمان 
• تلقیح مصنوعی صحیح 

مبارزه با این اختلالات و مساعد کردن دوران بارداری یکی از مهمترین وظایف دامدار، دامپزشک و مسئولین مراکز تلقیح مصنوعی میباشد. بهینه سازی این امر تحت یک مدیریت صحیح قابل اجرا میباشد. 
چه بسا که با پرهیز در استفاده بی رویه دارو (بخصوص داروهای هورمونی) و در نهایت دلیل اختلالات را یافتن و آنها را از میان بردن بسیار موفقیت آمیزتر است. 
در این امر دامپزشکان، مسئولین مراکز تلقیح مصنوعی، انستیتوهای درمانی و دانشگاهها خدمات شایانی را ارائه میدهند. 

سعی بر آن است که ابتدا نگرشی سطحی و سیستماتیک از دوره فحل داشت. 

به امید اجرای هدف دامداریها در باروری و بارداری سالانه یکبار گاوهای شیرده ! 






دوره سیکل جنسی 

بطور معمول گاو از 9 – 12 ماهگی توانایی تولیدمثل دارد و دارای سیکل تخمدانی و سیکل رحمی است که تغییرات قابل تشخیص بیرونی و درونی را دوره فحل میگویند. یک دوره جنسی 21 روز میباشد که به زیرگروههای ذیل تقسیم میگردد: 

• دوره قبل فحل (Pre estrus) 
• دوره فحل (estrus) 
• دوره بعد فحل (Post estrus) 
• دوره میان فحل (Inter estrus) 

روز اول دوره جنسی (دوره فحل) با تغییرات رفتاری همراه است که در گاو حدود 18 ساعت به درازا میکشد و در این دوره گاو آمادگی جفتگیری توسط گاونر را نشان میدهد. لوبهای فرج و مهبل متورم و آبکی و سرخ هستند و دارای یک مایع مخاطی هستند که آویزان است. 
در دوره بعدفحل که 2 – 3 روز به درازا میکشد گاو آمادگی جفتگیری ندارد و تورم و تولید مایع شفاف مخاطی کاسته میشود و امکان ریزش مقداری خون وجود دارد. این خون از دیواره رحم که توسط رگهای خونی متورم گشته منشاً میگیرد و نشانگر به انتها رسیدن دوره فحل میباشد که در نهایت تخمک از تخمدان رها گشته و تغییرات رفتاری برونی کاسته میگردد (بهترین زمان برای تلقیح مصنوعی). 
دوره میان فحل حدود 14 روز به درازا میکشد و در این دوره جسم زرد روی تخمدان تشکیل میشود. 
دوره قبل فحل که بین روز 18 – 21 میباشد نشانگر پیدایش مجدد دوره فحل با علائم آن میباشد در این دوره گاو بی آرامی و علاقه به نزدیکی با دیگر دامها را دارد. 

دوره جنسی در تخمدان 

بموازات تغییرات برونی در رفتار دام، تخمدانها و دیواره پوست مخاطی رحم هم تغییراتی در طی دوره جنسی دارند . رشد فولیکول در دیواره تخمدان همزمان با دوره فحل میباشد که کمی بعداز آن سبب رهاشدن تخمک از تخمدان (Ovulation)و ورود آن به ابتدای لوله رحمی میباشد. فولیکول قابل لمس و حس کردن رکتال میباشد ولی این امر میبایست بسیار با احتیاط انجام گیرد زیرا لمس تحت فشار سبب رها شدن تخمک از تخمدان خواهد شد. 
در محل فولیکول بعداز خروج تخمک سنتز جسم زرد شروع میشود که عمل جسم زرد مدت دوره میان فحلی را معین میکند. 

جسم زرد Corpus luteum : 

به غده ای اطلاق میگردد که تحت تحریک هیپوفیز قدامی (آدنوهیپوفیز) پس از رها شدن تخمک از تخمدان تشکیل میشود و عمدتا ترشح هومون پروژسترون را بعهده میگیرد. 
درصورت بارورنگشتن به آن جسم زرد دوره ای ((Corpus luteum periodicum گفته میشود. 
در صورت بارورگشتن به آن جسم زرد بارداری (Corpus luteum graviditatis) گفته میشود. 
انحلال تدریجی آن تحت تحریک پروستاگلاندین میباشد که رنگ آن سفید میگردد. 
درصورت بارورگشتن و پس از تشکیل نهایی جفت (Placenta)و طی دوره بارداری هورمون پروژسترون در جفت هم ساخته میشود. 
جسم زرد شبه بارداری Corpus luteum pseudograviditatis چیست ؟ 





لقاح(Fertilization) 

عمل ترکیب و ادغام هسته های اسپرم و تخمک و تشکیل نطفه یا زیگوت (Zygote) لقاح نامیده میشود(Impregnation , Conjugation) . 
تحت ترشح هورمون پروژسترون دوره بارداری حمایت میشود و ابتدا دیواره رحم قبل از لانه گزینی و جایگزین شدن نطفه در رحم (Nidation & Implantation) تغذیه و پوشش حفاظتی نطفه را بعهده میگیرد. 
عمل لقاح در لوله رحم انجام گشته و نطفه در دیواره رحم جایگزین میگردد که از این زمان تغذیه و حمایت جنین توسط جفت (Placenta) آغاز میگردد. زمان تشکیل جفت و کاشته شدن نطفه در رحم بین روز 11 تا 40 بعداز عمل لقاح میباشد و جفت کارآیی مطلق خود را همراه با تشکیل گردش خون جنینی بدست آورده است. دوره بارداری در گاو بین 270 تا 290 روز میباشد. 

روند دوره فحل و کنترل آن 

یکی از اساسی ترین و اقتصادی ترین تدابیر مدیریتی در دامداریهای مدرن شناسایی بموقع دوره فحل و در قبال آن تلقیح مصنوعی گاو در زمان مناسب است. 
دو مشکل مهم در کنترل و نظارت دوره فحل شامل موارد ذیل میباشد : 
الف: غفلت کردن در شناسایی و عدم دقیق کنترل توسط پرسنل دامداری 
ب: اشتباه ، تعبیر و تفسیر نادرست در تشخیص فحل 
نتیجه آن زمان نادرست تلقیح مصنوعی در دامداری میباشد. 
پرسنل مجرب و کاردان دامداری میدانند که شناسایی دوره فحل بسته به چند علامت تغییررفتاری برونی دام نمیباشد بلکه علائم متعددی نیز در این امر وجود دارند که در ذیل سعی بر شناسایی آنها خواهد بود. 
هرچه علائم تشخیص بیشتر بهمان میزان تشخیص بارزتر و سهل تر !!!! 

مطمئن ترین علائم 

• پرش بر روی دامهای گله (برخی مواقع روی انسانها) 
• تحمل جفتگیری گاو فحل هنگام پرش گاوهای دیگر 
• لیسیدن خود و گاوهای جانبی یا دست افراد (دست خود را پیش صورت گاو نگاه دارید) 
• مالیدن گاو فحلی به گاوهای دیگر 
• تورم فرج 
• سرخ، آبکی و تربودن دیواره دهلیز مهبلی 
• آویزان شدن مایع مخاطی و شفاف از دهانه مهبل 
• در ابتدای دم گاو لکه های سفت و خونی دیده میشود. 

بعضی از این علائم قابل تشخیص از دور نیز هستند ولی برای تشخیص دقیق میبایست از نزدیک کنترل گردند . 

علائم دیگر (اطمینان کمتر) 

• بی آرامی و کشیدن حلقه گردنی در اصطبل 
• شیهه کشیدن 
• کم اشتهایی 
• کاهش شیردهی 
• خم کردن ناگهانی کمر در اثر فشارآوردن روی کمر گاو 

کنترل روزانه 
نه تنها شناسایی علائم دوره فحل مهم برای تشخیص میباشند بلکه تدابیر مدیریتی و هدفدار و منحصر به هر دامداری نیز در امر تشخیص نقش بسزایی اجرا میکنند. 
در برخی از دامداریها کنترل روزانه دام تلف شدن زمان تلقی میگردد ولی مشاهدات نشانگر آن است که کنترل روزانه حداقل دو بار بطور مرتب (صبح و عصر) نتایج مثبتی را دارد. 
در دامداریهای مدرن تشخیص ندادن دوره فحل بعنوان یک زیان اقتصادی برای آن دامداری محسوب میگردد بنابراین کنترل دقیق و مرتب روزانه امری است استلزامی و اقتصادی. 
از اقدامات مدیریت مدبرانه در دامداریهای مدرن موظف کردن یک شخص برای تشخیص دوره فحل است این شخص دامها و حرکات و رفتار آنها را میشناسد و اغلب تقویم فحل در کنار خود دارد و مشاهدات خود را نگارش میکند (نگارنده حافظه و ذهن خود را محافظت میکند). او میداند کدام گاو مشکوک به فحل است و آن را علامت گذاری میکند تا مجددا در طی روز حرکات و رفتار آن را تحت کنترل داشته باشد. 
هدف اصلی در دامداریهای مدرن شناسایی بموقع فحل و تلقیح مصنوعی دام میباشد زیرا شناسایی صحیح فحل و موفقیت در اولین تلقیح مصنوعی از دیدگاه اقتصادی بسیار مفید میباشد. (باروری و بارداری مرتب و منظم دامها در دامداریهای مدرن آرزوی هر دامدار میباشد). 
نويسنده دكتر نيكرو
number one
2007-Jul-14, 21:38
احتباس زائده های زایمانی (جفت ماندگی) (Retentio secundinarum) 
اگر زائده های زایمانی (جفت) درعرض 12 ساعت پس از زایمان (Post partum) از بدن گاو جدا و دفع نگردند به این حالت احتباس زائده های زایمانی (Retentio secundinarum) اطلاق میگردد.
گاوهایی که دچار احتباس زائده های زایمانی (Retentio secundinarum) میگردند مشکلات بسیاری در بارداریهای بعدی خواهند شد (این گاوها بعضی مواقع اصلا بارور نمی گردند). بنابراین دلایل آن میبایست بدقت تحقیق گردند. 

• Atonia uteri 
انقباضات رحم تحت هورمون اکسی توسین پس از زایمان دارای اهمیت زیادی است. اختلال در این امر سبب Atonia uteri میگردد که میتواند دلیل Retentio secundinarum نیز باشد. 

دلایل ذیل میتوانند سبب Atonia uteri گردند: 
• حجیم شدن بی حد رحم تحت آبستنی دو یا چندقلویی 
• ازدیاد بیش از حد مایع کیسه جنینی (بیش از 200 لیتر) (Hydrops) غشاهای دور جنین (آلانتوئیک Allantoic، آمنیون Amnion ، کوریون Chorion ). 
دلیل آن فشار زیاد برروی این غشاها یا فشار برروی طناب ناف Funiculus umbilicalis میباشد. این حالت در گاو اغلب در بارداری سمت چپ رخ میدهد که بدلیل تنگی جا بعلت وجود Rumen یا بعلت پیچش و چرخش ارگانها Torsion بوجود میآید. 
درمان جراحی این دامها رضایت بخش نمیباشد و از دیدگاه اقتصادی این گاوها سودمند نمیباشند. 
• نگهداری و تغذیه نادرست 

بطور نرمال زائده های زایمانی در گاو در مدت 6 تا 12 ساعت پس از زایمان جدا و دفع میگردند و درعرض 3 هفته رحم حجم عادی خود را بدست می آورد و ترشحات مهبلی قطع میگردند. ترشحات مهبلی در ابتدا رقیق و کدر هستند و بعداز چند روز غلیظ و شفاف و گهگاه لکه های خون نیز مشاهده میگردد. در حالت عادی بعداز ده روز ترشحات کاسته و بتدریج قطع میگردد. 

تخمدانها درصورت عدم اختلال یک ماه پس از زایمان اعمال فیزیولوژیکی خود را بازمییابند. اولین و احتمالا دومین فحل پس از زایمان قابل رویت آشکار نیست. (اولین سیکل جنسی پس از زایمان اغلب کوتاه و احتمالا 15 روز به درازا میکشد [نرمال 21 روز] ). 

زائده های دوره نفاس که جدا و دفع نگردیده اند سبب عفونتهای رحمی میگردند زیرا محیط بسیار مساعدی برای تجمع باکتریها میباشند. 

احتباس زائده های زایمانی سبب آسیبهای اقتصادی فراوان برای دامداریها میباشد. از یکسو حدود یک سوم دامهای تحت این اختلال دیگر بارور نمیگردند و دوباره سازی (Regeneration) رحم این دامها به تاخیر می افتد و ازسوی دیگر هزینه های مداوا و خدمات دامپزشکی نیز بوجود می آیند. 

بنابراین مدیریت آگاهانه دامداریها در جهت باروری و بارداری ایده آل سبب شکوفایی اقتصادی دامداریها است. 

درمان احتباس زائده های زایمانی: 

درصورت وجود احتباس زائده های زایمانی اطلاع فوری دامپزشک لازم است. 

الف: اگر پوسته زائده زایمانی نازک باشد نشانگر نارسی پلاسنتوم میباشد. دلیل این نارسی زایمان زودرس میباشد. در این حالت مانند التهاب پلاسنتوم (مثل آبورت [سقط جنین] در اثر التهاب) بهتر است که جدا کردن این زائده ها کمی با تاخیر انجام گیرد (از سومین روز پس از زایمان). 

(پلاسنتوم [Placentom] محل اتصال پوسته کیسه جنینی جفت یعنی کوتیله دون [ Cotyledon ] (بخشی از کوریون Chorion ) با کارونکل رحم (آندومتریوم) [Caruncle] میباشد). 

ب: اگر زائده های زایمانی بسیار پرآب میباشند نشانگر زایمان بموقع است و جداکردن این زائده ها بهتر است پس از 12 تا 24 ساعت پس از زایمان انجام گیرد. 
بعداز جداسازی زائده های زایمانی درمان پیشگیرانه بمدت 10 روز توسط آنتی بیوتیک یا سولفون آمید انجام میگیرد تا درصورت انتقال باکتری در رحم مبارزه گردد. 


پرولاپس رحم (Prolapsus uteri) بندرت پیش میآید و علت آن میتواند در ادامه انقباضات زایمانی (دردهای زایمان) پس از زایمان باشد. 

پرولاپس واژن (مهبل) (Prolapsus vaginae) هم در دامهای باردار و هم در دامهای بدون آبستنی مشاهده میگردد و دلایل آن عبارتند از: 

تغییرات ساختاری و بی استحکام شدن رباط نگهدارنده واژن تحت تاثیر هورمون که عوامل ذیل شرایط را برای این تغییرات مساعد میگردانند: 
سن بالا 
زایمان بیشتر 
سیستهای تخمدان 

نويسنده دكتر نيكرو
number one
2007-Jul-14, 21:43
واكسن مالاريا در موش توليد شد
دانشمندان در جستجو براي يافتن يك واكسن موثر و ايمن عليه مالاريا به موفقيت چشمگيري دست يافتند. 

به گزارش ساينس ديلي، "ريچارد پليز" و همكارانش از موسسه ژنتيك دانشگاه ناتينگهام، از تهيه نخستين مدل حيواني مطمئن براي مطالعه مالارياي انساني و همچنين تهيه شيوه درماني بديعي خبر دادند. 

دانشمندان خون گروهي از افراد را كه بطور طبيعي نسبت به اين بيماري ايمني دارند گرفتند و با استفاده از يك سامانه جديد آزمايش حيواني اقدام به اصلاح و تقويت پادتن‌هاي ضد مالاريا كردند. در اين سامانه آزمايش حيواني براي نخستين بار به تقليد از نحوه بروز مالاريا در انسان ، اين بيماري در موشها ايجاد شد. 

تزريق پادتن به موش آنها را در برابر مالاريا محافظت كرد. 

پليز و همكارانش در لندن، استراليا و هلند يك انگل موش را گرفته و دست به اصلاح ژنتيكي آن زدند تا پادگن آشنا براي دستگاه ايمني بدن انسان نظر ژنتيكي توليد كنند. 

دانشمندان اقدام به اصلاح ژنتيكي دستگاه ايمني بدن موش‌ها كردند تا يك "مولكول انساني" بر روي گلبولهاي سفيد خون خود توليد كند، بطوري كه اين مولكول انساني انگل را بشناسد و با كمك پادتن‌ها انگل را نابود كند. 

اين گروه تحقيقاتي در آزمايشهاي خود نشان دادند پادتن‌هاي انساني تزريق شده به موش‌ها آنها را در برابر اين انگل محافظت مي‌كند. 

نتايج اين تحقيقات در شماره اخير مجله "‪ "PLoS Pathogens‬به چاپ رسيده است.
number one
2007-Jul-14, 21:48
زايمان خرگوش
طول دوران بارداري همانطور كه ميدانيد 28 – 32 روز بوده و بين 4 – 10 نوزاد به دنيا مي آورند. 
دليل جدا كردن خرگوش نر از ماده بيشتر به اين خاطر است كه ممكن است قبل و يا بلافاصله بعد زايمان جفت گيري كند تا به دليل آسيب رساندن به بچه ها. 
در دوران عادي 16 درصد جيره پروتئين هست و 18 درصد فيبر كه در هنگام بارداري و شيردهي كمي تغيير ميكند و پروتئين آن افزايش يافته 18 درصد و فيبر آن كمي كاهش ميابد 14 درصد
number one
2007-Jul-14, 21:53
اصول نگهداري از گربه
گربه‌ عضو خانواده‌ گربه‌سانان‌ بوده‌ و حيواني‌ گوشتخوار مي‌باشد. از خصوصيات‌ گربه‌سانان‌ يكي‌ پوشش‌ راه‌راه‌ يا لكه‌اي‌ تيره‌ در زمينه‌اي‌ روشن‌تر بوده‌ كه‌ اين‌ لكه‌ها و خطوط از هم‌ جدا مي‌باشند. خصوصيت‌ ديگر داشتن‌ پوزه‌ كوتاه‌ ودندانهايي‌ است‌ كه‌ براي‌ بريدن‌ و پاره‌كردن‌ تخصصي‌ شده‌اند. 

گربه‌ اهلي‌ با سگ‌ متفاوت‌ است‌. سگ‌ اجتماعي‌تر و با وفا بوده‌ ولي‌ گربه‌ منزوي‌ و خودخواه‌ مي‌باشد. بيش‌ از 100 نژادشناخته‌ شده‌ گربه‌ وجود دارد اگر چه‌ بيشتر گربه‌ها دورگه‌ مي‌باشند. گربه‌ها را ميتوان‌ در 2 گروه‌ كلي‌ موكوتاه‌ و موبلندتقسيم‌بندي‌ نمود. 
گربه‌ بالغ‌ 30 دندان‌ دارد. فكهاي‌ گربه‌ حركت‌ جانبي‌ ندارند تا غذا آسياب‌ شوند، ضمنا دندانهاي‌ آسيا نيز داراي‌ سطح‌آسياب‌كردن‌ نيستند، در عوض‌ زبان‌ سوهان‌ مانند گربه‌ توانايي‌ جداكردن‌ گوشت‌ از استخوان‌ (ونيز تيمار كردن‌ بدن‌) رادارد. 

گربه‌ها بطور طبيعي‌ شبگرد هستند و در طول‌ روز بيشتر اوقات‌ را استراحت‌ مي‌كنند. اينكه‌ گفته‌ مي‌شود گربه‌ها درتاريكي‌ مي‌بينند صحت‌ ندارد، ولي‌ در نور كم‌ قادر به‌ ديدن‌ مي‌باشند. بدن‌ گربه‌ها داراي‌ انعطاف‌ زيادي‌ است‌ و هنگام‌دويدن‌ و تعقيب‌ شكار به‌ سرعت‌ به‌ حداكثر سرعت‌ خود مي‌رسد ولي‌ به‌ دليل‌ داشتن‌ ريه‌هاي‌ كوچك‌ طاقت‌ زيادي‌ ندارد(برخلاف‌ سگ‌) و زود خسته‌ مي‌شود. 

v انتخاب‌ 

هنگام‌ انتخاب‌ گربه‌ به‌ سن‌، جنس‌ و پوشش‌ بدن‌ آن‌ توجه‌ كنيد. 

سن‌: بچه‌ گربه‌ نياز به‌ مراقبت‌ بيشتري‌ دارد ولي‌ سازش‌ پذيرتر است‌ بخصوص‌ اگر حيوان‌ ديگري‌ در خانه‌ باشد. بچه‌گربه‌ را ميتوان‌ به‌ ميل‌ خود تربيت‌ كرد و دردسر آن‌ كمتر از گربه‌ بالغي‌ است‌ كه‌ عادات‌ قديم‌ دارد. بهتر است‌ بچه‌ گربه‌ تا 8هفته‌ نزد مادرش‌ باشد. 
ة جنس‌: ماده‌ مهربانتر، مطيع‌تر و بازيگوش‌تر است‌. گربه‌ نر براي‌ حفظ قلمرو خود مبارزه‌ مي‌كند. اگر گربه‌ نر اخته‌ شودمطيع‌تر خواهد شد. اگر گربه‌ ماده‌ داريد بايد مراقب‌ آبستني‌ ناخواسته‌ نيز باشيد. 

پوشش‌ بدن‌: گربه‌ موكوتاه‌ وقت‌ كمتري‌ جهت‌ نگهداري‌ مي‌گيرد و مي‌تواند خود را تيمار كند. گربه‌ موبلند زيباتر است‌ولي‌ نياز به‌ برس‌زدن‌ روزانه‌ دارد و به‌ مشكلات‌ پوست‌ و مو حساس‌تر مي‌باشد.

v تشخيص‌ نر و ماده‌ 

نرها بزرگتر از ماده‌ بوده‌ و داراي‌ گردن‌ قوي‌ مي‌باشند. در بچه‌ گربه‌ها تفريق‌ نر و ماده‌ به‌ كمك‌ شكل‌ زير براحتي‌ ميسرمي‌باشد. 

v فراهم‌ كردن‌ وسايل‌ اوليه‌ 

پيش‌ از آوردن‌ گربه‌ به‌ منزل‌ بهتر است‌ وسايل‌ زير تهيه‌ شده‌ باشد. ظرف‌ آب‌ و غذا، محل‌ خواب‌، قفس‌ محل‌ گربه‌،برس‌، جعبه‌ براي‌ بچه‌ گربه‌، ظرف‌ يا سيني‌ شن‌ (جهت‌ دفع‌ ادرار و مدفوع‌) و يك‌ گلدان‌ چمن‌ يا گياه‌ غير سمي‌ (درصورتيكه‌ گربه‌ شما هميشه‌ داخل‌ است‌). 
ظرف‌ آب‌ و غذا: بهتر است‌ فلزي‌ باشد و هر روز شسته‌ شود. 

محل‌ خواب‌: گربه‌ نسبت‌ به‌ سگ‌ به‌ جاي‌ راحت‌تري‌ نياز دارد كه‌ از سرما و رطوبت‌ زياد مصون‌ باشد. 

كنده‌ كوچك‌ جهت‌ پنجه‌ كشيدن‌: گربه‌ براي‌ تيز كردن‌ پنجه‌هاي‌ خود عادت‌ به‌ پنجه‌ كشيدن‌ دارد. بهتر است‌ يك‌ وسيله‌برايش‌ فراهم‌ كنيد در غير اينصورت‌ به‌ مبلمان‌ و فرش‌ شما ممكن‌ است‌ آسيب‌ وارد نمايد. 

چمن‌ داخل‌ خانه‌: اگر گربه‌ هميشه‌ داخل‌ خانه‌ است‌ براي‌ جويدن‌ بايد گياه‌ در دسترس‌ داشته‌ باشد. علف‌ منبع‌ فيبرخوب‌ براي‌ گربه‌ است‌. ضمنا براي‌ گربه‌هاي‌ مو بلند كه‌ ممكن‌ است‌ كلاف‌ مو در معده‌شان‌ تشكيل‌ شود مي‌تواند بعنوان‌قي‌آور عمل‌ كند. 

ظرف‌ شن‌: شن‌ آن‌ بايد بطور مرتب‌ و حداقل‌ هر 3 روز يكبار تعويض‌ شده‌ و تميز نگه‌ داشته‌ شود. 

v چرخه‌ زندگي‌ گربه‌ 

گربه‌ ماده‌ پس‌ از 61-68 روز دوران‌ بارداري‌ (متوسط 63) بطور ميانگين‌ 3-5 نوزاد به‌ دنيا مي‌آورد. بدن‌ نوزادان‌ از موپوشيده‌ شده‌ ولي‌ چشمها و گوشهايشان‌ بسته‌ مي‌باشد. وزن‌ آنها هنگام‌ تولد بين‌ 90-140 گرم‌ بوده‌ و اضافه‌ وزن‌ طبيعي‌حدود 80-100 گرم‌ در هفته‌ مي‌باشد. در هفته‌ اول‌ زندگي‌، نوزادان‌ تنها توانايي‌ مكيدن‌ سينه‌ مادر، خزيدن‌ و ميو كردن‌ رادارند. در صورتي‌ كه‌ بچه‌ها به‌ ميزان‌ كافي‌ شير بخورند و جاي‌ مناسب‌ و گرم‌ داشته‌ باشند اغلب‌ ساكت‌ يا خواب‌ هستند.در حدود 10 روزگي‌ چشمها باز شده‌ و در حدود 20 روزگي‌ بچه‌ها قادرند با زبان‌ نيز شير بنوشند. در هفته‌ چهارم‌ علاوه‌بر شير مادر مي‌توان‌ به‌ بچه‌ها شير و غذاي‌ نرم‌ كمكي‌ داد. بچه‌ گربه‌ها حتما بايد تا 2 ماهگي‌ شير بخورند. 
بچه‌ گربه‌ها حدود 6-7 ماهگي‌ بالغ‌ مي‌شوند ولي‌ آبستني‌ در سن‌ كمتر از يك‌ سال‌ مناسب‌ نيست‌ زيرا گربه‌ ماده‌ هنوزجثه‌ لازم‌ را پيدا نكرده‌ است‌. گربه‌ ماده‌ تا 8 سالگي‌ و نر تا 10 سالگي‌ قابليت‌ جفت‌گيري‌ مناسب‌ دارند. طول‌ عمر گربه‌ساكن‌ منزل‌ با شرايط مناسب‌ حدود 12-15 سال‌ است‌. 

v گربه‌ و ساير حيوانات‌ خانگي‌ 

وقتي‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بار مي‌خواهيد بچه‌ گربه‌ جديدي‌ كنار حيوانات‌ ديگر بياوريد، چند هفته‌ اول‌ جداگانه‌ غذا داده‌ ورفتار آنها را با هم‌ زير نظر داشته‌ باشيد. معرفي‌ بچه‌ گربه‌ جديد به‌ يك‌ گربه‌ بالغ‌ خيلي‌ مشكل‌ است‌ و ممكن‌ است‌ آنراتهديد كند. 

سگ‌ و گربه‌: اولين‌ رويارويي‌ آنها را كنترل‌ كنيد. بهتر است‌ اولين‌ رويارويي‌ سگ‌ شما با بچه‌ گربه‌ جديد هنگامي‌ باشدكه‌ گربه‌ خواب‌ است‌. وقتي‌ كه‌ سگ‌ و گربه‌ به‌ هم‌ عادت‌ كردند مي‌توان‌ به‌ راحتي‌ آنها را كنار هم‌ قرار داد. 

گربه‌ و خرگوش‌: بايد تحت‌ نظر باشند. اگر گربه‌ روي‌ حيوان‌ كوچكي‌ بپرد مي‌تواند به‌ آن‌ آسيب‌ برساند (حتي‌ در بازي‌)اگر گربه‌ بالغي‌ در خانه‌ داريد اجازه‌ ندهيد حيوانات‌ كوچك‌ (بچه‌ خرگوش‌، همستر، مرغ‌ عشق‌ و ...) از قفس‌ خارج‌شوند. 

v نگهداري‌ در خانه‌ 

گربه‌ را مي‌توان‌ به‌ راحتي‌ در خانه‌ نگه‌ داشت‌ به‌ شرطي‌ كه‌ سرگرمي‌ و تفريح‌ داشته‌ باشد. در نگهداري‌ گربه‌ 4 اصل‌ زيررا رعايت‌ كنيد. 

1ـ پيرايش‌: گربه‌ مو بلند هر روز و گربه‌ مو كوتاه‌ 1 بار در هفته‌ برس‌ زده‌ شود. بعد از غذا براي‌ اينكار زمان‌ مناسبي‌ است‌. 

2ـ تغذيه‌: به‌ گربه‌ خود بطور منظم‌، در زمان‌ معين‌ و در يك‌ مكان‌ مشخص‌ غذا بدهيد. 

3ـ بازي‌: حداقل‌ روزي‌ 15 دقيقه‌ بازي‌ مورد نياز گربه‌ است‌ (بويژه‌ اگر فقط در منزل‌ باشد). 

4ـ خواب‌: مكان‌ خواب‌ و استراحت‌ گربه‌ در نقطه‌اي‌ ساكت‌ باشد. 

v فعاليت‌ و بازي‌ 

گربه‌ها نياز به‌ بيرون‌ بردن‌ روزانه‌ ندارند ولي‌ بايد آزاد باشند تا فعاليت‌ طبيعي‌ خود را انجام‌ دهند. گربه‌ها (بويژه‌ بچه‌گربه‌) به‌ بازي‌ روزانه‌ نياز دارند. توپ‌ پينگ‌پنگ‌، گلوله‌ كاموا و كارتن‌ خالي‌ اسباب‌ بازيهاي‌ مورد علاقه‌ گربه‌ به‌ شمارمي‌رود. 

v تغذيه‌ 

انواع‌ غذاي‌ مناسب‌ براي‌ گربه‌ عبارت‌ است‌ از: 

1ـ غذاي‌ تازه‌: شامل‌ گوشت‌، مرغ‌، ماهي‌، تخم‌ مرغ‌ پخته‌، شير و غيره‌. 

2ـ غذاي‌ آماده‌: شامل‌ غذاي‌ كنسرو شده‌ (Canned food)، غذاي‌ خشك‌ (Dry food) و غذاي‌ نيمه‌ مرطوب‌ (Semimoist food)مي‌باشند ولي‌ در صورتي‌ كه‌ غذاي‌ تازه‌ مصرف‌ شود بايد بصورت‌ پخته‌ بوده‌ و نياز به‌ بالانس‌ دارد. 

شير: هميشه‌ بايد شير تازه‌ داده‌ شود. شير را نبايد بعنوان‌ جايگزين‌ آب‌ داد. برخي‌ گربه‌ها توانايي‌ هضم‌ لاكتوز راندارند. در ناراحتي‌ معده‌ شير گاو داده‌ نشود. 

آب‌: آب‌ تازه‌ بايد هميشه‌ در دسترس‌ گربه‌ باشد. نياز گربه‌ به‌ آب‌ بستگي‌ به‌ نوع‌ غذا دارد. 

v نوع‌ و شرايط تغذيه‌ 

هر گربه‌ بايد داراي‌ ظرف‌ آب‌ و غذاي‌ جداگانه‌ و تميز باشد. زير ظرف‌ آب‌ و غذا بهتر است‌ روزنامه‌ انداخته‌ شود.محل‌ غذاخوري‌ گربه‌ بايد در جايي‌ ساكت‌ و تميز (مثلا گوشه‌ آشپزخانه‌) باشد و كمتر تغيير كند. 

در صورتي‌ كه‌ بيش‌ از يك‌ گربه‌ داريد ظروف‌ غذا جدا باشد. يك‌ گربه‌ بزرگ‌ ممكن‌ است‌ به‌ يك‌ بچه‌ گربه‌ اجازه‌غذاخوردن‌ در يك‌ ظرف‌ مشترك‌ را ندهد. از سنين‌ پائين‌ بايد سعي‌ كرد گربه‌ را به‌ غذاهاي‌ مختلف‌ متنوع‌ عادت‌ داد. 

بچه‌ گربه‌ تا 2 ماهگي‌ بايد در كنار مادر باشد و شير مادر را به‌ حد كافي‌ بخورد. از سن‌ 1 ماهگي‌ ميتوان‌ علاوه‌ بر شير مادرغذاي‌ نرم‌ جامد و شير گاو را نيز اضافه‌ كرد. در صورتيكه‌ بچه‌ گربه‌اي‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ شير مادر را نخورده‌ باشد بايد تا 4ماهگي‌ شيرگاو در غذاي‌ بچه‌ گربه‌ موجود باشد (حداقل‌ 1 وعده‌) در صورتي‌ كه‌ گربه‌ نتواند شير گاو را هضم‌ كند ميتوان‌به‌ جاي‌ آن‌ ماست‌ شيرين‌ داد. 

تعداد وعده‌هاي‌ غذايي‌ با توجه‌ به‌ سن‌ گربه‌ متفاوت‌ است‌. 

1-2 ماهگي‌: 6 وعده‌. حداقل‌ 3 وعده‌ شير ولرم‌ و 3 وعده‌ غذاي‌ جامد نرم‌. 

2-4 ماهگي‌: 4-5 وعده‌. 2 وعده‌ شير ولرم‌ و 2-3 وعده‌ غذا. 

4-6 ماهگي‌: 3 وعده‌. 

6 ماهگي‌ به‌ بعد: 2 وعده‌. 

در آبستني‌ سنگين‌: 2-4 وعده‌ (13 بيشتر از غذاي‌ معمول‌). 

در دوران‌ شيردهي‌: 4-5 وعده‌ 

گربه‌ پير: 2-3 وعده‌ ولي‌ ميزان‌ غذاي‌ هر وعده‌ كمتر باشد. 

v نظافت‌ و تميز كردن‌ 

برس‌ زدن‌: گربه‌ مو كوتاه‌ 1-2 بار در هفته‌ و گربه‌ مو بلند هر روز بايد برس‌ زده‌ شوند. اين‌ كار بايد به‌ آرامي‌ و در جهت‌موهاي‌ بدن‌ انجام‌ شود. در صورتي‌ كه‌ روي‌ بدن‌ كرك‌ بوجود آمده‌ باشد مي‌توان‌ از شانه‌ فلزي‌ براي‌ باز كردن‌ آن‌ استفاده‌نمود. 

موي‌ گربه‌ بطور طبيعي‌ مي‌ريزد. در صورتي‌ كه‌ بطور منظم‌ برس‌ زده‌ نشود گربه‌ موهاي‌ سست‌ ريخته‌ شده‌ را خواهدبلعيد. اين‌ موها قادرند در دستگاه‌ گوارش‌ كنار هم‌ جمع‌ شده‌ و ايجاد گلوله‌هاي‌ مو (Hair ball) و انسداد نمايند. 

تميز كردن‌ چشم‌، گوش‌ و دندان‌: حداقل‌ هفته‌اي‌ يكبار چشم‌ها و گوشها بايد بوسيله‌ پنبه‌ مرطوب‌ و تميز شده‌ و دندانهابا مسواك‌ كوچك‌ يا گوش‌ پاك‌كن‌ مسواك‌ زده‌ شوند. گربه‌ را بايد از بچگي‌ به‌ اين‌ موارد عادت‌ داد. 

كوتاه‌ كردن‌ ناخنها: در صورتي‌ كه‌ گربه‌ شما دائم‌ در خانه‌ است‌ بهتر است‌ بطور منظم‌ انجام‌ شود. عمل‌ جراحي‌ قطع‌ناخن‌ توصيه‌ نمي‌شود زيرا دفاع‌ طبيعي‌ را از گربه‌ مي‌گيرد. 
ة حمام‌ كردن‌: بطور كلي‌ گربه‌ نياز به‌ شستشو ندارد مگر اينكه‌ بدن‌ آن‌ واقعا كثيف‌ شده‌ باشد. در صورت‌ نياز به‌ حمام‌كردن‌، اين‌ كار بايد با آب‌ گرم‌ و شامپو مخصوص‌ انجام‌ شده‌ و پس‌ از آن‌ بدن‌ گربه‌ كاملا خشك‌ شود. 

v توليد مثل‌ 

گربه‌ ماده‌ 2 بار در سال‌ مي‌تواند زايمان‌ كند حالت‌ فحلي‌ او در هر فصل‌ چندين‌ بار تكرار شده‌ تا جفت‌گيري‌ انجام‌شود. در زمان‌ فحلي‌ گربه‌ ماده‌ بيقرار بوده‌ و پر سرو صدا مي‌شود. گربه‌ ماده‌ تنها در پاسخ‌ به‌ عمل‌ جفت‌گيري‌،تخمك‌گذاري‌ را انجام‌ مي‌دهد. 
گربه‌ آبستن‌ تا هفته‌ پنجم‌ آبستني‌ نياز به‌ توجه‌ بيشتر ندارد و تنها حمل‌ و نقل‌ آن‌ بايد با احتياط باشد. در 4 هفته‌ پاياني‌اشتهاي‌ آن‌ زياد شده‌ و نياز به‌ غذاي‌ بيشتري‌ دارد (بويژه‌ گوشت‌ و ماهي‌). 

در 2 هفته‌ پاياني‌ رشد جنين‌ها سريع‌ بوده‌ و به‌ مادر بايد شير كافي‌ و ساير غذاها به‌ هر ميزان‌ كه‌ مي‌خواهد داده‌ شود.دادن‌ قرصهاي‌ ويتامين‌ و مكمل‌ نيز در اين‌ زمان‌ سودمند است‌. 

براي‌ زايمان‌ ماده‌ گربه‌ بايد يك‌ جعبه‌ مناسب‌ آماده‌ شده‌ و در مكاني‌ نسبتا تاريك‌ قرار داده‌ شود زيرا نوزادان‌ به‌ نورزياد حساس‌ مي‌باشند (حتي‌ قبل‌ از باز شدن‌ پلكها). نوزادان‌ هر كدام‌ با جفت‌ جداگانه‌ به‌ دنيا مي‌آيند. گربه‌ ماده‌ بچه‌ها را به‌تنهايي‌ بزرگ‌ كرده‌ و آنها را در برابر گربه‌ نر نيز حفظ مي‌كند. 

v عقيم‌ كردن‌ 

صاحباني‌ كه‌ نمي‌خواهند گربه‌شان‌ بچه‌دار شود مي‌توانند با مراجعه‌ به‌ دامپزشك‌ آن‌ را عقيم‌ كنند. سن‌ مناسب‌ براي‌اين‌ عمل‌ بين‌ 5-6 ماهگي‌ مي‌باشد. 

v آموزش‌ 

تربيت‌ گربه‌ از سگ‌ مشكل‌تر مي‌باشد. در ابتدا گربه‌ بايد نام‌ خود را بداند. هنگام‌ غذا دادن‌ يا زمان‌ خواب‌ او را صداكنيد. بزودي‌ ياد مي‌گيرد كه‌ پاسخ‌ دهد. 

عصبانيت‌ گربه‌: عموما گربه‌ها با انسان‌ رفتار تهاجمي‌ ندارند. در صورتي‌ كه‌ گربه‌ شما ناگهان‌ حمله‌ كرده‌ تا شما را گازبگيرد و چنگ‌ زند ممكن‌ است‌ به‌ دليل‌ درد، حال‌ ناخوش‌ و جابجايي‌ همراه‌ با خشونت‌ شما باشد. گربه‌هايي‌ كه‌ دائما درداخل‌ خانه‌ هستند و وسايل‌ بازي‌ ندارند، بيشتر عصباني‌ و تهاجمي‌ مي‌شوند. 

اگر گربه‌ هنگام‌ بازي‌ چنگ‌ زند معمولا آسيب‌ نمي‌رساند. اگر گربه‌ به‌ پشت‌ خوابيده‌ باشد در اين‌ حالت‌ احساس‌آسيب‌ پذيري‌ كرده‌ و بيشتر تهاجمي‌ مي‌شود. 

ولگردي‌: گربه‌هاي‌ نر و گربه‌هايي‌ كه‌ بد نگهداري‌ مي‌شوند ممكن‌ است‌ چنين‌ عادتي‌ پيدا كنند. با صدا زدن‌ مرتب‌ گربه‌هنگام‌ غذادادن‌ و فراهم‌ كردن‌ وسايل‌ بازي‌ در منزل‌ بايد با اين‌ عادت‌ مبارزه‌ كرد. 

جويدن‌ گياهان‌ خانگي‌: اگر گربه‌ شما برگ‌ گلداني‌ را مرتب‌ مي‌جود، مي‌توان‌ در چند مرحله‌ روي‌ آن‌ آبليموي‌ رقيق‌اسپري‌ كرد. بيشتر گربه‌ها مزه‌ آن‌ را دوست‌ ندارند. 

تنبيه‌ كردن‌: ديسپلين‌ را بايد از بچگي‌ اجرا كرد. نبايد براي‌ اجراي‌ آن‌ كاري‌ كرد كه‌ گربه‌ دردش‌ بيايد. يك‌ روش‌ مناسب‌تنبيه‌، اسپري‌ كردن‌ آب‌ با يك‌ آب‌پاش‌ يا سرنگ‌ است‌. 

v سلامتي‌ گربه‌ 

گربه‌ سالم‌ داراي‌ اشتهاي‌ خوب‌، پوشش‌ شفاف‌ و حركت‌ آسان‌ بوده‌ و از زندگي‌ لذت‌ مي‌برد. در منزل‌ به‌ نشانه‌هاي‌ زيرتوجه‌ كنيد: 

پوشش‌ بدن‌: خارش‌، ريزش‌ موي‌ زياد، انگل‌ خارجي‌ و تغيير رنگ‌ پوست‌. 
چشم‌ها: آبريزش‌، التهاب‌ ملتحمه‌ و پلك‌ سوم‌، تار بودن‌ قرنيه‌ و عدسي‌. 
گوش‌: خارش‌ گوش‌، تورم‌، نگه‌داشتن‌ سر به‌ يك‌ طرف‌، ترشحات‌ قهوه‌اي‌. 
بيني‌: آبريزش‌، عطسه‌، صداي‌ تنفسي‌ غير طبيعي‌ 
دندانها: لثه‌هاي‌ متورم‌، بوي‌ بد تنفسي‌. 
دفع‌: اسهال‌، ترشحات‌ دستگاه‌ تناسلي‌، دفع‌ مكرر ادرار. 
لاغري‌: مي‌تواند به‌ دليل‌ انگل‌، بيماري‌ يا سوء تغذيه‌ باشد. 
كاهش‌ اشتها: در هواي‌ داغ‌ يا متعاقب‌ بيماري‌ پيش‌ مي‌آيد. نبايد به‌ زور به‌ گربه‌ غذا داد. غذا را عوض‌ كرده‌ يا غذاي‌مطبوع‌ گرم‌ با مقادير كم‌ داده‌ شود. غذايي‌ را كه‌ گربه‌ امتناع‌ مي‌كند پس‌ از 10 دقيقه‌ دور بياندازيد. 
استفراغ‌: گاهي‌ به‌ دليل‌ ماده‌ مضر بلعيده‌ شده‌ است‌ يا براي‌ خلاصي‌ از كلافه‌ مو. اگر استفراغ‌ ادامه‌ يابد و همراه‌ اسهال‌باشد يا خون‌ نيز وجود داشته‌ باشد نشانه‌ بيماري‌ است‌. 

v بيماريهاي‌ مشترك‌ 

مهمترين‌ بيماريهايي‌ كه‌ از گربه‌ ممكن‌ است‌ به‌ انسان‌ سرايت‌ كند عبارتند از هاري‌، توكسوپلاسموز، عفونتهاي‌قارچي‌ و انگلي‌. بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ همه‌ اينها قابل‌ پيشگيري‌ مي‌باشند. 

هاري‌ بوسيله‌ واكسيناسيون‌ منظم‌ گربه‌ و بيماريهاي‌ انگلي‌ با تجويز منظم‌ داروهاي‌ ضدانگلي‌ قابل‌ پيشگيري‌ هستند.جهت‌ پيشگيري‌ از توكسوپلاسموز، گربه‌ شما نبايد غذاي‌ خام‌ خورده‌ يا اجازه‌ شكار داشته‌ باشد. ضمنا با گربه‌هاي‌ولگرد تماس‌ نداشته‌ باشد. 

v مراقبتهاي‌ دامپزشكي‌ 

گربه‌ را بايد مرتب‌ نزد دامپزشك‌ برد. واكسيناسيون‌ گربه‌ نيز در سال‌ اول‌ 2 و 3 ماهگي‌ و سپس‌ سالي‌ يكبار توسطدامپزشك‌ انجام‌ مي‌شود. داروهاي‌ ضد انگل‌ بايد هر 6 ماه‌ يكبار تجويز شوند. 

تجويز دارو: براي‌ خوراندن‌ قرص‌ يك‌ نفر گربه‌ را محكم‌ گرفته‌، سر گربه‌ را با يك‌ دست‌ گرفته‌ و با دست‌ ديگر كه‌قرص‌ در آن‌ است‌ به‌ آرامي‌ دهان‌ را باز مي‌كنيم‌. قرص‌ را در انتهاي‌ زبان‌ قرار داده‌ دهان‌ را بسته‌ و كمي‌ بالا نگه‌ ميداريم‌ تابلع‌ نمايد. داروي‌ مايع‌، با سرنگ‌ (بدون‌ سوزن‌) از گوشه‌ دهان‌ به‌ آرامي‌ داده‌ مي‌شود. براي‌ قطره‌ گوش‌، ابتدا گوش‌ را ازترشحات‌ پاك‌ كرده‌ بعد لبه‌ گوش‌ را به‌ عقب‌ مي‌بريم‌ تا مجرا مشخص‌ شود. پس‌ از تجويز قطره‌ به‌ آرامي‌ ماساژ داده‌مي‌شود. 
گربه‌ بيمار: گربه‌ بيمار يا پس‌ از عمل‌ جراحي‌ نياز به‌ مراقبت‌ دارد. گربه‌ را بايد در جايي‌ آرام‌، گرم‌ و تميز قرار داد. يك‌كارتن‌ كه‌ كف‌ آن‌ روزنامه‌ يا پارچه‌ است‌ مناسب‌ مي‌باشد. غذاي‌ آن‌ نيز بايد مطبوع‌، در حجم‌ كمتر و وعده‌هاي‌ بيشتر داده‌شود. 
كمكها
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:4  توسط دکتربابایی  | 

ام شود . تلقيح زود هنگام گاو ها باعث ميشود بسياري از اسپرمها قبل از تخمك اندازي نابود شوند ٬از سوي ديگر تلقيح دير هنگام باعث پير شدن تخمك شده و قبل از رسيدن اسپرمها فعاليت تخمك از بين ميرود . در صورتيكه قانون صبح ٬بعد از ظهر به خوبي رعايت شود درصدآبستني افزايش مي يابد .
در پايان لازم به ذكر است حفظ يك برنامه فحل يابي موفق باعث تولد گوساله هاي بيشتر و توليد شير زيادتر در گله ميشود و اين بدان مفهوم است كه سود و بهره وري بيشتري در انتظار گاودار است .

تشخيص فحلي و زمان مناسب تلقيح :

انجام يك زايش 12 ماهه به تشخيص فحلي مناسب و زمان دقيق تلقيح بستگي دارد در واقع مي توان گفت تشخيص فحلي گله شما يكي از مهم ترين عوامل توليد مثلي گاوداري است توصيه ميشود كه حتماً شخصي مسئول فحل يابي در گله باشد و در صورت نبودن آن شخص بايد فرد ديگري وظيفه فحل يابي را به عهده بگيرد . هر چه زمان براي آموزش فحل يابي به كارگران صرف كنيددر صد موفقيت فحل يابي و نهايتا توليد مثل افزايش مي يابد .نخستين گام در يك برنامه تشخيص فحلي موفق شماره زني و واضح گاوها مي باشد تا بتوان گاومورد نظر را از فاصله دور تشخيص داد .
چه موقع فحل يابي كنيم ؟
بطور كلي متوسط زمان فحلي گاوها حدود 14 ساعت است و 25%از گاوها نيز 8 ساعت فحلي نشان ميدهند بنابراين اگر شما گاوها را روزانه يك بار مورد مشاهده قرار دهيد حدود 50%گاوهاي فحل را تشخيص ميدهيد در حاليكه روزانه دو بار مشاهده با فاصله زماني يازده الي سيزده ساعت اين عدد را به 80%ميرساند از سوي ديگر روزانه چهار مرتبه مشاهده گاوها و هر مرتبه به مدت 20 الي 30 دقيقه باعث ميشود كه 95%گاوهاي فحل را تشخيص داده شوند . عواملي همچون بيماري ٬آب و هوا وشرايط بستر بر طول فحلي اثر ميگذارند . گاوها در آب و هواي بسيار گرم و شرجي يا بسيار سرد مدت زمان كوتاهتري نشان ميدهند . بهترين زمان مشاهده گاوهاي فحل صبح زود قبل از شير دوشي و خوراك دهي ٬اوايل بعد از ظهر و اواخر غروب است .
اين زمانها مناسب ترين اوقاتي هستند كه ميتوان فحلي را ديد . به طور كلي گاوهايي كه ايستاده و اجازه ميدهند گاوهاي ديگر روي آنها بپرند فحل مي باشند ايستا فحلي اولين علامت فحل يابي است و تخمك اندازي 25 الي 30 ساعت پس از اولين پرش گاوها بر روي گاو فحل اتفاق ميافتد .ديگر علائم فحلي كه قبل از ايستا فحلي به چشم مي آيد .تلاش گاو فحل براي پريدن بر روي ديگر گاوها ٬گذاشتن سر بر قسمت خلفي بدن گاوهاي ديگر ٬ادرار كردن زياد ٬خارج شدن موكوس از دستگاه تناسلي و قرمز شدن فرج گاو است ٬تيز شدن گوشها ٬كثيف شدن پهلو و كپل گاو آزرده شدن ابتداي دم گاو و نيز از ديگر علامتها براي تشخيص فحلي است . يك تا سه روز پس از ايستا فحلي گاو خونريزي اندكي ٬در ناحيه فرج گاو ديده ميشود كه نشان دهنده آنست كه گاو فحل بوده است و اين خونريزي هيچ ارتباطي با تخمك اندازي و آبستني يا عدم آبستني گاو ندارد . اصولا گاوهائيكه آبستن نشده باشند هجده روز پس از خونريزي فوق دوباره فحل ميشوند .
اهميت اولين فحلي گاو :
فحل يابي صحيح ٬ كليد موفقيت توليد مثل گله و ايستا فحلي بهترين نشانه براي تشخيص فحلي مي باشد . مشاهده اولين فحلي گاوها در حدود روز چهلم پس از زايمان يكي از شاخصهاي مهم توليد مثلي گاوداري است كه براي برنامه ريزي مرتب بايد به آن دست پيدا كرد . البته گاوهايي كه داراي چرخه هاي فحلي نا منظم بوده و يا تليسه هايي كه دچار سوء تغذيه بوده اند ٬ممكن است اولين فحلي خود را دير تر از شرايط طبيعي بروز دهند . ضمناً گاوهايي كه جيره غذايي آنها حاوي فلوئور زيادي است دچار تاخير در بروز اولين فحلي خواهند شد . در صورتي كه اولين فحلي نرمال گاوها به تعويق افتد ٬دامها دير تر تلقيح شده و متوسط فاصله زايش گاوداري افزايش مي يابد كه در مجموع ضرر اقتصادي حاصله باعث كاهش پيشرفت گله خواهد شد .

چند نكته مهم در تلقيح مصنوعي :
1- حفظ يك فاصله زايش دوازده ماهه به تشخيص فحلي مناسب و تلقيح در زمان صحيح بستگي دارد .
2- اولين گام در يك برنامه تشخيص فحلي موفق ٬مشخص كردن و شماره گذاري درست و كافي تمام دام هاي گله است بطوريكه شماره هاي بدن از فاصله دور قابل تشخيص باشند .
3- بهترين زمان براي مشاهده فحلي ٬اول صبح قبل ازشير دوشي و خوراك دهي و نيز اوايل بعد از ظهر و در شب پس از آنكه دام ها دوشيده شده و خوراك خود را خورده اند ٬مي باشد اين ساعات خنك ترين زمان در طول شبانه روز مي باشند .
4- در گله هايي كه فحل يابي دقيقي در آن ها انجام ميشود ٬براي دستيابي به بهترين نتايج آبستني ٬گاوها و تليسه ها را حدود 10 الي 14 ساعت پس از شروع اولين ايستا فحلي تلقيح كنيد .اين بدان معني است كه گاوهايي كه در صبح فحل هستند ٬در اواخر بعد از ظهر تلقيح ميشوند و بر عكس (قانون صبح بعد از ظهر )
5- وقتي بيش از يك گاو در بهاربند فحل باشد دفعات پرش گاوها روي يكديگر دو تا چهار برابر مشود .
6- اجراي يك برنامه تشخيص فحلي موفق باعث توليد گوساله و شير بيشتري در گله ميشود يعني سود بيشتري در انتظار گاودار است.
number one
2007-Jul-14, 21:16
بيماري ورم پستان

مقدمه
واژه ورم پستان به التهاب غده پستاني بدون توجه بعلت آن اطلاق ميشود كه بوسيله تغييرات فيزيكي شيميائي ومعمولا ميكربي شير وهمچنين تغييرات حاصل از بيماري در بافت غده پستاني مشخص ميشود
مهمترين تغييراتيكه در شير ايجاد ميشود عبارت است از:
تغيير رنگ وجود لخته و پيدايش تعداد زيادي لوكوسيت ( گلبول سفيد)با علا ئم تورم گرمي درد وسفت شدن غده پستاني كه بوسيله آزمايش ظاهري شير ميتوان آ نها راتشخيص داد . موارد زيادي از ورم پستانها را بسهولت نميتوان مشخص كرد بطوريكه داراي نشانيهاي درمانگاهي نيستند (ورم پستان مخفي) دراين نوع ورم پستانها به آزمايش غير مستقيم يعني شمارش گلبولهاي سفيد متوسل ميشوند
اپيدميولوژي :
ورم پستان درتمام حيوانات پستاندار ماده بروز ميكند ولي در گاوهاي شيري داراي اهميت اقتصادي است وآنهم بعلت خساراتي است كه به صنعت توليد شير وفرآورده ها ي آن وارد مي شود . البته در اثر بيماري ورم پستان تلفات دامي نيز وجود دارد لكن زيا ن اقتصا دي آ ن مربوط به تلفا ت به تنها ئي نيست بلكه كاهش مقدار شير پستا ن مبتلا و اختلال در فر آوري شير عمده ترين خسارات را تشكيل ميدهد . از جمله خسارات ديگر آن انتشار ورم پستا ن در ساير دامها ي گله وبعضا ايجاد گلو درد استرپتوكوكي ويا سل و بروسلور در انسا ن است
شيوع بيماري ورم پستان در اغلب كشورهاحدود 40 در صد است كه در بعضي از كشورها تا 25 در صد آنرا كاهش داده اند .
بطور متوسط ابتلا هر كارتيه (قسمت ) از پستان به بيماري سبب كاهش 8 درصد توليد شير آن كارتيه ميگردد ويطور كلي در يك گاو مبتلا سبب كاهش 15 در صد از توليدشير ميشود. ازطرفي زيان حاصل از تغييرات تركيب شير مثل كاهش چربي كاهش كازئين ولاكتوز و افزايش سرم شير وپروتئين ها وافزايش كلرور ها نيز بايستي در نظر گرفت .

عوامل ايجاد ورم پستان :
ميكربها يكي از عوامل ايجاد ورم پستان هستند اما بتنهائي بعنوان عامل اوليه اورام پستان نميباشند در بعضي موارد از شير هاي بظاهر سالم هم ميكرب جدا ميشود عوامل ايجاد ورم پستان عبارتند از
1-عوامل مستعد كننده 2-عوامل عفوني

عوامل مستعد كننده :

الف-جراهاتيكه در سر پستانها يا پستا ن ايجاد ميشود

ب- روش نگهداري (مديريت بهداشت جايگاه .مديريت بهداشت شير دوشي)
پ-حساسيت مربوط به توارث

ت-روش تغذيه :

2-عوامل عفوني

استرپتوكوك ها مثل استرپتوكوك آگالاكتيه استرپتوكوك اوبريس وديسگالاكتيه وفكاليس وپنومو نيه

استافيلوكوك ها اورئوس

كلي فرمها اشرشيا كلي اسفروفوروس نكروفوروس يا فزي فرمها

كورينه باكتريها پيو ژنس وبويس

سودو مو نا س ها

مايكو باكتريومها توبر كولوسيس (سل)

ميكو پلاسما آگالاكتيه واريته بويس

قارچها كانديدا كريپتو كوكوس تريكوسپرون

باستثنا سل كه از طريق خون انتشار مييابد در ساير موارد عفونت پستان اغلب از طريق مجراي پستان انجام ميگيرد .

عفونت در ابتدا بصورت التهاب مشخص ميشود ولي تا بروز التهاب سه مرحله وجود دارد
1-هجوم 2- عفونت 3- التهاب
هجوم مر حله ايست كه ميكرب از خارج سر پستا نها به مجاري شير نفوذ ميكند

عفونت مرحله ايست كه ميكرب رشد ميكند و بافت پستاني را مورد تهاجم قرار ميدهد

التهاب نتيجه رشد ميكرب و افزايش آ ن وتخريب بافت پستا ني و نفوذ گلبولها ي سفيد يا لكوسيتها جهت دفع عفونت ميباشد
مرحله هجوم
الف- دراين مرحله بستگي به حضور وتعداد باكتريها ي مولد بيماري در محيط شير دوشي كه معمولا بوسيله مبتلا كردن هر يك از قسمتها ي چهار گانه پستا ن وميزان آ لودگي پوست و سرپستا نها سنجيده ميشود

ب- تعداد دفعا تي كه سر پستا نها ي گاو بويژه نوك آ نها با اين باكتري ها آ لوده ميشوند كه وابسته به ميزان رعايت بهداشت در هنگام شير دوشي ميباشد

ج- ميزان ضا يعا ت اسفنكتر سر پستا نها كه ورود باكتريها را در مجاري آ نها آ سان ميكند و بستگي به ماشينها ي شير دوشي وميزان كردن نگاهداري ودرست كار كردن ماشين شير دوشي ومراقبت از سرپستانها دارد

د- وضع اسفنكتر0سر پستا نها بويژه در مرحله پس از شير دوشي كه عضلات اسفنكتر در استراحت ميباشند وشل بودن اسفنكترها سبب ميشود هجوم ميكربها را هم در نتيجه مكيدن و هم بواسطه تكثير ميكربي به داخل آ سا ن سا زد

ذ- حضور مواد ضد ميكربي در مجرا ي سر پستا نها .

2- مرحله عفونت
الف- نوع ميكرب كه قدرت آ نرا در تكثير در شير مشخص ميكند

ب- حساسيت ميكرب عامل در برابر آ نتي بيو تيكها ي مورد استفاده كه ممكن است مربوط به مقاومت طبيعي ويا اكتسابي ميكرب در نتيجه مصرف نا مناسب آ نتي بيوتيكها حاصل شده باشد .

ج- وجود مواد حفاظت كننده در شير (مواد ايمني زا ) كه ممكن است طبيعي باشند يا در نتيجه عفونت قبلي ويا مايه كوبي توليد گردند .

د- وجود تعداد زيادي لوكوسيت كه در نتيجه تورم پستا ن قبلي ويا ضربه ها ي فيزيكي باشد.
ذ- مرحله شير واري كه عفونت در مرحله خشك شدن پستان با سهولت بيشتري صورت مي گيرد زيرا در آ ن مرحله عمل فيزيكي سيلا ن وخروج شير همراه با عفونت وجود ندارد .
3-مرحله التهاب

الف- بيماري زائي وقدرت هجوم ميكرب .

ب- ميزان حساسيت بافت پستا ن به ميكرب كه ممكن است از مقاومت در نتيجه وجود پادتن ثابت بافت تا حساسيت شديد در اثر عفونت قبلي تغيير كند .

در مرحله هجوم بهتر از مراحل ديگر ميتوان با توجه به پرستاري و بويژه بكار بردن روشهاي بهداشتي خوب از ميزا ن اشاعه تورم پستا ن كم كرد .

نشانيها ي بيماري ورم پستان

برحسب حدت وشدت ميكرب كه به پستان هجوم كرده باشد نشانيها ي بيماري متفاوت است التهاب شديد (حاد) فوق حاد كه با مسموميت خوني (سپتي سمي ) وبا واكنش عمومي همراه است يا بصورت التهاب نامشخص (تحت حاد ) يا مخفي ويا مزمن كه بتدريج بافت پستا ن فيبروزي وسفت ميشود ظاهر ميشوددراين حالات بستگي به نوع ميكرب نشاني متفاوت است

ورم پستان محفي (تحت حاد)

در اين نوع ورم پستا ن وضع ظاهري شير سالم وعادي بنظر ميرسد ودر دام هيچگونه علائم بيماري بصورت ظاهري ديده نميشود لكن در تركيبات شير تغييرات زير ديده ميشود

-افزايش گلبولها ي سفيد و سلولها ي بافت پستان يا سلولهاي سوماتيك Somatic cell(sc)

-كاهش چربي شير

-كاهش كازئين

-كاهش لاكتوز

-افزايش سرم شير

-افزايش كلرورهادر شير

-افزايش گليكوژن

كاهش توليد شير

در اين مرحله بعلت عدم تشخيص وتوجه نداشتن دامدار به بهداشت شير در اتاق شير دوشي و توام دوشيدن دامها ي سالم وبيما ر سبب اشاعه بيماري به ساير گاوها ميشود بطوريكه ظرف مدت كوتاهي 50 در صد گله به اين نوع ورم پستان مبتلا ميشوند .
ورم پستا ن مزمن

اين حالت ورم پستا ن نيز از نظر دامدار تا حدودي نا مشخص است اما اگر دقت شود و آ زما يش ورم پستا ن استريپ كاپ انجام شود وجود لخته هائي در شير مشخص كننده بيما ريست و تغييرات تركيبا ت شير نيز مانند ورم پستا ن تحت حاد يا مخفي است اما پيشرفته تر در اينجا سرم شير افزايش يافته و كلرورها افزايش بيشتري دارند . اين نوع ورم پستان معمولأ به درما ن جواب نميدهد در صورت نگهداري گا و در گله سبب پيشرفت بيما ري و سرايت به سايرين ميشود و بايستي دام آلو ده حذف وبه كشتارگاه اعزام شود .
ورم پستان حاد :

در اين حالت پستان داراي التهاب و تورم است واطراف پستا ن گرم ودام هم تب دارد. در هنگام دوشش دام پاها را بر زمين مي كوبد واحساس ناراحتي ميكند شكل ظاهري شير نيز تغيير ميكند داراي مايع سبز رنگ و رگه ها ي خون ولخته ها ي فراوان است در

آزمايش استريپ كاپ براحتي ميتوان پي به بيما ري برد .گاو بي اشتها وناراحت است . اين گا وها را بايستي بادستگاه شير دوشي تك واحدي و در پايا ن شير دوشي بطور جداگانه روزانه حد اقل سه مرتبه دوشيد تا عفونت در پستا ن سبب ضايعه پستاني نشود دام را تحت مراقبت دامپزشك قرار ميدهند .شير دوشيده شده به فاضلأب ميريزند وهر دفعه دستگاه را ضد عفوني ميكنند .
ورم پستا ن فوق حاد :

اين نوع ورم پستا ن نيز مانند ورم پستا ن حاد مشخص ودام تب دار وبيما ر پستا ن دارا ي التهاب است گاو بعلت درد شديد اغلب موارد اجازه شير دوشي نميدهد شير سبز رنگ وداراي رگه ها ي خون و لخته ميباشد . سريعا بايستي گاو تحت مراقبت جداگانه قرار گيرد بعضا بعلت كم توجهي ودر اثر نفوذ عفونت به خون سبب سپتي سمي ميشود ودام تلف مي گردد .

تشخيص آ زمايشگا هي وررم پستا ن :

به سبب تغييرات شيميائي كه در شير ورم پستا ني بوجود مي آيد و تاثيردرسيستم فرآوري و پاستوريزاسيون شير ها ي ورم پستا ني و بدنبا ل آ ن گا وها ي آلو ده بايستي شنا سائي شوند .

از آنجائيكه بر رسي آزمايشگا هي تعداد زيادي از نمونه ها ي شير گران تمام ميشود توجه زيادي به آزما يش هاي صحرائي بر پايه شناخت تعييرات فيزيكي وشيميائي شير ميشود البته اين آزمايشها غير مستقيم ميباشد وفقط وجود التهاب وتعييرات ظاهري شير را نشان ميدهند و يك آ زمايش هدايت كننده تلقي ميشوند . بدنبال آن بايستي آ زمايش ها ي تشخيص ميكربي و شمارش ميكربي وآ زمايش هاي حساسيت در مقابل دارو ويا وجود آ نتي بيوتيك وآ زمايش هاي تشخيص قارچ انجام شود .
number one
2007-Jul-14, 21:21
مرگ جنين و آبورت
1- مرگ جنینی:

معمولا عمل لقاح و ادغام تخمک با اسپرم در لوله رحم انجام میگیرد و حدود سه هفته پس از لقاح عمل جایگزینی و کاشته شدن (Implantation , Nidation) جنین در دیواره رحم و تشکیل جفت (Placenta) با کلیه لایه ها و متعلقات تغذیه ای ، حفاظتی و تبادل گاز بین مادر و جنین به انجام میرسد (سه هفته اول باروری اهمیت فراوان برای ادامه حیات جنین دارد زیرا جنین در دیواره رحم جایگزین و کاشته نشده است).
تا هفته هفتم و حدود 50 روز پس از لقاح هرگونه مرگ و از بین رفتن محصول باروری را مرگ جنین میگویند. اغلب مرگهای جنینی در اواخر هفته اول و هفته سوم (مدت زمانی که جنین در دیواره رحم جایگزین و کاشته نگشته است) پس از لقاح رخ میدهد.

دلایل اصلی مرگ جنینی:

• اختلالات ارثی و ژنتیکی

همانند انسانها بنابر اختلالات ژنتیکی نقص جنین و مرگ جنین قابل وقوع میباشد. دلایل آن بسته به غیرعادی بودن کروموزومهای مادری و یا پدری میباشد.
تلقیح مصنوعی دیر و باتاخیر دلیل لقاح اسپرم با تخمک ناشاداب و فرسوده میباشد که اغلب با مرگ جنین همراه است (اهمیت کنترل و نظارت دقیق فحل و زمان مناسب تلقیح مصنوعی).

• تولیدمثل در میان هم نژادها و هم منسب ها (Inbreeding)

جنین های اینگونه دامها اقبال کمی به حیات دارند و نیز دیواره رحم اینگونه دامها قابلیت نگهداری مساعد این جنین ها را ندارند.

• التهابات لوله رحم و رحم

از وظایف لوله رحم حمل تخمک رهاگشته تا رحم و تغذیه آن تا جایگزینی نهایی جنین میباشد.
التهابات لوله رحم بدلیل اختلالات هورمونی باعث کاهش حمایت تغذیه ای و ترانسپورتی جنین در راه لانه گزینی و کاشته شدن جنین میگردد.
التهابات رحم بدلیل وجود میکروبهای ویژه نیز خطری برای نگهداری و جایگزینی جنین در دیواره رحم میباشد.
(مانند Campylobacter fetus , Trichomonas fetus :
IPV – Virus: Infectious pustular vulvovaginitis)

• زایمان دشوار

هر زایمان میبایست دقیقاً کنترل و درصورت لزوم درمان گردد.
در اغلب گاوهای تحت زایمان دشوار عمل بازسازی بافت رحم (دو ماه پس از زایمان) به حد کافی انجام نمیگردد و این سبب مرگ جنین در باروری آینده میشود. این امر بخصوص در گاوهایی که در زمان کمتر از دوماه پس از زایمان تحت تلقیح مصنوعی یا جفتگیری طبیعی قرارمیگیرند مشاهده میگردد.
تلقیح مصنوعی گاوهای تحت زایمان دشوار یا زایمان تحت سزارین برای باروری بعدی بهتر است که سه ماه بعداز زایمان انجام گردد.

اقدامات پیشگیری کننده:

• اجتناب از تولیدمثل هم منسب ها
• اولین تلقیح مصنوعی در شرایط ایده آل حداقل 50 روز پس از زایمان و 90 روز پس از زایمانهای دشوار یا تحت سزارین
• زمان مناسب تلقیح مصنوعی تحت کنترل دقیق دوره فحل
• شرایط محیطی و آب و هوایی مناسب (گرما و رطوبت)

2- آبورت (Abortus)

به زایمان قبل از زمان عادی که نوزاد نارس و قادر به حیات نیست آبورت اطلاق میگردد.
دلایل عمده آبورت آلودگی عفونی یا غیرعفونی میباشد. عاملین عفونت باکتری، ویروس، قارچ و تک سلولیها (Protozoa) میباشند. روند این عفونتها همه گیرانه (بصورت اپیدمی) و پراکنده میباشد.
پس از بروز آبورت اولین سئوال یافتن دلیل آن میباشد و در اسرع وقت دامپزشک مطلع میگردد. قبل از رسیدن دامپزشک جنین مرده و متعلقات کیسه جنینی حتی الامکان محفوظ و خنک نگهداری میگردد زیرا در بررسی آنها مبتوان اغلب پی به دلیل آبورت برد.
تشخیص دقیق آبورت و آلودگی عفونی وغیرعفونی آن برای دامداریها از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا مشکل آبورت اغلب همه گیر است. اگر پس از معاینات کلینیکی در محل دامداری علت دقیق آلودگی عفونی مشخص نگردید میبایست جنین مرده به انستیتوهای کنترل پاتولوژیک ارسال گردد تا علت آبورت توسط این انستیتوها تحت آنالیزهای آزمایشگاهی و میکروسکوپی مشخص گردد. اگر توسط انستیتوها نتایج کنترل و دلیل آلودگی عفونی منفی باشد میبایست دلایل آبورت را در اقدامات مدیریتی دامداری جستجو کرد.
تشخیص علت آبورن بخصوص بدلیل آلودگی غیرعفونی بسیار مشکل میباشد و اغلب بستگی به دلایل درونی و جسمانی دام (Habitus) دارد.

 

 


A: عاملین آلودگی های عفونی

الف : عفونت باکتریایی

• بروسلا (Brucella abortus)
این عفونت ابتدا مشکلات عمده ای در دامداریها ایجاد میکرد و روند آن همه گیر و دامهای یک دامداری را واگیر میکرد. دلیل اساسی آن خرید دامهای آلوده (بدون پیش کنترل) و خرید آذوقه دام آلوده بود ولی امروزه با اقدامات پیشگیری کننده و کنترل دقیق دامها از بروز آن جلوگیری گردیده است. بروز اغلب آبورتها از ششمین ماه بارداری میباشد.

• لیستریا (Listeria monocytogenes)
آذوقه فاسد قابلیت مساعدی در جذب باکتری بسیار مقاوم لیستریا دارد. این باکتریها درصورت مصرف توسط دامهایی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند میتوانند در مسیر گوارشی ارگانهای دیگر را مانند رحم مبتلا گردانند.
نتیجه زایمان این گاوها گوساله های ضعیف، زایمان زودرس و یا آبورت بین ماه 4 تا 7 بارداری میباشد.

• لپتوسپیر (Leptospira)
این باکتری اغلب ازطریق ادرار جوندگان در مزارع ، آلودگی آذوقه و آب آشامیدنی وارد چرخه غذایی دامها میگردد. مصرف آب آشامیدنی و آذوقه آلوده میتواند دامهای باردار (حداقل از شش ماهگی بارداری) را ابتلا کرده و سبب آبورت گردد. (اهمیت نگهداری آذوقه دام و اجرای تدابیر بهداشتی آن).
• سالمونلا (Salmonella)
برخلاف دیگر باکتریها آلودگی عفونی با این باکتریها همراه با تب و اسهال آبکی و گاهی با لکه های خونی میباشد. دامهای شش ماهه تا هشت ماهه اغلب در معرض آبورت هستند.

• کامپیلوباکتر (Campylobacter fetus)
این عفونت ازطریق گاونر در جفتگیری یا تلقیح مصنوعی با اسپرم آلوده میباشد.
در صورت ابتلا اغلب با مرگ جنینی (بین هفته 4 تا 5 پس از تلقیح) همراه میباشد و این دامها اغلب نشانگر سیکل جنسی نامرتب و تکرار فحل پس از 4 تا 5 هفته پس از تلقیح مصنوعی هستند. در برخی موارد نیز آبورت بین چهارماهگی تا شش ماهگی مشاهده میشود.

• آکتینومیسین پیوژن (Actionomyces pyogenes)
منشا عفونت از التهاب عفونی پستان گاوشیرده میباشد و طی آن دستگاه تناسلی و رحم مبتلا گردیده است. انتظار آبورت از شش ماهگی میباشد.

• کلامیدیا (Chlamydia)
انتقال این باکتریها بیشتر ازطریق کنه و شپش میباشد. این باکتریها سبب التهاب ریه و التهاب مفصل میگردد که همراه با اسهال میباشد. در برخی از دامها بخصوص با سیستم ایمنی ضعیف میتواند دام باردار (از سه ماهگی) همراه با آبورت باشد.

علاوه بر این باکتریها میتوانند باکتریهای ذیل هم سبب آبورت در دامهای باردار باشند:
میکوپلاسما، ریکتزیا (Rickettsia) ، استرپتوکوکها، استافیلوکوکها، هموفیلوس و توبرکولا (Tubercula).

ب: عفونت ویروسی

• (IBR Infectious bovin rhinotracheitis)
این عفونت ویروسی که روند اپیدمیکی (همه گیرانه) دارد دامهایی را شامل میگردد که بیش از 5 ماه آبستن هستند و اغلب بعداز عفونت سه تا چندین هفته طول میکشد که جنین آبورت میگردد.
گاهی علائم ابتلا در دام آبستن دیده نمیشود و جنین ازبین رفته از بدن دفع نمیگردد در این حالت به آن جنین مومیایی میگویند که یا بطور ناگهانی و یا تحت داروهای هورمونی دفع میگردد.

• (BVD-MD Bovin virus diarrhoe – mucosal disease)
گاوهای آبستنی که به این ویروس مبتلا میگردند ویروس را در زمانهای مختلف جنینی به آن انتقال میدهند که نتیجه آن مرگ جنینی، جنین مومیایی، آبورت و نقص نوزاد میباشد.مدت زمان ابتلا و نتایج آن از 10 روز تا سه ماه میباشد.
در مواردی گوساله های آلوده به این ویروس زایمان میگردند که در بدن آنها آنتی کر در مقابل این ویروس وجود ندارد.
این گوساله ها معمولا پس از چند روز از زایمان از بین میروند یا رشد ناکافی دارند و یا این گوساله ها هیچ علائم کلینیکی ندارند و در تمام زندگی خود حامل نهفته این ویروس میباشند.

پ : تک سلولیها (Protozoa)

تریکوموناس (Trichomonas)
در سه ماهه اول آبستنی ابتلا به این عفونت سبب آبورت با روند همه گیرانه میباشد. اغلب جنین تحت تولید چرک در رحم متلاشی میگردد و نتیجه آن التهاب شدید چرکین رحم میباشد.

ت : قارجها و کپک ها

دلیل اصلی آذوقه آلوده به قارچها و کپکها میباشد. قارچها و کپکها قادر به رسیدن از طریق رگهای خونی به جفت میباشند و لایه های کیسه جنینی و جنین را متلاشی میگردانند.

 

 


B: آلودگی های غیرعفونی

آلودگیهای غیرعفونی دلایل درونی و برونی دارند که اغلب این دلایل باهم سبب آبورت در گاوهای باردار میگردد.

الف : دلایل درونی
دلایل توارثی و ژنتیکی و نامتوازن بودن ترشحات هورمونی یا درمانهای هورمونی که در سیستهای تخمدان اجرا میگردد عمده ترین دلایل درونی میباشند.

ب : دلایل برونی
دلایل برونی بیشتر روش نگهداری و تغذیه دام میباشد که عامل اصلی ایجاد استرس دامها میباشد. ضربه های نابجا، سرو صدای ناهنجار، واکنشهای آلرژیکی دارویی یا واکسن و آلودگیهای آذوقه ای دام از دلایل عمده آبورت در گاوهای باردار میباشد.

رعایت اقدامات و تدابیر دقیق مدیریتی تغذیه ای، نگهداری، بهداشتی و حمایتی گاوهای باردار ضروری میباشد
دكتر نيكرو
number one
2007-Jul-14, 21:23
سيكل جنسي نامرتب
سیکل جنسی زودرس و باتاخیر علت اصلی خطا در تلقیح مصنوعی میباشد. در شرایط نرمال و معمول سیکلهای جنسی در گاو هر 18 تا 23 روز تکرار میگردد.

سیکلهای جنسی نامرتب را در سه زیرگروه تقسیم میکنند:

1 : سیکل زودرس

فاصله بین دو فحل متوالی کمتر از 18 روز میباشد. اغلب علائم فحل خفیف میباشد و در روز 10 تا 12 سیکل جنسی مشاهده میگردد.

دلایل عمده آن عبارتند از:

الف: سیست تخمدان و یا تحلیل فولیکول و رهانشدن آن (Follicelatrophy) . دلیل اصلی آن در نگهداری و تغذیه نادرست دام میباشد.

ب: شبه فحل (در میان فحل) (Pseudoestrus) . شبه فحل یک جریان و اتفاق طبیعی میباشد که در برخی از دامداریها مشاهده میشود.
در روز 10 تا 12 سیکل جنسی روی تخمدان باوجود جسم زرد فولیکول رشد نموده که سبب ترشح هورمون استروژن میباشد (این امر در دوره میان فحل غیرعادی است) که نشانگر علائم شبه فحل برونی و درونی میباشد.
در مقایسه با فولیکول روز 1 سیکل جنسی این فولیکول بعلت وجود هورمون پروژسترون (جسم زرد) قادر به رهاشدن تخمک در لوله های رحمی نمیباشد. بنابراین این فولیکول در عرض 1 تا 2 روز تحلیل میگردد و علائم فحل برونی نیز بتدریج کاسته میگردد. بدیهی است که تلقیح مصنوعی در این زمان ناموفق میباشد.

از اقدامات مهم مبارزه با سیکل زودرس اجرای دقیق معاینات کلینیکی دستگاه تناسلی و تولیدمثل و تست پروژسترون شیر میباشد. این اقدام جهت تفکیک شبه فحل با فحل حقیقی بمنظور اجرای تلقیح مصنوعی انجام میگیرد.

2 : سیکل باتاخیر مرتب

گاوها در 21 روز وارد سیکل نمیگردند بلکه فاصله وقوع فحل بعداز 42، 63، 84 ... روز میباشد.
این دامها همانگونه که مشاهده میگردد دارای سیکل مرتب 21 روز میباشند ولی دلیل عمده آن ناشناخته ماندن و تشخیص ندادن فحل میباشد. (برخی مواقع دلیل آن فحل خاموش میباشد).

3 : سیکل باتاخیر نامرتب

فاصله بین دو فحل متوالی بیش از 25 روز میباشد. دلایل عمده آن عبارتند از :

الف: وجود جنین مرده و یا نطفه ازبین رفته که علت آن عفونتهای میکروبی یا بدون دخالت میکروب میباشد.

ب : التهاب رحم که علت آن میکروبی و یا بدون دخالت میکروب مانند تغذیه نادرست (پروتئین بیش از حد، فسفر بیش از حد). التهاب رحم سبب تغییرات در بافت رحم میگردد که باعث اختلال در انحلال بموقع جسم زرد میگردد.

پ : شستشو یا درمان رحم با مواد یا مایعات تحریک کننده . شستشو در دومین نیمه سیکل جنسی و فاز جسم زرد اغلب تحریک کننده برای بافت رحم میباشد بنابراین شستشو و خدمات درمانی رحم میبایست اوایل و اواخر فحل اجرا گردد.

ت : سیستهای تخمدان نیز مانع از تولید و ترشح هورمونهای جنسی هستند.

ث : تغذیه نادرست و عوامل نامساعد محیطی.

مطلوبترین و کم هزینه ترین اقدام پیشگیری کننده برای دامداران اجرای دقیق و صحیح یادداشت تقویم فحل میباشد زیرا دامپزشکان و مسئولین تلقیح تحت گزارشات دقیق دامداران خدمات خود را در اسرع وقت با هزینه کم میتوانند اجرا کنند.

نويسنده : دكتر نيكرو
number one
2007-Jul-14, 21:30
سيستهاي تخمدان
سیستهای تخمدان :
سیستهای تخمدان به حبابچه مانندهای روی تخمدان که انباشته از مایع میباشد و تخمک در درون این حبابچه ها متلاشی گشته است میگویند. سیستهای تخمدان گاوها را بعنوان یک بیماری ارثی محیطی محسوب میکنند.
از دلایل عمده آن تغذیه اشتباه دام را میتوان نام برد (پروتئین بیش از حد ، کمبود املاح و ویتامینها بخصوص بتا کاروتین). استفاده ناآگاهانه و فراوان کودهای شیمیایی در مزارع، نگهداری طولانی مدت گاوها در اصطبل با تحرک کم و نور ناکافی و شرایط آب و هوایی نامساعد از دلایل دیگر میباشد. داروهای هورمونی (استروژن) نیز عامل سیست تخمدان میتوانند باشند.
سیستهای تخمدان بندرت در تلیسه ها دیده میشود و اغلب در گاوهای بین 5 تا 7 سال دیده میشود.
سیست تخمدان بنابه عمل خود نامگذاری میگردند:

• Follicle theca cyst
فولیکول گراف به جای رهاسازی تخمک تبدیل به سیست گشته و سبب ترشح دائم استروژن میباشد.
علت رفتار دائم فحلی نیز میباشد. (ovariomanie & estromanie )

• Follicle lutein cyst
فولیکول گراف به جای رهاسازی تخمک تبدیل به سیست میشود و در قبال آن باروری انجام نمیگردد. میزان پروژسترون بالا است.

• Corpus luteum cyst
رهاسازی تخمک از تخمدان انجام میگیرد. تاثیر پاتولوژیک ندارد و مانع از بروز فحل نمیباشد. میزان پروژسترون دائما بالا است.

سیستهای تخمدان دوره فحل را متوقف یا بروز فحل را مغتش میگردانند. گاوهای با سیست تخمدان یا اصلا وارد فحل نمیگردند و یا بروز فحل نامرتب میباشد.
طبق روند نرمال سیکل جنسی گاو ، تخمک درون فولیکول در عرض 6 تا 12 ساعت بعداز انتهای دوره فحل از تخمدان رها گشته و آماده به لقاح با اسپرم میباشد در حالیکه سیستها (حبابچه ها) بمدت هفته ها ی طولانی روی تخمدان قرار دارند و اغلب بتدریج بزرگتر میشوند. برخی مواقع این سیستها متشکل از یک حبابچه بزرگ یا چندین حبابچه کوچک هستند.
روند فحل در گاوهای با سیست تخمدان نامرتب و کوتاه مدت است (علائم فحل گاهی هر 3 تا 4 روز تکرار میگردد).
برخی از گاوها دائما فحل میباشند (Nymphomanie , estromanie , ovariomanie). برخی از گاوها رفتار و حالت نرینه (Androhmanie) دارند.
فرج گاوهای با سیست تخمدان کمی متورم و مرطوب است. با طولانی بودن وجود سیستها رباط لگن بتدریج سفتی خود را از دست میدهد و در پیرامون دستگاه تناسلی حفره ای ایجاد میگردد.

درمان سیستهای تخمدان:
هدف از درمان سیستهای تخمدان منحصراً بارور گشتن دام نیست بلکه علاوه بر بارورشدن ، بارداری و روند صحیح آبستنی و زایمان نیز میباشد.
کنترل سابقه سیست تخمدان در گاوها بدلایل ارثی بسیار مهم میباشد و این دامها از گله بدلایل اقتصادی جدامیگردند زیرا باوجود درمان هورمونی اغلب این دامها آبستن میگردند ولی آبستنی در اواخر دوره بارداری مختل و همراه سقط جنین میباشد.
همراه یا قبل از هورمون درمانی کنترل تغذیه دام و طرز نگهداری آن بسیار مهم است چه بسا که اغلب این سیستها دلیل تغذیه نادرست مانند جیره بندی نادرست و بیش از حد بودن کاروتین میباشد.
درمان دارویی و هورمونی سیست تخمدان ابتدا پس از تشخیص دقیق اجرا میگردد. اغلب سیستهای تخمدان حدود شش هفته پس از زایمان وقوع مییابند بنابراین جهت پیشگیری کنترل کلینیکی گاوها ضروری میباشد.
مکانیزم تاثیر داروهای هورمونی بطور کامل مشخص نیست و مورد استعمال (Indication) بدون تردید این داروها توسط دامپزشک ضروری است:

الف- هورمونهای گنادوتروپ (گنادوتروپ هیپوفیزی : FSH , LH و گنادوتروپ غیرهیپوفیزی مثل HCG , PMSG )

ب- پروژسترون و مشتقات پروژسترون: مانع از دوره فحل زودرس میباشد.

امید بهبودی دامهای مبتلا به سیست تخمدان که همزمان بیماریهای دستگاه تناسلی دیگر نیز دارند مطلوب نیست و بطور کل درمان هورمونی نمیبایست بیش از سه بار تکرار گردد.

اقدامات و تدابیر پیشگیرانه در مبارزه با سیستهای تخمدان:

• اجتناب از تغذیه بیش ازحد بدلیل زودرسی دامهای تلیسه به سن باروری
• جیره بندی صحیح غذایی و اجتناب از تغذیه پروتئین دار بیش ازحد
• جداسازی دامهای دارای سابقه ژنتیکی نامطلوب از دامداری
• معاینه کلینیکی دامپزشکی (معاینه رکتال و کنترل تخمدان) شش هفته قبل از زایمان بخصوص روی دامهای با توانایی شیردهی زیاد و دامهایی که از قبل سیست تخمدان داشته اند

نويسنده : دكتر نيكرو
number one
2007-Jul-14, 21:31
Pyometra - Endometritis التهاب رحم
التهاب رحم (دیواره مخاطی رحم)
یکی دیگر از شایع ترین اختلالات در امر باروری دامها التهاب رحم یا دیواره مخاطی رحم میباشد که بنابر شدت آن در سه درجه تقسیم میگردد درجه یک، دو، سه.
درصورت تجمع مایع چرکین (تا 50 لیتر) در رحم به آن پیومترا (Pyometra = Endometritis) میگویند. (التهاب رحم درجه سه)
درجه یک و دو دارای ترشحات شفاف و آبکی میباشند که به آنها کاتار (Catar) میگویند و درجه سوم چرکین میباشد.
نوع التهاب درجه یک و دو اغلب بدون علائم برونی میباشد و این دامها گهگاه دارای سیکل جنسی مرتب بوده ولی بعداز تلقیح مصنوعی دام بارور نمیگردد و مجددا دوره فحل بعدی بروز میکند. بنابراین اگر دامها اغلب بعداز تلقیح مصنوعی بارور نگردند یکی از دلایل آن (علاوه بر اختلال در اعمال تخمدان و تاخیر در رهاشدن تخمک [ Ovulation ] ) میتواند التهاب رحم درجه یک و دو میباشد. تشخیص دقیق توسط دامپزشک با استفاده از اسپکولوم انجام میگیرد.

تشخیص التهاب رحم توسط اسپکولوم و نمونه برداری:

• التهاب رحم درجه یک معمولاً علائم آشکار برونی ندارد و همراه با ترشحات شفاف مهبل و آبکی بودن فرج و مهبل است. دامهای دیگر دامداری در مقایسه با این دامها بدون ترشحات و دستگاه تناسلی خشک میباشد.
• التهاب رحم درجه دو علاوه بر علائم درجه یک همراه با لکه های چرکین میباشد و بروز آن اغلب در دوره میان فحل میباشد.
• التهاب رحم درجه سه همراه با تجمع مایع چرکین در رحم میباشد. احتباس زائده های زایمان (جفت ماندگی & Retentio secundinarum) دلیل اصلی التهاب رحم درجه سه میباشد و وجود باکتری پیوژن (Actionomyces pyogenes) در کنترل آزمایشگاهی مشاهده میگردد.
• تشخیص آن در معاینه رکتال بنابر حجیم بودن رحم (تا 50 لیتر) انجام میگیرد. اغلب پیومترا بسته میباشد زیرا دهانه رحم به مهبل مسدود است اما در برخی موارد این دهانه باز شده و مایع چرکین از مهبل ترشح میگردد (پیومترای باز).

دلیل اغلب التهابات رحم وجود التهاب نهفته در بدن میباشد عاملین آن تحت نمونه برداری و کنترل آزمایشگاهی تشخیص داده میشود. این نمونه ها میبایست با رعایت اقدامات بهداشتی از دهانه عنق رحم برداشته شوند و درمان میبایست با تشخیص دادن عاملین و آنتی بیوگرام انجام گردد.
التهابات رحم میتوانند دلایل تغذیه ای داشته باشند در اینصورت نتیجه نمونه های برداشت شده منفی میباشد. تغذیه غنی با پتاسیم و و همزمان با کمبود سدیم (بخصوص در مزارع ذرت که همراه با وجود فراوان کود های شیمیایی هستند) دلیل اصلی آن میباشد.
در مواردی که تشخیص نهایی مشکل میباشد میتوان توسط میکروسکوپ نمونه بافت ملتهب را کنترل و عاملین التهاب را تشخیص داد (میکوپلاسما بسختی تشخیص داده میشود).

دلایل اصلی التهاب رحم:

• زایمان ناقص تحت التهاب
• زایمان زودرس
• تعدد جنین
• موقعیت نادرست جنین در رحم
• چرخش رحم (Torsio uteri)
• رعایت نکردن کافی بهداشت مامایی
• احتباس زائده های زایمانی (Retentio secundinarum)
• زخمهای دستگاه تناسلی
• تغذیه نادرست
درمان التهاب رحم :

درمان التهاب رحم موضعی و توسط آنتی بیوتیک و یا سولفون آمید و پروستاگلاندین همراه با شستشو با مایعات ضدعفونی کننده (توسط کاتدهای رحمی) میباشد.
درمان التهاب رحم درجه یک 10 دقیقه بعداز تلقیح مصنوعی و مجددا 24 تا 48 ساعت بعداز تلقیح مصنوعی میباشد. در التهابات رحم درجه دو و سه بهتر است درمان در دوره بعد فحل و یا دوره میان فحل انجام میگیرد.
در شستشوی رحم با مایع ضدعفونی کننده مدت دوره فحل کوتاه میگردد بطوری که اگر شستشو چهار روز بعداز فحل انجام گردد دوره سیکل بعدی احتمالا 10 تا 12 روز کوتاهتر میباشد. اگر شستشو در روز 14 تا 16 دوره سیکل جنسی (21 روز دوره نرمال سیکل جنسی) انجام گیرد سیکل بعدی حدود 2 تا 6 روز با تاخیر خواهد بود.
تشخیص علائم فحل در دامهای تحت درمان با دقت بیشتر انجام میگیرد. از علائم آشکار دوره فحل دامهای تحت درمان ترشح و وجود مایع مخاطی شفاف میباشد.
در درمان پیومترا بطور معمول بعلت وجود جسم زرد فعال روی تخمدان تلاش در غیرفعال کردن آن میباشد داروهای پروستاگلاندین اثر مساعدی در این امر دارند. بعداز کاربرد این داروها در عرض 3 تا 4 روز مایع چرکین از رحم تخلیه میگردد.
این روش در درمان التهابات درجه یک تا سه نیز مثبت است زیرا غیرفعال شدن جسم زرد سبب تحریک آغاز دوره فحل میگردد و درطی دوره فحل خودشویی دیواره مخاطی رحم تحت ترشحات زیاد موثرتر و مفیدتر بوده و در عین حال سیستم ایمنی بدن بیشتر فعال میباشد.
پیشگویی بهبودی التهابات رحم بسته به تشخیص دقیق عاملین میباشد. بهبودی التهاب رحم تحت باکتری پیوژن (Actionomyces pyogenes) مساعد نمیباشد و اغلب بعداز درمان تلقیح مصنوعی موفقیت آمیز نمیباشد. با وجود این درمان یک تا دوبار بموقع التهابات رحم باروری مجدد دامها را بسیار مساعد مینماید.

توجه به نکات ذیل در عدم ابتلا به التهاب رحم ضروری است:

• تغذیه و جیره غذایی صحیح دام (توجه به ترکیب املاح معدنی: فسفر، پتاسیم، سدیم، غنی از الیاف، وجود کاروتین کافی)
• توجه و کنترل روند دقیق و صحیح دوره نفاس
• خدمات مامایی صحیح و بهداشتی

نويسنده : دكتر نيكرو
number one
2007-Jul-14, 21:32
فحل خاموش ( Anoestrie )
فحل خاموش

فحل خاموش یکی دیگر از مشکلات مهم دامداران میباشد. اغلب دامداران ادعا میکنند که با وجود کنترل دقیق، دامهای آنها علائمی از فحل نشان نمیدهند.
به فحل خاموش در زبان علمی و لاتین Anoestrie گفته میشود که بنا بدلایل، به دو زیرگروه ذیل تقسیم میگردد:

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:2  توسط دکتربابایی  | 

در ميان محققاني كه در مورد بيماري جنون گاوي و نوع انساني آن موسوم به "نوع تغيير يافته بيماري كروتزفلد-ياكوب (وي سي جي دي) ‪variant‬ ‪ "(Creutzfeldt-Jakob disease( vCJD‬تحقيق مي‌كنند اين پرسش مطرح بوده كه كدام يك از نوع پروتئين پرايون در بروز بيماري نقش دارند.

بيماري جنون گاوي و نوع انساني آن با ازدياد شمار پروتئينهاي پرايوني كه شكلشان تغيير يافته شدت مي‌يابد.

مولكولهاي بزرگتر اين نوع پرايونها بخوبي مشهود هستند اما تغيير شكل مولكولهاي كوچكتر با دشواري بيشتري مشخص مي‌شود.

محققان بر اين باور بودند كه همين انواع كوچكتر از اين مولكولها هستند كه بيماري زا به شمار مي‌آيند.

جي سيلوريا و همكارانش از آزمايشگاههاي راكي مانتين در هميلتن واقع در مونتانا انواع مولكولهاي تغيير شكل يافته پرايون را از مغز موشها يا همسترها آزمايشگاهي اخذ كردند و با كمك مواد پاك‌كننده و ضد عفوني‌كننده ، اين مولكولها را شكستند و آنها را بر اساس طولشان دسته بندي كردند.

در مرحله بعد نمونه‌هاي مختلف اين سه نوع پرايون به موشهاي ديگر تزريق شد.

يك گروه از اين موشها كه زنجيره‌هايي به بلندي ‪ ۲۱‬پرايون به مغزشان تزريق شد پس از ‪ ۹۰‬روز در اثر بيماري از پاي در آمدند. در حاليكه گروه ديگري از موشها كه زنجيره‌هايي به بلندي ‪ ۳۰۰‬پرايون را دريافت كردند تنها پس از آنكه ميزان غلظت محلول پرايون در مغز آنها ‪ ۷۰‬برابر بيشتر از غلظت پرايون در بدن موشهاي گروه اول بود، دچار بيماري مي‌شدند و پس از ‪ ۹۰‬روز از پا در مي‌آمدند. اين مساله روشن مي‌سازد كه قابليت بيماري‌زايي پرايونهاي بلند تر تا ‪ ۷۰‬مرتبه كمتر است.

موشهايي كه به آنها محلولهاي با زنجيره‌هاي شش تايي پرايون خورانده شد تا يكماه كاملا سالم ماندند و تنها هنگامي كه غلظت محلول تا ‪ ۶۰۰‬مرتبه افزايش پيدا كرد دچار بيماري شدند.

موشهايي كه زنجيره‌هايي به طول پنج پرايون يا كمتر به بدنشان عرضه شد اساسا به بيماري دچار نشدند.

روشهاي درماني كه تاكنون براي مقابله با جنون گاوي و نوع مشابه انساني آن تنظيم شده متكي به جلوگيري از رشد مولكولهاي تغيير شكل يافته پرايون در مغز است.

اما به گفته سيلوريا با تحقيقات تازه روشن مي‌شود كه مي‌توان از روش ديگري نيز در اين زمينه كمك گرفت. به اين معني كه اگر بتوان با احتياط زنجيره‌هاي تغيير شكل يافته و متوسط يا بلند پرايون به زنجيره هاي كمتر از پنج پرايون تقليل داد، آنگاه مي‌توان خاصيت بيماري زايي اين پروتئينها را از بين برد.

يافته‌هاي تازه احتمالا در مورد بيماريهايي مانند آلزايمر و پاركينسن نيز كار برد دارد زيرا در اين دو بيماري نيز مولكولهاي بلند آثار بيماري زايي از خود ظاهر مي‌سازند.

اما به گفته سيلوريا در شكستن اين مولكولهاي بلندتر بايد نهايت احتياط را بخرج داد تا اندازه آنها در حد مولكولهاي متوسط باقي نماند زيرا اين مولكولها خطرناك‌ترين به شمار مي‌آيند.
number one
2007-Jul-14, 20:57
متد جراحي در Hip dysplasia
Hip dysplasia يك بيماري يا يك عارضه مفصلي بوده كه در مفاصل coxafemoral سگ رخ مي دهد.مفصل hip از نوع مفاصل ball & socket بوده و ديسپلازي باعث تغييراتي در سر استخوان ران (ball) و يا در حفره استابولوم (socket)مي شود.مراحل اوليه اين بيماري با بي ثباتي در حركات مفصل hip همراه بوده و در توله سگ هاي 8-9 ماهه خود را نشان مي دهد.اين بي ثباتي و سستي در اندام خلفي بدن را وادار مي كند تا براي جبران آن بافت استخواني بيشتري ايجاد كند(osteophytes) و در نتيجه كپسول مفصلي و ليگامان هاي اطراف آن ضخيم تر شده غضروف مفصلي به تدريج از بين رفته و مفصل دردناك مي شود
مداخلات جراحي يكي از روشهاي درماني براي اين بيماري است كه 3 روش متداول براي اين مورد عبارتند از:
1-Triple pelvic osteotomy
2-ّFemoral head & neck excision
3-Total hip replacement

THR= موثرترين روش درماني جراحي بوده زيرا كه مشكل آناتوميكي سگ را بطور كامل رفع مي كند اين تكنيك منحصرا در بيمارستان هاي آموزشي دامپزشكي بكار مي رود زيرا به تجهيزات خاص و تيم جراحي كارآزموده نياز دارد تا بهترين نتيجه را بدهد. اين روش بسيار گران بوده و چيزي حدود 1750 $ به ازاي هر مفصل هزينه در بر دارد(البته خبر خوب اين است كه معمولا اين عمل روي يكي از مفاصل hip انجام مي گيرد و خود به خود فشار از روي مفصل دوم برداشته مي شود و اغلب نيازي به جراحي مفصل دوم نيست)

TPO= فقط در مورد سگ هاي جوان صورت مي گيرد كه كمتر از 18 ماه از زندگي آنها مي گذرد . در اين روش pelvis را از 3 محل مي برند و socket را آنقدر مي چرخانند تا اين مفصل گوي و كاسه اي خوب fit شود سپس پوزيشن جديد توسط plateهاي orthopedic و پيچ محكم مي شود. اغلب جراحان اين روش را بيشتر مي پسندند. قيمت اين روش به ازاي هر مفصل hip حدود 800 $ است.

FHO= Femoral head & neck ostectomy اين يك جراحي نجات دهنده به حساب مي آيد .زماني كه اين جراحي روي مفصلي صورت پذيرد متد هاي ديگر قابل انجام نخواهد بود. در اينجا head و neck استخوان ران را بريده و سگ داراي يك مفصل كاذب مي شود يعني ليگامان ها و كپسول مفصلي و عضلات نقش مفصل را بازي مي كنند . بهتر است اين روش در مورد سگ هايي كه دچار دررفتگي مفصل شده اند يا تغييرات شديد مفصلي دارند اعمال شود.
number one
2007-Jul-14, 21:00
روشي جديد براي بيهوش كردن حيوانات وحشي
يك دامپزشك انگليسي موفق شده روش جديدي براي بيهوش كردن حيوانات وحشي ابداع كند كه از آن مي‌توان در همه مناطق و بخصوص در كشورهايي كه از حيث امكانات فناوري پيشرفته نيستند استفاده كرد.

دامپزشكان براي آنكه بتوانند روي حيوانات عملهاي جراحي انجام دهند ناگزيرند با تزريق مواد بيهوش‌كننده يا با استفاده از گازهاي بيهوشي‌آور آنها را به خواب ببرند اما اين روش در مورد حيوانات وحشي مناسب نيست زيرا در مورد تزريق تعيين اين امر كه ماده به كار رفته تا چه زماني حيوان را بيهوش نگاه مي‌دارد، دشوار است.

در مورد گازهاي بيهوش‌كننده نيز از آنجا كه در اين گازها از اكسيژن طبي استفاده مي‌كنند، دستيابي به اين نوع اكسيژن در كشورهايي كه از فناوري پيشرفته برخوردار نيستند مشكل است. از اين گذشته حمل كپسولهاي اين نوع اكسيژن در مناطق جنگلي عملي نيست.

همه اين دشواريها يك دامپزشك انگليسي به نام "جان لوئيس" را به صرافت انداخته تا با يك روش ابتكاري به كمك همكاران خود در نقاط مختلف بشتابد.

اين دامپزشك كه بنيانگذار موسسه بين‌المللي دامپزشكي جانوران وحشي است، در منطقه كيلي ‪ Keighly‬در استان يوركشاير در انگلستان مستقر است و از همين ناحيه راهنمائيهاي مناسب را به همكاران خود در نقاط مختلف جهان ارايه مي‌دهد.

لوئيس از روش عرضه داروهاي خواب‌آور به شيوه‌اي كه به وسيله ارتش انگليس استفاده مي‌شود الهام گرفته است.

در اين روش به جاي استفاده از اكسيژن از هواي معمولي استفاده مي‌شود و در عين حال براي تمييز نگاه داشتن هوا از ناخالصيهايي مانند گردوخاك يا حشرات ريز نظير پشه، مبتكر انگليسي از فيلتر موتور سيكلتها بهره گرفته است.

اين فيلترها به نحو موثري جلوي ورود ناخالصيها را به درون موتور مي‌گيرند.

دستگاه ابتكاري اين دامپزشك تاكنون با موفقيت در مورد شمار زيادي از حيوانات وحشي آزمايش شده و به نوشته هفته‌نامه نيوساينتيست او قصد دارد با استفاده از محفظه مخصوص كه در آن مي‌توان فشار هوا و رطوبت و دما را كنترل كرد، اين روش را در مورد انواع ديگر جانوراني كه در مناطق آب و هوايي مختلف به سر مي‌برند آزمايش كند.
number one
2007-Jul-14, 21:01
جراحي زيبايي دم و گوش

عمل جراحي قطع دم كاركد هاي متفاوتي دارد در مواقعي بدليل زيبايي يا استاندارد نژادي است يا بحث آسيب و صدمه يا جراحت ناحيه دم كه مجبور به مداخله جراحي ميشويم.. البته در بعضي كشورها بدليل فشار انجمنهاي حمايت از حيوانات انجام اين عمل ممنوع ميباشد.
البته تكنيك هاي نادرست در جراحي ميتواند مشكلات ثانويه براي حيوان و صاحبش و نيز دامپزشك ببار آورد مثلا اشكال در عملكرد طبيعي دم و...
بهترين زمان قطع دم 2-5 روزگي است كه بدون بيهوشي صورت ميگيرد البته در مواردي مثل فلجي دم يا وجود تومور يا مواردي از اين دست در هر سني مجبور به جراحي هستيم كه بيهوشي كامل اجتناب ناپذير است.
معمولا پرورش دهندگان براي جنبه زيبايي از دامپزشك ميخواهند تا اين عمل را انجام دهد در ايران صاحبان دوبرمن علاقه بيشتري بدين كار نشان ميدهند. با اين وجود موافقان ( پرورش دهندگان و شومن ها ) و مخالفان ( انجمن هاي حمايت از حيوانات ) نظرات خاص خودشان را دارند. اتفاقا يك تحقيقي در اين باره توي ايران انجام شده اگر پيدا كردم همين جا ميگذارم تا دوستان مطالعه نمايند.
number one
2007-Jul-14, 21:02
بيهوشي در جغد
تا به حال متدهاي زيادي براي بيهوشي پرندگان وحشي جهت عمل ارايه شده است٬ اما هميشه دوزهاي كتب تكست٬‌ نتيجه مساعد را در بر نداشته است٬ چنانكه تا بحال بسيار زياد حيوانات بيهوش شده در زير عمل جراحي مرده اند. به طوريكه عمل جراحي پرندگان در صورتي كه مدت زمان بيهوشي طولاني باشد با درصد اميد كمي به موفقيت همراه بوده..

خوشبختانه تجربه بسار خوبي در مورد بيهوشي طولاني مدت در مورد جغد شاخدار داشتيم.. كه شايد بيان آن مفيد فايده باشد:

1) آتروپين 0.02 ميلي گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن
2) كتامين 40 ميلي گرم به ازاي هر كيلو گرم وزن بدن
3) زايلازين 0.1 ميلي گرم به ازاي هر كيلو گرم وزن بدن
و امتداد آن٬‌ بيهوشي استنشاقي با گاز هالوتان و اكسيژن ... با حداقل فشار ممكن

با اين روش تا 4 ساعت در مورد يك جغد 3 كيلويي بزرگ و تا 2.5ساعت در مورد يك عقاب قهوه اي 2 كيلويي توانستيم بيهوشي را ادامه داده و البته ريكاوري خوبي هم داشته باشيم. بعد از 20 دقيقه پس از قطع گاز هالوتان٬ هنوز فشار اكسيژن را بالا نگه داشته و تا نيم ساعت ريكاوري كامل مي گردد.
در سي عمليات جراحي دماي حيوان تا 10 الي 15 درجه زير حد طبيعي آمد كه خطر شوك وجود داشت.. كه با يك دستگاه هيتر سعي در بهبود اوضاع داشتيم.
number one
2007-Jul-14, 21:04
اخته كردن حيوانات

گاهي اوقات لازم است كه حيوان نراخته شود،مثلاجهت پرواربندي وهمچنين اگرالتهاب وآبسه وياتوموري
دربيضه وجودداشته باشد مي توان حيوان رااخته كرد. اخته كردن يعني غيرفعال كردن وياتمام خارج كردن
بيضه كه به دوصورت انجام مي شود: 1ـ اخته بسته: بدون خارج كردن بيضه ازبدن خونرساني به بيضه
راقطع مي كنند كه جهت اينكار پنسهايي است بنام پنس بورديزو كه بااينكار خونرساني ازبندبيضه به خودبيضه قطع مي شود وطي چندهفته بيضه تحليل رفته وازبين مي رود. 2ـ اخته باز: بيضه راازپوست بيضه قطع مي كنند وخارج مي كنند كه جهت اينكار جراحي لازم است،به اين روش كه روي اسكروتوم(كيسه بيضه) شكافي حلالي شكل ايجاد مي كنند ولايه هاي بعدي را هم شكاف ميدهند، بعدبيضه بيرون مي آيد وبندبيضه هم بيرون مي آيد،بندبيضه راازدوناحيه بوسيله نخهاي جراحي(نخ جذب شونده)
ليگاتور(گره) مي زنيم،بعدقسمت پاييني را مي بريم.
نكته:1ـ بهتراست قبل ازاخته كردن 12-24ساعت به حيوان آب وغذا ندهيم وهمچنين ميزان غله راكاهش دهيم چون باعث ورم پس ازجراحي مي شود.
2ـ همچنين احتمال دارد كه حيوان پس ازاخته كردن كزاز بگيرد چون محل زخم براي فعاليت كزاز خيلي
مناسب است وبهتراست كه قبل ازاخته كردن به حيوان واكسن ضد كزاز زده شود.
3ـ درروش پنس بورديزو بايدمراقب پيشابراه بود زيرابطورتصادفي آسيب مي بيند.
4- دربيماريهايي مثل فتق اسكروتومي،هيدروسل ونعوپلاسم هاي بيضه مي توان ازروش اخته بازاستفاده كرد.
number one
2007-Jul-14, 21:07
تشخيص به موقع فحلي آبستني
توليد مثل عاملي كليدي در تعيين بازده پرورش گاوهاي شيرده مي باشد. در بهترين شرايط هر ماده گاو، سالانه يك گوساله توليد خواهد كرد. از نظر اقتصادي، باروري معمولا با توجه به فاصله زايش پي در پي دو گوساله ارزيابي مي شود. معيارهاي اندازه گيري بازده توليد مثل، شامل تعداد تلقيحات به ازاي آبستني، ميزان آبستني در ازاي اولين تلقيح، تعداد روزهاي باز و فاصله زايش مي باشد. فاصله زايش مطلوب در بيشتر گاوداريها 12-13 ماه است. در بيشتر گاوداريها درصد آبستني با اولين تلقيح بين 50-60 % است و براي 55% آبستني ها به حدود 8/1 تلقيح براي هر آبستني نياز است. يكي از دلايل مهم اقتصادي نبودن پرورش گاو شيري در استان، پايين بودن راندمان توليد مثلي در گله هاست. ضعف در تشخيص بموقع فحلي و آبستني موجب مي شود تا فحليهاي زيادي در زمان طول عمر اقتصادي گاو از دست برود كه اين امر به خودي خود سبب طولاني شدن فاصله دو زايمان و به تبع آن ضررهاي مالي فراوان به دامداران مي گردد. اين مقاله ترويجي، كه با همكاري كارشناسان مركز تحقيقات و معاونت امور دام و بخش ترويج استان تهيه شده است، سعي دارد كه دامداران استان را با روشهاي سنتي و علمي تشخيص به موقع قحلي و آبستني متعاقب تلقيح آشنا كند.
مفهوم فحلي:
پديده فحلي ، فاصله زماني است كه در طول آن حيوان ماده سر پا مي ايستد تا با حيوان نر جفتگيري كند .اين حالت متعاقب تغييرات هورمونها و به خصوص هورمون استروژن رخ مي دهد. بنابراين فحلي يك پديده رفتاري محسوب مي شود. در صورتيكه زمان بروز فحلي بموقع تشخيص داده نشود و گاو بموقع تلقيح نگردد، دست كم به اندازه يك چرخه فحلي، فاصله گوساله زائي افزايش خواهد يافت. بنابراين مديريت و تشخيص گاو فحل از لحاظ اقتصادي بسيار حائز اهميت مي باشد و مديران واحدهاي پرورش گاوهاي شيرده بايد از تمام امكانات موجود براي تشخيص گاوهاي فحل استفاده كنند. با توجه به توسعه تكنيك تلقيح مصنوعي، به جاي گاو نر خود گاودار بايد عمل فحل يابي را انجام دهد و اينجاست كه بسياري از اشتباهات مديريتي موثر بر باروري گله آشكار مي شود. مشكل مربوط به تشخيص فحلي در گاوهاي ماده به خاطر كوتاه و متغير بودن طول دوره فحلي مي باشد. تشخيص فحلي در صبح زود بلافاصله پس از روشن شدن هوا يا در سپيده دم بيشتر اهميت دارد و اغلب گاوها بين ساعت 2 بامداد تا 5 صبح فحل مي شوند.
جنبه هاي اقتصادي تشخيص فحلي:
يكي از مهمترين جنبه هاي مديريتي در گله هاي بزرگ گاوهاي شيرده ، تشخيص فحلي مي باشد كه هيچ روشي نمي تواند جايگزين بازرسيهاي پياپي و سيستيماتيك براي تشخيص اين حالت گردد. اين حالت 6 الي 30 ساعت طول مي كشد ولي به طور ميانگين براي اكثر گاوهاي ماده اين حالت 12 الي 18 ساعت طول مي كشد.درصد عمده اي از فحليها در شب بين ساعت 6 بعد از ظهر تا 6 بامداد رخ مي دهد.از عواقب تشخيص نادرست فحلي مي توان به گمراهي دامدار در تشخيص فحلي آتي، متحمل شدن هزينه هاي تلقيح نادرست و باز گشت به فحلي مجدد گاو مذكور اشاره كرد. تلقيح گاوي كه در حالت فحلي نيست ، باعث مي گردد كه رحم گاو كه در اين حالت مقاومت كمتري به پاتوژنها دارد، دچار عفونتهاي رحمي گردد. وجود تعداد بي شماري از گاوهاي شيرده در گله هاي تجارتي ،نياز به دستيابي به روشهاي مناسب تشخيص فحلي و استفاده از وسائل كمكي و نوين،براي تشخيص فحلي را همواره بوجود مي آورد.
علائم و نشانه هاي فحلي:
مطمئن ترين نشانه فحلي براي تشخيص گاودار، سر پا ايستادن گاو ماده و اجازه سواري دادن به ساير گاوهاست، در بعضي موارد كه بكرات ديده مي شود اينست كه گاو فحل براي سواري گرفتن از ديگر گاوها تلاش مي كند به طوري كه گاوهاي غير فحل از جهت عقب سعي بر سوار شدن بر گاو ماده فحل را دارند در حالي كه خود گاو ماده از جهات مختلف سعي بر سواري گرفتن از ساير گاوها دارد. از مهمترين علائم فحلي كه دامداران به طور سنتي با اتكا به آنها فحل يابي مي كنند عبارتند از: رفتارهاي غير عادي، عصبي بودن، ناآرامي، تورم فرج و خروج ترشحات آبكي از واژن، كاهش توليد شير و كاهش مصرف خوراك، كنارگيري از گله، انبساط مردمك چشم مي باشد. گاوي كه فحل شده معمولا داراي كپل و كشاله ران آلوده مي باشد و موهاي ابتداي دم آشفته مي باشد. حالت فلهمن(Fleman) از ديگر نشانه هاي فحلي است كه در آن حيوان سر خود را بالا نگهداشته و لبهاي خود را به سوي بال خم مي كند. تجربه دامداران استان عمدتا بر تعيير رفتار عادي گاو فحل اشاره دارد بطوريكه گاوي كه مثلا هميشه پيش از همه وارد شيردوشي مي شود در زمان فحلي آخرين گاوي است كه وارد شير دوشي مي شود. همچنين دامداران استان در فصل زمستان مشاهده نموده اند كه از پشت گاو فحل بخار بر مي خيزد كه اين بخار نتيجه افزايش دماي بدن گاو و به دنبالزياد شدن فعاليت و يا به دليل تعييرات فيزيولوژيكي دوره فحلي است.
number one
2007-Jul-14, 21:10
پيشگيري و كنترل ورم پستان در تليسه ها
ورم پستان در تليسه ها يك مشكل اصلی است كه باعث خسارات اقتصادی وسيعی در بسياری از مزارع شيری می شود .
• وقتی اصلاح مديريت مزرعه نتواند منجر به كاهش معنی داری در وضعيت سلامت پستان تليسه شود ، بكار گرفتن يك پماد آنتی بيوتيك مخصوص گاو خشك با طيف وسيع می تواند در كاهش تعداد موارد ورم پستان بالينی در اولين دوره شيردهی گاوها مؤثر باشد .
ورم پستان هنوز يكی از بيماريهای مخرب غالب در مزارع شيری است. اين بيماری حتی در مزارعی كه ورم پستان در آنها كم است نيز منجر به خسارات اقتصادی بزرگی می شود.
مشخص است كه تليسه ها حتی قبل از زايش هم می توانند بوسيله عفونتهای پستان تحت تأثير قرار گيرند . حدود %60 كل تليسه ها در زمان زايش يك عفونت داخلی پستانی دارند. % 16 از اين تليسه ها در طول اولين دوره شيردهی از ورم پستان بالينی رنج مي برند و % 3اين ورم پستانها در 14 روز بعد از زايش اتفاق خواهند افتاد. اين مسئله منجر به كاهش توليد شير در اولين دوره شيردهی می شود و از همين طريق منجر به خسارات اقتصادی وسيعی می گردد.

 

راههـای ايجـاد عفونت
..كشاورزان مكررا" می پرسند :
چطور تليسه هايی كه هرگز در تماس با ماشين شيردوشی نبوده اند درگيرعفونت پستان می شوند ؟

دلائل مختلفی براي اين مسئله وجود دارد :
• باكتريهای موجود در پوست پستان
• باكتريهای موجود در محيط اطراف تليسه
• باكتريهايی كه با مگس منتقل می شوند
• مكيدن پستان توسط گوساله هايی كه عادت به مكيدن دارند
باكتريهايی كه در گاوهای شيری مسن تر يافت می شوند می توانند در تليسه ها هم يافت شوند ، ولی آن دسته ای كه بيشتر از تليسه های دچار ورم پستان جدا شده اند عبارتند از : ای كولای E.coli، استافيلوكوكها ( استافيلوكوكوس اورنوس و استافيلو كوكی كواگولاس منـفی(CNS))
و استرپتوكوكها.
number one
2007-Jul-14, 21:11
کاربرد بيوتکنولوژي در اصلاح دام
مقدمه
بیوتکنولوژی که به صورت توانایی بکارگیری فرآیندهای زیستی در بعد صنعتی تعریف می‌شود در دو دهه گذشته ، کاربردهای گستردهای در عرصه‌های کشاورزی و بهداشت ، محیط زیست یافته است. بیوتکنولوژی در مفهوم عام و نزد اکثریت مردم معنای درآمد بی‌دردسر را تداعی نموده است و در دهه اخیر این کلمه را غالبا به مفهوم همه چیز برای همه مردم بکار می‌برند.

تاریخچه بیوتکنولوژی نشان می‌هد که سابقه استفاده از آن به 8 هزار سال قبل می‌رسد. از دهه 1980 ، بیوتکنولوژی زمینه جدیدی را برای رشد پیدا نمود که ‌این تغییر مرهون پیشرفتی است که حاصل فن‌آوری برش و اتصال مولکولdna به صورت دلخواه می‌باشد. اکنون این تفکر که بیوتکنولوژی با تکیه بر دستاوردهای مهندسی ژنتیک قادر است منافع عظیمی را نصیب بشریت نمایند، به شدت تقویت یافته است.


تلقیح مصنوعی
‌اکنون تلقیح مصنوعی به یک فن‌آوری کاربردی با قدمت پنجاه ساله مبدل شده است و سطح وسیع در جمعیتهای گاوهای شیری برای کاهش هزینه نگهداری گاو نر و همچنین سرعت بخشیدن به پیشرفت ژنتیکی انجام می‌گیرد. تلقیح مصنوعی برنامه‌های تست نتاج را در مقیاس گسترده امکان‌پذیر می‌کند برای استفاده از این تکنیک روشهای دیگری برای انجماد اسپرم با نیتروژن مایع و رقیق کردن اسپرم ابداع گردیده است. در بعضی از کشورها همانند دانمارک و هلند استفاده عملی از تلقیح مصنوعی در صددرصد گاوداریها انجام می‌گیرد.
انجماد جنین
جنین منجمد شده نسبت به جنین تازه 10 درصد باروریش را از دست داده است در هر بار تخمک‌ریزی ماده گاوها در شرایط طبیعی فقط یک اووسیت آزاد می‌کنند که صورت باروری دوره آبستنی طولانی را نیز به دنبال دارد بنابراین‌ از این طریق پیشرفت ژنتیکی از یک نسل به نسل دیگر کند است. از سویی دیگر ماده گاو در طول عمر باروری خود ، فقط چند گوساله تولید خواهد کرد که معمولا از ده گوساله کمتر است. از اینرو روشهایی که بتوانند تعداد گوساله ناشی از ماده گاوهای با ارزش ژنتیکی بالا را افزایش دهند، مزایای شایان توجهی خواهند داشت. یکی ازاین روشها سوپر اوولاسیون است که باعث افزایش امکان دوقلوزایی در گله می‌شود.
انتقال جنین
انتقال جنین از دیگر ابزار و تکنیکهای‌ اصلاح‌گران‌ برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ پیشرفت‌ ژنتیکی گله‌ می‌باشد. عیب‌ روشهای‌ انتقال‌ جنین‌ اینست‌ که‌ گوساله‌های‌ بدست‌ آمده‌ ممکن‌ است‌ متعلق‌ به‌یک‌ جنس‌ نباشند و بنابراین‌ احتمال‌ ایجاد گوساله فریمارتین‌ افزایش‌ می‌یابد. با انتقال‌ جنین‌ می‌توان‌ میانگین‌ تعداد زایش‌ در طول‌ عمر اقتصادی‌ گاو را از چهار شکم‌ به‌ بیست‌ و پنج‌ یا بیشتر افزایش‌ داد و در نتیجه‌ نتاج‌ دامهای‌ ماده انتخاب‌ شده‌ در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ افزایش‌ می‌یابد.


حیوانات‌ همانندسازی‌ شده‌
‌در این‌ روشها هسته سلولهای‌ بالغ‌ و تمایز یافته‌ را در مرحله خاصی‌ به‌ داخل‌ سلول‌ تخم غیرباروری‌ که‌ هسته‌ آن‌ خارج‌ شده‌ است‌ منتقل‌ می‌نمایند. بدین‌ ترتیب‌ تولد بره‌های‌ زنده‌ از سلولهای ‌سوماتیک‌ مثل‌ غدد پستانی‌ امری‌ شدنی‌ است‌ و از مزایای‌ این‌ عمل‌ کاهش‌ فاصله نسل‌ و استفاده‌ از تعداد محدودی‌ از حیوانات‌ بسیار شایسته‌ و در نتیجه‌ پیشرفت‌ ژنتیکی‌ سریع‌ در گله‌ است‌.
روشهای‌ ایجاد حیوانات‌ تراریخت‌
‌امروزه‌ از روش‌ انتقال‌ مستقیم‌ ژنهای‌ کنترل‌ کننده هورمونها به‌ ژنوم‌ حیوانات‌ استفاده‌ می‌شود هر چند مطالعات‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ انتقال‌ ژن‌ به‌ تنهایی‌ کافی‌ نیست‌ و تنظیم‌ دقیق‌ و بیان‌ یا تظاهر ژن‌ نیز لازم‌ است. با انتقال‌ ژن‌ مورد نظر به‌ سیستم‌ ژنتیکی‌ حیوان‌ می‌توان‌ میزان‌ تولید هورمون‌ را به‌ مقدار زیادی‌ افزایش‌ داد. از حیوانات‌ ترانس‌ ژنیک‌ نظیر موش‌ جهت‌ تشخیص‌ بیماریهای‌ مهلک‌ و خطرناک‌ نظیر سرطان‌ و کم‌خونی‌ استفاده‌ می‌شود تولید پروتئینهای‌ داروئی‌ نیز توسط‌ حیوانات‌ ترانس‌ژنیک ‌امکان‌پذیر است. برای‌ تولید پروتئین‌ داروئی‌ ابتدا ژن‌ مورد نظر با تکنیکهای‌ ریز تزریقی‌ به‌داخل‌ جنین تک‌ سلولی‌ تزریق‌ می‌گردد. سپس‌ جنینها را داخل‌ رحم‌ مادران‌ گیرنده‌ جایگزین‌ می‌کنند به‌ این‌ ترتیب‌ تعدادی‌ از فرزندان‌ متولد شده‌ ترانس‌ژنیک ، خواهند بود که‌ قادر هستند ژن‌ را به‌ نسلهای ‌بعد انتقال‌ دهند.

عیب‌ این‌ روشها اینست‌ که‌ حیواناتی‌ که‌ جدید و پرتولید در نظر گرفته‌ می‌شوند ممکن‌ است‌ حاوی‌ ژنهای‌ مطلوب‌ نباشند. یکی‌ از اهداف‌ انتقال‌ ژن‌ در دامهای‌ شیرده ، تغییر ترکیبات‌ شیر می‌باشد. مقدار پنیر تولید مستقیما به‌ خصوصیت‌ مقدار کاپاکازئین‌ شیر وابسته‌ است‌ بدین‌ معنی‌ که‌ مایه‌ پنیر فقط‌ کاپاکازئین‌ راسوبسترا قرار می‌دهد و آن‌ را به‌ دو قسمت‌ یک‌ بخش‌ کوچک‌ که‌ 5% وزن‌ کازئین‌ اولیه‌ را دارد و یک‌ بخش‌ بزرگتر که‌ پاراکاپاکازئین‌ است‌ تقسیم‌ می‌کند. هدف‌ دیگر در انتقال‌ ژن‌ تغییر لاکتوز شیر می‌باشد که‌ کمک‌ بزرگی‌ به‌ امکان‌ مصرف‌ شیر توسط‌ بسیاری‌ از افراد است‌ که‌ حساس‌ به‌ لاکتوز هستند و قدرت‌ هضم‌ لاکتوز بعد از مصرف‌ شیر یا مواد غذائی‌ حاوی‌ شیر را ندارند.


‌محدودیتهای‌ فرایند ترانسژنیک‌ در دامهای‌ بزرگ‌ همچون‌ گاو
دامهای‌ بزرگ‌ تعداد زیاد تخمک‌ ایجاد نمی‌کنند.

کاشتن‌ دوباره‌ جنین‌ دستکاری‌ شده‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ از گوسفند و گاو در هر نوبت‌ حاملگی‌ فقط‌ یک‌ فرزند متولد می‌شود کار آسانی‌ نیست.

سیتوپلاسم‌ حیوانات‌ اهلی‌ به‌ اندازه‌ای‌ کدر است‌ که‌ مشاهده پیش‌ هسته‌ بدون‌ استفاده‌ از فنون‌ ویژه‌ ممکن‌ نیست.‌
تشخیص‌ بیمارهای‌ دامی‌
‌روشهای‌ معمول‌ تشخیص‌ بیماریها در آزمایشهای‌ از جمله‌ آزمایشات‌ سرولوژی‌ و تزریق عوامل‌ بیماری‌زا به‌ حیوان‌ خطرناک‌ و کند است. در روشهای‌ تشخیص‌ با کشت‌ بافت، بافت‌ آلوده‌حاوی‌ عوامل‌ بیماری‌زا، تولید آنتی‌ژن‌ نموده‌ و سپس‌ با تست‌ آنتی‌بادی‌ شناسائی‌ می‌شوند. عیب‌ این‌روش‌ این‌ است‌ که‌ بعضی‌ از میکروبها دیر رشد هستند و کشت‌ حدود 3 - 1 ماه‌ طول‌ می‌کشد.

‌روش‌ دیگر تشخیص‌ بیماری‌ نمونه‌گیری‌ از خون‌ و بررسی‌ آنتی‌بادی‌ است‌ که‌ بدن‌ در مقابل آنتی‌ژنها تولید نموده‌ است. عیب‌ این‌ روش‌ هم‌ اینست‌ که‌ بیماری‌ باید تا مرحلهِ خاصی‌ پیشرفت‌نماید. از جدیدترین‌ روشهای‌ تشخیص، استفاده‌ از واکنش‌ زنجیره‌ پلی‌مراز (pcr) برای‌ تعیین‌dna میکروارگانیزمهای‌ پاتوژن‌ است‌ و این‌ تشخیص‌ بر خلاف‌ روشهای‌ معمول‌ چند روز بیشتر طول‌ نمی‌کشد و به‌ محصولات‌ بیولوژیکی‌ دیگر نیز نیاز ندارد.
انتخاب‌ براساس‌ نشانگرها
‌متخصصان‌ اصلاح‌ نژاد بیشتر روی‌ تنوع‌ صفات‌ کمی‌ می‌اندیشند و سعی‌ می‌نمایند با توسط روشهای‌ آماری‌ از همه اط‌لاعات‌ در برنامه‌های‌ انتخاب‌ استفاده‌ نمایند. این‌ روشها از سال1950 با پایه‌گذاری‌ متدهای‌ بیومتری‌ پیچیده‌تر همراه‌ شد. ‌ژنتیک‌ کمی‌ تنها اثر تجمعی‌ ژنهایی‌ را که‌ باعث‌ ایجاد تفاوت‌ بین‌ افراد می‌شوند مورد توجه قرار می‌دهد و فرض‌ اصلی‌ آن‌ تفکیک‌ همزمان‌ بسیاری‌ از ژنهای‌ کوچک‌ اثر می‌باشد. این‌ موضوع ‌مورد تردید است‌ که‌ همه‌ ژنهای‌ موثر بر صفات‌ کمی ، کوچک‌ اثر باشند و ممکن‌ است‌ بعضی‌ ژنها سهم‌ عمده‌ای‌ در تنوع‌ ژنتیکی‌ داشته‌ باشند. برای‌ توضیح‌ بیشتر تفاوت‌ عملکرد ژنها باید خصوصیات‌ ژنها به‌ تنهایی‌ نیز بررسی‌ شود.


روشهای‌ آماری‌ مناسب‌ جهت‌ شناسایی‌ حیوانات‌ دارای‌ ارزش‌ اصلاحی‌ مطلوب‌ توسعه‌ یافته‌ است‌ که‌ اساس‌ آن‌ حذف‌ هر چه‌ بیشتر عوامل‌ محیطی‌ و استفاده‌ از اط‌لاعات‌ حاصل‌ از عملکرد خود حیوان‌ و خویشاوندان‌ آن‌ جهت‌ انتخاب‌ و تخمین‌ آثار افزایشی‌ همه‌ جایگاههای‌ موثر بر صفت‌ است. انتخاب‌ بر اساس‌ فنوتیپ‌ به‌ دلیل‌ آثاری‌ که‌ عوامل‌ محیطی‌ روی‌ صفت‌ اندازه‌گیری‌ شده‌ دارند و نیز توارث‌ صفات‌ چند ژنی ، اثر متقابل‌ بین‌ ژنها در یک‌ لوکوس‌ (غلبه) و بین‌ لوکوسهای‌ مختلف‌ (اپیستازی) با کاهش‌ سودمندی‌ روبروست‌. درحال‌ حاضر کاربرد تکنیک‌ آماری‌ همچونblup ، امکان‌ جدا کردن‌ آثار محیطی‌ از ژنتیکی‌ رافراهم‌ و در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ بسیار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولی‌ این‌ روشها ژنوتیپ‌ یک‌ فرد را ناشناخته‌ باقی‌ می‌گذارند و به‌ صورت‌ یک‌ جعبه سیاه‌ به‌ آن‌ می‌نگرند و مضراتی‌همچون‌ کاهش‌ واریانس‌ ژنتیکی ، تثبیت‌ الل‌های‌ کشنده‌ و همخونی‌ را ممکن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌ باشد.

چرا که‌ در روشهای‌ ژنتیک‌ کمی‌ اط‌لاعات‌ ژنوتیپی‌ افراد بطور دقیق‌ قابل‌ ارزیابی‌ نمی‌باشد بلکه‌ برآوردی‌ از آن‌ از طریق‌ فنوتیپ‌ و خویشاوندان‌ امکان‌پذیر است. ‌شناخت‌ ملکولی‌ ژنهایی‌ که‌ بزرگ‌ اثر هستند ممکن‌ است‌ دیدگاه‌ جدیدی‌ برای‌ بهبود ژنتیکی فراهم‌ کند. علم‌ ژنتیک‌ ملکولی‌ در اصلاح‌ نژاد می‌کوشد با پرده‌برداری‌ از سیما و ساختار ژنها ، نقش‌ دقیق‌ آنها را در تولید حیوان‌ شناسائی‌ و چگونگی‌ تغییراتشان‌ را در سطح‌ مولکولی‌ بررسی‌ نماید. ‌شناسائی‌ طبیعت‌ کنترل‌ صفات ، نه‌ تنها دستاوردهای‌ علمی‌ عمده‌ای‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ بلکه برنامه‌های‌ اصلاحی‌ را به‌ یک‌ بازده‌ مناسب‌ هدایت‌ خواهد نمود که‌ این‌ دیدگاه‌ به‌ عنوان‌ انتخاب‌ به‌ کمک‌ نشانگر مشهور است‌. ژنتیک‌ ملکولی‌ و بیوشیمی‌ شکاف‌ و نقایص‌ ژنتیک‌ کمی‌ راپر کرده‌ و درک‌ ما را از علل‌ تغییرات‌ کمی‌ در سطح‌ ژن‌ بالا برده‌ است.


مارکر یا نشانگر مولکولی‌
‌در برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژاد ، مارکر یا نشانگر مولکولی‌ عبارتست‌ از تفاوت‌ در توالی نوکلئوتیدهایdna که‌ این‌ تفاوت‌ دارای‌ توارث‌ مندلی‌ است‌ این‌ قطعه‌ ویژه‌ متعلق‌ به‌ ژن‌ یا ژنهایی ‌است‌ که‌ بطور معنی‌داری‌ در تنوع‌ بین‌ حیوانات‌ سهیم‌ هستند و در نتیجه‌ ممکن‌ است‌ بین‌ قطعه ‌ویژه‌ای‌ که‌ نتاج‌ از والدین‌ دریافت‌ می‌نمایند و عملکرد نتاج‌ یک‌ ارتباط‌ مشاهده‌ شود در نتیجه ‌می‌توان‌ نتاج‌ را براساس‌ قطعه‌ کروموزومی‌ که‌ از والدین‌ دریافت‌ کرده‌اند انتخاب‌ کرد.

‌بنابراین‌ خود نشانگر معمولا روی‌ عملکرد حیوان‌ بی‌تاثیر است‌ ولی‌ با یک‌ ژن‌ تاثیرگذار روی‌ عملکرد حیوان‌ یا توالی‌ مجاور متصل‌ به Qtl ‌آن‌ را ارزشمند می‌کند. ما با استفاده‌ از نشانگر ژنتیکی‌ مستقیما روی‌ تنوع‌ ژنتیکی‌ نگرش‌ داشته‌ و با شناسایی‌ تنوع‌ در سطح Dna قادر خواهیم‌ بود تفاوت‌ صحیح‌ ژنتیکی‌ دو فرد را بررسی‌ کنیم. ‌روش‌ مناسب‌ ترکیب‌ اط‌لاعات‌ حاصل‌ از نشانگرهای‌ ژنتیکی‌ با روشهای‌ آماری‌ می‌باشد.
number one
2007-Jul-14, 21:13
سقط جنين حاصل از نئوسپورا
سقط جنين حاصل از نئوسپورا (NEOSPORA) در گاوهاي شيری
نئوسپورا كانيينوم كانينوم (Neospora caninum) تك ياخته كوكسيديايي است كه در گاوهاي شيري ايجاد سقط مي كند. اين تك ياخته از علل سقط در بسياري از نقاط جهان منجمله كاليفرنيا به شمار مي آيد.
در سال 1988 براي اولين بار نئوسپورا كانينوم به عنوان سقط در سگها شناخته شد و بزودي عامل ديگري كه شبيه به نئوسپورا كانينوم بود از علل سقط در گاوهاي شيري تشخيص داده شد بطوري كه بعدا ثابت شد نئوسپوراي عامل سقط جنين گاو با نئوسپوراي عامل سقط جنين سگ تفاوت جزيي دارد.
نئوسپورا كانينوم انگلي است كه شباهت زيادي به توكسو پلاسما گنده اي ( عامل سقط جنين در گوسفند ) دارد. هنوز ميزبان قطعي براي نئوسپورا معلوم نشده است . گرچه ميزبان قطعي توكسو پلاسما گنده اي گربه است ولي تاكنون نئوسپورا كانينوم را در گربه ها پيدا نكرده اند .
ميزبان نئوسپوراكانينوم ,‌سگ ,‌گربه , گوسفند , بز ,‌اسب و موش مي باشند ( تعريف ميزبان بدين صورت است كه انگل در سطح بسيار كم مي تواند اثر بيماريزايي روي دام داشته باشد).
خسارت وارده به صنعت گاوداري در ايالت كاليفرنيا در اثر نئوسپوراكانينوم بيش از 3500000 دلار در هر سال از نظر گوساله زايي و كاهش ميزان شير مي باشد .
طبق مطالعات انجام شده در كاليفرنيا معلوم شده است كه ميزان توليد شير روزانه در گاوهاي سرم مثبت ( آن دسته از دام هايي كه آنتي بادي بر عليه بيماري داشتند) و بر عليه نئوسپورا كانينوم آنتي بيوتيك مصرف كرده بودند 5/2 ليتر كمتر از توليد شير در گاوهاي سرم منفي ( آندسته از دامهايي كه آنتي بادي بر عليه بيماري نداشتند) و آنتي بيوتيك مصرف نكرده بودند . بوده است.
مطالعه ديگري نشان داد كه آن دسته از گاوهاي ماده سرم مثبت ( داراي آنتي بادي بر عليه بيماري ) كه مدت 189 روز از ساير دام ها مجزا شده بودند از نظر انتقال عمودي ( راه اصلي انتقال عامل سندرم سقط از جفت به جنين است 6/1 برابر پرخطرتر از دام هاي سرم منفي ( فاقد آنتي بادي برعليه بيماري ) همان كه بوده اند
در اين مطالعه چگونگي آلودگي اوليه ناشناخته بوده و در مورد انتقال عامل سندرم فقط يك مورد گزارش شده است .
از آنجاييكه نئوسپوروزيس , از معمولي ترين علل سقط جنين در گاوهاي شيري در كاليفرنيا مي باشد,‌مطالعات نشان داده است كه حضور آنتي باديها بر عليه نئوسپورا كانينوم اطمينان ايمني بر عليه سندرم سقط جنين را ايجاد نمي كند بلكه امكان دارد يك نوع ايمني با واسطه سلولي را كه مكانيسم آن هنوز معلوم نيست ايجاد مي نمايد. در گله هايي كه آلودگي آندميك مي باشد,‌اغلب دامهاي ماده تيترهاي آنتي بادي بر عليه نئوسپورا كانينوم رانشان مي دهند ولي با اينحال به واسطه نئوسپور ا و ساير عوامل,‌سقط هاي پي در پي ايجاد مي كنند و ممكن است كه طوفان سقط جنين را به صورت اپيدميك به وجود آورد .
تحقيقات نشان داده است كه خطر سقط جنين در گاوهاي سرم مثبت در مناطق آندميك ,2 الي 3 برابر بيشتر از گاوهاي سرم مثبت به طور اپيدميك اتفاق مي افتد و در گله هايي كه طوفان سقط مشاهده مي شود ,‌احتمال اينكه علاوه بر نئوسپورا , آلودگي با B.V.D نيز وجود داشته باشد, بسيار زياد است.

تشخيص
براي تشخيص , چندين آزمايش مورد استفاده قرار ميگيرد . با تست آنتي بادي ايمونو فلورسنت (I.F.A.T) و آزمايش سنجش آنزيم حلقوي ايمونوشوربنت (E.L.I.S.A) مي توان تيتر آنتي بادي ها را بر عليه نئوسپورا كانينوم تعيين نمود و در مورد گاوهايي كه در معرض آلودگي بوده اند ولي مبتلا نشده اند. ضرورت ندارد كه مورد آزمايش تعيين تيتر آنتي بادي قرار گيرند.
در تشخيص افتراقي علل ايجاد كننده سقط جنين لازم است آزمايش هاي سرولوژي و ايمونوهيستوشيميايي و هيستو پاتولوژي از جنين هاي سقط شده انجام پذيرد .
نكته قابل ذكر اينكه چنانچه آلودگي در اواسط دوره شير دهي باشد,‌موجب تحليل رفتن جنين و سقط مي گردد ولي چنانچه جنين در مراحل بعدي يعني ديرتر در معرض آلودگي قرا رگيرد امكان رهايي از سقط وجود دارد گر چه برخي از گوساله هاي آلوده تازه متولد شده از نظردرمانگاهي ظاهرا طبيعي هستند ولي با انجام ازمايش هاي تعيين آنتي بادي معلوم مي شود كه در معرض عفونتهاي مادر زادي داخل رحمي بوده اند
در برخي از مطالعات انجام شده در كاليفرنيا معلوم شده است كه گاوهاي سرم مثبت گوساله هاي سرم مثبت را متولد مي كنند و اين موضوع در مورد گوساله هاي سرم منفي نيز عيناً صادق است به طوري كه هيچ كدام از گوساله هاي سرم منفي در طول اين مطالعه مثبت نشدند.

پيشگيري و كنترل
اجراي روشهاي پيشگيري بدون دانستن ميزبان تعريف شده براي عامل بيماري, بسيار مشكل است زيرا انتقال عمودي مي تواند آلودگي را بدون ميزبان قطعي در گاوهاي شيري ايجاد نمايد. از معمولي ترين راه پيشگيري اين است كه از تغذيه گاوهاي شيري با موادالوده جلوگيري نمود.
به طور كلي مي توان گفت كه گاوهاي ماده سرم مثبت همانند دام هاي واكسينه شده , بر عليه بيماري مصون بوده و اين موضوع باعث جلوگيري از طوفان سقط مي گردد.
باتوجه به اين كه نئوسپورا كانينوم , علت بروز برخي از موارد سقط جنين هاي طوفاني است لذا نتايج تحقيقات انجام شده روي 20 گله كه طوفان سقط با عل نئوسپورا داشته اند نشان داده است كه در تعدادي ازدامهاي گله, هيچگونه ارتباطي بين تيترهاي آنتي بادي وسقط اپيدميك وجود نداشته است به طوري كه علت سقط در 3 گله را B.V.D و در يك گله را لپتوسپيروزيس تشخيص داده بودند . موضوع مهم ديگر اين بود كه نمونه هاي خون از دامهاي سقط كرده و سقط نكرده اخذ و جمع آوري شده بود و تيتر آنتي بادي آنها با يكديگر مقايسه شده و بطور كلي علت سقط را نئوسپورا كانينوم تشخيص داده بودند.
در پيشگيري لازم است كه برنامه واكسيناسيون در دامهاي شيري گله اجرا شود و در كنترل بايستي سقط هاي حاصله از ساير علل شناسايي شده و علل سقط هاي اپيدميك و اندميك بغير از عامل نئوسپورا كانينوم مورد تشخيص افتراقي قرار گيرند .

ساير عوامل
از آنجائيكه عوامل مختلف باكتريايي ويروسي كه در بهداشت آبستني و سقط جنين دخالت دارند بسيار متنوعند وعوامل ذكر شده فوق از معمولي ترين و مهمترين عامل تهديد در توليد گوساله زايي مي باشد. عليهذا تشخيص علت ويژه ي سقط جنين كاري بس مشكل است و ضرورت دارد كه همواره دامدار, دامپزشك , آزمايشگاه تشخيص دامپزشكي و متخصص تغذيه دام با همديگر همكاري نموده و كوشش نمايند تا علتها مشخص گردند .
كمبودهاي تغذيه اي (ويتامينها و مواد معدني) ونيز روشهاي مديريتي از علل ديگر عيوب آبستني و سقط جنين بوده كه بايستي مواردي از قبيل ارزياي كردن گاوهاي نر براي توليد مناسب و تعيين نوع درمان و روش كنترل ويژه در هر كدام از بيماريهاي عفوني مد نظر قرار داده شود.
اداره دامپزشكي آذربايجان غربي
number one
2007-Jul-14, 21:14
تكنيك انتقال جنين در گاو
عمل انتقال جنين 1 (ET) براي اولين بار حدود 55 سال پيش با موفقيت بر روي گاو ها انجام گرفت . عمل انتقال جنين صرفاً بر روي گاوهاي ماده صورت مي گيرد. گاو ماده اي كه از او جنين جمع آوري مي شود به عنوان دهنده ي جنين و در اصطلاح donor مي گويند . گروهي از گاوهاي ماده كه جنين ها را مي گيرند به عنوان ماده گاو گيرنده و در اصطلاح reciptent مي گويند .
عمل ET فرايندي است كه طي آن ، جنين ها از شاخ رحم گاوهاي دهنده جنين در مرحله پس از مرولا جمع آوري شده و جهت تكامل مراحل آبستني تا تبديل شدن به يك گوساله كامل در شاخهاي رحم گاوگيرنده جنين ساكن مي شوند . در واقع ، گاوهاي گيرنده جنين نقش دايه را براي فرزندان گاو دهنده ايفا مي كنند . به ازاي هر يك گاو دهنده 18-14 راس گاو گيرنده جنين بايستي در نظر گرفته شود . اصولاً گاو دهنده جنين گاوي است با صفت ژنتيكي برتر و گاو اصيل ولي گاوهاي گيرنده جنين ، گاوهايي با صفت ژنتيكي متوسط يا پايين مي باشند . اگر چه گاوهاي گيرنده از لحاظ فنوتيپي و محيطي ممكن است روي نتاج اثر بگذارند ولي بر ساختار ژنتيكي گوساله ، تاثير نخواهند داشت و از ارزش گوساله براي مقاصد اصلاح نژادي نمي كاهد .
در چه مرحله اي تخمك بارور شده را به عنوان جنين دانسته و بايستي از گاوهاي دهنده جنين جمع آوري نمود ؟
پس از اين كه اووسيت ها شوك حرارتي ديدند ، رشد نموده و لقاح صورت گرفته و 10-9 روز پس از لقاح تخمك بارور شده كه از مرحله مرولا به مرحله بلاستوسيت مي رسد ، بايستي جمع آوري نمود كه اين روزها بر اساس چرخه فحلي ، معادل روزهاي 8-6 چرخه فحلي مي باشد . جنين ها حتماً بايستي در فاصله روزهاي 8-6 سيكل فحلي ، جمع آوري بشوند ، چون اگر تا روز 14 چرخه فحلي طول بكشد ، جنين ها به دلايل زير از بين خواهند رفت :
1- تفريخ نشدن جنين هاي بزرگ و عدم تبديل آنها به گوساله به خاطر انجماد .
2- اثرات تغييرات هورموني رحم در جنين ها ، به دليل توقف طولاني جنين در رحم گاو .
همزمان سازي فحلي 2:
براي اين كه عمل ET با موفقيت بالاتري همراه باشد ، بايستي گاوهاي دهنده و گيرنده هر دو در يك مرحله از سيكل فحلي باشند تا شرايط لازم جهت دادن و گرفتن جنين در آنها فراهم باشد . براي اين منظور عمل همزمان سازي فحلي را انجام مي دهند .
عمل همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است. هورمون به كاررفته در اين عمل PGF2a مي باشد كه باعث تحليل رفتن جسم زرد مي گردد . تزريق pgf2aدر 4 روز اول و 3 روز آخر چرخه فحلي موثر نمي باشد . چون در اين روزها جسم زرد در حال تحليل رفتن مي باشد . پس زمان مناسب تزريق هورمون PGF2A بين روزهاي 18-5 چرخه فحلي مي باشد .
سوپر اوولاسيون 3 :
با توجه با اين كه ماده گاو ها در هر بار تخمك ريزي يا اوولاسيون٬ يك اووسيت آزاد مي كند و با توجه به اين دوره آبستني طولاني مدت هم دارد (9 ماه) پس نه تنها سرعت پيشرفت ژنتيكي كند مي شود ، بلكه يك ماده گاو در طول عمر باروري خود فقط چند گوساله توليد خواهد كرد (كه اغلب كمتر از 10 گوساله خواهد بود )لذا با انجام عمل سوپر اوولاسيون و به دنبال آن با انجام عمل ET مي توان اين مسئله را بهبود بخشيد . سوپراوولاسيون فرايندي است كه در آن به جاي اين كه از دام دهنده يك تخمك حاصل بشود ، چندين تخمك حاصل مي شود و مي توان در هر دوره تخمك ريزي ، به جاي يك تخمك 10 تخمك و متوسط 6 تخمك بدست آورد و به تبع آن به جاي يك گوساله ، متوسط 6 گوساله در يك دوره آبستني حاصل نمود . عمل سوپراوولاسيون نيز همانند همزمان سازي فحلي با تزريق عضلاني هورمون قابل انجام است . با اين تفاوت كه عمل همزمان سازي فحلي بين هر دو دام دهنده و گيرنده جنين صورت مي گيرد ولي عمل سوپراوولاسيون فقط در دام دهنده جنين بايد انجام بشود . هورمونهاي به كار رفته دراين عمل ، هورمون هاي FSH و هورمون هاي PMSG (هورمونهاي گنادوتروپين سرم ماديان أبستن ) و هورمون HAP (عصاره هيپوفيز پيشين اسب )مي باشد .
از بين اين هورمون ها ، هورمون FSH كاربرد بيشتري دارد ، در صورتي كه هورمون pmsg هورمون قوي تري است و يك بار تزريق PSMG با تزريق FSH برابري مي كند . چون نيم عمر PMSG به مراتب بيشتر از نيم عمر FSH مي باشد و نيم عمر FSH پايين است ، به اين خاطر آن را به مدت 4 روز متوالي و هر روز در دووعده صبح و عصر تزريق مي كنند كه در كل بايستي به ميزان 28 ميلي گرم FSH تزريق بشود . تا عمل سوپر اوولاسيون انجام گيرد . پس همچنان كه در روش تلقيح مصنوعي4 AL)) يك گاو نر اصيل (مثلاً 3 ساله ) مي تواند پدر يك ميليون گوساله باشد در عمل (ET) نيز با فرآيند سوپر اوولاسيون يك ماده گاو اصيل مي تواند تعداد زيادي گوساله (فقط در يك دوره آبستني )بشود .
شستشوي جنين5 :
پس از اينكه عمل همزمان سازي فعلي و سوپر اوولاسيون صورت گرفت و تخمك ها به شكل جنين درآمدند بايستي طي عمل شستشوي جنين ها جمع آوري شوند . براي انجام عمل شستشوي جنين از ماده شوينده مخصوص كه معمولاً حاوي محلول نمكي بافر فسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي است استفاده مي شود . براي انجام عمل شستشو از يك سوند يا كاتتركه به نام سوند فولي معروف است استفاده مي شود . اين سوند را اول بايستي ضد عفوني كرده سپس به شاخ رحم گاو دهنده جنين وارد نموده و عمل عمل شستشوي را انجام داد .
سوند فولي داراري 3 كانال مي باشد. كانال اول مخصوص دميدن هوا است تا قسمت بادكنكي كه در انتهاي اين كانال است متورم شده و باد شود تا هم باعث تثبيت سوند فولي در شاخ رحم شده و هم مانع بازگشت مايع شستشوي جنين از طرف شاخ رحم به بدنه رحم بشود . كانال دوم مخصوص ارسال ماده شوينده مذكور به طرف شاخ رحم است . كانال سوم مخصوص خروج جنين ها به همراه ماده شوينده مي باشد كه به داخل لوله آزمايش يا محيط كشت كه حاوي (محلول نمكي با فرفسفات +4 درصد آلبومن سرم گاوي ) مي باشد ريخته مي شود . چون غلظت جنين ها بالاتر از غلظت محيط كشت مي باشد ، جنين ها در عرض 2 دقيقه در ته ظرف ته نشين شده و بايستي حدود 10 دقيقه محيط كشت حاوي جنين را در جاي ثابت و بدون حركت نگهداري نمود . سپس جنين ها را در زير ميكروسكوپ مورد بررسي قرار داده و آنها را ارزيابي كرده و سپس درجه بندي مي كنند كه از جنين درجه 1 (عالي )تا جنين فاسد يا مرده طبقه بندي مي شوند . جنينهاي درجه 1 را مي توان منجمد كرده و براي مصارف دوره هاي بعدي نگهداري نمود ولي جنين هاي درجه 2 يا درجه 3 را مي توان همان روز جنين گيري به گاوهاي گيرنده انتقال داد.
انجماد جنين6:
اگر قرار است جنين ها در همان روز جمع آوري شده به گاوهاي گيرنده انتقال يابند كافي است براي چند ساعت در محيط كشت تازه و سترون كه دماي آن محيط كشت هم معادل دماي بدن گاو است نگهداري بشود . ولي اگر بخواهيم جنين ها را براي مدت طولاني نگهداري كنيم بايستي حتماً آنها را منجمد كرده و محافظت نمائيم مثل روش AL كه اسپرم گاو نر اصيل را به صورت منجمد نگهداري مي كنند . ولي جنين ها در برابر عمل انجماد سازي و سپس ذوب كردن يخ شان جهت مصرف بسيار حساس تر از اسپرم مي باشند .
هر جنين اغلب در يك استرا 7به حجم 25% سي سي نگهداري مي شود . ماده محافظت جنين ها ، گليسرول و اتيلن گليسرول مي باشد كه اخيراً استفاده از اتيلن گليسرول نتايج بهتري را نشان داده است . سپس توسط دستگاه هاي اتوماتيك دماي استراها را به دماي ازت مايع (196- درجه سانتي گراد ) مي رسانند. براي ذوب كردن يخ جنين هاي منجمد شده نيز جهت مصرف براي انتقال به گاوهاي گيرنده با قرار دادن استرا در حمام آب گرم با دماي 37 درجه سانتي گراد يخ ذوب شده و جنين ها براي انتقال آماده مي شوند . وقتي از جنين هاي منجمد شده اي كه بعد ها ذوب مي شوند براي انجام عمل ETاستفاده شود ميزان آبستني نسبت به زماني كه از جنين تازه استفاده مي شود ٬ 10 درصد كم مي گردد .
روش هاي انجام عمل ET :
در روش جراحي قديمي ، ماده گاوها را تحت بي حسي عمومي قرار داده ، به پشت خوابانيده و شكافي بين پستان و ناف گاو ايجاد كرده رحم را جلوكشيده ، و عمل جمع آوري يا انتقال جنين صورت مي گيرد ولي در روش جراحي جديد ، بي حسي موضعي صورت گرفته و در پهلوي گاو شكاف ايجاد كرده و رحم را جلوكشيده و با پيپت نازك مثل پيپت در عمل AL ، جنين ها را از شاخ رحم جمع آوري يا انتقال مي دهند .
هدف از انجام عمل ET :
1- افزايش تعداد نتاج از گاوهاي ماده با صفات ژنتيكي برتر (بدين شكل كه با انجام عمل ET مي توانيم تعداد گوساله هاي گرفته شده از يك گاو اصيل و با ارزش را تا چندين برابر افزايش دهيم .)
2- سهولت در امر صادرات و واردات (همچنانكه در عمل AL )كه در آن به جاي نقل و انتقال گاو نر اصيل اسپرم منجمد گاو نر اصيل بين كشورها مبادله مي شود . در عمل ET نيز به جاي نقل و انتقال گاو ماده اصيل ، جنين منجمد شده آن بين كشورها مبادله مي شود.
3- انجام عمل دو قلو زايي در ماده گاوها (هر چند ممكن است 15-12 درصد نتاج فري مارتين باشند .)
4- كنترل بيماري هم در دهنده ها وهم در گيرنده ها و هم در جنين هاي حاصله .
5- نگهداري جنين هاي بدست آمده از گاوهاي دهنده جنين به مدت طولاني به خاطر قابليت انجماد جنين ها.
بهترين كاربردهاي مورد استفاده جنين :
1- انجام آزمايش بر روي جنين ها : جهت پي بردن به صفات نا مطلوب به عنوان مثال مطالعه و بررسي صفت نامطلوب سم قاطري يا سم بدون شكاف .اگر پدري ناقل ژن اين صفت باشد ، نتاج حاصل از آن ، اگر به شكل جنين به گاوهاي گيرنده منتقل شود، با مطالعه جنينها در 2 ماهگي مي توانيم به اين صفت نامطلوب و امثال آن پي ببريم .
2- بكارگيري ماده گاوهاي اصيل در توليد گوساله هاي نر ممتاز :
در حالت طبيعي براي اين كه 100 گوساله نر اصيل به منظور تحقيقات اصلاح نژادي داشته باشيم ، بايستي 300 ماده گاو براي توليد اينها داشته باشيم چون احتمال دارد كه الف) همه ماده گاوها آبستن نشوند ب ) نيمي از نتاج حاصل ، گوساله هاي ماده باشند ج ) اگر گوساله هاي نر هم توليد بشوند ، گوساله هاي نر حاصله يا تلف بشوند يا ممتاز جهت انجام عمل اصلاح نژادي نباشند . پس با انجام عمل سوپر اوولاسيون و متعاقب آن عمل ET مي توانيم فقط با نگهداري 150 ماده گاو اصيل به 100 گوساله نر اصيل برسيم چون حداقل يكي از جنين هاي گاو سوپراووله جنين نر خواهد بود .
3- انتقال وسيع و نامحدود ژن:
روش ET با در دسترس داشتن جنين مي توان ژن را از يك نژاد به نژاد ديگر مهاجرت داد مثل مهاجرت ژن از نژاد گاو اصيل (مانند هلشتاين ) به نژاد گاو بومي .به طور كلي گاوداراني كه تمايل دارند دختران بيشتري از گاو پر توليد و مورد علاقه خود داشته باشند به اين كار اقدام مي كنند ونيز در صورتي كه نياز به گوساله نر اصلاح نژادي والدين با كيفيت بالا داشته باشند از اين روش استفاده مي كنند .
number one
2007-Jul-14, 21:15
مسائلي در مورد تلقيح مصنوعي
چه موقع تلقيح نماييم ؟
زمان مناسب تلقيح گاو بسته به اين است كه اولين ايستا فحلي چه زمان اتفاق افتاده باشد براي دستيابي به بهترين نرخ آبستني بايد گاوها و تليسه ها را از بين ده تا چهارده ساعت پس از مشاهده اولين ايستا فحلي تلقيح نمود يعني گاوهائي كه اولين ايستا فحلي آنها در صبح اتفاق افتاده باشد بايد در اواخر بعداز ظهر تلقيح نمود و گاوهائيكه در عصر فحل شده اند لازم است صبح روز بعد (قبل از ساعت 10 )تلقيح شوند اين روش قانون صبح _بعد از ظهر ميگويند . زمان مناسب تلقيح باعث ميشود تا تعدادي بيشتري اسپرم سالم به تخمكها رسيده ٬عمل لقاح بصورت مناسب انج

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 0:0  توسط دکتربابایی  | 

ای حدود ( 1-5 میلی متر ) به رنگ قهوه ای یا سیاه ، فاقد بال می باشند و از سطوح lateral فشرده شده اند ، این حشرات در لابه لای مو های پستاندارانی مثل سگ و گربه زندگی می کنند . مراحل تکاملی آن نیز به قرار زیر می باشد :
1- تخم ( egg )
2- Larva
3- Pupa
4- Adult
ککها توسط زوائد دهانی متنفذی که دارند به پوست میزبان خود می چسبند ، آنها در محل اتصال خود به منظور جلوگیری از لخته شدن خون و امکان تغذیه آسان ، بزاق خود را در محل گزش تزریق می کنند . پاهای طویل مو مانند یا اصطلاحاً ( bristly shaped legs ) امکان پرش به فواصلی حدود 30 سانتی متر را برای ککها فراهم می کند .

گونه های آلوده کننده سگ و گربه :
ککها گونه های بسیار بسیار متعددی دارند که از این بین تنها تعدادی ، سگ و گربه را درگیر می کنند . گونه هایی که بیشتر برای سگ و گربه بیماری زا هستند را به قرار زیر بررسی می کنیم :
Ctenocephalides canis - ( dog flea the) : هم برای سگ و هم برای گربه بیماریزا ست .
- C. felis ( the cat flea ): متداولترین کک در سگ و گربه محسوب می شود ، علاوه بر سگ و گربه حیواناتی مانند موش خرما ( ferret ) ، racoon ، opossum را نیز در گیر می کند .
- Echidnophaga gallinacea ( the poultry stick-tight flea ) : این کک زیر پوست سطح داخلی گوش خارجی internal surface of the external ear))تخم گذاری می کند و باعث تخریش موضعی محل می گردد .
- Pulex irritans ( the human flea ): این کک گاهی در سگ و گربه ایجاد بیماری می کند .

چرخه زندگی ( life cycle ) :
تخم ککها حدود 0.5 میلیمتر طول دارد ، تخم مرغی شکل و سفید می باشد . کک روی میزبان خود تخم گذاری می کند ، که این تخمها از بدن میزبان روی فرش ، زمین ، خاک یا هر جای دیگری میافتند و در شرایطی که دمای هوا اندکی بالا و هوا نسبتاً مرطوب باشد می توانند دوام بیاورند و چرخه زندگی خود را کامل کنند .
در عرض 10 روزپس از قرار گرفتن تخم در محیط مناسب، لارو کرم مانندی که فاقد ضمائم حرکتی است hatch می شود. این لاروها از زیر سطح خاک حرکت می کنند و یا اگر داخل اتاق باشد به داخل فرشها و یا شکافهای کف نفوذ می کنند ، لاروها از مدفوع ککهای بالغ تغذیه می کنند و در عرض 5-12 روز پیله ای ابریشم مانند ( silk like cocoon ) در اطراف خود تولید و در آن شفیره گذاری می کنند . خروج حشره بالغ از پیله بسته به شرایط ممکن است از 5 تا 140 روز طول بکشد ، پس از خارج شدن حشره بالغ از پیله ، خود را به میزبانش می رساند و ادامه عمرش را که حدود 100 روز می باشد روی میزبان سپری می کند .
Life cycle معمولاً در عرض 3-4 هفته کامل می شود . ککها 48 ساعت پس از اولین خونخواری، جفت گیری کرده و به تولید تخم می پردازند . ککها نسبت به سرما حساسند و در زمستان قادر به تحمل سرمای هوای بیرون از منزل نیستند .

علائم کلینیکی ( clinical features ):
ککها شدیداً خونخوارند به طوری که مدفوع گلوله ای شکل یا نواری مانند طویلی که به رنگ قرمز تیره از آنها دفع می گردد تحت عنوان flea dirt معروف است . عفونتهای شدید با این انگل به خصوص در مورد توله سگها ( puppies ) و بچه گربه ها (kittens ) می تواند موجبات کم خونیهای شدیدی را برای آنها فراهم سازد .

نقش ککها در انتقال کرمهای پهن ( tapeworm transmission by fleas ) :
Ctenocephalides felis ، C.canis و pulex irritans میزبانان واسط کرمهای پهنی مانند Dipylidium caninum یا cucumber tapeworm ( در سگ و گربه ) و D.reconditum (در سگ) می باشند . لارو کک، تخم کرمهای پهن را می بلعد و به دنبال آن cycticercoid در بافتهای کک تشکیل می شود .
سگ ، گربه و انسان با خوردن کک آلوده ، به کرم پهن مبتلا می شوند .

Flea allergy dermatitis( FAD ) :
FAD ناشی از ازدیاد حساسیت نسبت به گزش کک می باشد ، این بیماری یکی از معمولترین بیماریهای پوستی در سگ و همچنین مهمترین آنها در گربه می باشد ؛ این ازدیاد حساسیت ناشی از بزاق کک می باشد که هنگام خونخواری آن را به بدن میزبان تزریق می کند و معمولا immediate & delayed- type immune responses را بر می انگیزد .
از آنجایی که FAD به flea activity وابسطه است بنابراین وقوع آن در فصول سرد و به خصوص در مورد حیواناتی که در فضای آزاد نگهداری می شوند ناچیز است و یا اصلاً دیده نمی شود ، در حالی که در مناطق و یا حتی منازل گرم ( در مواردی که سگ یا گربه داخل منزل است ) وقوع بیماری ناشی از ککها همواره دیده می شود . چه در سگ چه گربه بیشتر نواحی از بدن تحت تاَثیر قرار می گیرند که محل تجمع و تغذیه ککها باشند که این نواحی معمولا عبارتند از :
1- ناحیه کمر و پشت حیوان
2- سطح داخلی رانها ( inner thighs )
3- زیر شکم ( ventral abdomen )
ضایعات اولیه مشاهده شده در سگ شامل crusted papules در نواحی فوق الذکر به صورت منطقه ای و مجزا از هم می باشند . علائم به میزان تماس با عامل بیماری زا و همچنبن میزان حساسیت دام بستگی دارد . خارش شدید ، بی قراری و ناراحتی دام از جمله علائم دیگر آلودگی با کک می باشد ( علائم غیر اختصاصی ) . خراشیدن ، گزش و مالش dermatitis را تشدید می نماید ، نواحیی از alopecia ، scaling ، hyper pigmentation و همچنین ضخیم و سخت شدن پوست یا lichenification نیز مشاهده می شود ، در صورت عدم درمان ، FAD منجر به pyoderma و seborrhea ( ترشحات غیر طبیعی sebaceous glands ) می شود ؛ FAD در گربه از نظر کلینیکی و پاتوژنز مشابه سگ است ، در گربه تعداد زیادی ضایعات papulocrusting ایجاد می شود که به این وضعیت military dermatitis اطلاق می شود و عمدتاً نواحی اطراف گردن و سر دم ( tailhead) حیوان را در گیر می کند .

تشخیص ( Diagnosis ) :
وجود علائم مربوط به FAD دال بر یک flea infestation می باشد ، علاوه بر این بیماریهای پوستی دیگری هم ممکن است وجود داشته باشد که در این موارد توصیه بر آن است که ابتدا flea infestation را به عنوان عامل اصلی برطرف کنید ، با دیدن ککهایی که در لابه لای موهای حیوان حرکت می کنند می توان به flea infestation به راحتی پی برد .
صاحب دام ممکن است ککها را روی بدن دام و یا در محیط اطراف آن دیده باشد ، با استفاده از یک برس مناسب می توان flea ها و flea dirt را نیز از بدن دام جدا کرد . اگر هنگام شانه کردن یک کاغذ نمناک سفید را زیر دام قرار دهیم ، پس از شانه کردن حیوان ، کاغذ به رنگ قرمز- قهوه ای در خواهد آمد ( به خاطر اینکه همانطور که در بالا اشاره شد مدفوع ککها قرمز رنگ است ) .
تخمهای کک را نیز می توان به کمک یک ذره بین مشاهده کرد ، حضور قطعاتی از کرمهای پهن یا تخم آنها در مدفوع حیوان باید شما را به آلودگی با کک مشکوک کند .
number one
2007-Jul-14, 20:17
كك در سگ و گربه ( درمان و كنترل )
درمان و کنترل (treatment & control ):
- palliative treatment در مورد FAD با تجویز corticostroids به صورت موضعی و سیستمیک امکان پذیر است .
- معمولاً کنترل آلودگی منوط به از بین بردن و حذف ککهای بالغ از بدن میزبان و همچنین از بین بردن آنها طی مراحل تکاملی در همهً مکانهای اطراف محل زندگی حیوان است .
- از مواد دارویی که به عنوان Insect growth regulators از آنها یاد می کنند ، اگر در زمان مناسب استفاده شود در کنترل مراحل لاروی انگل بسیار مناسب خواهد بود . ولی از آنجایی که این ترکیبات نسبتاً گران هستند صاحبان دامها راههای نسبتاً ارزانتری را انتخاب می کنند .
- نکته مهم و قابل توجه آن است که ، گربه ها نسبت به برخی از insecticide های ضد کک بسیار حساسند و اصولا در به کار بردن چنین محصولاتی توجه به بروشور و راهنمای مصرف دارو بسیار مهم است ، مصرف زیاد چنین داروهایی در جایگاهها و محلهای آلوده نیز موجبات یک cumulative toxicity را فراهم می نماید
- قبل از به کار گیری هر گونه insecticide به صورت اسپری و ... در داخل منزل و یا داخل محل زندگی حیوان، صرفنظر از روش درمان ، توصیه بر تمیز کردن آن محیط می باشد می باشد . با این وجود استفاده از اسپری در محیطهای باز میسر است .

Insecticide هایی که به منظور کنترل ککها مورد استفاده اند عبارتند از :
1- chlorinated hydrocarbon & organophosphates :
داروهای این گروه خاصیت سمی یا toxicity دارند ، ترکیباتی چون : chloropyrofos ، malathion ، fenthion و carbamate ها ( carbaryl و propoxur ) در این دسته اند و به خاطر سمیت آنها ، باید در استفاده از آنها دقت کرد .
2- botanically derived compounds :
pyrethrin های سنتتیک نسبت به انواع طبیعی اثر بخشی بهتری دارند ، و استفاده همزمان این ترکیبات با ترکیباتی مانند piperonyl butoxide، هم اثر بهتری دارد و هم در مورد گربه ها قابل استفاده است .
3-insect growth regulators( IGRs) :
این گروه از داروها شامل ترکیبات هورمون مانندی میباشند که از بلوغ ککهای نابالغ جلوگیری می کنند . در زیر به چند نمونه IGR اشاره می کنیم :
- Lufenuron ( Program ) که در مورد سگ و گربه هر ماه یک بار و از راه خوراکی تجویز می شود .این ترکیب از hatch شدن تخم کک جلوگیری می کند ، و عملاً کک دیگر قادر به تولید مثل نبوده و از بین می رود .
- Ovi-spot plus در سگهای با سن بالا تر از 6 ماه، به منظور جلوگیری از بلوغ ککها و کنه ها ( fleas & ticks ) و همچنین ممانعت از تولید تخم زنده توسط کک ماده و به صورت موضعی ( topical ) مورد استفاده قرار می گیرد .

IGR ها برای سگ و گربه ترکیبات safe و قابل اعتمادی می باشند .
دو ترکیب زیر جزو IGR ها نمی باشند :
A ) Imidacloprid( Advantage ) B ) Fipronil ( Frontline)
بلکه این دو، ترکیباتی هستند که به شکل topical droplet و به صورت local روی پوست استفاده می شوند ( هر ماه ) و کک بالغ را از بین می برند ؛ Fipronil علاوه بر کک روی کنه ها هم موثر است .
ترکیبی به نام selamectin که به صورت topical مورد استفاده قرار می گیرد، بر علیه ککها و مایتهای گوش ( ear mites ) بسیار خوب و موثر عمل می کند ، همچنین این ترکیب ، بر علیه hookworms و roundworms و dirofilaria immitis ( heartworm ) نیز موثر است .
Sentinel( Novartis) ، ترکیبی از lufeneron وmilbemycin می باشد و به منظور کنترل ککها ، heartworm ، hookworm ها ، roundworm ها و whipworm ها در سگ مورد استفاده قرار می گیرد ( heartworm = کرم قلب = dirofilaria immitis – hookworm= کرم قلاب دار – roundworm= کرم گرد = nematode – whipeworm کرم نواری ) .
مصرف اکثر ترکیبات insecticidal در بچه گربه های زیر 2 ماه ممنوع است ؛استفاده از اسپری و یا شامپوی حاوی pyrethrin و pyrethoid در این موارد توصیه شده است .در مواردی که آلودگی با کک شایع می شود تمام سگها و گربه های نگهداری شده ، همگی باید تحت درمان با این ترکیبات قرار گیرند .
اکثر ترکیبات ضد کک به صورت موضعی (topical) استفاده می شوند ، و البته برخی نیز به صورت خوراکی (orally ) مورد مصرف قرار می گیرند .

ترکیبات insecticide ، به شکلهای مختلفی تولید شده و مورد استفاده قرار می گیرند، که در اینجا به برخی از این محصولات اشاره ای می کنیم :
Flea collars ( قلاده های ضد کک ) : که قبلاً اثر چندانی نداشت و امروزه انواع بهتر و موثر آن موجود است .
Shampoos : به خاطر اینکه شسته می شوند و در موضع زیاد باقی نمی ماند ، اثر چندانی نخواهند داشت .
Powders : برای گربه های با موی کوتاه موثراند ولی دو یا سه بار در هفته باید استفاده شوند .
Dips : برای گربه های مو بلند به شرط مصرف هفتگی موثر خواهد بود .
sprays & flea foams : خوب هستند و در مواقع مورد نیاز مورد استفاده قرار می گیرند .
Foggers(flea bombs) : برای استفاده در داخل و خارج از محل نگهداری حیوان ، البته در مورد مکانهای غیر قابل دسترسی مستقیم ، می توان از اسپری استفاده کرد .

از نظر بهداشت عمومی :
کک در انتقال بسیاری از بیماریها به انسان نقش دارد . ککهای گربه و opossum عوامل ریکتزیال (rickettsial agent ) را به انسان منتقل می کنند .
Ctenocephalides felis ، c.canis و pullex irritans میزبانان واسط dipylidium caninum ( در سگ و گربه ) و D.reconditum ( در سگ ) ، می باشند .
number one
2007-Jul-14, 20:19
آلودگي هوا سبب مسموميت تنفسي حيوانات مي‌شود
عضو شوراي نظام دامپزشكي استان تهران گفت: آلودگي هوا سبب مسموميت تنفسي حيوانات با بروز عوارض تنفسي و قلبي مي‌شود.


دكتر سيد جاويد آل‌داوود روز سه‌شنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا مركز تهران افزود: حيوانات به‌افزايش گاز منواكسيد كربن حساس هستند و در شرايطي كه مقدار اين گاز درهوا افزايش يابد، به علت كاهش حجم اكسيژن، خون حيوان دچار مشكلات "هيپوكسي بافتي" (كاهش اكسيژن بافتي) مي‌شود.

وي اظهار داشت: "هيپوكسي بافتي" مي‌تواند بر جريان طبيعي خون و نياز اكسيژني سلول‌ها از جمله سلول‌هاي مغز و قلب حيوان تاثير بگذارد.

وي افزود: متاسفانه حيوانات توانايي حفاظت از خود در برابر آلودگي هوا را ندارند و به همين دليل بخصوص حيوانات در شهر از جمله پرندگان براثر آلودگي هوا دچار صدمات تنفسي شديد مي‌شوند.

آل‌داوود ادامه داد: براي كاهش ميزان تاثيرگذاري آلودگي هوا برروي حيوانات بايد در زماني كه آلودگي هوا در حالت هشدار است، براي حفظ سلامتي حيوان از خارج كردن آن از منزل خودداري كرد.

عضو شوراي نظام دامپزشكي استان تهران گفت: در صورت خارج كردن حيوان از منزل بايد از فعاليت بدني شديد آن جلوگيري كرد، زيرا ماسك‌هاي حفاظتي كه براي انسان طراحي شده، اغلب براي حيوان قابل استفاده نيست.

وي خاطرنشان كرد: حيواني كه براثر آلودگي هوا دچار مسموميت شده بايد ابتدا از محيط آلوده خارج شود و پس از كاهش فعاليت بدني وي، بايد با استفاده از ماسك‌هاي اكسيژن، اكسيژن را در خون حيوان جايگزين منواكسيد كربن كرد.
number one
2007-Jul-14, 20:20
عقيم سازي
اواريو هيستركتومي يا همان عقيم سازي در جنس ماده به معني برداشتن رحم و هر دو تخمدان مي باشد.

موارد كاربرد :
1- كنترل توله هاي نا خواسته
2- از مشكلات مربوط به فحلي مانند وجود ترشحات، تكرر ادرار و آميزش هاي نا خواسته با سگ نر جلوگيري مي كند.
3- كاهش ولگردي
4- مانع آبستي ها نا خواسته مي گردد.
5- يكي از موارد درماني در پيومتر
6- ممانعت از بروز آبستني هاي كاذب
7- پيشگيري از بروز نئوپلازي هاي پستاني

زمان مناسب براي اين عمل بعد از اولين فحلي توصيه مي شود.(البته زمان انجام عمل بستگي به پارامتر هاي ديگري نيز دارد و دامپزشك بسته به شرايط در مورد زمان تصميم گيري خواهد كرد)
number one
2007-Jul-14, 20:22
تحليل ماهيچه‌اي در سگ
محققان دانشگاه "سان رافائله" ايتاليا موفق به معالجه بيماري تحليل ماهيچه‌اي در سگ‌ها شدند.


روزنامه ايتاليايي"ايل جورناله" با اعلام اين خبرنوشت: سلول‌هاي استامينال بيماري تحليل ماهيچه ها را معالجه مي‌كنند.

محققان دانشگاه سان رافائله با استفاده از اين سلول‌ها موفق به معالجه بيماري تحليل ماهيچه‌اي در سگ‌ها شدند. البته اين آزمايش‌ها هنوز در انسان انجام نشده است و بايد حداقل دو سال ديگر صبر كرد.

عضلات سگ‌هايي كه با استفاده از سلول‌هاي استامينال معالجه شدند، بهبود يافته و اين حيوانات موفق شدند بهتر حركت كنند.

سلول‌هاي استامينال برداشت شده از سگ‌هاي سالم به سگ‌هاي بيمار كه ژن اين بيماري را از مادر خود همانند انسان به ارث برده بودند ، تزريق شد.

شرايط جسماني و عضله‌اي اين سگ‌ها تنها با ‪۵‬مورد تزريق پي ‌درپي بهبود يافت و موفق به راه رفتن شدند. حتي فيبرهاي ماهيچه‌اي آنها نيز بهبود يافت.

سلول‌هاي استامينال سلول‌هايي هستند كه درحالت ابتدايي و بدون كاركرد خاصي مي باشند، اين سلول‌ها به تدريج كه رشد مي كنند، وظيفه دقيقي را انجام مي- دهند و باعث ترميم بافت‌هاي تخريب شده مي‌شوند.

مطالعه درباره اين بيماري در سگ‌ها ‪۱۵‬سال به طول انجاميده است.‬
number one
2007-Jul-14, 20:23
علائم بيماري هاري در حيوان
تمام پستانداران خونگرم اهلي و وحشي به بيماري هاري حساس هستند و ميزبان هاي مختلفي موجب گسترش وسيع هاري مي گردند.طي بررسي هاي مختلف كارشناسان انستيتو پاستور ايران روي خفاش هاي نقاط مختلف ايران تاكنون مورد مثبتي مشاهده نشده است .

دوره نهفتگي در سگ وگربه معمولا 2تا3 هفته و گاهي چند ماه است . در خصوص بروز علائم هاري در حيوان بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه در برخي موارد 3تا10روز قبل از علائم باليني در سگ و گربه ويروس موجود در بزاق حيوان ميتواند بيماري را منتقل كند به عبارت ديگر اگر بزاق سگ و گربه در زمان گاز گرفتن به ويروس هاي هاري الوده باشدعلائم باليني حداكثر تا10روز بعد در حيوان ظاهر شده وخواهد مرد.به همين دليل پس از هر گاز گرفتن توسط اين دو حيوان بايد انها را تا10روز در قرنطينه نگاه داشت. پس از طي دوره نهفتگي اولين علامت بيماري تغيير در رفتار وعادت هاي حيوان است به نحوي كه يا بيش از اندازه به صاحب خود انس والفت پيدا مي كند و مثل اين كه از او كمك مي طلبد يا عصبي و بد خو شده باشد غذاي خود را به دليل اختلال در بلع به خوبي نمي خورد.

پيشرفت بيماري در برخي موارد به صورت فلجي بوده حيوان به گوشه اي پناه مي برد و ابتدا دست ها سپس پاها وبعد ساير اندام ها فلج شده و در نهايت به علت فلج دستگاه تنفسي مي ميرد.ولي در بيشتر موارد پس از دوره تغيير رفتار حيوان پريشان و مضطرب و كم كم وحشي و درنده مي شود و به گاز گرفتن سنگ و چوب اشياي مختلف پرداخته ومحل زندگي خود را ترك مي كند وبدون هدف به هرجايي مي رود و به هركس حمله مي كند. در نهايت پس از مدتي در اثر دوندگي زياد وگرسنگي وتشنگي به علت عدم قدرت بلع كف از دهانش سرازير شده و پي درپي زمين مي خورد . صداي پارس حيوان خشن ناموزون وبريده بوده و درندگي در چهره اش هويدا است. در اغلب موارد مردم سگ ها را مي كشند و اگر فرار كنند به زودي در اثر فلج دستگاه تنفسي خواهند مرد. گربه پس از طي دوره نهفتگي به محل تاريكي مي رود واز طريق پنجه كشيدن مشابه گازگرفتن سگ يا گرگ هاري را انتقال مي دهد.

در واقع از انجا كه ازطريق ليسيدن دائم پنجه هاي خودرا به بزق خود آغشته مي كند با پنجه كشيدن بر دست وپا يا صورت انسان يا حيوان ديگر هم مي تواند با ايجاد خراش ويروس هاري را منتقل كند.
number one
2007-Jul-14, 20:37
راهکارهايي براي رسيدگي به همخوني

محققان ویرجینیا تک برآورد کرده اند که به ازای هر 1 درصد همخونی در هر گاو 24 دلار در طول عمر اقتصادی وی از دست می رود. نمودار (1) متوسط همخونی محاسبه شده توسط مرکز آ ای پی ال وابسته به وزارت کشاورزی آمریکا برای نژاد های مختلف گاو شیری را نشان می دهد. با توجه به سیر صعودی موجود ؛ اجتناب از هم خونی نگرانی عمده اکثر گاوداران شده است.

افسانه هایی درباره پیشگیری از هم خونی
1) در صورت انجام کراس بریدینگ (آمیخته گری) از هم خونی اجتناب میشود . این جمله صحیح نمی باشد . همانطوری که در نمودار (2) نشان داده شده است حتی سامانه کراس بریدینگ چرخشی دو نژاد مختلف نیز هم خونی را حذف نمی کند.
2) درصورت استفاده از نژادهای خارجی از هم خونی پیشگیری می شود. این جمله نیز صحیح نمی باشد. زیرا اکثر کشورها از خطوط خونی یکسانی استفاده می کنند.
3) در صورت استفاده از اسپرمهای شرکت های تلقیح مصنوعی متفاوت از هم خونی پیش گیری میشود. این جمله صحیح نمی باشد زیرا اکثر کمپانی ها از خطوط خونی یکسانی استفاده می کنند.
4) از هر میزان همخونی در هر سطح هزینه ای باید اجتناب شود.این جمله نیز اشتباه است زیرا هدف؛ تلقیح گاوهایی است که حد اکثر سود دهی را دارند. نباید برای پیش گیری از هم خونی از ذخایر ژنتیکی نا مرغوب استفاده کنیم.
5) تا وقتی که گاو نر شناخته شده است شناسایی هیچ گاو نر دیگری به منظور پیش گیری موثر از هم خونی نیاز نمی باشد. همانطور که در جدول (3) نشان داده شده است با کاوش عمیق تر در شجره دام ها اکثر اجداد مشترک پیدا میشوند.بنابر این شناسایی عقبه خونی گاو نر یعنی مادر و پدر بزرگ و... واجد اهمیت است.
6) هم خونی در بعضی از نسل ها ایجاد مشکل می کند و بعضی از نسل ها از این مشکلات خلاصی پیدا می کنند . این جمله صحیح نیست . اگر یک گاو ماده ای با گاو نر خویشاوند تلقیح شود ؛ هم خونی اتفاق می افتد . این امر فقط در یک نسل اتفاق می افتد. بطور مشابه برای جلوگیری از ایجاد هم خونی در یک نسل می توان گاوهای ماده را با گاوهای نر غیر خویشاوند تلقیح نمود.(بنابر این همخونی از بین نمی رود بلکه کاهش می یابد- مترجم)
7) اگر گاو نری غیر هم خون باشد آن گاو را می توان با ایمنی کامل روی گاوهای ماده گله استفاده کرد . این جمله غلط است . هم خون بودن یا هم خون نبودن خود گاو نر اهمیت ندارد . همخونی به این مسئله بستگی دارد که آیا گاو نر با گاو ماده ای که در حال جفتگیری است خویشاوند است یا نه.
چگونه باید به هم خونی رسیدگی کنیم؟

اولین گام مورد نیاز ثبت مشخصات گاو نر میباشد. مشخصات گاو نر جزئی ضروری از برنامه پیش گیری از هم خونی میباشد. بدون مشخصات دقیق گاو نر, ضریب هم خونی را نمی توان محاسبه کرد. همان طوری که در نمودارشماره (2) نشان داده شده است حتی کراس بریدینگ چرخشی دو نژاد نیز نیاز به مشخصات دقیق و کامل گاو نر را از بین نمی برد.
تعیین میزان صحیح هم خونی در گله . این کار می تواند توسط آموزش چگونگی محاسبه هم خونی انجام شود.همانطوری که در شکل (2) نشان داده شده است ضریب هم خونی با محاسبه بازگشت های نسلی به اجداد مشترک گاونر و ماده طرفین شجره محاسبه میشود.یک راه ساده تر کار کردن با برنامه حرفه ای انتخاب اسپرم می باشد. یکی از این برنامه ها سامانه مدیریت ژنتیکی شرکت ای بی اس یعنی برنامه جی ام اس است.

انتخاب اسپرمی که خارج از خطوط خونی گله شما می باشد. اگر شما اندکی در باره خطوط خونی گله خود آگاهی داشته باشید بهتر می توانید اسپرمی که متفاوت با خطوط خونی گله باشد را انتخاب کنید. مجددا می گویم برنامه های انتخاب اسپرم شرکت ای بی اس می تواند کمک کننده باشد.


استفاده از برنامه های انتخاب اسپرم برای پیشگیری یا تعدیل هم خونی. از آنجایی که حفظ شجره گاوهای گله و اسپرمها میتواند کاری سخت و طاقت فرسا باشد؛ برنامه های انتخاب اسپرمی مانند جی ام اس برای محاسبات شما کاربرد دارد . با استفاده از جی ام اس شما می توانید دام ها را از هم خونی بیش از اندازه حفاظت کرده و تلیسه هایی سود ده تولید کنید .در نمودارهای (2) و (3) نشان داده شده است که چگونه با چهار نسل بازگشت؛ هم خونی محاسبه میشود. با این ها تا حدی هم خونی بدست می آید ولی همه اجداد مشترکی که در شجره موجود است را از دست می دهید. با برنامه جی ام اس تا هفت نسل می توانید در شجره به عقب برگردید. مجددا بر اهمیت ثبت دقیق و کامل شجره گاوهای نر و ماده تاکید میکنیم.

هنگام بررسی هم خونی آگاه و حساس باشید.اثر هم خونی به مشخصات اجدادی که در شجره دامهای انتخابی وجود دارند بستگی دارد.با انتخاب گاوهای نری که تولید ؛ سلامتی و باروری خوبی دارند به مقابله با اثرات منفی هم خونی بروید. با استفاده فوق العاده از ذخایر ژنتیکی نا مرغوب سعی نکنید که از هم خونی پیش گیری کنید. هدف ؛ تلقیح گاوها برای حد اکثر سود دهی میباشد.
number one
2007-Jul-14, 20:38
پرورش بره با استفاده از جايگزين شير

مقدمه
فاکتورهای مهم پرورش گوسفند یکی قیمت بره در بازار و دیگری تعداد بره های از شیر گرفته شده به ازای هر راس گوسفند در سال می باشد.با انجام فعالیت های اصلاحی و سلکسیون ، گوسفندانی با دوقلوزایی ومیزلن بره زایی بالا حاصل شده اند که علاوه بر مزیتی که دارد این افزایش مشکل پرورش بره ها را به وجود آورده است.
کافی نبودن شیر مادر به دلایل مختلف مانند سنگینی زایمان مرگ و میر بره ها را افزایش داده است.هزینه ،زمان، نیروی کاری که صرف کاهش میزان مرگ و میر بره ها که ناشی از گرسنگی بره و فقدان خصوصیات مادری میش است می شود از لحاظ اقتصادی مقادیر زیادی را شامل می شود. برای حل این مشکل پرورش مصنوعی بره ها به عنوان یک راه چاره برگزیده می شود.
پرورش دهندگان گوسفند به دلیل مراقبت های ویژه ، احتمال مرگ ، صرف نیروی کار و گران بودن غذای جایگزین از پرورش مصنوعی بره ها خودداری می کنند. اما امروزه با پیشرفت صنعت تولید خوراک دام،بهبود ویژگیهای کیفی،وجود سیستم های مختلف پرورش مصنوعی و وجود تجهیزات مدرن ، میزان نیروی کار کاهش یافته است.
درپرورش بره ها به صورت مصنوعی ،با از شیرگیری زودهنگام بره و تغذیه مناسب ورعایت اصول بهداشتی نتیجه پرورش مصنوعی بره ها به میزان زیادی بهبود یافته است.

پرورش بره ها با شیشه وپستانک یا سیستم های اتوماتیک
در یک واحد پرورش گوسفند،وقتی تصمیم به پرورش مصنوعی بره ها گرفته میشود اولین روشی که به ذهن پرورش دهندگان می رسد استفاده از شیشه و پستانک است . بره ها در 5-3 روز اول ، هر 6 ساعت یکبار با استفاده از شیشه و پستانک تغذیه می شوند. بعد ازاین مدت بره ها هر روز 3-2 دفعه با جایگزین شیر تغذیه میشوند.در این روش مقدارمصرف جایگزین شیر را به سهولت می توان کنترل نمود.اگر باگذشت زمان و همراه با رشد بره مقدار خوراک جایگزین شیر و مدت تغذیه تغییر نکند پیش معده بره ها با گذشت زمان بزرگتر شده و عوارض ناخواسته حاصل از پرورش نامناسب به چشم خواهد خورد.در پرورش با شیشه و پستانک می توان از شیر میش های دیگر نیز به عنوان منبع شیر استفاده نمود.
یک روش دیگر،((پرورش اتوماتیک)) می باشد.دراین روش امکان مصرف خوراک جایگزین به صورت مداوم و آزادانه برای بره ها مهیا می شود . دراین روش نیروی کار کاهش یافته و در مدت کوتاه تعداد زیادی بره پرورش می یابد.دراین روش واحدهای مکش شیر برای تعدادزیادی بره قابل استفاده است. پرورش دهندگان گوسفند باتوجه به تعداد بره ای که می خواهند به صورت مصنوعی پرورش دهند بایستی تعداد سطل مورد نیاز را خریداری نمایند و یا خودشان اقدام به ساختن آنها نمایند.

پرورش بره ها در محفظه یا اتاقک بره
بره ها با شروع تغذیه جایگزین شیرازهفته دوم به اتاقک بره آورده می شوند.غذایی که بعد از این بایستی به برها بدهیم خوش خوراک بوده و دارای حداقل 20 درصد پروتئین باشد.کنجاله سویا به میزان 50 درصد کل جیره برای تغذیه بره ها در این مرحله مناسب است.از آنجا که یونجه خشک باعث نفخ در بره ها می شود نباید زیاد مصرف شود. یونجه پربرگ نباید در دوهفته اول زیاد شود و همچنین آب مصرفی بره ها بایستی تمیز و تازه باشد.غذا و آب طوری قراردهده شود که بره ها نتوانند ریخت و پاش کنند.بدین منظور ظرف شیر را می پوشانند تا فضولات داخل غذا نشود و هر24 ساعت یکبار غذای بره تعویض میشود.

بخش ها و تجهیزات مورد نیاز
بره هایی که به صورت مصنوعی پرورش می یابند باید به مقدار کافی از تحت شرایط تهویه و محیط مناسب از جایگزین شیر تغذیه نمایند.بره ها در چند هفته اول زندگی حرارت بدن خود را نمی توانند با محیط تطبیق دهند . بنابراین باید از تجهیزات گرمازا همانطور که در مورد جوجه های یکروزه استفاده می شود مانند مادر مصنوعی ،لامپها وغیره استفاده نماییم. طی تحقیقات انجام شده حرارت 20 درجه سانتیگراد محیط ، بهترین شرایط دمایی برای رشد بره ها می باشد. اگر زمین خاکی و یا بتون باشد بایستی روی آن را باکاه و یا تراشه چوب بپوشانیم . برای بره های تازه به دنیا آمده میتوانیم از دربهای چوبی یا فلزی جمع شونده سیار استفاده نماییم. برای هربره 0.9 مترمربع باکس چوبی سیار در سطح بتونی 0.5 الی 0.6 مترمربع تازمان اتمام شیرخوارگی کافی است.باکس های چوبی جمع شونده از لحاظ بهداشت و استفاده بهینه از سطح دارای مزیت می باشند. پستانک ها و سطلهای شیر مورد استفاده،دارای دونوع می باشند. نوع اول سیستم اتوماتیک و نوع دوم پستانک معمولی می باشد:
در سیستم اتوماتیک یک دگمه باز وبسته کردن وجود دارد که به کپسول پلاستیکی متصل است،وجوددارد.در سیستم پستانک ، رعایت بهداشت سخت تر بوده و خوردن شیر سردتر است . نوع دیگر پستانک متصل به کپسول پلاستیکی است که بره برای دریافت شیر بایستی فشار زیادی را با مکش به پستانک و کپسول وارد کند . در سیستم پستانک دار دو نوع سطل استفاده می شود:

پستانک-سطل نوع I : دارای یک لاستیک به طول یک متر که ازداخل شیر عبور کرده و پستانک در راس سطل قرار می گیرد.

پستانک - سطل نوعii: پستانک ها در اطراف قرار دارند و شیر با نیروی جاذبه زمین به داخل پستانک هاجاری می شود و بره ها آن را می خورند.شیر همیشه در پستانک قرار دارد و تغذیه بره ها را آسانتر می کند. درسیستم اتوماتیک ، هیچ افتی در میزان رشد بره ها نسبت به سیستم سطل وجود ندارد.پستانک های ازجنس لاتکس یا لاستیک برای این کار ایده آل هستند.

پستانک های لاستیکی دارای طول 4-3 سانتیمتر بوده و برا ی هر پستانک 5-3 راس بره در نظر گرفته می شود.برای پرورش مصنوعی بره ها دو یا سه قسمت در نظر گرفته می شود. اولین بخش، بخش عادت یا وفق دادن بره ها می باشد.بخش دوم مرحله عبور و بخش سوم بخش انفرادی است .
بره ها از بخش دوم (عبور) به بخش عادت پذیری آورده می شود.دراین بخش اگر بره ها به تغذیه مصنوعی عادت کنند دیگر نیازی به کمک ندارند. 3-2 روز بایستی نظارت انجام شود تا از عادت کردن بره ها به پستانک ها مطمئن شویم.بره ها تازمان از شیرگیری در بخش سوم می مانند. در آغول های فلزی و تخته ای،به ازای هر راس 0.18 مترمربع و در آغولهای بتونی 0.54 مترمربع سطح به ازای هر راس بره در نظر می گیریم . اگر در زمستان ، تعداد زیادی بره را بخواهیم به طور مصنوعی پرورش دهیم ، بایستی علاوه بر اینکه دمای محیط را بالاتر از 15 درجه سانتیگراد نگهداریم،تهویه مناسب نیز انجام دهیم تا سرعت رشد بره ها در حد قابل قبولی بماند
number one
2007-Jul-14, 20:39
درمان اسهال

يك علامت باليني است و نه يك بيماري!
موفقيت در كشف علت و عامل ايجاد اسهال وجه تمايز يك دكتر دامپزشك متبحر از سايرين است.
در صورت عدم امكان تشخيص علت ايجاد اسهال به هر علت بايستي به مواردي توجه نمود كه از آنجمله اند :

با معاينه باليني و كسب سابقه مشخص كنيد كه اسهال عفوني است يا خير؟ بسياري از اوقات اسهال مقطعي و در نتيجه استرس يا غذايي است كه تنها محرك بوده است.
از اسهال خوني به هيچ وجه به راحتي نگذريد.

مايع درماني مهمترين قدم در درمان اسهال است. كه اميدوارم نكاتي را در آينده در تاپيكي جداگانه درمورد آن عرضه بدارم.

اگر اسهال عفوني است مي توانيد از آنتي بيوتيك استفاده كنيد.

بهتر است معلوم كنيد كه اسهال مربوط به قسمت هاي انتهايي دستگاه گوارش است يا بخشهاي عقب تر آن ؟

هيچگاه در مواقع اسهال عفوني از داروهاي مختل كننده حركات روده نظير ديفنوكسيلات يا لوپرامايد استفاده نكنيد.

مواد جاذب سموم و محافظين مخاط نيز در اين مواقع مي توانند كمك كننده باشند. خوب است سري به كتب فارماكولوژي بزنيد و در مورد داروهايي نظير زغال فعال و بيسموت ساب ساليسيلات اطلاعاتي بيشتر را مطالعه فرماييد.

اين تنها مختصري بود از انبوه مطالب كه در مورد اسهال بايد به آن توجه نمود...
number one
2007-Jul-14, 20:42
بهترين آب جهت مصرف دامها

درموردآب مصرفي دامهابايدبه نكاتي توجه كرد:
آب رودخانه انگل بسياربالايي(مثل زالو)دارد كه به دهان دام مي چسبد وباعث خونريزي مي شود.
آب چاه عميق نيترات بالايي دارد كه باعث نازايي،كمخوني،عدم فحلي و...مي شود.
آب سرد مسموميتش زياداست وباعث تركيدن گلبولهاي قرمزمي شود.
آب روباز وراكت ازت زيادي دارد(جهت برطرف كردن ازت آب از بلودومتيلن 1در100000 مي توان استفاده كرد).
دفعات آب دادن اگركمترباشد ويكبارباشد حيوان درهمان يكبار آب زيادي مي خورد كه باعث ضررهايي مثل خونشاشي،ناراحتي هاي كليوي و...مي شود.
مناسبترين آب جهت مصرف دامها آبي است كه ازچاه هاي كم عمق(مثلا 10متر)وبادماي ولرم باشد.
number one
2007-Jul-14, 20:43
كم خوني عفوني اسبان

كم خوني عفوني اسبان Equine injection Arteritis)EVA):
عامل مسببه اين بيماري ويروس ـ رترو ويروس (retro virous) بوده كه از طريق خون آلوده و حشرات خونخوار داراي انتشار وسيع و سريع ميباشد.

علائم بيماري :
تب ـ دپرسيون ـ ادم ـ پتشي هموراژيك ـ سقط جنين در ماديانهاي آبستن ـ كاهش وزن مزمن و آتاكسيا .
number one
2007-Jul-14, 20:44
بيماري آرتريت ويروسي

بيماري آرتريت ويروسي Equine viral Arteritis )EVA):

بيماري آرتريت ويروسي يكنوع بيماري ويروسي يا عامل مسببه آرتري ويروس (Arteri Virous) است كه انتقال آن از طريق ترشحات آلوده اسب مبتلا بوده ( بطور كلي سليمي هاي آلوده عامل مهمي در انتقال بيماري در بين گله ماديانها هستند .

علايم بيماري :
ترشح از بيني ـ تب 41-39 درجه سانتيگراد درگيري قسمتهاي فوقاني دستگاه تنفس ـ سقط جنين درماديانهاي آبستن ـ ترشح اشك ـ كراتيت و قوام ملتحمه چشم ـ گاهي كوليك و اسهال ـ در نريانها تورم قسمت زيرين شكم ,‌دپوسيون و ضعف عضلاني مشاهده مي گردد.
number one
2007-Jul-14, 20:46
بيماري طاعون اسبي

بيماري طاعون اسبي African horse sickness
بيماري است كه بوسيله اوربي ويروسي (Orbovirus) از خانواده رئو ويريده ميباشد.
بيماري توسط حشرات خونخوار منتقل مي شود دوره كمون بيماري 7-5 روز مي باشد و داراي 2 فرم ريوي و قلبي مي باشد .

علائم بيماري
1- فرم ريوي : تب 41-40 درجه سانتي گراد ـ اختلال تنفسي ـ ترشح شديد از بيني و در نهايت مرگ
2- فرم قلبي : تب ـ اوم ناحيه سر و سينه و هيدروپريكارد و مرگ
number one
2007-Jul-14, 20:47
بيماري آنسفاليت هاي ويروسي اسب

بيماري آنسفاليت هاي ويروسي اسب Viral eneephalom yelitis of horse
انسفاليتهاي اسب بوسيله يكي از سه گونه ويروس منتقله بوسيله ارتروپودها از آلفا ويروس ( خانواده توگاويريده ) ايجاد مي گردد و شامل EEE انسفالوميليت شرقي , WEE انسفالوميليت غربي و VEE انسفالوميليت ونزوئلائي مي باشد .
بيماري به آمريكا محدودمي شود و غالباً توسط حشرات خونخوار منتقل ميشود پستانداران شامل اسب ميزبان هاي اتفاقي هستند اسب هاي مبتلا به EEE و WEE بعد از ابتلا خواهند مرد ولي در رابطه با WEE احتمالا باعث انتشار بيماري ميگردند .

علائم بيماري :
لرزش عضلاني ـ تب head pressing دپرسيون شديد ـ عدم تعادل ـ زمين گيري Paddhiny – Opistho tonas و در نهايت مرگ
number one
2007-Jul-14, 20:48
گاوها هم لهجه دارند

كارشناسان زبان تاييد كردند گاوها نيز مانند انسان‌ها لهجه‌هاي محلي دارند.

به گزارش پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي نيوز، محققان پس از آنكه دامپروان متوجه شدند صداي گاوهاي آنها بسته به گله‌اي كه به آن تعلق دارند كمي متفاوت است، تصميم گرفتند اين موضوع را بررسي كنند.

"جانز ولز" استاد فونتيك دانشگاه لندن گفت: پيش از اين مشاهده شده بود پرندگان نيز لهجه محلي دارند.

كشاورزان "سامرست" معتقدند به خاطر ارتباط نزديكي كه با حيوانات خود دارند توانسته‌اند متوجه اين پديده شوند.

"ليود گرين" از گلاستونبري مي‌گويد من مدت زيادي را با گاوهاي خود سپري كرده‌ام. لحن صدا كردن آنها كشيدگي لهجه "سامرستي" را دارد.

همين پديده در مورد سگها نيز صدق مي‌كند.

اين پديده در مورد پرندگان نيز به خوبي اثبات شده است. تمايز لهجه صداي آواز پرندگان يك گونه در سراسر كشور مشخص است.

وي افزود: همين اين موضوع در مورد گاوها نيز مي‌تواند صحت داشته باشد.

دكتر "جينين ترفرز دالر" استاد زبان شناسي دانشگاه "وست آف اينگلند" در "بريستول" تاثير خويشاوندان بر لهجه را قبول دارد.

او مي‌گويد هنگامي كه سخن گفتن را فرا مي‌گيريم ، آن نوع زبان محلي را كه والدين ما صحبت مي‌كنند فرامي‌گيريم. بنابراين همين پديده در مورد گاوها نيز مي‌تواند صدق كند
number one
2007-Jul-14, 20:53
تب هموراژيك(خونريزي دهنده)

تاريخچه بیماری:

تب هموراژيك � كنگو كريمه يك تب خونريزي دهنده ويروسي است كه اولين باربصورت حاد در طي سالهاي 1944- 1945 باعث ابتلاي بيش از 200نفر درمنطقه كريمه واقع در اوکراین ( اتحاد جماهيرشوروي سابق) شده است . عامل بيماري بعدها در سال 1956 بهمراه علائم مشابه در كنگو ( زئيرZair ) واقع در قاره آفريقا شناسائي شد. بهمين خاطر نام اين بيماري تركيبي از هر دو محل كريمه و كنگو انتخاب گرديد. نام ديگر بيماري نيز تب خونريزي دهنده آسياي مركزي Central Asian hemorrhagic fever مي‏باشد.

امروزه در بيشتر كشورها بخصوص كشورهاي همسايه ايران ، ويروس اين بيماري ويا آنتي‏بادي مربوط به آن جداشده، از جمله در كشور عراق، پاكستان، تركيه، افغانستان، دوبي، كشورهاي عربي، قزاقستان، ازبكستان گزارشاتي در اين رابطه وجود دارد.

در ايران براي اولين بار در يك مطالعه روي كنه‏هاي جدا شده از دامها در سال 1978 ( كنه هاي Ixodidea وargasidae) در خراسان مشخص شد كه اين كنه‏ ها آلوده به ويروس عامل CCHF مي‏باشند. منشاء آن در آن زمان ورود دام ها ی آلوده از مناطق مرزی شرق کشور اعلام شد

در طي چند سال اخير بيش از صد مورد انساني مظنون به بيماري و 45 مورد تاييد و 15 مورد فوت در استانهاي خوزستان، بوشهر، چهار محال و بختياري، سيستان و بلوچستان، آذربايجان غربي، يزد، كرمان، تهران، اصفهان و فارس گزارش شده اند. خوشبختانه اين بيماري در انسان كمتر يا بندرت اتفاق ميافتد اگرچه ميزان شيوع درحيوانات بيشتر ميباشد.

در سال 1994 در امارات عربي مشخص شدكه كارگران كشتارگاه دراثر تماس با لاشه دامهاي بومي و دامهاي خريداري شده،- 12 راس دام از 268 دام خريداري شده از ايران بوده است- به بيماري مبتلا گشته‏اند. در آزمايش سرولوژيكي بوسيله ELISA اين دامها داراي آنتي‏بادي برعليه ويروس CCHF بوده اند. همچنين طي آزمايش Antingen. Capture ELISA كنه‏هاي جمع‏آوري شده از روي اين دامها نيز داراي آنتي ژن ويروس CCHF بودند.

در سال 1996 در آفريقاي جنوبي 15 نفر در اثر تماس با شترمرغ درمزرعه پرورش شترمرغ مبتلا شدند شترمرغ مانند ديگر پرندگان بعنوان مخزن بيماري بحساب مي‏آيد و از مقاومت نسبي طبيعي نسبت به CCHF برخوردار مي‏باشد.

در سال 1998 دو گزارش از بيماري وجود دارد يكي در پاكستان كه 4 نفر مبتلا شده كه دو نفر از مبتلايان در اثر اين بيماري تلف شدند ودر افغانستان نيز 19 نفر مبتلا شده و12 نفر از مبتلايان مردند.

بسته به موقعيت جغرافياي محل و اندميك بودن، اين بيماري در منطقه با حدت هاي متفاوتي ايجاد ميشود مثلا در آسيا بيماري حدت بيشتري دارد و همراه با تلفات مي‏باشد ولي در آفريقا كمتر تلفات گزارش شده است و حداكثر علائم خونريز ي Phenomena Hemorrhagic ويا حالتهاي خفيف Mild و يا مخفي Inapparent ديده مي‏شود.

مشخصات عامل بيماري:

عامل بيماري ويروسي از خانواده Bunyaviridae و جنس Nairovirus مي‏باشد. اين ويروس داراي پوشش پروتئيني ( Envelop) است و قطر ساختمان ويروس nm100 � 85 مي باشد واز گروه RNA هاي يك رشته‏اي مي‏باشد.

(Enveloped Virion 85-100nm � Single Strand � negative Sense RNA)

مقاومت ويروس در برابر حرارت كم است ودردماي c ˚56 بمدت 30 دقيقه از بين مي رود بنابر اين پختن گوشت و يا پاستوريزه كردن شير باعث از بين رفتن ويروس ميگردد، ضمنا ويروس مي‏تواند در خون بمدت ده روز در دماي c40 مقاومت كند. ويروس در محيط اسيدي مثلا اسيد استيك 2% ( ويا محيط اسيدي ايجاد شده پس از جمود نعشي ) از بين مي رود و همچنين در برابر هيپوكلريت سديم يك درصد (Hypochlorite) و محلول 2% Glutaraldehyde و يا ضدعفوني كننده‏هاي فنوليك Phenolic 5 تا 3 درصد، حساس مي‏باشد. صابون و مايعات يا مواد شستشو دهنده با اينكه ويروس از بين نمي برند ولي تا حدي ويروس را غير فعال مي‏كنند.

راه انتقال بيماري:

انتقال از طريق گزش كنه يكي از راههاي مهم ابتلاء بحساب مي‏ايد. كنه‏ها بخصوص اعضاي خانواده Hyalomma (گونه ‏هاي مختلف Hyalomm SPP.) از طريق تخمدان آلوده در تمام مراحل رشد آلوده شده و عفونت ‏زا مي‏باشند. كنه بالغ از طريق تخمدان Transovarial ويروس را به نوزادان خود انتقال مي‏دهد. در فصل فعاليت كنه، اوايل بهار تا پائيز، احتمال آلودگي زيادتر مي‏باشد.

كنه‏ها از طريق گزش حيوانات مختلف از جمله گاو، گوسفند و بز (حيوانات اهلي)، پرندگان بخصوص شترمرغ- در مزارع پرورش شترمرغ حاوي ميزان زيادي كنه مي‏باشد-، جوندگان (حتي جوجه ‏تيغي) و� را مبتلا مي سازند.

غير از كنه‏، اغلب حشرات نيز با تغذيه ازخون دام‏هاي مبتلا ، مي‏توانند بيماري را به ساير حيوانات و يا انسان انتقال دهند. پرندگاني كه حاوي كنه باشند بخصوص پرندگاني كه بطور فصلي كوچ مي‏كنند مي‏توانند در صورت آلودگي بيماري را به نقاط مختلف پراكنده كنند، ضمنا دام دراثر تماس با خون يا ترشحات مبتلايان آلوده مي‏شود.

انسان نيز در اثر تماس مستقيم ( پوششهاي مخاطي) با خون و ترشحات يا بافتهاي آلوده دام (بخصوص افرادي كه درصنعت دام نقش دارند از جمله دامپزشكان، دامپروران، كاركنان كشتارگاه) و يا كاركنان بيمارستان مثل پزشكان، پرستاران، بهياران، و�. در اثر تماس با افراد بيمار و يا وسايل آلوده آنها به بيماري مبتلا مي‏شود. ضمنا از طريق تنفس در تماس با دامهاي آلوده نيز امكان ابتلا وجود دارد.

علائم بيماري:

پس از دوره كمون 3 تا 12 روزه عفونت خوني ويروس Viremia ايجاد مي‏شود دامها بندرت علائم كلينيكي نشان ميدهند و در اثر عفونت خوني ويروسي تب بمدت يك هفته در دام دوام مي‏يابد و گهگاهي در حالت حاد خونريزي در مخاطات و يا پرخوني ديده مي‏شود و پس از يك هفته دام بعنوان ناقل بيماري ويروس را از خود دفع مي‏‏كند.

اين بيماري درانسان به صورتهاي حاد، تحت حاد و خفيف يا فرم مخفي گزارش شده است در فرم حاد پس از عفونت خوني ويروس علائم تب و سردرد، درد عضلاني، لرز،گلودرد، دردشكم، تهوع و استفراغ، اسهال، پرخوني ملتحمه چشم و حساسيت به نور ديده مي‏شود و بين روزهاي سوم تا ششم از شروع علائم، دانه‏هاي قرمز جوش مانندي (Petechi) درسطح بدن بخصوص روي سينه و دست و پا و مخاطات بدن (دهان و واژن) ايجاد مي‏شود. در فرم شديد در اثر شدت بيماري لكه‏هاي خونريزي در زير پوست مشاهده مي‏شود كه بهمراه خون دماغ، استفراغ خوني، ملنا (مدفوع خوني در اثر خونريزي در دستگاه گوارش) و خونريزي رحمي مي‏باشد.

مرگ ممكن است در اثر تداوم اسهال و در نتيجه از دست رفتن مايعات بدن ، خونريزي مغزي و يا ادم ريوي و نارسائي ريوي اتفاق افتد و ميزان مرگ ومير 15-70% گزارش شده است. بيماراني كه بدن آنها در برابر بيماري مقاومت كند از روز دهم به بعد همراه با محو شدن لكه‏هاي خونريزي بهبودي مي‏يابند ولي دوره نقاهت ممكن است تا ماهها به طول انجامد كه بهمراه عوارضي مثل اختلال در CNS م
انند مننژيت، رعشه و غش، كما و نهايتا خونريزي مغزي، سقط جنين، ريزش مو، تورم مفاصل و اعصاب، زردي در اثر تورم كبد، اختلال در بينايي و شنوائي، لخته گسترده داخل رگي(DIC) Disseminated intravascular coagulation (بهمراه ضايعات كليوي، قلبي و مغزي) ميباشد.

روش تشخيص:

درهفته اول بيماري و درمرحله تب ميتوان با نمونه‏گيري از خون ويروس را جدا كرد همچنين مي‏توان ويروس را از نمونه‏هاي بافتي مثل بافت كبد، طحال، كليه، غدد لنفاوي جدا كرد.

ويروس را مي توان در كشت سلولي تهيه شده از بافت كليه ميمون كشت داد و يا توسط آزمايش PCR (Polymerase Chain reaction) اثر ويروس را در نسخه برداري معكوس Reverse Transcriptase مشاهده كرد.

بوسيله آزمايشهاي سرمي نيز ميتوان به جستجوي آنتي‏بادي پرداخت از جمله مي توان از آزمايشهائي نظيرE LISA ، IFA (Immunofluerescense Antibody) ، خنثي سازي ,Neutralizing ab CFT Compliment fixation test)- ثبوت عناصر مكمل-) استفاده كرد. معمولا پس از شش روز IgM قابل اندازه گيري ميباشد و تا چهار ماه در خون باقي ميماند ولي IgG را تا پنج سال ميتوان در خون بررسي كرد اما در حالتهاي فوق حاد و مرگ آور در ابتداي بيماري معمولا هيچگونه آنتي بادي در خون (قبل از شش روز) قابل اندازه گيري
نمي باشد بنابراين تشخيص بر پايه جداسازي ويروس از خون وبافت ها بروش كشت سلولي ويا تشخيص آنتي ژن ويروس بروشهاي IFA, EIA و

PCR ( polymerase chain reaction) ميباشد.

همچنين با اندازه‏گيري SGOT و SGPT مي‏توان به عفونت ويروس در كبدViral Hepatitis پي برد معمولا در مبتلايان SGOT بالاتر ازSGPT مي‏باشد.

درمان و پيشگيري:

در درمان بيماران غير از مصرف داروي Ribavirin كه براي درمان تب‏هاي هموراژيك باسندرم كليوي مؤثر مي‏باشد مي‏توان از تزريق خون، يا مايعات جايگزين آن جهت كنترل حجم خون و تزريق ويتامينها و � استفاده كرد.

Ribavirin را مي‏توان بصورت خوراكي و يا تزريقي مصرف نمود. حتي در افراد در معرض خطر توصيه شده كه در جهت پيشگيري Prophylaxy بصورت رژيم پيشگيري كننده بميزان 500 ميليگرم هر شش ساعت يكبار بمدت هفت روز خوراكي مصرف شود.

استفاده از پلاسماي ايمن Immune Plasma كه تيتر بالايي از آنتي‏بادي خنثي كننده Neutralizing Ab دارا باشد توصيه شده است.

جهت پيشگيري يك واكسن تهيه شده ولي هنوز بطور گسترده براي انسان بكار نرفته است. بهترين راه پيشگيري محافظت در برابر گزش كنه مي‏باشد. بخصوص افرادي كه در صنعت دام نقش دارند بايد اقداماتي جهت محافظت خود بخصوص در فصل بهار تا پائيز كه فصل فعاليت كنه‏ها مي‏باشد داشته باشند. توصيه شده كه دامها را موقعي به كشتارگاه بفرستند كه حداقل 14روز قبل با كنه تماس نداشته و هيچگونه تب و علائمي دال بر اين بيماري نداشته باشند. بنابراين بايد دامهاي پرواري را مرتب تحت نظر قرار داد و در طي دورة پرواري چندين نوبت سم‏پاشي يا از حمام ضد كنه استفاده كرد.

كسانيكه در صنعت دام نقش دارند (كاركنان كشتارگاه، دامپروران، دامپزشكان و �) بايد بوسيله پوشيدن دستكش و ساير لباسهاي محافظت كننده خود را محافظت نمايند و هر روز لباس و وسائل را تا حد امكان سم‏پاشي و ضدعفوني كنند.

وقتي بيمار مبتلا به اين بيماري در بيمارستان بستري شود خطر انتقال عفونت در داخل بيمارستان وجود دارد بايد اقدامات كافي جهت جلوگيري از آلودگي از جمله ايزوله كردن و قرنطينة شخص بيمار، ضدعفوني وسائل در دماي C 60 بمدت يك ساعت و يا استفاده از مواد ضدعفوني كننده جهت وسائل و اشياء كه حساس به حرارت مي‏باشند (از جمله ضدعفوني كردن توسط اتيلن اكسيد)، پوشيدن دستكش ضخيم يا دولا، كلاه، عينك و غيره�

چون در حال حاضر در ارتباط با كنترل و جداسازي دامهاي مشكوك به آلودگي (حاوي تعدادي كنه و داراي تب يا علائم ديگر) كاري صورت نمي‏گيرد و يا امكان نگهداري و قرنطينه نمي‏باشد، توصيه مي‏شود پس از اقدامات بهداشتي ضمن كشتار، لاشه‏هاي مشكوك را مستقيما عرضة بازار نكنند، بلكه تحت عمل‏آوري حرارت دادن جهت تهيه كالباس و سوسيس درنظر گيرند ويا پس از ايجاد جمود نعشي در لاشه (حداقل پس از 12 ساعت ) مورد مصرف قرار گيرند. بايد توجه كرد كه امعائ و احشائ دام ( شكمبه, روده و معده, كبد ) ومغز

بعلت عدم ايجاد جمود نعشي بايد طبق ضوابط بهداشتي معدوم گردند و يا تحت عمل‏آوري حرارت دادن در دسترس مردم قرار گيرند.

هشدار بهداشتي : از خريد گوشتهاي بازرسي نشده بدون مهر دامپزشكي ( كشتار غير مجاز ) خودداري كنيد.
ترجمه و تنظيم : دكترمحمد سربي
number one
2007-Jul-14, 20:54
مبارزه با اسهال گوساله ها تحت Paraimmunity
مبارزه سیستماتیک با اسهال گوساله ها
خطرات تهدیدکننده گوساله ها دربدو تولد و منشا ابتلای اسهال گوساله ها پس از زایمان


گوساله های پس از زایمان توسط تعداد کثیری از میکروبهای گوناگون (باکتریها، ویروسها و پارازیتها) که در تمام محیط و احتمالاً توسط مادر درهنگام زایمان انتقال داده میشوند در معرض خطر قرار دارند.
مهمترین این میکروبها عبارتند از:

• (Rotavirus (Reoviridae / RNA – Virus
• (Coronavirus (Coronaviridae / RNA – Virus
• (E. Coli (Echerichia Coli
• (Cryptosporidiosis (Cryptospriidae / Eimeriinae / Sporozoa / Protozoa

شیرآغوز و اهمیت آن
گوساله تازه بدنیا آمده عاری از سیستم ایمنی فعال میباشد.
شیرآغوز مستقیماً پس از تولد گوساله نوزاد را دربرابر میکروبهای تهدیدکننده حمایت مینماید.
شیرآغوز گاوهای ماده واکسینه نشده حاوی آنتی بادیهای طبیعی میباشد که حمایت کافی نوزاد را در روز اول پس از زایمان بعهده میگیرد.
طبق برنامه های مدیریتی آگاهانه در دامداریهای مدرن اقدام به واکسینه کردن گاوهای باردار در زمانهای تعریف شده نه تنها تدبیری صحیح در پیشگیری از ابتلا به بیماری (پیشگیری از بیماری باصرفه تر از درمان بیماری میباشد) بلکه از دیدگاه اقتصادی سودمند میباشد.
امروزه با افزایش آنتی بادیهای مشخص ازطریق غیرمستقیم تحت واکسیناسیون کیفیت شیرآغوز نیز افزایش داده میشود. به این نوع شیرآغوز شیرآغوز ایده آل یا شیرآغوز کیفیت بالا میگویند.
بدیهی است که کیفیت این شیرآغوز بهمان میزان بیشتر است که آنتی بادیهای مشخص و شناخته شده اقلیمی به آن اضافه شده است. امروزه صنایع دارویی و آزمایشگاههای واکسن سازی خدمات سودمندی در این زمینه ارائه میدهند.
تغذیه با شیرآغوز میبایست حداکثر تا 8 ساعت پس اززایمان شروع شده باشد زیرا شیرآغوز ابتدایی موثرترین عامل حمایتی نوزاد را بعهده میگیرد.
گوساله های نوزاد را توصیه میگردد که در محلهای جداگانه با شیرآغوز ذخیره ای کیفیت بالا بمقدار روزانه نیم لیتر تامین نمود. با این اقدام حمایتی میتوان تا هفته های اولین پس از زایمان از ابتلا به اسهال مبارزه کرد.
از دیدگاه اقتصادی مقرون به صرفه ترین روش پیشگیری از اسهال گوساله ها استفاده صحیح و بموقع از شیرآغوز میباشد بنابراین امروزه در کشورهای توسعه یافته در دامداریهای مدرن شیرآغوز ذخیره گشته که حاوی آنتی بادیهای مشخص و اقلیمی مناسب میباشد پس از زایمان به گوساله ها داده میشود. این امر سبب کاهش هزینه های دامپزشکی در این دامداریها میباشد.

زمان مناسب واکسیناسیون
6 تا 8 هفته قبل از زایمان اولین واکسیناسیون انجام میگردد. 1 تا 3 هفته قبل از زایمان واکسیناسیون تکرار میگردد و سالانه یکبار واکسینه کردن 2 تا 6 هفته قبل از زایمان توصیه میگردد.
بدیهی است که واکسیناسیون نمیتواند جایگزین اقدامات بهداشتی در دامداریهای مدرن باشد بنابراین واکسیناسیون اقدامی تکمیلی جهت مدیریت صحیح در اجرای اقدامات اساسی در دامداریهای مدرن میباشد. از موارد اصلی تدابیر بهداشتی میتوان موارد ذیل را نام برد:
پاکیزه بودن اسطبل
اسطبل جداگانه برای گوساله ها
محل زایمان پاکیزه

از دیدگاه اقتصادی هر گوساله که بنا بدلایل خاص خود از دامداری جدا میگردد هزینه های اضافی را بوجود می آورد مانند هزینه های درمان، هزینه خرید گوساله جهت جایگزینی و در نهایت قیمت ازدست رفته گوساله جداگشته از دام. همچنین گوساله هایی که مبتلا به اسهال میگردند ناقلین اصلی این بیماری در دامداری نیز محسوب میگردند.
تمام این هزینه های اضافی و قیمت ازدست رفته یا کاسته شده را میتوان با یک اقدام پیشگیری کننده کم هزینه عملاً از بین برد.

Paraimmunity
مصونیت اکتسابی مصنوعی یا افزودن ایمنی بدن دربرابر میکروبهای گوناگون التهاب زا ، سموم و بطورکل آنتی ژن بمدت کوتاه (تا 2 هفته) را Paraimmunity میگویند. امروزه در کشورهای توسعه یافته از این طریق بطور سیستماتیک پیشگیری از بروز بیماری میگردد.
number one
2007-Jul-14, 20:56
كدام نوع از پرايونها سبب بروز بيماري جنون گاوي مي‌شوند
تازه‌ترين پژوهشها در نوع انساني بيماري جنون گاوي نشان مي‌دهد كه تنها رشته‌هاي با طول متوسط از پروتئينهاي موسوم به پرايون موجب توليد بيماري مي‌شوند و رشته‌هاي بزرگتر يا كوچكتر در اين زمينه خطري بوجود نمي‌آورند.

به اعتقاد محققاني كه به كشف اخير نايل آمده اند، متخصصان و پزشكان معالج از اين پس بايد با تامل بيشتري براي مداواي بيماريهايي مانند نوع انساني جنون گاويف آلزايمر و پاركينسن، اقدام كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 23:59  توسط دکتربابایی  | 

ـ ادم بدخيم ۴ـ بيماری پشم چينان

اين بيماری در نسوج و مايعات بدن انسان وحيوان يافت ميشود. چنانچه ميکروب در معرض هوا قرار گيرد تشکيل هاگ(اسپور) را ميدهد که در مقابل عوامل فيزيکی وشيميايی بسيار مقاوم ميباشد.

وقوع بيماری در انسان:

در بين افرادی که با گاو سر کار داشتند ويا افرادی که پشم و پوست نگهداری ميکردند شايع بود و در بين کارگران صنعتی کارخانه های پشم,پوست بز و ديگر پوستها نيز اتفاق می افتد.

بيماری در انسان:

دوره کمون بيماری ۲تا۵ روز است. سه شکل کلنيکی: جلدی,ريوی يا تنفسی,معدی -روده ای قابل تشخيص ميباشد که در بين آنها شکل جلدی معمولی ترين آن بوده وبيش از ۹۰ درصد سياه زخم انسانی را شامل ميشود.

بيماری از طريق تماس حيوانات آلوده به انسان انتقال می يابد.

جراحت اوليه به صورت تاولی در محل نفوذ ميکروب تشکيل که سپس به زخم گود سياه رنگ پيشرفت ميکند.

جراحات جلدی بدون درد بوده ويا فقط درد بسيار جزئی داشته وبدين ترتيب ممکن

است شخص به موقع به پزشک مراجعه نکند,چنانچه بيمار تحت درمان قرار

نگيرد,عفونت ممکن است پيشترفت کند و منجر به سپتی سمی و مرگ شود.

شکل ريوی بيماری از طريق استنشاق هاگهای باسيلوس آنتراسيس حادث ميشود.

شاربن معدی- روده ای(گوارشی) در نتيجه مصرف گوشت آلوده ايجاد ميشود.

بيماری توام با استفراغ وخون در مدفوع تظاهر نموده و ميزان مرگ و مير ناشی از اين بيماری زياد است.

بيماری در حيوانات:

در حيوانات اين بيماری به ۳ شکل: فوق حاد,حاد و تحت حاد,مزمن اتفاق

می افتد.

شکل فوق حاد بيماری عمدتآ در گاو,گوسفند,بز که اغلب در ابتدای شيوع بيماری رخ می دهد.

بيماری به طور ناگهانی شروع شده و به سرعت منجر به مرگ حيوان ميگردد. حيوانات مبتلا علائم سکته مغزی نشان داده و از بين ميروند.

شکل های حاد و تحت حاد بيماری معمولآ در گاو,اسب,گوسفند اتفاق می افتد.

نشانيهای بيماری با تب,قطع نشخوار,هيجان شروع گرديده وبا

افسردگی,اشکال در تنفس,حرکات بنام آهنگ,تشنج ادامه يافته و به مرگ منتهی ميگردد.

اغلب اوقات ترشحات خونی(هموراژی) حفرات طبيعی بدن و همچنين ادم قسمتهای مختلف بدن مشاهده می شود.

شکل مضمن بيماری عمدتآ در حيوانات کمتر حساس چون: خوک اتفاق می افتد

ولی همچنين ممکن است در گاو,اسب,سگ ديده شود.

 

اکثر حيوانات به شکل مزمن مبتلا می شوند

کنترل:

پيشگيری شاربن در انسان عمدتآ بر اساس رعايت موارد زير است:

۱ـ کنترل عوفونت در حيوانات

۲ـ جلوگيری از تماس با حيوانات و محصولات حيوانی آلوده.

۳ـ رعايت بهداشت شخصی و محيطی در مکانهائی که محصولات با

منشآ دامی جابه جا می گردد(از جمله تهويه مناسب ساختمان,استفاده از

لباس کار و . . .)

۴ـ مراقبت های پزشکی لازم در مورد زخمهای جلدی.

۵ـ ضد عفونی مو و پشم با محلول گرم فرم آلدئيد.

 

درحال حاضر واکسن اسپور(فاقد کپسول) استرن به طور وسيعی به کار

ميتوان گرفت . . .
number one
2007-Jul-14, 19:38
نکاتي ارزنده در مورد خريد و نگهداري سگ در منزل

سگها به دلايل زيادي به عنوان حيوان خانگي مورد استقبال قرار گرفته اند. از آن جمله مي توان به زيبائي, شخصيت وفادار, فراهم آوردن محيطي شاد در محيط زندگيشان اشاره کرد. اما بايد به خاطر داشته باشيد که علاوه بر آنچه ذکر شد, مسئوليت مستقيم مراقبت از آنها بر عهده دارنده اشان مي باشد. پيش از انتخاب و خريد سگ بايد به پرسشهاي زير پاسخ دهيد:

1- آيا نحوه زندگي شما با نگهداري يک سگ همخواني دارد؟

2- آيا محل زندگي شما طوري هست که بتوانيد از يک سگ نگهداري کنيد؟

3- آيا در منزل شما کساني هستتند که از سگها خوششان نيايد يا به هر دليل نتوانند حضور سگ را تحمل کنند؟

4- آيا در منزل شما کساني هستند که به هر دليل داراي آلرژي به آن باشند؟

5- آيا کساني را مي شناسيد که در غياب شما از سگتان نگهداري کنند؟

وضعيت کاري و مالي شما چگونه است, در اين مورد نيز بايد به پرسشهاي زير پاسخگو باشيد:

1- آيا شما استطاعت مالي جهت نگهداري از سگ را داريد؟

2- آيا شما مي توانيد علاوه بر نيازهاي شخصي و ضروري خود نيازمنديهاي مختلف يک حيوان را پاسخگو باشيد؟

3- آيا توان پرداخت هزينه هاي بهداشتي و پزشکي ساليانه حيوان را خواهيد داشت؟

علاوه بر آن نکات ديگري نيز بايد مورد توجه شما قرار گيرد:

1- آيا وقت کافي براي گذراندن با سگ خود را خواهيد داشت؟ ( نظير قدم زدن و بازي کردن و ... )

2- آيا شما در منزل از حيوانات ديگري نگهداري مي کنيد و يا احتمالا فرزندان خردسالي نيز داريد؟ در چنين موردي معمولا بودن يک حيوان خانگي به طور کلي چندان مناسب نمي باشد, زيرا کودکان هنوز درک کافي از يک حيوان خانگي را ندارند.

3- از چه حيوانات ديگري در خانه نگهداري مي کنيد؟

4- احتمالا از فرزندان و حيوانات قبلي که در منزل نگهداري مي کرديد چه نوع واکنشي را نسبت به اين عضو جديد نشان خواهند داد؟

پدران و مادران توجه کنند:

آيا شما توله اي کوچک را براي کودکان خود جهت نگهداري در منزل انتخاب کرده ايد؟ اگر چنين است بايد به شما بگوئيم که خريداري يک توله حساس و کوچک نمي تواند بهترين راه آموزش مسئوليت پذيري به کودکان باشد. ( زيرا که حيوانات اسباب بازي نيستند ) و در صورتي که کودکان شما قادر به نگهداري از اين توله نباشند زندگي سختي را خواهند گذراند. حقيقت آن است که در چنين مواردي شما خود بايد مسئوليت نگهداري از سگي را که براي کودکان خود تهيه کرديد بر عهده بگيريد. توجه داشته باشيد که يک توله عضو جديدي از خانواده است و بايد تمامي افراد خانواده در نگهداري و مراقبت از او کوشا باشند.

 

انتخاب سگ

 

حال اگر ميتوانيد چنين مسئوليتي را بر عهده بگيريد بايد بدانيد که چه نوع سگي را مي خواهيد و نژادهايي را انتخاب کنيد که با نيازها و شرايط شما هماهنگي دارند. اگر مي خواهيد از يک توله نگهداري منيد مطمئن باشيد که توله سالمي را انتخاب کرده ايد.

حال نظر شما را به نکاتي جلب مي کنم که براي انتخاب يک سگ سالم مورد توجه قرار بگيرد:

1- چشماني درخشنده و شفاف و بدون هيچ نوع ترشح اضافي

2- پوست و گوش هاي تميز

3- لثه هائي سالم و صورتي رنگ و دندانهاي سالم و مرتب

4- بدني سالم و بدون هيچگونه ناهنجاري در اندام ها

5- پوست درخشنده و سالم

6- چشم و قوه بينائي و شنوائي سالم و قوي. سعي کنيد با ايجاد محرک هاي مناسب اين حواس را امتحان کنيد.

در صورتي که سوالات و يا ابهام خاصي در مورد سلامت حيوان داريد, مي توانيد از دامپزشک مورد اعتماد خود کسب اطلاع نمائيد. به خاطر داشته باشيد که تنها دامپزشک مي تواند مشاور خوبي در اين موارد باشد.

 

آيا اين سگ بيمار است ؟

 

حتي زمانيکه شما قويترين و سالمترين توله ها انتخاب کنيد اين موضوع به اين معنا نخواهد بود که او هيچگاه مريض نخواهد شد .

در اينجا نيز شما را علايمي که نشان دهنده بروز مشکل هستند آشنا مکنيم .

1- بي اشتهائي يا کم شدن آن .

2- درد يا تب .

3- استفراغ بيش از سه بار( در روز ) و يا استفراغ همراه با خون .

4- اسهال يا هر نوع تغيير در نحوه اجابت مزاج و يا ادرارکردن حيوان .

5- وجود سرفه يا عطسه در زمان تنفس .

6- نوشيدن بيش از حد و غير طبيعي آب .

7- خستگي و کسالت .

8- تشنجها و حرکات عصبي احتمالي .

9- هر نوع ترشح از چشمها .

از کجا بايد سگ تهيه کرد ؟

بايد دانست که انتخابهاي زيادي براي شما وجود دارند اما کدام يک براي شما مناسب است ؟

پت شاپ

در اين نوع مراکز مي توانيد از ميان توله هاي متعدد و مختلف نژاد هاي مختلف توله هاي سالم و سر حال را پيدا کنيد .

در صورت امکان سوابق و مشخصات پدر و مادر توله ها ي مورد انتخاب خودرا از فروشنده بخواهيد .

البته بايد مراقب باشيد که توله هاي ضعيف و کم ارزش و با سوابق نا مشخص را انتخاب نکنيد .

خريد ازپرورش دهندگان سگ

در صورت تماس با ما مي توانيد پروش دهندگان فعال و خوبي را بيابيد و در صورت تمايل مي توانيد با مراکز و کلينيک هاي دامپزشکي در اطراف محل سکونت خود تماس بگيريد .

اگر شما خواستار داشتن يک توله از نژادي اصيل هستيد سعي کنيد تا اطمينان يابيد که پرورش دهنده مورد نظر تنها سگهاي سالم واصيل و بدون هيچ نوع مشکلات توارثي استفاده مي کند .

شما بايد در اين مورد نيز اطمينان حاصل کنيد که پرورش دهنده مورد نظر شما از سگهايي که داراي خلق وخوي وحشي هستند استفاده نمي کند .

يک پرورش دهنده خوب فقط بفکر کسب درآمد نبوده و علاقه منداست تا بداند آيا شما مي توانيد محيط مناسب براي توله هايي که او پرورش مي دهد فراهم کنيد ؟

سئوالاتي که بايد از پرورش دهنده پرسيده شود ؟

1- تاريخچه نژاد مورد نظر چيست ؟

2- آيا در مورد بيماريها پيگيري و مرافبتي دارند ؟

3- در مورد( خصوصيات ) اين نژاد چه مي توانند به شما بگويند ؟

4- آيا در انجمن خاصي در مورد نژاد بخصو صي عضويت داريد ؟

5- آيا در مورد نسل کشي نژاده اي متعددي فعاليت مي کنيد ؟

6- آيا ميتوانند در مورد ساير مشتريان به شما اطلاعاتي بدهند ؟

7- چه نوع ضمانت احتمالي را در مورد نژاد مورد نظر شما مي توانند ارائه کنند ؟

8- آيا ميتوانند سگ را تربيت کنند و اگر ميتوانند چگونه ؟

9- چه مدت زماني را براي تحويل دادن نژاد مورد نظر شما در نظر دارند ؟

10-آيا دامپزشک اين توله را مورد تاييد قرار داده است ؟

شما بايد توجه داشته باشيد که از کجا توله مورد نظر خود را تهيه مي کنيد و آيا دامپزشک مورد نظر شما اين حيوان را مورد تاييد قرار مي دهد ؟

شما بايد تمام موارد مورد نظر خودرا به دقت بر شمرده و با توجه به آنها بهترين مورد را انتخاب کنيد ؟

در اين باره مي توانيد سئوالات بيشماري را بپرسيد و از اينکه براي يافتن سگ مورد نظر خود وقت صرف مي کنيد خسته نشويد و سعي داشته باشيد تا بهترين انتخاب را انجام دهيد .

 

آماده کردن منزل

پيش از آوردن توله مورد نظر خود به منزل بايد انرا از هر نظر اماده سازيد . بخاطر داشته باشيد شما موجودي کنجکاو را به خانه مي اوريد و از اين نظر بايد هر نوع اسباب و يا وسائلي را که ميتوانند به توله شما اسيب برسانند از دسترس او دور کنيد و يا هر نوع ماده اي را که مي تواند سبب مسموميت شود نظير پاک کننده ها و شوينده هاي مختلف ء انواع اسپري ها و ..........

همچنين بايد سيمهاي برق و يا هر نوع وسيله الکتريکي را از محل بازي و يا رفت و آمد خود برداريد .

در ضمن اشياي گرانقيمت و قابل شکستن را نيز تا زماني که توله شما به سن رشد برسد : بايد در محل امني نگه داري نمائيد .

هميشه روي آشغالها و دور ريختنيها را بپوشانيد زيرا توله شما به درون آنها شيرجه رفته و به منظور يافتن اشياء پنهان شده احتمالي همه آنها را پراکنده خواهد کرد .

گياهان آپارتماني بسياري ميتوانند براي سگها سمي باشند به همين منظور آنها را از مکاني که توله شما امکان دسترسي و جويدن آنها را دارد دور کنيد .

چگونه به اين تازه وارد خوشامد بگوئيم ؟

چنانچه براي شما امکان پذير است چندي از محل کار خود مرخصي بگيريد و يا سعي کنيد در يک تعطيلات طولاني آخر هفته وقت خود را در کنار اين عضو جديد خانواده بگذرانيد ء تا هر يک از شما ديگري را بهتر بشناسيد .

اگر شما ميخواهيد تا سگ شما بيشتر وقتش را در حياط منزل بگذراند و يا به هر دليل قادر به نگه داري از آن درون منزل نيستيد ( نظير سگهاي نگهبان ) بايد قبل از هر چيز خانه اي مناسب براي او در نظر بگيريد اين خانه بايد به اندازه کافي بزرگ باشد که سگ شما بتواند درون آن بطور کامل بايستد و به دور خود بچرخد اين خانه بايد از بارش برف و باران در امان باشد و کف آن بايد کمي برجسته ترو بلند تر از سطح زمين باشد .

آنچه براي سگ شما ضروري است :

در اينجا به چيزها ئي اشاره ميکنيم که شما بايد براي سگ خود تهيه کنيد

غذا

لا اقل به اندازه دو هفته غذاي مورد نياز توله خود را تهيه کنيد .

ظرف غذا

بهترين انتخاب در اين مورد ظروف تمام استيل و زنگ نزن است . مزيت اين ظروف نسبت به ساير انواع اينست که براحتي در دسترس بوده, براحتي تميز مي شوند و پس از مدتي استفاده بو نخواهند گرفت.

قلاده و ..........

قلاده اي که انتخاب مي کنيد نبايد بسيار تنگ باشد. معيار مناسب براي اندازه گيري قلاده اينست که بتواند دو انگشت خود را براحتي بين قلاده و بدن سگ قرار دهيد.

ابزار برس کشيدن

يک برس, شانه و شامپوي مناسب حيوانات خانگي نياز شما را نسبت به نظافت و تيمار کردن سگتان بر طرف مي سازد.

اسباب بازي

اين وسايل سگ را بخود مشغول کرده و در بعضي موارد مانع از خرابکاري او در خانه نيز مي شود.
نکته اي که بايد به آن توجه کرد اينست که ان اسباب بازيها نبايد قابل بلع و يا شکستن باشند زيرا مي توانند سبب خفگي و يا آسيب هاي جدي به دستگاه گوارش شوند.

 

محل خواب

يک سبد ( البته براي سگ هاي کوچکتر ) مي تواند بسيار مناسب باشد. محل آنرا به سليقه خود مي توانيد انتخاب کنيد. در گوشه اتاق خواب, حيات منزل و يا هر نوع محل مناسب ديگر.
number one
2007-Jul-14, 19:39
سالمونلوز وابسته به خزندگان

به طوري که ميانگين تخمين زده می شود که 60 تا 90 در صد خزندگان سالمونلا را باخود حمل می کنند. به علت فلور طبيعی ونرمال خزندگان ( پوست ودستگاه گوارش ) اين طرز فکر عاقلانه است که اگر بگوييم چيزی به عنوان خزنده بدون سالمونلا وجود ندارد . ( M. L headrich . 2001 )

اکثر خزندگان بدون آنکه نشانه بالينی خاصی داشته باشند ، سالمونلا را با خود حمل می کنند.
( L. Geue u. l. Schner 2001 ) درمان آنتی بيوتيکی نميتواند خزندگان را از سالمونلا پاک کند . حتی ممکن است باعث مقاومت بيشتر سالمونلا نسبت به آنتی بيوتيک شود . خزندگان اغلب چندين نوع ( سروتيپ ) از سالمونلا را به طور همزمان با خود حمل می کنند . تا کنون همه جنس های مختلف سالمونلا از خزندگان جدا شده است ، مرکز کنترل وپيشگيری بيماريها در آمريکا گزارش می دهد (CD.C) که به دليل افزايش تماس خزندگان با انسان در سالهای اخير ، سالمونلوز وابسته به خزندگان افزايش چشمگيری در آمريکا داشته است .

اخيراً در ايران نيز تمايل مردم برای نگهداری خزندگان ( لاک پشت ) افزايش يافته است .متأسفانه مارمولک نيز در برخی از خانه های ايرانی به وفور يافت می شود.

خطر خزندگان :

سالمونلاها باکتری ميله ای روده ای می باشند که باعث ايجاد عفونت روده ای می شوند . منبع اصلی عفونت سالمونلا غذای آلوده می باشد و بيشتر افراديکه با سالمونلا عفونت روده ای پيدا می کنند . دچار اسهال ، تب ودل درد می شوند . دربعضی افراد ممکن است عفونت آنقدر شديد باشد که بيماران نياز به بستری شدن در بيمارستان را داشته باشند .

باکتری سالمونلا علاوه بربيماريهای روده ای ، درافراد نابالغ ويا افراديکه سيستم ابمنی تضعيف شده دارند شامل بچه های کمتر از 5 سال ، زنان حامله ، افراد مسن، باعث ايجاد بيماريهای ديگر از جمله حصبه، عفونت های موضعی، عفونت خون ، عفونت استخوان وحتی مننژيت ومرگ در بچه ها ونوزادان می شود . سالمونلوز وابسته به خزندگان يک عفونت باکتريای است که توسط با کتری سالمونلا ايجاد می شود . مرکز کنترل وپيشگيری بيماريها ، دراين رابطه گزارشی منتشر کرده است .

اين مرکز تخمين می زند که در هر سال در آمريکا 93000 سالمونلوز وابسته به خزنده وجود دارد اين مسئله باعث ايجاد نگرانی زيادی برای دارندگان خزندگان ويا هرکس که بطور مستقيم يا غير مستقيم در تماس هستند ، شده است .


نکات مهم در گزارش مرکز کنترل وپيشگيری بيماريها با خزندگان :


دربچه ها احتمال آلودگی سالمونلا ی وابسته به خزندگان بيشتر است .

خيلی از کسانيکه خزندگان را درخانه نگهداری می کنند از خطريکه ممکن است از جانب خزنده خانگيشان به آنها منتقل شود، بی اطلاعند .

با افزايش نگهداری خزندگان در خانه ممکن است سالمونلا وابسته به خزندگان به يک مشکل عمومی تبديل شود .


چگونه سالمونلا از خزنده به انسان منتقل می شود ؟

بيماری سالمونلوز وابسته به خزندگان به دليل تماس مستقيم ياغير مستقيم با مدفوع خزندگان بروز می يابد . همچنين به احتمال بسيار زياد سالمونلا از طريق پوست خزنده هم منتقل می شود. قابل توجه آنکه احتمال انتقال سالمونلا از طريق وسايلی که درارتباط خزندگان بوده اند وجود دارد .


چگونه می توانيم از بسياری سالمونلوز وابسته به خزندگان جلوگيری کنيم ؟

 

1- افرادمی بايست بعد از تماس با خزندگان وياحتی وسايل آنها دست خود را با آب وصابون بشويند .

2- در خانه هايی که دارای بجه های کمتر از 5 سال ، افراد مسن وبطور کلی افراديکه سيستم ايمنی ضعيف دارند ، خزندگان می بايست در خارج از محل زندگی نگهداری شوند ، همچنين مادران آبستن می بايست قبل از بدنيا آمدن نوزادشان، خزندگان خانگی خود را به خارج از خانه منتقل کنند .

3- به خزندگان نبايد اجازه داده شود که در اتاقهای خانه ودرمحيط داخلی خانه حرکت کنند .

4- خزندگان می بايد در محلهايی که دوراز آشپزخانه وانبار موادغذايی هستند نگهداری شوند

5- همچنين وسايل حمامی که برای شستشوی خزندگان ولوازم آنها استفاده می شود می بايست کاملاً تميز وضد عفونی شوند .

6- مراکز فروش حيوانات خانگی ، دامپزشکان وپزشکان اطفال می بايست اطلاعات کامل را در مورد نگهداری خزندگان وخطه سالمونلوز وابسته به آنها را در اختيار صاحبان خزندگان وخريداران بدهند .

 

 

- لازم به ذکر است که در طول سال 1382 توسط نگارنده تحقيقات جامع وگسترده ای در مورد آلودگی سالمونلا در خزندگان ايرانی به عمل آمد . که درطی اين تحقيق مشخص شد که در صد بالايی از خزندگان ايرانی بخصوص لاک پشت سالمونلا را باخود حمل می کنند .

- کاهش خطر ابتلا به سالمونلای وابسته به خزندگان در مسئوليت پذيری مالکين ، آگاهی همگانی وآموزش خلاصه می شود .
number one
2007-Jul-14, 20:10
تولارمي(تب خرگوش)

عامل بیماری تولارمی باکتری به نام فرانسی زلاتولارنسیس است. اسامی مختلفی برای بیماری تولارمی عنوان شده است از جمله می توان به: شبع طاعون، تب خرگوش (Rabbit fever)، تب مگس گوزن (Deer-fly fever)، بیماری اوهارا (Ohareis disease)،را نام برد.


بیماری تولارمی اولین بار در سال 1911 توسط ماک کوی از سنجاب در کالیفرنیا جدا شد.چند سال بعد فرانسیس این باکتری را عامل تولارمی نامگذاری کرد.


باکتری فرانسیس زلاتولارنسیس باکتری کوچک، گرم منفی و فاقد کپسول می باشد، این باکتری قادر به آلوده کردن انسان، جوندگان، ماهیان، حشرات، کنه ها و در واقع بیش از 100 گونه از جانوران است اما خرگوش بعنوان منبع اصلی بیماری شناخته شده است.


ابتلا انسان در کشورهای مختلف بیشتر از طریق شکارچیانی که با جوندگان در تماس بوده اند و یا از طریق نیش حشرات، بخصوص مگس و کنه گزارش شده است. در حال حاضر راههای انتقال بیماری را به انسان روشهای گوناگون می شناسند که شامل:


- تماس پوست یا سطوح مخاطی انسان با خون یا بافتهای آلوده حیوانات مبتلا به تولارمی.


- گزش توسط نیش کنه و یا مگس حامل باکتری.


- خوردن گوشت خوب پخته نشده خرگوش.


- نوشیدن آب آلوده.


- تنفس گرد و خاک آلوده به باکتری تولارمی.


خوشبختانه مورد انتقال از انسان به انسان تا کنون دیده نشده است.


بیماری تولارمی در حیواتات ایجاد جراحات گرانولوماتوز می کند، این جراحات نکروز و گاهی چرکین شده و گره های لنفاوی ناحیه ای که میکروب وارد بدن حیوان شده است را درگیر می کند.


در انسان علایم بیماری به مسیر آلودگی بستگی دارد. در محل ورود باکتری زخم ایجاد می شود و موجب تورم گره های لنفاوی آن ناحیه می شود. در صورتیکه باکتری از راه تنفس وارد بدن شود سبب ایجاد حالت ذات الریه(pneumonia) می شود. خوردن باکتری نیز موجب زخم در گلو و ایجاد درد در ناحیه شکم، اسهال و تهوع می شود. این باکتری همچنین در داخل بدن سبب ایجاد جراحات نکروتیک بر روی کبد و طحال می شود.


کنترل بیماری:


واکسن بیماری تولارمی در بسیاری از کشورها بخصوص امریکا موجود است، در صورت ابتلا انسان به تولارمی به راحتی می توان توسط آنتی بیوتیک های از جمله استرپتومایسین، اریترومایسین و با تاثیر کمتر کلرامفنیکل بیماری را تحت کنتل در آورد.


یک از راههای انتفال بیماری نیش مگس و کنه است که با پوشیدن لباسهای بلند و استفاده از کرمهای دافع حشرات و همچنین بررسی دقیق لباس و کفش قبل از پوشیدن از لحاظ اینکه کنه ها داخل آن قرار دارند یا خیر از انتقال بیماری می توان جلوگیری کرد.


در مناطق آلوده افراد باید از آشامیدن، حمام کردن، شنا کردن در رودخانه ها خودداری نمایند، در این مناطق افراد در هنگام کار کردن با حیوانات حتما از دستکش استفاده کنند تا از انتقال باکتری از طریق حیوانات آلوده جلوگیری به عمل آید.


در صورتیکه افراد در مناطق آلوده زندگی می کنند در زمانی که احساس تهوع، گلو درد و درد درنقاط مختلف بدن می نمایند باید توسط پزشک مورد معاینه قرار گیرند.


درپايان سوالي ازخوانندگان محترم داشتم؟
آياممكن است خرگوشهاي اهلي خانگي هم به اين بيماري مبتلا شوند؟
جهت پيشگيري براي خرگوشهاي اهلي چه كارميتوان كرد؟
number one
2007-Jul-14, 20:12
Hip Dysplasia
Dysplasia براي اولين بار در سال 1930 به عنوان يك بيماري ژنتيكي و Developmental توصيف گرديد كه با افزايش سن خود را نشان مي دهد. اين بيماري مختص سگهاي بزرگ جثه با رشد سريع بوده كه بيش از 12 كيلوگرم وزن مي گيرند. بيش از 110 نژاد سگ شناسايي شدند كه مي توانند به اين بيماري دچار گردند. نژاد هاي همچون:

Afghan Hound , Akita , Alaskan malamute , American Bulldog , Antalian shepherd dog , Australian cattle dog , Bearded Coli , Blood hound , Boxer , Dachshund , Dalmatian , English bulldog , German shepherd dog

بيشتر در معرض ابتلاء بوده. در اين بيماري مفصل Hip بدشكل مي شود و حفره استابلوم يا Head femur مشكل دارد. به اين صورت كه يا حفره استابلوم عمق كافي ندارد يا Head femur بدشكل شده كه به درجاتي مي تواند يكي از اين دوتا يا هر دو با هم باشد. سگهايي كه دچار اين عارضه هستند از ايستادن روي پاهاي عقبي و جست و خيز پرهيز كرده و از بالا رفتن از پله ها متنفرند. سگهاي جوان 5 تا 10 ماهه علائم درد را به تدريج نشان داده. آن هم زماني كه مفصل Hip آنها Extend شود. اين بيماري تحليل بافت عضلاني و كاهش حركات حيوان را به دنبال خواهد داشت. سگهايي كه دچار اين عارضه شوند Round ligament آنها پاره شده و كپسول مفصلي در آنها اتساع مي يابد. فاكتورهاي محيطي همچون تغذيه و ورزش بيش از حد مي توانند نقش مهمي در توسعه Dysplasia بازي كنند. حدود 95 درصد سگها در هر دو مفصل Hip با اين بيماري دست به گريبان هستند.
سه تيپ اين بيماري عبارتند از:

1- Mild Dysplasia = بدون تغييرات دژنراتيو - Subluxation

2- Moderate Dysplasia = فيبريلاسيون غضروف، اروژن روي سر هد استخوان ران و استئوفيتز در استابلوم

3- Severe Dysplasia = بيشتر در سگهاي پير ديده مي شود به همراه آرتريت و تخت شدن سر استخوان ران

تشخيص بر اساس نژاد، تاريخچه، معاينات باليني و تهيه راديوگراف صورت مي گيرد.

درمان:
درمان به 2 صورت انجام مي گيرد: يا به توسط روشهاي جراحي ( مربوط به بحث اين انجمن نمي شود و دوستان براي آگاهي از چگونگي آنها به انجمن جراحي مراجعه كنند) و يا درمان Medical كه به Conservative Therapy معروف است كه از طريق كند كردن پروسه تغييرات دژنراتيو و جلوگيري از بين رفتن بافت غضروفي و تجويز ضد التهاب هاي غير استروئيدي و تركيبات محافظت كننده از باف غضروفي و همچنين مديريت تغذيه اي براي كنترل رشد و وزن سگ به علاوه تجويز ضد درد ها صورت مي گيرد. مسئله مهم نگهداري support عضلاني است. عضلات با شنا كردن، راه رفتن و قدم زدن تقويت مي شوند ولي بايد از حركات آكروباتيك و پرش كه به مفاصل فشار مي آورد به شدت پرهيز كرد. يك راه درماني براي آرتريت دژنراتيو و البته Hip Dysplasia اين است كه از تركيب Poly Sulfated Glycosaminoglycans يا PSGAGS استفاده شود.
PSGAGS ها به طور طبيعي يكي از اجزاي سازنده غضروف مفاصل و مايع مفصلي هستند ولي به هر حال استفاده از اين ماده هنوز فراگير نشده و تحت آزمايش قرار دارد.
number one
2007-Jul-14, 20:13
گياه درماني در حيوانات

همه ما با گياه درماني و درمان سنتي آن هم با استفاده از گياهان و جوشانده هاي آنها تا حدودي آشنايي داريم ولي اينجا ما قصد داريم در مورد گياه درماني در دامپزشكي صحبت كنيم. آن سوي آبها در اروپا و ايالات متحده دامپزشكاني هستند كه از گياهان براي درمان بيماران بي زبانشان استفاده مي كنند.

نكات مهم:
* گياهان تجويز شده مي توانند به صورت پخته و يا در غذاي مصرفي وارد گردد
* به عنوان يك دارو مي تواند در بسياري از بيماريهايي كه مزمن شده اند بكار رود
* مي تواند اثرات جانبي داشته باشد و همچنين تداخل دارويي

دامپزشكان كه مايل به استفاده از اين شيوه ها هستند ابتدا دروس و كتب گياه پزشكي انساني را مي خوانند سپس آنها را متناسب با فيزيولوژي و بيوشيمي حيوان مورد نظر تطبيق مي دهند.

گياهاني كه مي توان در جيره غذايي حيوانات خانگي وارد كرد :
بسياري از دامپزشكان معتقد هستند كه نمي توان يك تغذيه كافي و مناسب را از طريق غذا هاي آماده و كنسرو شده كسب كرد. همانطور كه در انسان ما به تغذيه از سبزيجات و ميوه هاي تازه نياز داريم.
پختن آرام غذا طوري كه كيفيت آن از دست نرود و در آن مخلوطي از گوشت ( گوساله و مرغ ، ماهي، خوك و...) غلات كامل (جو، يولاف، برنج و...) به علاوه سبزيجات تازه يا فريز شده مي تواند هم به غذاي مصرفي حيوان خانگي شما تنوعي بدهد و هم نيازهاي اساسي تغذيه آن را جوابگو باشد. شما مي توانيد از مواد زير در وعده هاي غذايي دام خود استفاده كنيد :
- زنجبيل براي nausea, motion sickness
- زردچوبه با خاصيت آنتي اكسيدان، ضد سرطان و محافظت كننده از كبد
- جعفري با خاصيت مدر بودن
- سير براي خاصيت ضد ميكروبي و ضد سرطان
- قارچ محرك سيستم ايمني
- كنگر براي بيماري هاي كبد
- Cranberry براي عفونت هاي دستگاه ادراري

وضعيتهاي معمولي كه استفاده از اين مواد گياهي مي تواند در رفع آن كمك كننده باشد:
- Motion Sickness : زنجبيل
- درماتيت حاد : كمپرس چاي سبز و يا سياه
- آلرژي ها : burdock, tang kuei
- زخم ها : aloe, comfrey ، بابونه كه بايد موضعي مصرف گردند
- عفونت هاي مجراي فوقاني تنفس : echinacea, oregon grape root
- آرتريت : boswellia, devil's claw
- بيماريهاي كبد : زردچوبه ، milk thistle, artichokes
- التهاب ملتحمه : كمپرس با چاي
- ديابت : gymnema, bitter melon

گياهاني كه براي حيوانات خانگي بالقوه زيانبار هستند :
- Pennyroyal كه براي سگ و گربه بسيار سمي است
- White Willow bark ساليسيلات آن براي گربه سمي است
- سير كه باعث آنمي Heinz body مي شود
- Tea Tree oil كه براي گربه ها و سگ هاي كوچك بسيار سمي است
- Ma Huang كه گربه ها در برخورد با آن دچار واكنش هاي ايديوسنكراتيك مي شوند

اين دامپزشك متخصص است كه تعيين مي كند كه كدام ماده گياهي براي كدام وضعيت حيوان خوب است و اين كه چه مقدار و با چه دوزي داده شود ، در صورت مصرف سر از خود اين مواد نارسايي هاي زير حاصل مي شود

- بيماريهاي كليوي در اثر مصرف قاصدك و جعفري
- بيماريهاي قلبي در اثر مصرف motherwort, hawthorn, goldenseal, oregon grape, barberry
- بيماريهاي اتوايميون ناشي از echinacea, reishi, maitake, astragalus
- بيماريهاي تيروئيد ناشي از كلپ ها و bugleweed
- بيماريهاي كبدي در اثر مصرف قاصدك

در صورت مصرف داروهاي زير نبايد از برخي مواد گياهي استفاده كرد . البته منع مصرف بستگي به نظر دامپزشك متخصص دارد

Steroids: Prednisone, Medrol, Dexamethasone
Cardiac drugs: Digoxin, Enalapril, Norvasc, Lotensin, atenolol etc
Diuretics: Furosemide, spironolactone, Diazide
Central Nervous system drugs: Elavil, Buspirone, clomipramine, phenobarbital
Hormones: diethylstilbestrol, thyroxine
Antibiotics: sulfa drugs
Diabetic/hypoglycemic drugs: Insulin, glipizide, acarbose
Aspirin
Chemotherapy agents
Anti-inflammatories: Etogesic, Rimadyl, phenylbutazone
Bronchodilators: Theodur/theophylline
البته اين روش درماني بيشتر جنبه حمايتي دارد و در كنار تجويز داروهاي رايج مي توان از اين شيوه جديد درماني بهره جست. همان طور كه در بالا هم اشاره كردم در موارد مزمن و حتي حاد درصد بهبودي بالا بوده. سعي ميكنم در مقالات بعدي نگاه دقيق تري به اين شاخه جديد درماني داشته باشيم.
number one
2007-Jul-14, 20:15
flea و بيماريزايي ناش از آن

بیماری انگلی خارجی پوست در سگ و گربه، ناشی از ککها ( Fleas)

ککها ( Fleas ) :
ککها حشرات کوچک با اندازه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 23:57  توسط دکتربابایی  | 

عمليات ريشه كنی
به محض تصميم بر حذف جمعيت ارزيابی بايستی صورت پذيرفته و سريعاٌ دستور حذف دام ها را صادر كرد.
لاشه های دامها ، توليدات دامی ، كود ، وسايل غذاخوری و ساير تجهيزات كه قابل ضدعفونی نيستند بايستی در همان مكان مدفون يا سوزانده شوند. البته روش دفن بيشتر توصيه می شود. روش دوم برای معدوم كردن استفاده از آتش است و بايد توجه داشت كه در صورت وجود حجم زيادی از شير در ابتدا آن را ضد عفونی كرده و سپس در يك گودال عميق دفن نمود.
كليه كاميونهايي كه لاشه های دامها را جهت معدوم كردن حمل می نمايند بايستی كاملاً قابل ضدعفونی و سرپوشيده باشند. كليه لاشه ها را قبل از بارگيری بايستی ضدعفونی كرد. و اگر زمان معدوم نمودن طولانی شود بايستی علاوه بر ضدعفونی لاشه ، پا و سر و نقاطی از لاشه كه دچار ضايعه شده اند را در كيسه ای قرار داد.
در خصوص كود بايستی كودها را حداقل در فاصله 100 متری از دامداری دپو كرد. سپس سطح كود را با مواد ضدعفونی اسپری نمود و روی كود را با پلاستيك ضخيم پوشاند. سپس اين كود بايستی 6-3 ماه در محل باقی بماند.

كنترل ناقلين
بندپايان ( حشرات ، كنه و جرب ها ) ، جوندگان و پرندگان بالقوه ناقلين مكانيكی در انتقال ويروس تب برفكی می باشندو به محض تشخيص بيماری سريعاٌ بايستی نسبت به كنترل اين ناقلين اقدام كرد.

شرايط اعلام پاك شدن منطقه
مكانها بايستی به مدت 30 روز خالی مانده باشند. پس از تائيد پاكيزگی و ضدعفونی و حذف ويروس بعد از 30 روز چند گونه آزمايشی انتخاب می شوند و به شرح ذيل اقدام می گردد.
1) انتخاب حداقل 4-2 راس خوك .
2) دامهای آزمايشی بايستی از بستر غذا بخورند( در مناطق با خطر بالا ) و هر سه روز تحت نظر كارشناسان بازديد شوند.
3) اين دامها به مدت 30 روز تحت نظر بوده سپس آزمايش سرمی بعمل می آيد.
اگر پاسخ آزمايشها منفی باشد پس از 60 روز منطقه به عنوان پاك تلقی می گردد.

پايان واكسيناسيون
واكسيناسيون هنگامی متوقف می شود كه :
كنترل دقيق حمل و نقل در منطقه تحت كنترل اجرا شود يا هيچگونه از مورد جديد بيماري با توجه به حداكثر دوره كمون 14 روزه در منطقه آلوده مشاهده نشود يا تمامی مكانهای آلوده در منطقه محافظتی تحت پوشش واكسن قرار گرفته باشند.

استاندارد OIE جهت پاك اعلام كردن يك منطقه پس از شيوع تب برفكی به شرح ذيل می باشد:
پس از شيوع بيماری ، استاندارد OIE جهت پاك اعلام كردن كشور كانادا به دو صورت می باشد.
در حالت اول : اعلام منطقه عاری از تب برفكی بدون واكسيناسيون
الف ) 3 ماه بعد از حذف آخرين مورد دام بيمار و با توجه به اينكه آزمايشهای سرولوژيكی مراقبت انجام گرفته است .
ب) 3 ماه بعد از كشتار آخرين مورد دامی كه تحت پوشش واكسن قرار گرفته بود و همچنين روش حذف ، مراقبت سرولوژيكی و واكسيناسيون اضطراری انجام شده باشد.
حالت دوم : اگر شيوع تب برفكی بحدی بود كه نمی توان تمامی دامهای واكسينه شده را كشتار كرد. در اين حالت اعلام منطقه عاری از تب برفكی با واكسيناسيون ناميده می شود. كه اين حالت شامل :
الف) 12 ماه بعد از مشاهده آخرين مورد بيماری كه حذف كامل شده باشد.
ب) 2 سال بعد از مشاهده آخرين مورد بيماری بدون اعمال روش حذف كامل .
شايان ذكر است وجود سيستم مراقبت جهت بررسی موارد فوق الزامی می باشد.
بهر صورت كانادا برای بدست آوردن عنوان وضعيت كشور عاری از تب برفكی بدون استفاده از واكسيناسيون ، بايستی موارد ذيل را انجام دهد:
1- بايگانی كامل از كليه گزارشهای سريع و منظم وقوع بيماريهای دامی در سطح كشور.
2- اعلام OIE مبنی بر اينكه هيچگونه شيوع بيماری تب برفكی و انجام واكسيناسيون طی 12 ماه گذشته صورت نگرفته باشد. همچنين با مدارك مستند وجود سيستم فعال ملی مراقبت اثبات و كليه دستورالعمل های لازم در خصوص پيشگيری و كنترل تب برفكی در سطح كشور اجرا می گردد.
3- پس از انجام آخرين واكسيناسيون ، به هيچ عنوان دام جديد واكسينه شده با واكسن تب برفكی وارد كشور نشده باشد.

 

ترجمه و تلخيص :
دكتر اميدرضا امرآبادی
كارشناس اداره كل دامپزشكی استان فارس
FOC كليه فعاليتهای مربوطه به ميدان تحت نظر را انجام می دهد. EC در شهر اوتاوا قرار دارد و فعاليتهای FOC را حمايت نموده و كليه مسائل سياسی ، حقوقی ، ارتباطات ، تبادل نظر ، صنايع ، مسائل بين المللی ، ارتباط داخلی كشوری را بعهده دارد.
number one
2007-Jul-14, 19:21
اسهال ويروسي گاو ( B.V.D)
گزارش بيماري
روستاي فتح آباد كوار در 45 كيلومتري جنوب شرقي شيراز قرار دارد. اين روستا با دارا بودن بيش از 8000راس گاو وگوساله پرواري از مهمترين مراكز پرواربندي استان فارس مي باشد. با توجه به ورود گوساله هاي پرواري بصورت قاچاق از نقاط مرزي كشور به اين روستا در سالهاي 67 و 73 شاهدبروز بيماري طاعون گاوي بوده ايم.لذا بروز هر گونه بيماري مخاطي در اين روستا با دقت نظر خاص ، بررسي مي گردد.
در تاريخ 21/6/82 متعاقب گزارش يك مورد بيماري در يك باب گاوداري پرواري واقع دراين روستا ‍ واحد بررسيهاي شبكه دامپزشكي شهرستان شيراز به محل عزيمت كرده و نسبت به بازديد و بررسي گاوداري اقدام لازم را بعمل آورد و نهايتاً مشكوك به بيماري مخاطي گرديد.
تعداد 83 راس گوساله پرواري 100 روز قبل از شهرستان كازرون خريداري و به اين محل منتقل شده بود. علائم بيماري از مورخه 15/6/82 در گاوداري ظاهر گرديد و دامها به درمانهاي علامتي پاسخ نداده بودند.
در تاريخ 21/6/82 دو راس گوساله بعلت شدت بيماري ذبح شدند و در همان تاريخ 4 راس از دامها علائم مشابه اي را نشان مي دادند كه مهمترين آنها عبارت بودند از :
1) تب بالا ( 42 درجه سانتي گراد )
2) ترشحات سروزي چشم و بيني
3) پرخوني شديد مخاطات چشم
4) پرخوني لثه ها
5) كراتيت قرنيه
6) خمودگي
7) قطع اشتها
8) دو مورد اسهال
9) تنفس شديد
10) بزرگي غده لنفاوي پيش كتفي
در كالبدگشايي مهمترين يافته ها شامل موارد زير بودند :
1) پرخوني در روده باريك
2) بزرگ بودن غدد لنفاوي مزانتريك و رتروفارنجيال
با تهيه گسترش خوني تيلريوز مثبت گزارش گرديد وسپس از كليه دامها جهت تهيه سرم ، خونگيري بعمل آمده و همچنين از غدد لنفاوي دامهاي ذبح شده نمونه لازم جهت ارسال به سازمان دامپزشكي اخذ گرديد.
بتدريج بيماري با همان علائم كلينيكي در گله توسعه پيدا كرد و با توجه به اهميت موضوع و مشكوك بودن به بيماري طاعون گاوي وعدم پاسخ به درمان هاي علامتي ، دستور قرنطينه صادر گرديد.
ضمناً با استقرار 2 اكيپ فعال بيمارياب در روستا دستورات بهداشتي و قرنطينه اي به دامداران ارائه و با هماهنگي بخشداري ، جهاد كشاورزي و ساير ارگانهاي ذيربط ، با استقرار يك اكيپ ويژه در ورودي روستا قرنطينه دامي اعمال گرديد.
همچنين بعلت اهميت موضوع در تمامي بخشهاي شهرستان اكيپهاي بررسي بصورت فعال نسبت به نظارت ، بيماريابي و ارائه دستورات بهداشتي به دامداران اقدام نمودند.
در تاريخ 26/6/82 كارشناس بررسيهاي سازمان دامپزشكي كشور از منطقه بازديد بعمل آورده وبا توجه به ماهيت بيماري دستور كشتار صادر گرديد.
نهايتاً براساس دستور سازمان دامپزشكي كشور از 83 راس گوساله موجود در واحد تعداد 24 راس گوساله كه علائم بيماري را نشان مي دادند ، در محل دامداري كشتار گرديد و تعداد 20 راس گوساله ديگر نيز به كشتارگاه كوار كه نزديكترين كشتارگاه به دامداري مي باشد. جهت ذبح انتقال داده شد و از مورخه 30/6/82 علائم بيماري در گاوداري مذكور و ساير دامهاي روستا مشاهده نگرديد و نهايتاً تشخيص قطعي بيماري توسط سازمان دامپزشكي كشور BVD-MD اعلام گرديد.
اسهال ويروسي گاو ( بيماري مخاطي )

اسهال ويروسي گاو يكي از بيماريهاي عفوني گاو است كه بوسيله Pestivirus از خانواده توگا ويريده ايجاد مي شود. اين بيماري براي اولين بار در سال 1946 در نيويورك مشاهده گرديد.
بيماري عموماً بصورت تحت كلينيكي يا ملايم با درصد ابتلاي بالا و تلفات كم مشاهده مي شود . اما در موارد حاد بيماري تلفات بالا نيز مشاهده مي شود.
اين بيماري از نظر درمانگاهي با علائم گاسترو اينتريت ، همراه با اسهال شديد ، زخم و تورم و سائيدگي مخاط دهان و بيني ، تب ، لوكوپني ، كاهش ترشح شير و سقط مشخص مي گردد .
در سال 1953 در ايالت آيوواي آمريكا بيماري مشابه اي همراه با عوارض مخاطي مشاهده گرديد كه بيماري مخاطي ناميده شد اما اكنون مشخص گرديد كه عامل هر دو بيماري يكي مي باشد.
يكي از جنبه هاي مهم اين بيماري شباهت آن با طاعون گاوي و MCF است كه با سائيدگي بافت پوششي مخاط دهان و مجاري گوارشي همراه مي باشد .

اتيولوژي :
Pestivirus يك ويروس RNA دار مي باشد كه از لحاظ پادگني شباهت زيادي به ويروس طاعون خوك و عامل بيماري بوردر گوسفند دارد ، اين ويروس توسط حرارت ، تغييرات PH و مواد ضد عفوني كننده از بين مي رود اما در درجه حرارت پايين ماندگار مي باشد.

اپيدميولوژي :
بررسي هاي سرولوژيكي نشان داده است كه با وجود كم بودن تعداد گاواني كه نشانيهاي درمانگاهي بيماري را بروز مي دهند ، ميزان عفونت خيلي زياد است . در انگلستان لااقل 50 درصد گاوان از نظر سرمي واكنش مثبت نسبت به بيماري دارند و در استراليا اين نسبت به 89 درصد بالغ مي گردد كه در مناطق گرم ميزان آلودگي 91 درصد و در نواحي معتدل 54 درصد است. در كنيا 19 درصد گاوان بالغ در آزمايش سرمي مثبت مي باشند. سويه هاي ويروس در اين كشور با سويه هائي كه در آمريكا و آلمان جدا گرديده مشابه است . در آلمان 76 درصد گاواني كه مورد آزمايش قرار گرفته اند در آزمايش سرمي آلوده بوده اند . ميزان شيوع از 40 درصد در گوساله هاي 6 ماهه تا 91 درصد در گاوان بالغ متغير بوده است . در رودزيا 64 درصد گاوان آلوده تشخيص داده شده اند.
گاوها در تمامي سن ها حساس مي باشند. اما بيشتر در 8 تا 24 ماهگي بيماري را نشان مي دهند. بيماري بطور محسوسي در زمستان شيوع بيشتري دارد ولي ظاهراً بيماري در گاوان گوشتي بيش از گاوان شيري شيوع دارد. در گوساله هاي گوشتي بيماري چند هفته يا ماه بعد از دوران شيرخوارگي و اغلب در سنين 6 تا 10 ماهه بروز مي كند. در گاوداريهاي بسته ممكن است تا 25 درصد گوساله ها به فرم حاد بيماري مبتلا گردند و ميزان تلفات به 90 تا 100 درصد بالغ شود. در گاوداريهاي باز كه ورود گاوان جديد در آنها اغلب صورت مي گيرد بيماري معمولاً بصورت تك و توك بروز مي كند. در گاوان پرواربندي بيماري معمولاً چند هفته پس از ورود دامها به محل پرواربندي ظاهر مي شود و معمولاً بصورت تك و توك است مگر اينكه تعدادي از گاوان پرواربندي از گاوداريهاي بسته و محصور ( بدون ارتباط با ساير گاوان ) به محل آورده شده و با دامهاي ناقل بيماري مخلوط گرديده باشند. اسهال ويروسي گاوان را مي توان از راه دهان و يا تزريق بسهولت انتقال داد ، در شرايط طبيعي انتقال بيماري بوسيله تماس مستقيم و يا غير مستقيم صورت مي گيرد و بازديدكنندگان عادي ترين وسيله سرايت از گله اي به گله ديگر است ،گرچه مهمترين وسيله انتشار بيماري مواد غذايي آلوده با مدفوع دامهاي مبتلا مي باشد ، ولي آلودگي ممكن است از طريق ادرار و يا ترشحات بيني نيز صورت گيرد . انتقال توسط حشرات و بند پايان نيز گزارش شده است.

علائم درمانگاهي :
بيماري BVD عموماً بصورت تحت كلينيكي مي باشد . علت بروز علائم متفاوت در اين بيماري مي تواند به علل زير باشد:
1- بيماريزايي هاي متفاوت در سويه هاي ويروس.
2- حساسيت گله.
3- عفونتهاي رايج.
4- استرس.
5- فاكتورهاي مديريتي.
با توجه به اينكه ويروس BVD سيستم ايمني را فلج مي كند ، بنابراين امكان دارد ساير عوامل بيماريزاي فرصت طلب نيز، بيماريزايي خود را نشان دهند بنابراين علائم كلينيكي بيماري BVD همراه با اين بيماريها مشاهده مي گردد.
دوره كمون در شرايط طبيعي 1 تا 3 هفته است و بعضي منابع 5 الي 10 روز را ذكر كرده اند . در فرم حاد BVD كه عموماً در گاوان جوان بين 8 ماهه تا 2 ساله بروز مي كند علائم بيماري به قرار ذيل مي باشد:
تب (c ° 41 – 40 ) ، دپرسيون ، بي اشتهايي ، تنفس شديد ، ضربان سريع قلب ، سرفه خشك ، ترشحات سروزي بيني كه بتدريج چركي مي گردد ، پرخوني بيني و گاهي اوقات پرخوني مخاط دهان ، نكروز اطراف سوراخهاي بيني و پوزه ، 2 تا 3 روز بعد از شروع تب اسهال ديده مي شود كه در ابتدا آبكي بوده سپس خوني همراه با ترشحات موكوسي مي گردد . همچنين 3 تا 7 روز پس از شروع تب ، زخمهاي دهاني همراه با آبريزش كشدار مشاهده مي گردد (تصوير1). ترشح اشك و كدر شدن قرنيه گاهي مشاهده مي شود در اينصورت كدري از قسمت مركزي قرنيه شروع مي شود و به طرف خارج توسعه پيدا مي كند(تصوير 2). در تعدادي از دامها لنگش بروز مي كند ، دامهاي آبستن ، جنين خود را سقط مي كنند و يا در صورت زايش ناهنجاريهاي مادرزادي در گوساله ها مشاهده مي گردد. تصادفاً ممكن است دامهايي آثار آنسفاليت بويژه تشنج نشان دهند.
شايان ذكر است كه در بعضي از موارد اسهال و زخمهاي مخاطي ممكن است وجود نداشته باشد يا در حداقل خود را نشان دهد و تنها علائم تنفسي آشكار مي باشد.
جراحات سائيدگي مخاط دهان معمولاً از يكديگر مجزا و بصورت زخمهاي كم عمقي هستند كه در نتيجه نكروز پوشش مخاطي آن جدا گرديده است . اين جراحات در سطح داخلي لبها روي لثه ها و حاشيه دندانها و در قسمت خلفي سقف و در گوشه دهان و روي زبان وجود دارد . از اينگونه جراحات ممكن است در روي پوزه نيز توليد و به يكديگر متصل شود و در نتيجه دلمه خشكي روي پوزه را بپوشاند.
گاو مبتلا به فرم حاد BVD ظرف 48 ساعت تلف مي گردد.
اشكال خيلي خفيف كه عادي ترين شكل اين بيماري مي باشد با تب ، كم شدن لوكوسيتها همراه است و ممكن است با اسهال همراه باشد يا نباشد.
در شكل انفرادي و تك و توك بيماري مخاطي در ابتدا بي اشتهايي و تب شديد(c ° 41 ) ظاهر مي شود ولي در ظرف 2 – 3 روز تب پايين مي آيد ، نكروز سطحي و مجزائي در مخاط دهان از جمله سطح زبان روي پوزه و قسمت قدامي منخرين ظاهر مي گردد. جراحات حاصل خيلي سطحي است و اگر آنرا پاك كنند ، سائيدگي هاي مخاطي زير آن كم عمق و تشخيص آنها دشوار مي باشد . ايجاد اين جراحات با ترشحات بزاق فراوان ريزش بيني چركي و اسهال آبكي و گاهي خونين همراه است . زور و پيچ در هنگام خروج مدفوع اغلب وجود دارد . بي اشتهايي مطلق ادامه پيدا مي كند و از بين رفتن آب بدن و لاغري شروع مي شود. نشانيهاي عصبي وجود ندارد . در 10 درصد لنگش ديده مي شود. جراحات پوستي بيشتر در مواردي بوجود مي آيد كه بيماري طولاني شده . در اينصورت ممكن است در اطراف مجاري غلاف قضيب و فرج نيز موجود باشد . در مواردي از مبتلايان ترشحات چشمي ديده مي شود و كدر شدن قرنيه نيز در موارد كمي گزارش گرديده است. در مراحل آخر بيماري مدفوع حاوي مقدار زيادي بقاياي مخاطي است. مرگ معمولاً در ظرف 4 تا 15 روز فرا مي رسد.

شكل تحت حاد و يا مزمن :
در حيواناتي كه زنده بمانند ولي كاملاً بهبود نيافته باشند اسهال متناوب ، كم اشتهايي ، لاغري تدريجي ، موهاي خشن و خشك ، نفخ مزمن ، تغيير شكل سم و جراحات مزمن در حفره دهان و پوست ديده مي شود.
آثار كالبد گشايي جراحات در اكثر اشكال بيماري يكنواخت است. آثار ظاهري غير عادي محدود به دستگاه گوارش مي باشد. سائيدگي كم عمق مشخص با تورم مختصري در اطراف و بافت قرمز رنگي وسط آن روي پوزه و در دهان وجود دارد. تعداد اين جراحات در حلق ، حنجره و قسمت خلفي منخرين كمتر ، ولي در مري زياد و بصورت خطوطي در امتداد چين هاي مري قرار گرفته اند.
نظير اين جراحات در ابتداي شكمبه و در ورقه هاي هزارلا وجود دارد . در شيردان اغلب پرخوني همراه با لكه هاي متعدد خونريزي زير مخاطي و تورم جدار اين عضو بنظر مي رسد.


تشخيص :
تمايز بيماريهائي كه ايجاد سائيدگي مخاطي در دهان مي كنند چه از نظر درمانگاهي و چه از نظر كالبدگشايي فوق العاده دشوار است .
طاعون گاوي ، BVD و MCF از نظر درمانگاهي شباهت زيادي به يكديگر دارند. تورم دهان در اثر سائيدگي مخاط و تورم روده و معده در هر سه بيماري وجود دارد و در واگيريها نمي توان اسهال ويروسي و MCF را از طاعون گاوي از روي نشانيها تميز داد . در اينگونه موارد بايد مراجع ذيصلاح را مطلع ساخت و ماهيت بيماري را بوسيله تزريق و يا آزمايشهاي مناسب مشخص كرد.
تشخيص قطعي ماهيت بيماري با كشت و جدا ساختن ويروس بوسيله برداشت از ترشحات مخاط بيني و مدفوع و آزمايش سرمي در دو نوبت از نظر پادتن هاي ضد ويروس اسهال ويروسي گاو انجام پذير است. براي آزمايشهاي هيستوپاتولوژي نمونه هاي مورد نظر از لوزه ها ، طحال ، غدد لنفاوي مزانتريك ، ريه و قسمتي از روده باريك ( ايليوم ) همراه با پيرزپتچ ( Peyers` Patches ) گرفته مي شود(تصوير 3).
درمان :
درمان اختصاصي براي BVD وجود ندارد ولي معالجات كمكي توصيه شده است و بايد دقت داشت از كورتون ها بخاطر خاصيت تضعيف سيستم ايمني استفاده نكرد زيرا ويروس BVD خود باعث فلجي سيستم ايمني مي شود.
پيشگويي موارد سخت كه با اسهال شديد و جراحات دهاني مشخص همراه باشد نامساعد است لذا بهتر است اينگونه دامها را ذبح نمود.
پيشگيري :
در صورت بروز واگيري اين بيماري بايد تمام دامهائي كه نشانيهاي درمانگاهي را بروز مي دهند مجزا نمود و در صورتيكه به فرم شديد دچار شده باشند ، بايد آنها را ذبح كرد.


منابع :


1) Blood , D.C. (1989): Veterinary medicine 7th ed pp: 845-857
2) Howard , J.L.(1986): Current Veterinary Therapy(2) pp:485- 487
3) The MERCK Veterinary manual (1991), 7th ed pp:166-168
4)

ترجمه و تنظيم:
دكتر اميدرضا امرآبادي
كارشناس اداره كل دامپزشكي استان فارس
number one
2007-Jul-14, 19:29
نكات كاربردی در مدیریت تغذیه ای گاو های شیری
مدیران موفق واحد های تولید دامی با عجین نمودن هنر و تجربه ی گذشتگان با علوم پیشرفته ی تغذیه ای امروزی كه آمیزه ای جالب توجهی را تحت عنوان مدیریت تغذیه ای به وجود آورده اند كه با كاربرد علمی این برنامه ها در مزارع دامپروری و با سود آورنمودن این بخش تولیدی برای سرمایه گذاران این واحد ها كه زمینه ی مطمئنی در رابطه با تضمین اقتصادی فعالیتشان فراهم می آورند . مدیران مذبور عمده علت موفقیتشان را علم وعلاقه به زمینه ی مورد فعالیت و تحت نظر گرفتن نكات ریزی می دانند كه اگر چه ساده و عملی هستند ولی اغلب از دید افراد پنهان مانده و یا به مورد اجراگذاشته نمی شوند . در ذیل به تعدادی از آنها كه می توانند در زمینه ی تغذیه كاربردی گاوهای شیری مفید و سودمند باشند كه اشاره می شود :

نكات عمومی در تغذیه گاوهای شیری :

1- گاوها را بر اساس مرحله ی شیرواری یا میزان تولید كه دسته بندی نموده و و بر اساس نیازهایشان تغذیه نمایند .
2- در طول سال از برنامه ی تغذیه ای كه اقتصادی و متعادل شده باشد و بتواند نیازهای حیوان را برآورده نماید استفاده كنید .
3- جهت مصرف حداكثر میزان خوراك اختصاصی كه خوش خوراكی جیره مد نظر بوده و برای این منظور از اقلام خوراكی متنوع و با كیفیت خوب استفاده نمایید .
4- دستگاه گوارش گاوها از قسمت های بسیار فعال بدن هستند برای كار بهتر این دستگاه از دادن مواد معین غافل نباشید .
5- دفعات خوراكی دادن به گاوها را تنظیم نموده و مطابق برنامه عمل نمایید .
6- گاوها علاقه خاصی به استفاده از علوفه های تازه و آب دار دارند كه در صورت در دسترس و ارزان بودن در تغذیه ی آن را به كار ببرید .
7- تركیبات مواد مغذی اقلام خوراكی متنوع و متغییر است . با آنالیز آزمایشگاهی آنها از اجزای مواد مغذی جیره ی فرموله شده اطمینان حاصل نمایید .
8- آب تمیز كه سالم و گوارا به صورتی دائمی در اختیار گاوها قرار دهید

9- شرایط محیطی مناسبی به خصوص در فصول تابستان و زمستان برای گاوها فراهم نمایید .
10- هر گونه تغییری در جیره ی غذایی را به تدریج به انجام برسانید .
11- از جیره های مخلوط استفاده كنید (كنسانتره –علوفه )
12- ضمن خشبی بودن علوفه ی مصرفی كه قلعه های خرد شده علوفه ریز باشد .
13- تدابیر لازم جهت به حد اقل رسانیدن تلفات خوراك را به عمل آورید .
14- جهت اطمینان از میزان كافی خوراك مصرفی در جیره حد اطمینان را مد نظر بگیرید .
15- ضمن اختصاص دادن گارگران دلسوز و وظیفه شناس جهت رسیدگی به تغذیه گاوها كارگران این بخش را به دفعات عوض نكنید .
16- تغذیه از موارد بودار را در 5/0 تا 2 ساعت قبل از شیر دوشی یا بعد از شیر دوشی به انجام رسانید
17- علوفه را به مدت طولانی ذخیره ننموده و در موقع مصرف از عدم وجود كپك و قارچ زدگی و اجسام خارجی مطمئن شوید .
18- برای مقابله با عوارض مصرف جسم خارجی احتمالی مگنت یا آهن ربا به حیوان بخورانید .
19- برنامه ی مبارزه با انگل ها به خصوص انگلهای دستگاه گوارش را با جدیت پی گیری كنید .
20- در موقع استفاده از جیره های حاوی ذرات ریز یا آردی به منظور بازده بهتر خوراك مصرفی و جلوگیری از ضایعات تنفسی از مواد خیس كننده و چسباننده نظیر چربی یا ملاس استفاده كنید .
تغذیه ی دوره ای گاوهای شیری :
تغذیه ی دوره ای یا مرحله ای عبارتست از طراحی برنامه های تغذیه ای گاوها براساس میزان تولید – مصرف غذا – تغییر وزن بدن و زایمان .
ترتیب تولید در گاوهای شیری به صورت زیر می باشد :
1- دوره ی اوج شیر دهی
2- دوره ی افزایش اندوخته های بدن (افزایش وزن ) . 5و4- دوره ی خشك (2 ماه پایانی آبستنی )
بر اساس پنج مرحله تولید حیوان به شرح زیر می باشد :
1- از هنگام زایمان تا 80 روز بعد از آن
2- 80 تا 200 روز بعد از زایمان
3- 200 تا 305 روز بعد از زایمان
4- 45 تا 60 روز قبل از زایمان
5- گروه گاوهای كه دوره خشكی آنها رو به اتمام است با توجه به این مراحل برنامه های تغذیه ای اختصاصی جهت تولید بیشتر و نگهداری سالم گاوهای شیری اعمال می گردد :
1- برنامه های تغذیه ای در مرحله اول تولید :
پس از زایش تولید شیر به سرعت افزایش می یابد و در 6 تا 8 هفته به بیشترین مقدار می رسد اما مصرف غذا نسبت به نیازهای تولیدافزایش نمی یابد به گونه ای كه بیشترین مقدار مصرف ماده ی خشك 12 تا 15 هفته پس از زایش خواهد بود از این رو بیشترین ماده گاوهای شیرده برای 8 تا 10 هفته در حالت تعادل منفی انرژی خواهند بود . گاوهای پر شیر احتمالاً تا هفته ی بیستم و یا بیشتر در تعادل منفی انرژی خواهند بود .
گاو شیر ده كمبود انرژی دریافتی برای تولید شیر را از اندوخته های بدن تامین كرده و در این دوره از وزن آن كاسته می شود دوران بحرانی تغذیه ی گاوهای شیر ده از زمان زایش تا اوج شیر دهی است . هر كیلوگرم افزایش شیر در این دوره 200 كیلوگرم شیر بیشتر در كل دوره ی شیر دهی را در پی خواهد داشت .
در این دوره رعایت نكات ذیل ضروری است :
- از تغییرات ناگهانی و سریع جیره كه موجب ناراحتی های گوارشی می شود خود داری نموده و تغییرات تدریجی را دست كم دو هفته پیش از زایش آغاز نمایید .
- از افزایش كنسانتره تا موقع برطرف شدن تنش های مربوطه به زایش خودداری نموده و سطح آن را در حدی نگهدارید كه گاو شیر ده با دریافت حداقل مقدار ADF (18 تا 19 درصد ) ضمن بر خورداری از سلامتی دستگاه گوارش شیر با كیفیتی نیز تولید كند . میزان مصرف كنسانتره نباید بیش از 5/2 درصد وزن بدن باشد . تعداد دفعات تغذیه ای كنسانتره باید افزایش یافته و هر بار با مقدار اندكی كنسانتره تغذیه شود .
- دقت كافی در مورد تامین مواد مورد نیاز گاو شیر ده و نسبت صحیح آن با انرژی كه میزان قابل توجهی از آن از اندوخته های چربی بدن تامین می شود اعمال نمایید در این مرحله از مواد ازته ی غیر پروتیینی با تجزیه ی كم در شكمبه استفاده كنید .
- با استفاده از علوفه های مرغوب و باكیفیت خوب و عوامل اشتها آورمصرف ماده ی خشك را افزایش دهید .
- سعی كنید علوفه های مورد تغذیه به قطعات ریز خرد نشوند و در صورت الزام از چنین علوفه هایی برای حفظ تعادل PH شكمبه و كاهش اسیدوز و دیگر ناراحتی های گوارشی بافرهای شیمیایی نظیر بی كربنات سدیم استفاده كنید .
- عوامل استرس زا نظیر واكسیناسیون سم چینی حمام ضد كنه و..... را به بعد از سپری شدن اوج شیر دهی موكول كنید .
- استفاده از مكمل نیاسین كه ممكن است از دوره ی خشك آغاز شده باید برای گاوهای پر شیر ادامه یابد در این حالت مصرف غذا احتمالاً بیشتر و احتمال بروز كنیوز كمتر خواهد بود .
- با تغذیه ازمكمل های پر انرژی نظیر چربی و ملاس مصرف انرژی را بالا ببرید .
2- مدیریت تغذیه ای در مرحله دوم شیر دهی :
در این دوره گاو مرحله حساس پیك (peak) با حداكثر تولید را سپری كرده و واكنش های حیوان به حالت عادی برگشته و می تواند در صورت برخورداری از جیره ی متوازن توانایی های تولیدی خویش را بروز دهد . در این مرحله مدیریت گاوداری گاوهای مورد نظر را از لحاظ وضعیت بدنی بررسی نموده و در صورت برخورد با موارد غیر عادی نظیر رشد بی رویه گاوها و یا لاغری بیش از حد آنها درصدد اصلاح جیره بر آیید .
3- مدیریت تغذیه ای در مرحله آخر شیر دهی :
مدیریت تغذیه ای گاوهای شیرده در این مرحله آسان تر از مراحل دیگر است زیرا در این مرحله مصرف مواد غذایی بیشتر از نیازهای تولید شیر بوده تولید شیر رو به كاهش است .
نكاتی كه مد نظر مدیریت گاوداری باید باشد عبارتند از:
- كاهش وزن ایجاد شده در آغاز دوره ی شیر دهی باید به گونه ای جبران شود كه گاودر آغاز دوره ی خشك از وزن مناسبی برخوردار باشد .
- حداكثر كوشش در رابطه با تداوم شیر دهی در حد امكان به عمل آید .
- تلیسه های جوان نیازهای ویژه ای برای رشد دارند . بنابر این برای ایجاد رشد در تلیسه 2 ساله 20 درصد و برای تلیسه های 3 ساله 10 درصد از مواد غذایی بیشتر از تعداد مورد نیاز برای نگهداری منظور شود .
- با توجه به تقاضای كم مواد مغذی می توان نسبت علوفه به كنسانتره را افزایش داده و با استفاده از تركیبات ازت دار غیر پروتئینی هزینه های غذایی را كاهش داد .
- جهت خشك كردن گاوها در پایان این مرحله میتوان غذا و آب مصرفی را محدود نمود .
4- مدیریت تغذیه ای گاوهای خشك :
به منظور آماده سازی گاو برای شیر دهی بعدی باید یك دوره ی خشك در نظر گرفته شود . با در نظر گرفتن یك دوره ی خشك 60 روزه تولید شیردهی بعد برای بیشتر ماده گاوها بهینه خواهد بود . .اگر دوره ی خشك كمتر از 40 روز باشد بافت پستان زمان كافی برای بازسازی نداشته و در نتیجه تولید شیر در شیر دهی ایده آل نخواهد بود . اگر دوره ی خشك بیش از 70 روز باشد گاوبیش از اندازه چاق می شود درحالی كه تولید شیر در شیر دهی بعد بیشتر نبوده و دشواری چاقی نیز در پی خواهد آمد . گفته می شود كه بازدهی مصرف انرژی برای بافت سازی به هنگام شیر دهی بیشتر از دوره ی خشك است از این رو باید كوشش كرد كه كاهش وزن گاو در هفته های پایانی شیر دهی جبران گردد . بدین ترتیب افزایش وزن ماده گاو در دوره خشك بیشتر مربوط به رشد جنین خواهد بود .
مواردی كه در این مرحله در زمینه تغذیه ی گاوها در نظر می باشند عبارتند از :
- مصرف كلسیم باید به كمتر از 100 گرم در روز محدود شود و هم زمان فسفر كافی در اختیار گاو ها قرار گیرد ( 35 تا 40 گرم فسفر در روز برای نژادهای بزرگ) كلسیم بیشتر به ویژه اگر جیره از نظر فسفر كمبود داشته باشد احتمال بروز تب شیر را افزایش خواهد داد .
- اگر علوفه كمبود سلنیوم دارد باید روزانه 3 تا 5 میلی گرم سلنیوم به علوفه اضافه كرد . اگر مصرف ویتامین E در خوراك زیاد نباشد موجب جفت ماندگی می شود .
- از تغذیه ی زیاد مواد معدنی باید خودداری كرد (به ویژه مخلوط بافر های نمك های سدیم ) و مصرف نمك طعام را باید به حداكثر 28 گرم در روز محدود نمود .
مصرف زیاد نمك موجب نگهداری آب در بدن و ایجاد خیز یا ادم در برخی گاوها به ویژه تلیسه های شكم اول می شود .
number one
2007-Jul-14, 19:30
چگونه گوساله مبتلا به اسهال را مدیریت كنیم؟
اسهال گوساله مشكل متداولی است و در نتیجه باری جایگزینی موادی كه در دوره اسهال از دست می روند فرمول های الكترولیتی بسیاری طراحی شده اند. برای انتخاب بهترین راهكار مواجهه با اسهال گوساله در گاوداری تان با دامپزشك خود مشورت كرده و روش مایع درمانی مناسبی را انتخاب كنید. با این اوصاف در ادامه چند روش برای شروع كار ارائه می گردد:
اولین نكته قابل توجه این است كه آیا گوساله قادر به ایستان هست یا از این امر امتناع می ورزد. در حالت دوم مایع درمانی از دهان كافی نیست و تزریق داخل وریدی مایعات برای تصحیح عدم تعادل الكترولیت ها ضروری است.
نكته بعدی توجه به سن گوساله است . گوساله هایی كه در كمتر از 8 روزگی دچار اسهال می شوند با گوساله هایی كه بعد از 8 روزگی به اسهال مبتلا می شوند،متفاوت اند. اسهال در سنین زیر 8 روزگی عدم تعادل شدیدی در اسید- باز ایجاد نمی كند. لذا در این گوساله ها اغلب می توان با استفاده از یك مكمل كه فاقد بی كربنات باشد،الكترولیت ها را جایگزین كرد. در حالی كه در گوساله های مسن تر،استفاده از بی كربنات سودمند تر خواهد بود .حال وضعیت گوساله را كنترل كنید. اگر گوساله كمی افسرده است و واكنش مكیدن ضعیف است ،احتمالاً به مقدار بیشتری الكترولیت نسبت به گوساله هایی كه هنوز توانایی مكیدن از بطری شیر دارند نیاز دارد.
اصولاً مصرف مایعات در گوساله مبتلا به اسهال باید افزایش یابد تا از كم شدن آب بدن جلوگیری كند. مصرف شیر برای پیش گیری از كاهش وزن و التیام جراحات وارده به دستگاه گوارش باید ادامه یابد،ولی حجم شیر مصرفی باید به گونه ای تغییر كند كه امكان مصرف محلول های حاوی الكترولیت اضافی وجود داشته باشد.
برخی مدارك و شواهد نشان می دهند كه مصرف یك ماده ژل مانند ممكن است به درمان اسهال كمك كند.برای این منظور بسته ای از ژل پكتین را می توان به حدود 2 لیتر محلول الكترولیت اضافه كرد.
اسهال گوساله می تواند توسط عوامل متعددی ایجاد شود و درمان نیز بسته به شدت علایم و زمان ابتلا به بیماری متفاوت خواهد بود.اگر سوال خاصی دارید.باید با دامپزشك خود مشورت كنید.
منبع: گروه فنی شركت تعاونی كشاورزان و دامپروران صنعتی وحدت اصفهان (نشریه هوردز دیری من)
number one
2007-Jul-14, 19:32
غلبه بر پنومونی با تغییر شكل جایگاه گوساله

ریك و مادرش مارج،پرورش دهنده گوساله های سفارشی هستند.آنها با تغییر كاربردی دو مرغداری از آن برای پرورش گوساله های شیرخوار و از یك اصطبل بزرگ تر برای نگهداری گوساله های از شیر گرفته شده استفاده می كردند. هر یك از اصطبل های مرطوب هر 6 هفته با 160 گوساله پر می شد. گوساله ها تا 4 هفته شیر مصرف می كردند و پس از گرفتن از شیر برای هر یك هفته در همان جایگاه ها نگهداری می شدند. یك هفته استراحت برای تمیز كردن و آماده سازی اصطبل ها جهت ورود گروه بعدی در نظر گرفته شده بود. حداقل به صورت نظری برنامه به این شكل بود.
اگر گوساله ها ضعیف تر بودند مدت طولانی تری شیر می خوردند و همین امر سبب می شد دوره استراحت واز شیرگیری فشرده تر می شود.وقتی همه چیز طبق برنامه پیش می رفت گوساله های جدید هر سه هفته وارد جایگاه های جایگزین می شدند.اولین هفته نگهداری از گوساله های جدید برای ریك و مارج روزهای پر مشغله ای بود. وقتی كارها به روال عادی خود بر می گشت،ریك برای اضافه كاری به مغازه جوشكاری پایین جاده می رفت و مارج هم دوست داشت به مسافرت برود. باوجود این كه او خودش را تقریباً بازنشسته می دانست. ولی بیشتر از یك كارگر تمام وقت كار می كرد.
گوساله ها سرفه می كردند....
یك روز جمعه بعدازظهر مارج با من تماس گرفت و گفت گوساله هایی كه این هفته از شیر گرفته می شوند،به پنومونی مبتلا شده اند. وضعیت این گروه تا چهار هفتگی خوب بود. درمان با آنتی بیوتیك های تزریقی كمی موفقیت آمیز بود،ولی بیشتر گوساله ها سرفه می كردند و كنسانتره كمی می خوردند. اگر نیاز بود این گوساله ها مدت بیشتری شیر مصرف كنند برنامه مسافرتی مارج برای 10 روز آینده به هم می خورد.
دستیار من گوساله ای را اوایل این هفته كالبد گشایی كرده بود. نتایج حاكی از وجود عفونت مانمیا(كه پاستورلا نیز نامیده می شود) در ریه ها بود. مانمیا یكی از باكتریی هایی است كه به طور طبیعی در بینی گاو زندگی می كند. این باكتری در اثر ضعف سیستم ایمنی كه توسط عفونت های ویروسی یا تهویه نامناسب پدید می آید وارد ریه ها می شود. این گوساله ها تحت برنامه واكسیناسیون وسیع قرار گرفته بودند و آزمایش های كالبد گشایی اثری از وجود ویروس نشان نداده بود. اما باید توجه كرد كه ویروس ها می توانند به صورت نهفته هم باشند. لذا لازم دانستم كه برخی موارد را بررسی كنم.
بسیاری از گوساله ها در غرب میانه داخل ساختمان هایی نگهداری می شوند كه در اصل برای اهداف دیگری ساخته شده اند. ساختمان های گوساله های ریك و مارج در واقع با هدف ایجاد یك مزرعه مرغ تخمگذار 000/40 راسی بنا شده بود.در دهه 1980 فعالیت این ساختمان های كوچك كه به دلیل نیاز به نیروی كار زیاد ،مزیت اقتصادی نداشت متوقف شد و حدود یك دهه خالی ماند.جهت تغییر كاربری این ساختمان ها برای پرورش گوساله ،دیواره های داخلی و سقف برداشته شد و دیواره های جانبی كوتاه و پرده نصب شد و خط الراس شیروانی باز بود. در ساختمانی كه 20/12 متر عرض داشت. عرض خط الراس باز 45 سانتی متر بود لبه سقف حدود 5/30 سانتی متر جلوتر از لبه دیوار بود تا دیواره های جانبی كه می توانست توسط پرده بسته شود را محافظت كند.
خط الراس سقف با یك سرپوش منحصر به فردی كه هنگام باران می شد آن را بست ،تكمیل شده بود.اما وقتی باز بود محافظت كمی در برابر باران ایجاد می كرد باد و باران مشكلات همیشگی بودند. اما در بیشتر اوقات كارگری در ساختمان می ماند تا به این جزئیات رسیدگی كند. طرح اولیه ساختمان به گونه ای بود كه هر شش گوساله در یك جایگاه گروهی قرار می گرفتند. ولی به دلیل اسهال و مكیدن ناف همدیگر اخیراً این جایگاه های گروهی به جایگاه های انفرادی تغییر یافتند.جایگاه ها،كوچك تر از فضای توصیه شده 3/2 متر مربع بودند. ولی در عوض بستر خیلی خوب و تمیز بود.
دو هفته باران آمده بود و باد می وزید و وقتی من برای بازدید به مزرعه ریك و مارج رفتم نیز همین طور بود. بیشتر خط الراس شیروانی ها برای جلوگیری از ورود باران بسته بود و پرده های یك طرف به علت وزش باد تقریباً به طور كامل بسته بود. كیفیت هوای داخل جایگاه ها به علت تجمع آمونیاك و سایر گازها پایین بود.
گوساله ها به هوای تازه نیاز داشتند. ولی چگونه می توانستیم بدون مرطوب شدن جایگاه ها و سایر مشكلات این نیاز را تامین كنیم. ریك متذكر شد كه سرپوش سقف این ساختمان نسبت به سایر ساختمان ها كمتر مانع ورود باران می شود. زیرا تغییر این ساختمان در زمستان بوده و توجه كمتری به جزئیات شده است.
توصیه معمول برای هواكش سقف ها،طول حداقل 16 سانتی متر ارتفاع با عرض حداقل 15 سانتی متر می باشد. اگر قرار باشد سرپوشی روی خط الراس نصب شود،من همین فاصله را می پسندم و مایلم این فاصله تا 45 سانتی متر هم برسد. علاوه بر این نصب یك باران گیر عمودی بر بالای سقف ،از جاری شده باران و ورود آن از خط الراس باز به داخل جایگاه ها جلوگیری می كند. وقتی فضای باز زیر سرپوش محاسبه می شود ارتفاع باران گیر نیز به داخل جایگاه ها جلوگیری می كند. وقتی فضای باز زیر سرپوش محاسبه می شود ارتفاع باران گیر نیز باید حساب شود.سر پوش باید حداقل 15 سانتی متر از هر طرف روی خط الراس را بپوشاند و اگر سرپوش خیلی بلند است این میزان به مقدار قابل توجهی می تواند باشد. سرپوش ساختمان ریك كمتر از 5 سانتی متر روی لبه ها را می پوشاند و زمانی كه باز بود باران مستقیم وارد ساختمان می شد سرپوش خط الراس باز.......
آیا ما یك راه حل سریع ارائه كردیم؟ بله فضای باز خط الراس می تواند باریك تر شود و سرپوش در تمام مدت باز بماند. ارتفاع كافی سرپوش سبب شد ما بتوانیم تركیبی از یك صفحه L شكل تنگ كننده خط الراس و باران گیر را از مواد به كار رفته در سقف و الوارها بسازیم و آن را به راس چهارچوب پیچ كنیم.
هوا صاف شد و دو روز طول كشید تا ریك كارش را تمام كند. دیگر گوساله های مبتلا به پنومونی بالینی در این گروه دیده نشدند و مارج توانست به مسافرت برود. توجه به این نكته ضروری است كه هوای تازه یكی از نهاده های ضروری برای پرورش گوساله ها و نیز سایر حیوانات اهلی است.
منبع: گروه فنی شركت تعاونی كشاورزان و دامپروران صنعتی وحدت اصفهان (نشریه هوردز دیری من)
number one
2007-Jul-14, 19:33
بيماری توکسو پلاسموز

مهمترين گونه اين بيماری توکسوپلاسما گوندی است که از راسته کوکسيديا بسيار پيچيده است.

ميزبانهای قطعی توکسوپلاسما گوندی گربه های اهلی و انواع مختلف خانواده فيليده وحشی را شامل می گردد.

در روده گربه,انگل از ۵ شکل مختلف توليد مثل غير جنسی و گامتوژنی گذشته و با تشکيل اوسيت ها خاتمه می پذيرد.

ψ شايع ترين بيماری بين انسان و دام است ψ

بيماری در انسان:

شديد ترين نوع بيماری عفونت داخل رحمی است.

اصولآ عفونت جنين به دنبال آلودگی اوليه مادر در ۳ ماهه دوم آبستنی صورت می پذيرد.

جنين, از طريق جفت در نتيجه عفونت خونی مادر آلوده می گردد. بررسی های انجام

شده بر روی زنان باردار, وهمچنين آزمايشات تجربی بر روی خرگوش نشان داده که

عفونت اوليه قبل از آبستنی,اختلال جنين يا توکسو پلاسموز مادرزادی را باعث نمی گردد.

بالاترين مخاطره عفونت جنين در خلال نيمه دوم دوران آبستنی ايجاد می شود.

مادری که يکبار عفونت را از طريق پلانستا به جنين انتقال داده,ايمنی کسب

می کند و هيچگونه خطری را در دوره های بعدی آبستنی برای جنين ايجاد نمی نمايد.

توکسو پلاسموز مادر زادی با عفونت عمومی جنين شروع می شود و باعث سقط

جنين يا تولد نارس می گردد.

برخی از کودکان در اولين روزهای تولد يا پس از چندين هفته,آنسفاليت نشان می دهند.

آب آوردگی سر و تورم قرنيه و شبکيه چشم متداول است.و تب,ثبورات جلدی,بزرگ شدن طحال و کبد موجود می باشد .

برخی از کودکان پس از تولد مبتلا به آب آوردگی سر بوده و در بعضی ديگر اين عارضه بعدا ايجاد می گردد.

از عوارض عفونت مادر زادی می با یستی با حملات تشنج آميز هنگام توليد يا مدت کوتاهی پس از آن را نام برد.برخی از عوارض,چون عقب افتادگی های روانی,تورم قرنيه و شبکيه چشم,آب آوردگی سر,کوچک بودن کاسه سر, صرع و کری ممکن است ماهها يا سالها بعد از تظاهر نمايد.

عمومآ توکسو پلاسموز پس از تولد,بيماری کم خطر تری است.

توکسو پلاسموز در افراد مبتلا به نقص سيستم دفاعی- ايمنی وکسانيکه تحت درمان با داروهای کاهش دهنده ايمنی قرار دارند,زياد ديده می شود.

عفونت در اين بيماران خطرات واغلب کشنده است.

بيماری در حيوانات:

در حيوانات,بيماری مشابه انسان تظاهر می نمايدو عمومآ غير علائمی بوده,وليکن در برخی از انواع چون گوسفند می تواند خسارات اقتصادی قابل ملاحظه را باعث می شود.

گربه ها در نتيجه مصرف گوشت خام پستانداران و پرندگان يا موشهای آلوده به کيستهای حاوی برادی زيگوتها,به عفونت دچار می گردد.

مدفوع گربه ها منشآ عفونتهای انواع پستانداران و پرندگان می باشد.

کنترل:

يکی از اقدامات مهم کاهش آلودگی چراگاههای گوسفند از طريق کاهش تعداد گربه های موجود می باشد.

منشآ عفونت را عمدتآ گوشت نپخته و نقل و انتقال گوشت خام يا تماس با مدفوع گربه تشکيل می دهد.

رعايت نظافت و شستشوی کامل دستها پس از جا به جائی گوشت خام يا

اجتناب از تماس با مدفوع گربه يا خاک وشنی که اين حيوانات آلوده نمودنده اند می باشد.

بستر گربه ها را بايد کاملآ ضد عفونی و تميز کرد.

کنترل مگس و سوسک, به منظور جلو گيری از نقش مکانيکی اين حشرات در انتقال اووسيتها از مدفوع گربه ضروری است.
number one
2007-Jul-14, 19:35
بيماری سياه زخم(شاربن)

اين بيماری اسامی مختلفی دارد مثل: ۱ـ شاربن ۲ـ پوستول بدخيم(سياه زخم)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 23:56  توسط دکتربابایی  | 

- رفتارهاي تغذيه اي

الگوي غذا دهي در اين روش برمبناي ميزان آب مصرفي در ساعت ، توسط کامپيوتر طراحي گرديد و مشخص شد که با اعمال اين برنامه ، نسبت غذا به آب به ميزان اندکي تحت تاثير قرار مي گيرد .

 

2- رفتارها در چند روز اول

وقتي که برنامه نوردهي با دادن 6 ساعت تاريکي در روز چهارم شروع شد ، معلوم گرديد که مصرف آب در دو ساعت اول پس از برقراري روشنايي 40% بيشتر از متوسط آن در کل باقي مانده دوره روشنايي مي باشد پس از روز هفتم ، متوجه افزايش مصرف در 3-2 ساعت قبل از خاموشي شديم . در همان اوايل روز هفتم ، جوجه ها خيلي زود زمان قطع روشنايي را متوجه مي شوند و در نتيجه ميزان مصرف آب خود را در دو الي سه ساعت قبل از قطع روشنايي افزايش مي دهند .

 

3- رفتارهاي تغذيه اي در طي هفته هاي دوم و سوم

اين الگوي تغذيه اي در طي هفته هاي دوم و سوم ، مورد تاکيد قرار ميگيرد در دو ساعت اول پس از شروع روشنايي ، ميزان دريافت آب وغذا از ميانگين مجموع آن در طي کل دوره روشنايي 50% بيشتر است .علي رغم چنين وضعيت تغذيه اي قابل توجهي ، مقدار کل غذاي دريافتي طي هفته دوم در مقايسه با پرندگاني که در معرض نور دائم قرار داشتند حدود 13 تا 15% کاهش مي يابد .

 

4- رشد دستگاه گوارش

افزايش زياد مزان غذاي در يافتي در ساعت اوليه متعاقب روشنايي ، اين حدس را بوجود مي اورد که برنامه مذکور باعث تحريک رشد دستگاه گوارش به ويژه چينه دان در سنين اوليه مي شود کارهاي Pinsa-Chov بروري پرندگاني که هر دو روز يک بار تغذيه مي شدند نيز افزايش چشمگيري را در اندازه چينه دان آنها نشان ميداد که درستي حدس فوق را تاييد مي کند در ازمايش انجام شده مقدار دريافت غذا در هر ساعت در مقايسه با پرندگاني که در معرض نور دائم قرار داشتند به ميزان 50% افزايش يافت به علاوه پرندگان مجبور بودند که 85 تا 88% غذايي را که در مدت 24 ساعت مي خوردند در مدت 14 ساعت مصرف کنند در طي مدت دو ساعت پس از شروع روشنايي مقدار دريافت غذا تقريبا دو برابر پرندگاني بود که در معرض نور دائم قرار داشتند اين موضوع به خصوص وقتي واضحتر است که رفتارهاي غذايي در طي يک ساعت پس از شروع روشنايي بررسي مي گردند .

 

5- دريافت آب در ساعت اول پس از نوردهي

در دوره اي که زمان تاريکي 12 ساعت است بيست درصد آب مصرفي روزانه در ساعت اول پس از شروع روشنايي مصرف مي گردد بعد از سنين 10 تا 20 روزگي دريافت غذا در ساعت اول متعاقب آغاز روشنايي ممکن است سه تا چهار برابر بيشتر از پرندگاني باشد که در معرض نور دائم قرار دارند .

 

6- رفتارهاي غذايي پس از سه هفته

افزايش نور پس از 21 روز به ما اين امکان را مي دهد که فرصت بيشتري برا براي دريافت غذا فراهم نماييم تاجايي که ميتوانيم با زمان بيشتري که براي اين منظور در اختيار جوجه قرار مي دهيم رفتارهاي تغذيه اي را طي دو هفته اول توسعه داده و سود بيشتري ببريم . براي حفظ اين روند افزايش دريافت غذا ، رعايت دو نکته يعني از يک طرف داشتن يک دوره تاريکي روزانه و از طرف ديگر کاهش دادن اين دوره به منظور تحريک اشتها و فراهم نمودن زمان بيشتر براي تغذيه مهم مي باشد . به همين علت برنامه نوردهي بايد براساس سن مورد نظر براي کشتاگله تنظيم گردد .

 

7- نتايج

رشد: از نظر وزني کاهش مشاهده مي شود که در حد فاصل روزهاي 18 و 21 به حداکثر خود مي رسد اين مقدار حدود 50 گرم است تاخير رشد ايجاد شد در حدود سن 32 روزگي جبران مي شود . نتايج بدست آمده از مزارع مختلف نشان دهنده افزايش رشد در پرندگاني است که پس از 35 روزگي کشتار گاه فرستاده شده اند .

 

ضريب تبديل غذايي : اين مورد نيز تا حدودي بهبود مي يابد که ناشي از کاهش احتياجات مربوط به نگهداي کاهش تلفات و کم شدن جوجه هاي مازاد و نيز بهتر شدن روند رشد در اواخر دوره پرورش مي باشد

 

رفتارهاي پرنده : پرندگاني که با استفاده از اين برنامه نوردهي پرورش مي يابند بسيار فعالتر از انهايي هستند که به صورت طبيعي پرورش مي يابند نسبت به حضور انسان حساستر مي باشند و براي صعود به بلنديها مستعدتر هستند تغييرات رفتاري ، قابل توجه و مشابه تغييراتي است که در گله هاي مادر ديده مي شوند
number one
2007-Jul-09, 15:14
نقش پروفيل اسيدهاي چرب جيره غذايي بر عملكرد باروري گاوهاي شيري


نقش پروفيل اسيدهاي چرب جيره غذايي بر عملكرد باروري گاوهاي شيري

 


اين مطالب را بخاطر بسپاريم :
اسيدهاي چرب غير اشباع ( با جند باند دوگانه ) از جمله اسيد لينولئيك ( 6 – n 2 : 18 C ) , لينولنيك ( 3 – n 3 : 18 C ) , ايكوزانوئيدها ( 3 – n 5 : 20 C ) و دكوهگزانوئيدها ( 3 – n 6 : 22 C ) بر باروري و عملكرد توليد مثلي گاوها تاثير بسزايي دارند .
اسيد هاي چرب لينولئيك , لينولنيك و دكو هگزانوئيدها به ترتيب در دانه هاي روغني , علوفه ها و اغلب در دانه كتان , روغن ماهي يافت مي شوند .
تغذيه جيره هاي حاوي اسيد لينولئيك بالا طي دوره خشكي ( ِDry period ) موجب افزايش وقوع جفت ماندگي مي شود .
مكمل سازي جيره غذايي با اسيد هاي چرب داراي چند باند دوگانه( Poly unsaturated fatty acids ) طي دوره بعد از زايش موجب بهبود باروري گاوهاي شيري مي شود اما در اين زمينه تحقيقات زيادي لازم است .
مقدمه
امروزه اصلاح ‍ژنتيكي گاوهاي شيري از نظر صفت توليد شير , بدون توجه به اهميت صفات ديگر از جمله صفات باروري , مقاومت ورم پستاني و غيره موجب كاهش عملكرد بقيه صفات از جمله صفات توليد مثلي شده است . اما خوشبختانه مي توان به كمك علم تغذيه دام تاحدودي اين نقص را جبران نمود. استاپلس و همكاران ( 1998 ) گزارش كردند كه از مجموع 20 مقاله در مورد موضوع بهبود عملكرد باروري گاوهاي شيري با افزودن چربي به جيره غذايي , حدود 11 مقاله بر مثبت بودن نتايج متفق الراي بودند .مكانيزم عمل بهبود عملكرد توليد مثل گاوهاي شيري توسط افزودن چربي به جيره هاي غذايي بطور صريح مشخص نشده است .اما فرضيه هاي مختلفي وجود دارد . چهار مورد از آنها كه توسط استاپلس و همكاران ( 1998 ) پيشنهاد شده است در ذيل بيان مي گردد :
1 ) بهبود بالانس منفي انرژي بدن طي اوايل شيردهي
2 ) افزايش سنتز تركيبات استروئيدي مانند هورمونهاي استروئيدي از جمله پروژسترون
3 ) تغيير غلظت انسولين خون بدنبال آن تحريك رشد فوليكولهاي تخمداني
4 ) تغيير ميزان سنتز PGF2α كه اين تركيب داراي اثر منفي بر فعاليت جسم زرد مي باشد .
سركوب PGF2α در اوايل آبستني احتمال زنده ماني جنين را افزايش مي دهد
طي يك دوره فحلي چنانچه تلقيحي صورت نگرفته باشد معمولا" فعاليت جسم زرد تا 16 روز ادامه مي يابد.از طرف ديگر 12 روز بعد از فحلي , نوسانات ضعيف ترشح PGF2α از رحم در هر دو گاو ـآبستن و يا غير آبستن آغاز مي شود.افزايش سنتز PGF2α موجب كاهش فعاليت جسم زرد مي شود . ولي جنين در حال رشد با ارسال سيگنالهايي با عنوان انترفرون تاو ( Interferon – tau ) سنتز PGF2α را كاهش مي دهد . انترفرون تااو اخيرا" بعنوان سيگنالهاي اوليه جنين جهت تشخيص آبستني بشمار مي رود. جنين بعد از 10 روزگي شروع به ترشح اين ماده نموده و با افزايش رشد ميزان توليد آن نيز افزايش مي يابد. بدليل اينكه همه جنينها داراي سرعت رشد يكساني نيستند بخاطر همين موضوع جنينهايي كه داراي رشد ضعيفي هستند ممكن است قبل از ترشح انترفرون تااو , توسط افزايش غلظت PGF2α آزاد شده از رحم سقط شوند .بنابراين ممكن است ترشح انترفرون تااو در مقادير مورد نياز جهت جلو گيري از ترشح PGF2α تا روز 13 صورت نگيرد. لذادر چنين شرايطي نقش اسيد هاي چرب غير اشباع در كاهش سنتز PGF2α طي اوايل آبستنيي اهميت پيدا مي كند. بنابر اين تغذيه جيره هاي غني از اسيد هاي چرب غير اشباع براي بهبود باروري , دستيافت تازه اي در مديريت توليد مثل گاوهاي شيري مي باشد .
اثر مثبت چربي جيره غذاي بر باروري گاوهاي شيري مي تواند بدليل اثرات برخي از اسيدهاي چرب جيره بر هيپوفيز , تخمدانها و رحم از طريق بهبود وضعيت انرژي بدن باشد . دانشمندان معتقدند كه برخي از مكملهاي چربي موجب تغيير توليد PGF2α در بدن مي شوند زيرا برخي از اسيدهاي چرب ويژه بخصوص اسيدهاي چرب غير اشباع با چند باند دوگانه ( PUFA ) در سنتز آن نقش دارند . بنابراين مي توان با تغيير پروفيل اسيدهاي چرب جيره غذايي سنتز PGF2α توسط بافت رحم را در اوايل آبستني كاهش داده و موجب كاهش ميزان مرگ و مير جنين شد .
اسيدهاي چرب ضروري و عملكرد توليدمثلي
كمبود اسيدهاي چرب ضروري در حيوانات آزمايشي موجب بروز علايمي همچون تشكيل ناقص غشاهاي سلولي, عدم رشد كافي بدن , پوست , بافتهاي پيوندي و همچنين باروري ضعيف مي شود . Zeron و همكاران گزارش كردند كه كاهش ميزان باروري گاوهاي هولشتاين طي ماههاي تابستان بدليل پائين بودن محتواي اسيد لينولئيك غشاء اووسيتها مي باشد, در حالي كه محتواي اسيد لينولنيك چندان تغيير فصلي ندارد.در مقابل اسيدهاي چرب غير اشباع داراي 5 و 6 باند دوگانه در غشاء اسپرم دامهاي نر بر كيفيت اسپرم در باروري تخمك تاثير مي گذارد .
اسيدهاي چرب ضروري در داخل سلول مي توانند بر رونويسي ژنهاي كد كننده پروتئينهاي ضروري براي آبستني موثر باشند .
در بعضي حيوانات اسيدهاي چرب غير اشباع ( PUFA ) نقش مهمي در بسياري از فرآيندهاي توليد مثلي از جمله تخمك گذاري , لقاح و زايمان دارند . اسيدهاي چرب جيره غذايي مي توانند بر رشد فوليكول تخمداني , فعاليت جسم زرد و توليد پروژسترون نقش داشته باشند . طي تحقيقي گزارش شده است كه در صورت تغذيه جيره هاي غني از PUFA ازخانواده امگا 3 قبل از زايش به ترتيب درگوسفند وگاو , موجب تاخير زمان زايش ( Nibashaka Baguma و همكاران 1999 ) و افزايش وقوع جفت ماندگي شد( Barnouin & chassaqne 1991 ). ولي افزايش اسيدهاي چرب غير اشباع امگا 3 در جيره غذايي بعد از زايش, ميزان آبستني گاوها را بهبود بخشيد ( Armstong و همكاران 1990 )
number one
2007-Jul-09, 15:15
اثر جيره هاي بر پايه پودر ماهي بر باروري

اسيدهاي چرب غير اشباع توسط باكتريهاي شكمبه تحت فرآيندي بنام بيوهيدروژناسيون متابوليزه مي شوند. طي اين فرآينداسيدهاي چرب غيراشباع به اسيدهاي چرب اشباع تبديل مي شوند . پودر ماهي داراي پتانسيل افزايش باروري مي باشد علت اين مسئله را به بخاطر داشتن اسيدهاي چرب منحصربفردي كه مي توانند بدون بيوهيدروژنه شدن ازشكمبه عبوركنند و موجب كاهش ترشح PGF2α شوند, نسبت داده مي شود. .Armstrong و همكاران گزارش كردند كه گاوهاي فريزين بريتانيائي كه با پودر ماهي بمقدار 8 /0 Kg/day تغذيه شده بودند نرخ آبستني بيشتري (64 % ) در مقايسه با گروه شاهد ( 44 % ) داشتند. همچنين تعداد سرويس براي اين گروه در مقايسه با گروه شاهد به ترتيب 62 / 1 , 31 / 2 بود. مكانيزم كار هنوز بطور واضح مشخص نيست ولي فرضيه هاي چندي در اين مورد وجود دارد كه يكي از آنها وجود دو نوع اسيد چرب ايكوسپنتانوئيكها و دكو هگزانوئيدها در پودر ماهي مي باشد كه باعث كاهش سنتز PGF2α مي شوند.
اثردانه كتان بر باروري گاوهاي شيري :
روغن دانه كتان نيز بدليل داشتن اسيد لينو لنيك بالا موجب سركوب ترشح PGF2α از رحم شده و ميزان باروري را در حيوانات تغذيه شده با دانه كتان افزايش مي دهد . همچنين گزارش كردند كه تغذيه دانه كتان ويا تزريق روغن كتان داخل شكمبه موجب افزايش غلظت اسيدهاي چرب بلند زنجيره مي شود ( Kennely 1995 ).
number one
2007-Jul-09, 15:19
AVAILA 4

Availa 4محصول انحصاری شرکت Zinpro از کشور آمریکا می‌باشد. این محصول شامل ترکیب یک اسید آمینه با هر یک از فلزات منگنز، روی و مس و همچنین حاوی گلوکوهپتونات کبالت می‌باشد.
آزمایشات متعدد انجام شده در کشور آمریکا نشان داده است که مصرف این محصول در خوراک گاوهای شیری مزایای زیر را دارد:

کاهش مشکلات سم و لنگش در گله به میزان 35 درصد
کاهش در سلولهای سوماتیک شیر تا 17 درصد
کاهش در روزهای باز 23 روز
افزایش تولید شیر روزانه هر راس گاو 1 کیلو
میزان مصرف AVAILA 4
در گاوهای شیری و گوشتی 7 گرم به ازاء هر راس روزانه و یا یک کیلوگرم به ازاء 140 راس روزانه در اسب ها: 7 گرم به ازاء هر راس روزانه

هر 7 گرم Availa4 مواد زیر را تامین میکند:
روی 360 میلیگرم
منگنز 200 میلیگرم
کبالت 12 میلیگرم
مس 125 میلیگرم

 


Availa ZMC
محصول انحصاری شرکت Zinpro از کشور آمریکا می‌باشد. این محصول شامل ترکیب یک اسید آمینه با هر یک از فلزات منگنز، روی و مس می‌باشد.
تحقیقات انجام شده حاکی از این امر است مصرف Availa ZMC که حاوی روی، منگنز و مس میباشد تاثیرات چشمگیری بر عملکرد گله‌های مرغ مادر دارد. مهمترین تاثیر افزایش تعداد جوجه حاصله از گله است. تاثیر چشمگیر دیگر که باعث ارتقا اعتبار واحد مرغ مادر میگردد افزایش کیفیت جوجه‌های تولیدی و بالاتر بودن ماندگاری جوجه‌های یکروزه‌ای است که از فلزات کیلاته شرکت ZINPRO در خوراک گله مادر استفاده شده باشد.
گله‌های تخمگذار تجاری نیز از محاسن استفاده از فزات کیلاته شرکت ZINPRO نیز بی نصیب نیستند. تحقیات انجام شده در این زمینه نشاندهنده افزایش میزان تولید تخم مرغ در اثر استفاده از این محصولات میباشد. علاوه بر افزایش تولید تخم، ضریب تبدیل مصرف خوراک نیز در این گله‌ها بهبود مییابد. از سایر موارد مثبت استفاده از فلزات کیلاته شرکت ZINPRO کاهش تلفات در گله‌های مرغ تخمگذار تجاری میباشد.

میزان مصرف Availa ZMC
یک کیلوگرم در هر تن خوراک گله های مولد

هر 7 گرم Availa4 مواد زیر را تامین میکند:
روی 360 میلیگرم
منگنز 200 میلیگرم
کبالت 12 میلیگرم
مس 125 میلیگرم
number one
2007-Jul-09, 15:21
Diamond V XPC™ Yeast Culture

این محصول تولید شرکت معتبر آمریکائی Diamond V میباشد. این شرکت با سابقه 60 ساله خود همواره با ارائه محصولات تخمیری در جهت ارائه راه حل مناسب برای رفع مشکلات تغذیه‌ای دامهای پر تولید قدم برداشته است.
مخمر XPC با توجه به تاثیرات مثبتی که در عملکرد دارد قابل مصرف در خوراک گاوهای شیری و همچنین طیور میباشد. این محصول با استفاده از تکنولوژی اختصاصی شرکت Diamond V در تخمیر غلات حاصل، و سپس به نحوی فراوری و خشک شده که خواص فاکتورهای مخمر، ویتامینهای گروه B و سایر مواد حاصله از تخمیر، که دارای ارزش غذائی بسیار ارزشمندی هستند حفظ میگردد.

XPC مخمر نیست بلکه مواد متابولیکی مغذی می باشد که فقط در این محصول وجود دارد
مصرف XPC در گوساله های شیرخوار :
باعث رشد بهتر پرزهای شکمبه شده، مصرف استارتر را افزایش میدهد و افزایش وزن بیشتری را در گوساله ها سبب میشود.
هزینه های درمان را کاهش داده و از تلفات گوساله می‌کاهد.

مصرف XPC در گاوهای شیری :
افزایش مصرف ماده خشک تا 1 کیلو در روز در ابتدای دوره شیردهی.
افزایش شیر تولیدی از 3/2 تا 7/3 کیلوگرم در روز.
کمک به حفظ اسکور بدن در ابتدای دوره شیردهی.
در شرایط استرس گرمائی تولید شیر را بهبود می دهد.
مصرف XPC در طیور :
افزایش سرعت رشد
افزایش تولید تخم مرغ
کاهش تلفات ناشی از استرس گرمائی
بهبود عملکرد خوراک
مقدار مصرف :

گاو شیری
گوساله‌های شیرخوار 5/3 گرم در روز
گوساله‌ها بعد از دوران شیرخواری 5/7 گرم در روز
گاوهای بالغ 15 گرم در روز
طیور
دان استارتر همه گله‌ها 125/0 درصد
دان تولید گله مادر 075/0 درصد
دان مرغ تخمگذار (8 تا 25 هفتگی) 075/0 درصد
دان مرغ تخمگذار (26 هفتگی تا پایان دوره) 025/0 درصد
دان جوجه گوشتی 075/0 درصد
گوسفند و بز
بره و بزغاله 2 گرم در روز
بز و گوسفند بالغ 5/3 گرم در روز

 


سایر حیوانات
خوراک آبزیان 125/0 درصد
خوراک خرگوش 125/0 درصد
غذای سگ و گربه 125/0 درصد
number one
2007-Jul-09, 15:22
گلیسیریدهای اسید بوتیریک

یک ایده برگرفته شده از طبیعت مولکولهایی که بطور طبیعی در شیر یافت میگردد.

خصوصیات و عملکرد اسید بوتیریک
اسید بوتیریک اسید چربی است با زنجیر کربنی کوتاه که بطور طبیعی در چربی شیر در ترکیب با گلیسرول وجود دارد.
اسید بوتیریک در روده مورد تغذیه سلولهای دیواره پرزهای روده قرار گرفته و رشد آنها را تحریک میکند.
اسید بوتیریک سبب ترمیم سلولهای دیواره روده که در اثر عوامل بیماریزا تخریب شده‌اند میشود.
اسید بوتیریک بدلیل فعالیت باکتریوستاتیک خود سبب نابودی میکروبهای بیماریزای موجود در روده از قبیل سالمونلا و کلوستریدیوم و غیره میگردد .
اسید بوتیریک از طریق افزایش تعداد لاکتوباسیلها، بیفیدوباکتریها و غیره سبب بهبود میکروفلورای روده میگردد .
گلیسریدهای اسید بوتیریک
اسید بوتیریک برای اینکه قادر به ایفای نقش ویژه خود در قسمتهای مختلف روده خصوصا در قسمت انتهائی آن باشد میبایست به نحو مناسبی محافظت شده باشد.

گلیسرید اسید بوتیریک ترکیب مناسبی است برای محافظت از اسید بوتیریک که موارد زیر را تضمین مینماید :
قابلیت عبور از معده ( در pH 4 موجود در معده تخریب نمیشود ). آزاد شدن تدریجی اسید بوتیریک در روده در اثر تاثیر آنزیم لیپاز مترشحه از لوزالمعده که باعث جدا شدن اسید بوتیریک از گلیسرول میگردد. اسید بوتیریک موجود در شیر بدلیل ترکیب با گلیسرول بطور طبیعی محافظت شده میباشد.
مقدارو زمان مصرف :

جوجه گوشتی 3/0% خوراک در هفته اول
2/0% خوراک تا 21 الی 25 روزگی
مرغ مادر و مرغ تحمگذار تجاری 2/0% خوراک 0 تا 25 روزگی
جوجه بوقلمون : 2/0% خوراک 0 تا 50 الی 60 روزگی
در مواقع بروز استرس یا بیماری : 3/0% خوراک بمدت یک هقته
گوساله‌های شیرخوار: 5/0% در شیر خشک جایگزین در طی دوران از شیر گیری
number one
2007-Jul-14, 11:05
تنظیم جریان خروجی معده

جریان خروجی معده با مکانیسم هایی که از گیرنده های موجود در دوازدهه آغاز می گردد تنظیم می شود. گیرنده هایی که موجب تحریک یا مهار تخلیه معده می شوند در سرتاسر دوازدهه جای دارند.

یون های هیدروژن، بی کربنات و اسمولالیته مواد غذایی از عواملی هستند که بااثر بر قسمت قدامی دوازدهه موجب تغییر در عملکرد معده گوساله هوشیار می گردند.Bell و Webberنشان دادند که تخلیه شیردان، ترشح اسید و پپسینوژن از معده و مقدار ترشحات معدی با میزان انرژی ماده ایزواسمول انفوزیون شده به دوازدهه تحت تأثیر قرار نگرفت؛ یعنی میزان انرژی قابل سوخت chyme روده ای یک معیار مستقیم برای عملکرد معده نیست، بلکه اسمولالیته تام محتویات روده تنها پارامتری است که تحت شرایط این مطالعه بر گیرنده های دوازدهه ای اثر می گذارد.

Bell وMostaghni نشان دادند که انفوزیون روده ای محلول های هیپوتونیک و ایزوتونیک کلرید سدیم و بی کربنات سدیم موجب افزایش تخلیه شیردان می گردد، که بی کربنات سدیم محرک موثرتری است. انفوزیون روده ای کلرید پتاسیم، کلرید کلسیم، گلوکز و اسید هیدروکلریک موجب کاهش تخلیه شیردان می گردد، کلرید آمونیوم، اوره، لاکتوز و اسید استیک اثر کمی دارندوانفوزیون روده ای تمامی محلول های هیپرتونیکی که آزمایش شد موجب کاهش تخلیه شیردان می گردد.
number one
2007-Jul-14, 19:12
گزيده هايی از دستورالعمل های سياست مبارزه و ريشه كنی بيماری تب برفكی در كشور كانادا سه‌شنبه، 19 تير 1386
بيماری تب برفكی يك بيماری عفونی ويروسی حاد با واگيری بالا در دامهای زوج سم اهلی و وحوش می باشد. دامهای مبتلا به اين بيماری شامل: گاو ، خوك ، گوسفند ، بز ، گوزن وحشی ، گوزن شمالی ، لاما و گاوميش بوده و فيلها نيز به اين بيماری حساس می باشند. اما اسب ها مقاوم هستند.
علائم بيماری در گاو شامل : آبريزش از دهان ، خمودگی ، بی اشتهائی و لنگش بوده كه اين علائم ناشی از وجود تاول های دردناك در بافت پوششی لبها ، زبان ، لثه ها ، سوراخهای بينی و پوزه و بين انگشتان و پستان ها می باشد.
عموماً تب و كاهش شير زودتر از حضور تاول ها نمايان می شود. بعد از پاره شدن تاول ها در محل آنها احتمال عفونت ثانويه وجود دارد. محل و شدت زخمها خيلی متغير بوده و بستگی به سويه ويروس دارد. گاو نژاد زبو علائم كلينيكی خفيف تری از خود نشان می دهد.
علائم بيماری و زخمها در خوك ، گوسفند و بز مشابه گاو است اما ملايم تر و بخصوص در گوسفند و بز لنگش عمده ترين علامت بيماری است.

سبب شناسی
ويروس تب برفكی يكی از اعضای خانواده Picornaviridae از گروه ويروس RNA دار می باشد.
7 سويه از ويروس تب برفكی كه شامل: ( C,O,A ) و سويه جنوب آفريقا (SAT1,SAT2,SAT3 ) و Asia1 ، همراه با تعداد زيادی تحت تيپ شناخته شده است.

مقاومت
ويروس تب برفكی ، در محيط و مكانهای آلوده بيشتر از يك سال عفونت زايي خود را حفظ می كند. بطور مثال ، در لباس به مدت 10 تا 12 هفته ، در موها به مدت يك ماه عفونت زا باقی می ماند. همچنين در منابع مختلف مدت زمان بقای ويروس در خاك 200-26 روز ، روی مقوا ، چوب يا فلز آلوده به خون 35 روز ، روی چوب آلوده به چربی 398 روز و 48 ساعت در اتاق نگهداری حيوانات آزمايشگاهی ذكر شده است. اغلب ، ويروس در درجه حرارت انجماد به طور نامحدود بقای خود را حفظ می كند و تخريب بيشتر گونه های ويروس در درجه حرارت 56 درجه سانتی گراد به مدت30 دقيقه روی می دهد.
ويروس در 6/7-4/7= PH منحصراٌ زنده بوده ولی قدرت تكثير و تزايد را ندارد. اما در 5/9-6/7 =PH و درجه حرارت 4 درجه سانتی گراد بقای خود را حفظ نموده و توان بيماريزايي را دارد. اما همين ويروس در 5=PH يا 10=PH غير فعال می گردد.
نور خورشيد ويروس تب برفكی را نابود می كند و رطوبت نسبی 60% به بقای ويروس در هوا كمك می كند.

همه گيری شناسی
تب برفكی بشدت واگيردار می باشد و امكان دارد در مكانهای وسيع توسط تماس مستقيم مابين دامهای آلوده و حساس و يا توسط تماس غير مستقيم با تولِيدات آلوده دام ( گوشت ، شير خام ، پوست ) غذا وساير وسايل پخش شود.
ويروس قبل از شروع علائم كلينيكی ( در گاو 5 روز ، در خوك 10 روز ) در بافتها ، مواد دفعی و ترشحات شامل : شير ، خون ، منی ، ادرار و مدفوع وجود دارد.
ويروس در هنگام عبور خود در دستگاه گوارش پرندگان تغييری پيدا نمی كند.
خوك در تزايد ويروس نقش اساسی دارد. ( يك خوك برابر با 1000 تا 3000 گاو ويروس تب برفكی را دفع می كند ). خوكها عموماً آلودگی را از طريق غذای آلوده كسب می كنند. در صورتيكه گاوها بيشتر از طريق تنفس ذرات آلوده به ويروس ، مبتلا می شوند. قبل از شروع علائم كلينيكی حجم وسيعی از ويروس توسط دام آلوده به بيرون دفع می شود.

بيماريزايی
بيماريزايی تب برفكی با تنفس يا بلع ويروس آغاز می شود ، اين ويروس ابتدا در محل حلق تزايد پيدا كرده ، سپس توسط خون به ساير نقاط و غدد لنفاوی رفته و سلولهای پوششی را آلوده می نمايدسپس تاولها نمايان شده و علائم بيماری ظاهر می شود. گاو بيشتر از 3 سال ، گوسفند 9 ماه و بز 4 ماه ناقل بيماری می باشند.


دوره كمون ، درصد ابتلا و مرگ و مير
دوره كمون در يك همه گيری در يك بخش 2 تا 21 روز است ( بطور ميانگين 8-3 روز ، گاو 5-3 روز، خوك 9-4 روز ) در دامهايی كه تجربه اولين برخورد با ويروس را دارند اين زمان به 24 ساعت می رسد. در مناطقی كه بيماری اندميك است دوره كمون از 21 روز هم بيشتر می شود. در مناطق عاری از بيماری مثل شمال آمريكا ، 14 روز آخرين حد دوره كمون است. و استاندارد OIE نيز 14 روز می باشد. درصد ابتلا بيماری تب برفكی به 100% هم می رسد. درصد مرگ و مير دربالغ ها كم است (5%) اما در خوكهای شيرخوار و بره ها امكان دارد به 75% برسد. در اين موارد مرگ همراه با ضايعات قلبی می باشد.

تشخيص
تشخيص تب برفكی بر اساس تاريخچه ، علائم كلينيكی و تستهای آزمايشگاهی می باشد.
اين تستها شامل DAS ، ELISA ، سرولوژی ، جداسازی ويروس و تزريق به حيوانات آزمايشگاهی است. تستهای آزمايشگاهی جهت تشخيص تفريقی اين بيماری با ساير بيماريهای مخاطی می باشد.

روش نمونه گيری
ويروس تب برفكی نسبت به شرايط اسيدی بسيار حساس می باشد. يخ خشك با توليد اسيد سيتريك ويروس را از بين می برد. بنابراين جهت نمونه برداری بايستی از يخ معمولی يا ICE PACK استاندارد استفاده نمود.
نمونه های مورد نياز عبارتنداز :
1- در صورت امكان ، توسط يك سرنگ استريل 2 سی سی از محتويات يك تاول پاره نشده را آسپيره كرد.
2- 2 گرم از بافت پوششی آلوده كه در 5 سی سی از بافر فسفات گليسيرين ( 6/7=PH ) قرار داده شده باشد.
3- زخمهای بين سمها .
4- 10 سی سی از سرم دامهای بيمار و دامهايي كه دوره بيماری را گذرانده اند.
5- در صورت تلفات يا ذبح دام ، نمونه های مورد نظر از غدد لنفاوی پيش كتفی ، غدد فوق كليوی ، كليه ها و غدد تيروئيد تهيه می شود.

بهداشت عمومی
از لحاظ بهداشت عمومی بيماری تب برفكی ، خطرناك تلقی نمی شود . اين بيماری مشترك بين انسان و دام نبوده و در صورتيكه در انسان ضايعات تاول مانند در دستها و پا و دهان ديده شد عامل اين بيماری يك ويروس متفاوت با ويروس تب برفكی بوده و ( Coxsackie virus A16 ) ناميده می شود.


اصول كنترل
در هنگام بروز شيوع تب برفكی ، وزير كشاورزی كانادا سياست كنترل بيماری تب برفكی كه شامل: معدوم نمودن و كشتار همراه با واكسيناسيون يا عدم واكسيناسيون دامها را می باشد اعلام می كند. استراتژی اوليه كشور كانادا برای كنترل تب برفكی بر اساس معدوم نمودن ( حذف ) می باشد. اين اقدام شامل : معدوم نمودن دامهای بيمار و همچنين كشتار دامهای سالم اما در مجاورت دامهای بيمار (دامهای مظنون ) می باشد. اما امكان دارد در شرايط خاص واكسيناسيون اضطراری نيز صورت پذيرد.
اما بهرصورت شناسايي كامل مكانهای آلوده جهت شناسايي و نابود كردن تمامی دامها و مواد آلوده و ضدعفونی كردن محيط و خودروها سريعاٌ و بدون هيچگونه تاخيری بايد صورت پذيرد.

NERT گروه ملی واكنش سريع(National emergency response team)
هنگاميكه يك نمونه تب برفكی جمع آوری شده از طريق آزمايشگاه مورد تائيد قرار گرفت سريعاٌ گروه ملی واكنش سريع (NERT ) فعال می شود. دفتر مركزی اين گروه در شهر اوتاوا قرار دارد و وزارتخانه خيلی فوری كانون بيماری را مشخص نموده و منطقه آلوده و همچنين منطقه مراقبت و منطقه محافظتی را جهت ريشه كنی و مبارزه با بيماری تب برفكی معين می نمايد. NERT شامل يك مركز عملياتی ميدانی (FOC )Focal operative center و يك مركز اضطراری ( EC )Emergency center می باشد.


اقدامات اوليه در مناطق با خطر بالا
كنترل های اوليه
1- اعلام آلودگی منطقه.
در اين زمان سريعاٌ بايستی مكان آلوده با مستندات قانونی مشخص و اعلام گردد. تمامی دامها ، توليدات دامی و غذای دام و كود و خودروها و وسايل دامداری بايستی در مكان ثابت مانده و ورود و خروج به اين منطقه اكيداٌ ممنوع می باشد .
2- كنترل حمل و نقل در مناطقی كه آلوده اعلام شده اند.
نقل و انتقال نشخواركنندگان ( گاو ، گوسفند و بز و غيره ) و خوك اكيداٌ ممنوع می باشد. سگ ها و گربه ها و ساير دامهايی كه بالقوه می توانند ويروسها را منتقل كنند نيز بايستی محدوديت نقل و انتقال داشته باشند. طيور و اسبها نيز الزاماٌ در محدوده قرنطينه قرار گرفته ، اما می توانند در صورت صدور مجوز طيور را به نزديكترين كشتارگاه واقع در همان استان هدايت كرد و اسبها را نيز به مكانی كه هيچگونه دام حساس وجود نداشته باشد منتقل كرد.
كليه خودروها و وسايلی كه امكان دارد از مكانهای مشكوك و مظنون به آلودگی عبور كرده باشند بايستی كاملاٌ تميز و ضد عفونی گردند.
اشخاصی كه امكان دارد خودروی شخصی داشته باشند و از آن مكانها عبور می كنند بايستی خودروی آنها كاملاٌ تميز و ضدعفونی شود.
اين اشخاص بايستی لباس تميز پوشيده و ساير مكانهايی كه دامهای حساس در آنها وجود دارد را بازديد نكنند.
3- اقدامهای اوليه در محيط مكانهای آلوده
تمامی مكانها تا محدوده 5 كيلومتری از مكان آلوده به ويروس تب برفكی ، منطقه آلوده اعلام گردد.
شير خام و ساير محصولات لبنی در مكانهای مشكوك ، بايستی قرنطينه شوند و حمل و نقل آنها ممنوع می باشد. جهت معدوم نمودن شير بايستی ابتدا آنرا ضد عفونی كرد كه می توان در 97 ليتر شير از 3 ليتر اسيد استيك يا 500 گرم اسيد سيتريك در 240 ليتر شير يا 5/1 ليتر اسيد ارتوفسفريك در 500 ليتر شير استفاده نمود . سپس اين شير ضدعفونی شده را بايستی روی زمين ريخت تا در خاك منطقه نفوذ كرده و يا می توان آنرا دفن كرد.

كنترل حمل و نقل ( در صورت اثبات وجود بيماری تب برفكی )
اصول اساسی جهت ريشه كنی يك بيماری نوظهور ( اگزوتيك ) شامل :
1- جلوگيری از تماس بين دامهای حساس و عامل بيماری.
2- توقف توليد ويروس توسط دامهای آلوده.
3- افزايش مقاومت دامهای حساس.

برای ريشه كنی تب برفكی می توان :
1- با اعلام قرنطينه و كنترل حمل و نقل از پخش عفونت جلوگيری كنيم.
2- حذف عامل عفونت با كشتار دامهای آلوده و دامهای در معرض عفونت.
3- حذف ويروس با ضد عفونی مكانها ، خودروها و وسايل و اقلام يا معدوم نمودن اقلام آلوده.
4- ايجاد ايمنی با واكسيناسيون در صورت نياز.

كنترل در مكانهای آلوده
فعاليت های ريشه كنی سريعاٌ در مكانهای آلوده بايستی آغاز شود.
سگها ، گربه ها و ساير دامهايی كه غير حساس به بيماری بوده اما توانايی پخش ويروس را دارند بايستی تحت نظر بوده تا اينكه ضد عفونی مكان آلوده اتمام يابد و پس از ضد عفونی مكان ، سگ ها و گربه ها در صورت انتقال بايستی قبل از حركت توسط محلول 2 درصد اسيد استيك اسپری شود.
كليه وسايل و خودروها در صورت انتقال از مكان آلوده بايستی بطور كامل تميز و ضدعفونی شوند.

اقدامات اوليه در محدوده مكانهای آلوده
الف) تا شعاع 5 كيلومتری از مكان آلوده ، منطقه آلوده اعلام گردد.
ب) اطلاع رسانی به عموم و آغاز كنترل حمل و نقل دام.
ج) آگاهی به عموم از طريق:
1- اخبار ( تلويزيون ، راديو ، روزنامه و نشريات ).
2- تماس با بخش كشاورزی هر استان ، دانشكده های دامپزشكی ، جامعه دامپزشكی شامل: دامپزشكان بخش خصوصی ، مراكز تلقيح مصنوعی ، جامعه دامداران .
3- ارتباط با صاحبان مراكز عرضه دام ، چوبداران ، باغ وحش ها و نمايشگاهها.
بخش بررسيها

1) واحد تشخيص
واحد تشخيص مسئوليت تمامی تماسهايی كه در خصوص اعلام موارد مظنون به بيماری است را بعهده دارد و با توجه به توانايی كارشناسان و بدست آوردن آخرين اطلاعات از مكانهای آلوده بايستی اين مكانها هرسه روز يك بار مورد بازديد قرار گيرند.

2) گشت مراقبت
هنگامی كه يك كارشناس ( بررسيها ، قرنطينه ، صدور مجوز ) مظنون به يك مكان آلوده در منطقه می شود سريعاً بايستی مقامات ارشد خود را مطلع سازد تا گروه كارشناسی تشخيص به مكان اعزام گردد. تشخيص اين گروه براساس ، علائم كلينيكی و يافته های اپيدميولوژيكی و كالبدگشايی می باشد.
پس از تاييد آلودگی مكان ، سريعاً برنامه ريشه كنی براساس دستورالعملها بايستی انجام گيرد. از آنجائيكه مردم و فعاليت های روزانه آنها باعث انتقال مكانيكی ويروس تب برفكی می گردد در مكانهايی با خطر بالا بايستی كارشناسان ضمن رعايت دقيق شرايط ضدعفونی فاصله زمانی 48 ساعت مابين دوبازديد را دقيقاً رعايت نمايند. در خصوص افرادی كه در تماس مستقيم با دامهای بيمار می باشند دستورالعمل ضدعفونی به قرار ذيل است:
- تعويض كامل لباس.
- شستشوی كامل بدن به مدت يك دقيقه با صابون و سپس آبكشی كامل حداقل به مدت 2 دقيقه.
- ضدعفونی كفش و چكمه.

ايجاد مناطق كنترلی
با اعلام وزارت كشاورزی مبنی بر بروز بيماری تب برفكی سريعاٌ سه منطقه كنترلی معرفی خواهد شد.
1) منطقه آلوده(Infected Zone)
2) منطقه مراقبت(Surveillance Zone)
3) منطقه محافظتی(Buffer Zone)

برای مرزبندی اين سه منطقه ذكر شده كه در برنامه ريشه كنی از اصول اوليه می باشد. توجه به نكات ذيل الزامی است :
1) موانع طبيعی و مرزبندی سياسي مناطق ( استان ، شهر ) .
2) وجود راهها ، دهكده ها ، شهرها .
3) شرايط آب و هوايی ( بخصوص جهت باد ).
4) الگوی حركت دام ها .
5) گونه های درگير بيمار ( دام اهلی ، وحوش ) .
6) طبيعت شيوع بيماری ( عمومی ، منطقه ای ) .

1) منطقه آلوده
متعاقب اعلام وزارت كشاورزی مبنی بر آلوده بودن مكانهايی به ويروس تب برفكی كليه اين مناطق تا شعاع حداقل 5 كيلومتر آلوده اعلام می گردد. حمل و نقل دام اكيداٌ در اين منطقه ممنوع می باشد.

2) منطقه مراقبت
منطقه ای كه بلافاصله دورتادور منطقه آلوده را می پوشاند را منطقه مراقبت می گويند. برای تب برفكی حد اين منطقه بايد حداقل 10 كيلومتر از محل آلوده باشد. بطور عمومی فاصله قابل پذيرش برای توزيع هوايی اين ويروس امكان دارد تا 60 كيلومتر هم برسد كه اين فاصله بستگی به اپيدميولوژی و شرايط آب و هوايی دارد. در اين منطقه مجوز واكسيناسيون وجود ندارد. حمل و نقل دام ممنوع می باشد.

3) منطقه محافظتی
منطقه ای است كه دام ها بصورت سيستميك تحت پوشش واكسيناسيون قرار می گيرند. حمل و نقل دام در اين منطقه بايستی تحت كنترل باشد.

منطقه آلوده
دامپزشكان ، ماموران تلقيح مصنوعی ، توزيع كنندگان علوفه دامی ، كارگران و تمام افرادی كه در منطقه آلوده فعاليت می كنند بايستی نظارت دقيق بر روی كارشان وجود داشته باشد و آئين نامه های مربوط به بروز بيماری تب برفكی را دقيقاٌ رعايت كنند.
يك دامپزشك هنگاميكه در منطقه آلوده فعاليت می كند بايستی :
1) حداقل وسايل را با خود حمل كرده و داروهای مورد نياز را در خودروی شخصی خود داشته باشد.
2) از داروهايی كه احتياج به تكرار تزريق دارند حداقل استفاده را نمايد.
3) از وسايل يك بار مصرف استفاده كند و اگر امكان دارد ساير وسايل را در محوطه دامداری باقی گذاشته و از جابجايی وسايل خودداری كند.
بعلاوه كليه كسانيكه در دامداری فعاليت دارند بايستی :
1) قبل از ترك محل كليه لوازم را تميز كرده و در مواد ضدعفونی غوطه ور سازند.
2) خودروی خود را خارج از محل دامداری پارك نمايند.
3) دائماٌ خودروی خود را بشويند.
4) از چكمه و لباس يك بار مصرف استفاده كنند كه تهيه اين لوازم بعهده صاحب دامداری می باشد.
درغيراينصورت برای هر دامداری بايستی لباس و چكمه جداگانه استفاده شود.
شايان ذكر است در منطقه آلوده كليه اعمال انتقال جنين ، تلقيح مصنوعی و اسپرم گيری اكيداٌ ممنوع می باشد.
حمل كود بعلت اينكه كود بطور 100% آلوده به ويروس تب برفكی است اكيداٌ ممنوع می باشد. بايستی كود در محل دپو شده و توسط اسيد ضدعفونی گردد.
تمام مراكز فروش دام ، نمايشگاه ها ، باغ وحشها ، حراجی های دام بايستی تعطيل گردد.
تعطيلی مكانهای خاص با دامهای موجود در آن بايستی با مديريت ذيل انجام گيرد:
1) اگر دامها علائم بيماری تب برفكی را نشان می دهند بايستی حذف ( معدوم ) گردند.
2) اگر دامها علائم را نشان نمی دهند اما با عامل بيماری در تماس بوده اند يا بايستی معدوم گردند ( سوزاندن - دفن ) يا تحت مجوز مستقيماٌ به كشتارگاه اعزام گردند.
3) اگر دامها علائم بيماری را نشان نمی دهند و در معرض عامل بيماری هم نبوده اند بايستی تحت مجوز به مقصد معين انتقال يابند( به طور مثال كارخانجات صنايع تبديلی ).شايان ذكر است بايستی 72 تا 96 ساعت قبل از حركت هيچگونه علائمی از بيماری را نشان ندهند.
وحوش حساس در اين منطقه بايستی با همكاری آژانس منطقه ای حمايت از وحوش و شكارچيان كشتار شوند.


منطقه مراقبت
با توجه به امكان انتقال ويروس توسط جريان باد ، منطقه مراقبت كه دورتادور منطقه آلوده را بصورت دايره وار می پوشاند. حداقل بايستی 10 كيلومتر شعاع داشته باشد. شرايط زمان شيوع بيماری: شامل سرعت باد ، جهت باد ، رطوبت نسبی ، درجه حرارت ، نور آفتاب ، طبيعت جغرافيايی محل ، وجود واحدهای پرواربندی خوك ، شعاع اين منطقه را تغيير می دهند.
بطور عمومی حمل و نقل دامهای غير حساس در اين منطقه ممنوع می باشد و تنها با صدور مجوز ، اجازه حمل داده می شود و دامهای حساس موجود در مكانهای غير قرنطينه شده منحصراٌ اجازه حركت به مقصدهای ذيل را دارند:
الف) كشتارگاه واقع در همان منطقه.
ب) ساير دامداريهای واقع در همان منطقه كه شرايط ذيل را داشته باشند:
1) هيچ دامی در آن مكان علائم تب برفكی را در طی 14 روز نشان نداده باشد.
2) در طول 14 روز قبل دامی به دامداری اضافه نشده باشد.
3) در طی 14 روز تا شعاع 10 كيلومتری از دامداری علائم كلينيكی ديده نشده باشد.
4) دامداری مبداء و مقصد تحت قرنطينه نباشند.
5) رانندگان خودروهای حمل و نقل كننده، كليه آئين نامه های حمل و نقل در زمان شيوع تب برفكی را دقيقاٌ رعايت كنند.
6) تمامی دامهای حساس به بيماری توسط دامپزشك معاينه شده و دامها هيچگونه علائمی را دو روز قبل از حركت بروز ندهند.
كليه پرسنلی كه خدمات رسانی به دامها را در اين منطقه بعهده دارند. از قبيل دامپزشكان ، ماموران تلقيح مصنوعی و ... بايستی كليه دستورالعمل ها را همانند منطقه آلوده اجرا نمايند.
در اين منطقه اجازه فعاليت مراكز اسپرم گيری ، تلقيح مصنوعی ، انتقال جنين تحت مجوز بلامانع می باشد.
حمل توليدات دامی در مكانهای غير قرنطينه شده بلامانع است. اما در مكانهای قرنطينه شده ( حساس ) حمل توليدات دامی بخصوص كود در صورتيكه ضدعفونی گردد با صدور مجوز بلامانع است.
تمامی مراكز فروش دام ، نمايشگاها ، باغ وحشها ،حراجی دامها تعطيل می باشد.
تعطيلی مكانهای خاص با دامهای موجود در آن بايستی با مديريت ذيل انجام گيرد:
1) اگر دامها علائم بيماری تب برفكی را نشان می دهند بايستی حذف ( معدوم ) گردند.
2) اگر دامها علائم را نشان نمی دهند اما با عامل بيماری در تماس بوده اند يا بايستی معدوم گردند ( سوزاندن - دفن ) يا تحت مجوز مستقيماٌ به كشتارگاه اعزام گردند.
3) اگر دامها علائم بيماری را نشان نمی دهند و در معرض عامل بيماری هم نبوده اند بايستی تحت مجوز به مقصد معين انتقال يابند( به طور مثال كارخانجات صنايع تبديلی ).شايان ذكر است بايستی 72 تا 96 ساعت قبل از حركت هيچگونه علائمی از بيماری را نشان ندهند.
جمعيت وحوش حساس در منطقه مراقبت با همكاری آژانس منطقه ای حمايت از حيوانات و شكارچيان بايستی كاهش يابد.

منطقه محافظتی
اين منطقه منحصراٌ در صورتيكه اجازه واكسيناسيون صادر شود ايجاد می گردد. شرايط ايجاد اين منطقه مانند شرايط ايجاد منطقه مراقبت می باشد. و اين منطقه. از آخرين حد منطقه مراقبت تا آخرين حد منطقه آلوده می تواند گسترش يابد. ورود دام به منطقه واكسيناسيون يا خروج بدون مجوز ممنوع می باشد.
به محض شروع واكسيناسيون ، مكانها قرنطينه اعلام می گردند و شرايط صدور مجوز به شرح ذيل می باشد:
1) هيچگونه دامی در دامداری علائم كلينيكی تب برفكی طی 21 روز نشان نداده باشند.
2) در طی 21 روز قبل دامی به دامداری اضافه نشده باشد.
3) در طی 21 روز و تا شعاع 10 كيلومتر از دامداری علائم تب برفكی ديده نشده باشد.
4) دام واكسينه شده منحصراٌ به دامداريی منتقل شود كه در آن مكان نيز واكسيناسيون انجام گرفته باشد.
5) كليه رانندگان خودروهای حمل دام دستورالعملهای اجرايی تب برفكی را رعايت كنند.
بايد توجه داشت دامهای واكسينه شده می توانند با مجوز در محدوده محافظتی حركت كنند. اما در صورتيكه اين منطقه را بخواهند ترك كنند بايستی به كشتارگاه اعزام شوند.
كليه توليدات دامهای واكسينه شده نيز امكان دارد ناقل ويروس تب برفكی باشند به همين لحاظ پس از ضدعفونی لازم اجازه توزيع دارند.
در مورد اشخاص و خودروها نيز بايستی دستورالعمل منطقه مراقبت اجرا شود.
بايستی بخاطر داشت ، مكانهايی كه در آنجا واكسيناسيون صورت پذيرفته است احتمال حضور ويروس تب برفكی بيشتر از مكانهايی است كه تحت پوشش واكسن قرار نگرفته اند بنابراين بايد بازديد از مكانهاي واكسينه شده بعد از مكانهای غير واكسينه انجام گيرد و نيزجمع آوری شير از مكانهای واكسينه شده در آخر روز صورت پذيرد.

سيستم مراقبت در هنگام شيوع بيماری
1) در منطقه آلوده
تمام مكانهای موجود با دامهای حساس بايستی هر سه روز مرتباٌ تحت بررسی قرار گيرند و موارد وقوع بيماری كه تلفنی اطلاع داده می شود سريعاٌ تحت نظر قرار گرفته و تا آنجائيكه امكان دارد از تماس مستقيم بعلت پخش ويروس ممانعت بعمل آيد . تمامی تلاشها بايستی جهت آموزش افراد در خصوص تشخيص علائم كلينيكی و گزارش موارد بيماری باشد و سيستم مراقبت تا اعلام پاك شدن منطقه توسط بايستی برقرار باشد. همچنين در اين منطقه سيستم مراقبت شامل : آزمايشهای كلينيكی و سرولوژي برروی جمعيت باقيمانده حساس می باشد. در صورت وجود وحوش انجام آزمايش در اين جمعيت نيز الزامی است.

2) در منطقه مراقبت
در اين منطقه سيستم مراقبت شامل تحت نظر داشتن و برپايي قرنطينه و بررسی مراكز پرورش خوك همانند منطقه آلوده می باشد. درخواست حمل و نقل دام در اين مكان بايستی با اجازه و تحت نظارت دامپزشكان باشد. هرگونه موارد گزارش توسط اشخاص بايستی توسط افرادی بررسی شود كه در منطقه آلوده فعاليت نمی كنند.

3) در منطقه محافظتی
اعضای گروه واكسيناسيون قبل از انجام عمليات بايستی تمامی دامها را از لحاظ كلينيكی بازرسی كنند و در صورت مشاهده مورد بيماری سريعاٌ مراتب را تلفنی اطلاع داده و كارشناسان مربوطه كه در منطقه آلوده فعاليت نمی كنند از منطقه بازديد بعمل آورند.

4) در منطقه عاری از تب برفكی
در اين منطقه دقت بسيار خاص توسط كارشناسان اعمال می شود و از دامها نمونه های سرمی جهت تشخيص در آزمايشگاههای دامپزشكی تهيه می گردد همچنين بررسی سرولوژيكی از دامهای كشتاری در كشتارگاههای مجاور مناطق كنترلی نيز صورت می پذيرد.
واكسيناسيون
در هنگام بروز تب برفكی در كانادا بهترين سياست جهت ريشه كنی بيماری روش حذف كامل يا معدوم نمودن دامها می باشد. اما بهر جهت امكان دارد روش حذف كامل به تنهايی جهت كنترل ويروس در مناطق پرتراكم كافی نبوده لذا واكسيناسيون نيز پيشنهاد می گردد.
كشور كانادا يكی از اعضای بانك ويروس تب برفكی آمريكای شمالی( NAFMDVB ) می باشد و اجازه استفاده از واكسن تب برفكی در شرايط اضطراری به قرار ذيل است:
1- شيوع بيماری در مكانهايی با تراكم بالای دام حساس و منابع كم مالی جهت كشتار و حذف دام و همچنين خطر بالای انتقال ويروس از طريق هوا در مراكز پرواربندی خوك.
2- توانايی دسترسی داشتن به واكسن با قدرت ايمنی زايی بالا.
3- آسايش خاطر عموم مردم بعلت نگرانی ناشی از حذف وسيع و زياد دام .
4- كاهش دامهای مبتلا به بيماری تب برفكی از طريق واكسيناسيون.

در نظر داشتن شرايط منطقه در انجام واكسيناسيون
انجام واكسيناسيون با در نظر گرفتن شرايط منطقه می باشد. امكان دارد هزينه های اقتصادی از قبيل پرداخت غرامت و هزينه های كنترل بيماری بيشتر از هزينه واكسيناسيون باشد.
نظر انجمن ملی دامداران و ساير مراكز مهم دامپروری در اين خصوص مطرح می باشد. ليست ذيل بطور خلاصه فاكتورهای موثر در واكسيناسيون را مشخص می نمايد.
1) طبيعت دامداريها بطور مثال وجود مكانهايی با خطر بالا مانند پرواربنديها.
2) تعداد دامداريهای آلوده اوليه و در معرض خطر.
3) گونه های درگير و تراكم آنها مانند پرواربندي خوك ها .
4) تخمين حوزه و طول مدت شيوع تب برفكی.
5) صنايع دامی و مديريت در مكانهاي مبتلا ( فرهنگ جغرافيايی ).
6) فصول ، آب و هوا و موانع فيزيكی طبيعی ( جغرافيايی محل ).
7) منابع فيزيكی قابل دسترس جهت حذف كامل دام ( صنايع ).
8) منابع انسانی قابل دسترس جهت حذف كامل دام يا واكسيناسيون .
9) نقطه نظر و آرای عموم مردم بطور مثال انجمن حمايت از حيوانات .
10) فاكتورهای اختصاصی از قبيل ضررهای اقتصادی ناشی از دست دادن بازارهای صادراتی بخاطر برنامه ريشه كنی.
11) خصوصيات واكسن و كونه های ايجاد كننده بيماری.
12) پذيرش بين المللی در خصوص واكسيناسيون منطقه ای.
13) توانايی تكنيكی و پذيرش جهانی در خصوص تستهای آزمايشگاهی برای تشخيص تفريقی مابين دامهای واكسينه شده و دامهايی كه بطور طبيعی آلوده شده اند.
كليد تصميم گيري برای انجام واكسيناسيون وابسته به توانايی پيشگويي سرعت پخش و سرعت تماس مابين دامهای حساس است.
اگر برنامه واكسيناسيون بعنوان يك برنامه كنترل در دستور اجرا باشد بايد توجه داشت كه اين عمل منحصراٌ در منطقه محافظتی صورت پذيرد.
به محض اعلام شيوع تب برفكی در كانادا رئيس سازمان دامپزشكی كشور ( CVO ) درخواست تهيه واكسن را از NAFMDVB می كند. در صورتيكه سويه موجود در واكسن و عامل بروز بيماری يكسان نباشد ، دستور ساخت واكسن جديد داده می شود كه اين مورد حداقل 5-4 هفته زمان می برد.
با توجه به اينكه در كشور كانادا از لحاظ زبان دو قسمتی بوده بايستی برچسب های واكسن به دو زبان انگليسی و فرانسوی باشد.

اصول واكسيناسيون
واكسيناسيون اضطراری در منطقه محافظتی با توجه به موارد ذيل است:
1) واكسيناسيون حلقوی .
2) واكسيناسيون مراكز پرخطر بعنوان مثال مراكز پرواربندی بزرگ دام ها و بخصوص خوك ها كه بالقوه توليدكننده قوی ويروس از طريق هوا می باشند.
3) حفاظت از ژن های موجود در مراكز تلقيح مصنوعی و انتقال جنين توسط واكسيناسيون.

واكسيناسيون حلقوی
روش واكسيناسيون حلقوی جهت كنترل تب برفكی بكار برده می شود، بطور عموم اين حلقه از 5 تا 10 كيلومتر شعاع دارد و واكسيناسيون از سمت خارج به سمت داخل انجام می گيرد. اين منطقه تحت پوشش حتی المقدور بايستی كوچك باشد و با توجه به جغرافيا و شرايط آب و هوائي اين حلقه ها نمی توانند منحصراٌ دوايری هم مركز باشند. اما بايد توجه داشت كه اصل ، تشكيل يك ديوار محافظتی مابين منطقه بيمار و جمعيت دامی حساس است.

شناسايی دامهای واكسينه شده
براساس دستورالعمل OIE كليه دامهای واكسينه شده بايستی مشخص و معين گردند و جابجايی وفروش اين دامها بايستی با صدور مجوز باشد. بنابراين در گوش چپ اين دامها از اتيكت هايی استفاده می شود كه در قسمت بيرونی گوش از اعداد استفاده شده و در قسمت داخلی گوش حروف H of A FMD Vaccine نوشته شده است.

ثبت مشخصات دامهای واكسينه
بايستی مشخصات دام واكسينه دقيقاٌ ثبت شود. در برنامه شناسايی گاوان كانادا ( CCIP ) تمامی اطلاعات پايه در خصوص دامدار و دام ثبت می گردد. اين اطلاعات شامل :
1) نام دامدار .
2) آدرس .
3) موقعيت جغرافيايی ( براساس سيستم GIS ).
4) شماره تلفن و پست الكترونيكی .
5) تاريخ واكسيناسيون .
6) نام اعضاء گروه واكسيناسيون.
7) شماره سريال واكسن و تاريخ انقضاء.
8) هرگونه گواهي حمل ( با معرفی مبداء و مقصد ) .
9) خصوصيات دام ( گونه ، جنس ، سن و رنگ ).
10) شماره اتيكت گوش مربوط به واكسيناسيون تب برفكی .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 23:54  توسط دکتربابایی  | 

ضدعفونی کننده گازی فرمالکس Formaalex
فرمالدئید هنوز هم یکی از بهترین ضدعفونی کننده های صنعت مرغداری در تمام دنیا محسب می شود. برای تبخیر آن از پرمنگنات پتاسیم استفاده می شود. اثر پرمنگنات بر روی فرمالین حالت انفجاری داشته و تا بحال باعث صدمات پوستی و چشمی زیادی شده است. شرکت دام صنعت فرمولی ابداع نموده که ضمن تبخیر گاز فرمالدئید هیچگونه خطر انفجاری نداشته و کارکرد با آن بسیار آسان است. حمل و نقل ارزان و مهمتر از همه تقلیل هزینه ضدعفونی تا یک پنجم نسبت به فرمالین پرمنگنات می باشد. از مزایای دیگر فرمالکسعدم خوردگی بر روی لوازم وسایل موجود در سالن های پرورشی می باشد.

موارد مصرف:
- سالنهای پرورش طیور
- اطاق ضدعفونی تخم مرغ
- کامیونهای حمل جوجه
- کلیه تجهیزات دام و طیور شامل آبخوری, دانخوری و غیره
- استفاده در سالنهای پرورشی قارچ قبل و بعد از تولید
- استفاده در ضدعفونی خاک و سالنهای کشت و گلخانه ها
- استفاده در کلیه اماکن مشکوک به آلودگیهای میکروبی, قارچی و ویروسی

بسته بندی:
تعداد 12 بسته دوقلو در یک کارتن بوزن 16 کیلوگرم
دارای پروانه دامپزشکی به شماره 77-27-OT
number one
2007-Jul-09, 14:30
آهنربای دامی رتیکولومگنت Reticulo Magnets

وجود اجسام خارجی فلزی نوک تیز مانند میخ, سیم و خرده مفتول در علوفه و خوراک دام متاسفانه اجتناب ناپذیر است و امروزه یکی از مشکلات دامداری نوین در سراسر دنیا می باشد.
طبق آمارهای رسمی دامپزشکی کشور در گذشته گاهی بیش از 17% از تلفات دامی در اثر بیماری نفوذ اجسام خارجی سخت بداخل اندامهای داخلی گزارش شده است ( Hardware Disense ). این بیماری در اغلب موارد غیر قابل درمان بوده و منجر به ارسال زود هنگام دامهای اصیل پر تولید به کشتارگاه می شود.
وجود آهنربا در نگاری باعث جذب این قبیل اجسام شده و دامها را از تلفات و لطمات احتمالی مصون می دارد.

بهترین زمان مصرف:
سن 14 – 18 ماهگی بهترین زمان و قبل از اولین دوره بارداری می باشد.

مزایای آهنربای دامی رتیکولومگنت:
قدرت مغناطیسی بالا, مقاومت عالی در برابر اسید معده, عمر مفید زیاد, روکش پلاستیکی مقاوم و طراحی مناسب در شکل و سایزهای متفاوت برابر با استانداردهای روز دنیا.
این آهنربا دارای مجوز رسمی تولید از سازمان دامپزشکی کشور به شماره 48417/34 می باشد.

بسته بندی:
- در جعبه های 10 عددی و 10 جعبه در یک کارتن جمعا بوزن 13 کیلوگرم.
- (آهنربای مکعبی فقط برنگ آبی) تعداد 50 عدد در یک جعبه و 4 جعبه در یک کارتن, جمعا بوزن 23 کیلوگرم.


محصولات آینده:
گروه تحقیقاتی این شرکت در حال تست فرمولاسیون محصولاتی از قبیل:

- اسیدیفایر ها
- خوراک جوجه یک روزه
- افزودنی ضدعفونی کننده دان می باشد که به نتایج بسیار مطلوبی نیز دست یافته که پس از اخذ مجوز لازم به بازار کشور عرضه خواهد شد.
H A M E D
2007-Jul-09, 14:35
سلام
ولقعا سنگ تموم گذاشتین!
تشکر
number one
2007-Jul-09, 15:08
شناخت اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ و فوايد ان
مقدمه

بر اساس‌تحقيقات انجام شده توسط دانشمندان اين نكته دريافت شده كه برخي از مواد مغذي موجود در مواد خوراكي اثرات موثرتري از ارزش تغذيه‌اي خود دارند. مشخص شده كه تركيبات خوراكها از عوامل دخيل در سلامت انسان و پيشگيري از امراض مي‌باشند.

شير و مواد لبني منبع مهمي در جيره غذايي انسان از لحاظ تامين مواد مغذي و انرژي و پروتئين و ويتامينها ومواد معدني مختلف مي‌باشند. چربي شير شامل تركيبات شناخته شده با خواص ضد سرطاني مي‌باشد. نمونه‌اي از اين تركيبات اسيدلينولئيك‌كنژوكه مي‌باشد.

اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ در مدلهاي‌ مختلف حيواني باعث مهار رشد وايجادتومورهاي ‌سرطاني ‌بوده است. ساير اثرات اثبات شده‌ي اسيد لينو‌لئيك‌كنژوكه‌ در مدلهاي‌حيواني ‌شامل‌‌جلوگيري از ديابت‌ و تقويت سيستم ايمني بدن و خواص ضد چاقي مي‌باشد.

شير و ساير تركيبات و محصولات لبني منبع اصلي اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ در جيره انسان مي‌باشند. ايزومر اصلي اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ در شير سيس9 – ترانس11‌‌ميباشد گر چه‌ اسيد لينولئيك‌كنژوكه‌ ايزومرهاي ديگري نيز دارد. اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌‌ در هيدروژناسيون‌ ميكروبي‌اسيدهاي‌چرب‌غير اشباع در شكمبه ‌نقش واسطه را دارا مي‌باشد. به‌طور كلي پذيرفته ‌شده كه‌چربي ‌شير منبع اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ است. در تحقيقات اخير ثابت ‌شده ‌كه اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌‌ ميتواند به‌وسيله ‌خود گاو از ترانس11 اكتانوئيك ‌اسيد كه واسطه‌‌ي‌ديگري‌در بيو‌هيدروژناسيون شكمبه مي‌باشد ساخته ‌شود.

تحقيقات نشان داده كه ميزان اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ چربي شير ميتواند با افزودن روغنهاي گياهي جيره‌اي حاوي اسيدهاي چرب غير اشباع افزايش يابد. اين افزايش به‌وسيله دستكاري تخمير شكمبه يا به‌وسيله اضافه كردن مستقيم يك مكمل جيره‌اي اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ صورت مي‌‌گيرد. استفاده از مكملهاي جيره‌اي اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ باعث كاهش چشمگير در چربي شير گاوهاي شيرده گرديد درحاليكه‌ مقدار شير و پروتئين شير تحت‌تاثير قرار نگرفت.

 

 

- اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ چيست؟

اسيدلينولئيك‌كنژوكه به عنوان يك اصطلاح مشترك براي شرح تلفيقي از موضع مكاني و هندسي ايزومر اسيد لينو‌لئيك بكار گرفته شده.اسيدلينولئيك‌كنژوكه‌ به اسيدهاي چرب 18كربنه كه پيوند دوگانه بين جفت كربنهاي مجاور قرار دارند اطلاق مي‌شود. فرمول شيميايي اسيدلينولئيك‌كنژوكه مشابه اسيد لينو‌لئيك مي‌باشد(C18:2). باندهاي دو‌گانه اسيدهاي چرب اسيدلينولئيك‌كنژوكه مزدوج هستند و به‌وسيله باند يگانه مجزا شده‌اند نه با باندهاي دو‌گانه همانند لينو‌لئيك‌اسيد.

اسيدلينولئيك‌كنژوكه داراي ايزومرها و شكلهاي مختلفي است كه بستگي به مكان و مو‌قعيت باندهاي دو‌گانه دارد. دو ايزومر مهم اسيدلينولئيك‌كنژوكه سيس9 – ترانس11 و سيس12 – ترانس10 مي‌باشند. ايزومر سيس9 – ترانس11 هفتادو‌پنج تا نود درصد از كل اسيدلينولئيك‌كنژوكه چربي شير را تشكيل مي‌دهد كه داراي خواص ضد سرطاني‌ است.

علاوه بر جايگيري متفاوت باندهاي دو‌گانه اين اسيد چرب قابليت گرفتن اشكال متفاوت هندسي را نيز به علت ايزومرهاي سيس و ترانس داراست. بالاترين تعداد اين اشكال هندسي 16 عدد مي‌باشد.

از بين اين ايزومرها شكل سيس9 ـ ترانس11 بيشترين فرم طبيعي و قعاليت زيستي مشابه اسيد لينولئيك ‌كنژوكه را دارا مي‌باشد. در سالهاي اخير فعاليت زيستي را براي فرمهاي ديگر اسيدلينولئيك‌كنژوكه به خصوص فرم سيس12 – ترانس10 نيز پيشنهاد كرده‌اند

 

 

- بيو‌سنتز

منحصر به فرد بودن اسيدلينولئيك‌كنژوكه در توليدات غذايي از بيو هيدروژناسيون ناقص اسيدهاي چرب غير اشباع جيره غذايي در شكمبه ناشي مي‌شود.

چربيهاي علوفه شامل مقدار زيادي گليكو‌ليپيد و فسفو‌ليپيد هستند و بيشترين اسيدهاي چرب دو اسيد چرب غير اشباع لينو‌لئيك‌اسيد(Cis9,Cis12C18:2)و لينولئيك اسيد (Cis9,Cis12,Cis15C18:3)هستند. در مقابل تركيب چربي دانه‌هاي روغني در خوراكهاي غليظ استفاده مي‌شود عمدتا تري‌گيليسريدها شامل لينو‌لئيك‌اسيد واولئيك‌اسيد((Cis9C18:1به عنوان اسيدهاي چرب عمده هستند. چربيهاي جيره وقتي توسط نشخواركنندگان مصرف مي‌شوند دو نوع انتقال در شكمبه اتفاق ميافتد. انتقال اوليه شامل هيدروليز پيوندهاي استري به كمك كاتاليزور ليپاز ميكروبي براي تجزيه‌ي اسيدهاي چرب به مايع شكمبه است اين مرحله يك پيش نياز لازم براي انتقال دوم يعني بيوهيدروژناسيون اسيدهاي چرب غير اشباع توسط باكتريهاي شكمبه مي‌باشد.

ايزومريزاسيون سيس12 دو باند جايگزين مرحله اول و منجر به توليد اسيدلينولئيك‌كنژوكه

سيس9 – ترانس11مي‌باشد.

واكنش دوم واكنش احيا شدن است كه اسيدلينولئيك‌كنژوكه سيس9 – ترانس11 به ترانس11 C18:1 تبديل مي‌شود(به‌آن اسيد واكسنيك‌ميگويند). اخرين مرحله احيا دوم است كه نتيجه آن توليد اسيداستئاريك است كه يك اسيد چرب اشباع مي‌باشد(C18:0). دو مرحله اول سريع درحاليكه واكنش سوم آهسته و كند مي‌باشد. به هرحال احيا‌ي واكسنيك‌اسيد محدود كننده سرعت در بيو‌هيدروژناسيون هجدهمين كربن غير اشباع اسيد چرب است. به عنوان يك نتيجه اين واسطه‌ي بيو‌هيدروژناسيون پيش‌پاياني در شكمبه جمع مي‌شود و همچنين براي جذب در دسترس‌تر است.

يك ارتباط خطي نزديك بين مقدار واكسنيك‌اسيد چربي شير و اسيدلينولئيك‌كنژوكه وجود دارد بر اساس اين واينكه هر دو به عنوان حد واسطهايي هستند در بيو‌هيدروژناسيون توسط باكتريهاي شكمبه اينطور به نظر مي‌رسد كه توليد شكمبه منبع اسيدلينولئيك‌كنژوكه موجود در چربي شير است.

به‌‌هر‌حال يك رابطه نزديك بين واكسنيك‌اسيد و اسيدلينولئيك‌كنژوكه سيس9 – ترانس11 در چربي شير وجود دارد و با ارتباط يك پيش‌ساز سازگار مي‌باشد. بر اساس اين و حركات شكمبه بيو‌هيدروژناسيوني كه منجر به توليد واكسنيك‌اسيد مي‌شود قابليت دسترسي وجذب را فراهم مي‌‌كند.

Griinairi and Bauman 1999)) پيشنهاد كردند كه قسمتي از اسيدلينولئيك‌كنژوكه موجود در چربي شكمبه‌اي از منشا دروني‌است. آنها فرض كردند كه اسيدلينولئيك‌كنژوكه سيس9 – ترانس11 با منشا داخلي مي‌تواند در غدد پستاني از غير اشباع شدن واكسنيك‌اسيد توسط دي‌ستوراز دلتا9 ساخته شود طي يكسري از مطالعات اين مطلب آزمايش گرديد.نتايج نشان دادند كه با وجود دامنه وسيع جيره‌هاي غذايي سنتز داخلي از طريق دي‌ستوراز‌دلتا9 يك منبع عمده واصلي اسيدلينولئيك‌كنژوكه سيس9 – ترانس11 در چربي شير مي‌باشد. در جيره‌هايي كه بر پايه علوفه مرتعي مي‌باشند نشان داده شده كه سنتز داخلي اسيدلينولئيك ‌كنژوكه سيس9- ترانس11 در غدد پستاني بيش از 87% مقدار كل چربي شير از اين ايزومر اسيدلينولئيك ‌كنژوكه است. در بيشتر مطالعات جديد سنتز داخلي توسط دي‌ستوراز‌دلتا9 در غدد پستاني به عنوان منبع اسيدلينولئيك‌كنژوكه سيس9- ترانس7 در چربي شير نشان داده شده. در مقابل ايزومرهاي ديگر اسيد لينولئيك‌كنژوكه‌كه به مقدار ناچيز در چربي شير مشاهده‌شده‌اند به نظر مي‌رسد به تنهايي به عنوان حد واسط

هايي از بيو‌هيدروژناسيون در شكمبه منشا گرفته باشند.

- منابع اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه

اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه اسيد چرب طبيعي است كه در فراورده هاي غذايي حاصل از دام هاي نشخوار كننده (گوسفند ـ گاو)يافت ميشود. اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه همچنين در گستره وسيعي از مواد غذايي روزانه يافت ميشود.اسيدلينو‌لئيك‌كنژو� ��كه كلي موجود در غذاي روزانه گسترش و تنوع زيادي دارد. در شكمبه دامها تمركز اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه بيشتر مشاهده مي‌شود. دانه‌هاي خوراكي,علوفه‌اي,سبزيجات و روغنهاي گياهي جزء منابع اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه محسوب نمي‌شوند.

اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه در تري‌گليسريدها, ليپو‌پروتئينها, فسفو‌ليپيدهاي غشاي سلول و در بافتهاي مختلف خرگوش, انسان و ... يافت مي‌شود.

نتايج تحقيقات اوليه نشان داده‌اند كه مقدار اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه در غذاهايي كه پخته شده و حرارت ديده‌اند

بيشتر است(پاستوريزاسيون مواد لبني, سرخ كردن گوشت... ) تحقيقات بعدي نشان داد كه حرارت باعث افزايش اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه نمي‌شود ولي باعث از دست دادن آب مي‌گردد.

اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه رابطه مستقيم با هر گرم از چربي پايه دارد در واقع اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه با پختن و گرما دادن از بين نرفته و پابر‌جا مي‌ماند.

عموما ميزان اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه بين 3تا7 ميلي‌گرم بر هر گرم چربي مي‌باشد گرچه مطالعات اخير نشان داده است كه مي‌توان اين مقدار طبيعي را نيز افزايش داد.

 

- عوامل موثر بر ميزان‌اسيدلينو‌لئيك‌كنژ� �‌كه موجود در شير

تفاوت قابل توجهي در ميزان‌اسيدلينو‌لئيك‌كنژ� �‌كه موجود در شير در طول سال وجود دارد .بالاترين ميزان يافت شده در ماههاي تابستان و كمترين ميزان در زمستا ن ميباشد.

شرايط تغذيه وشرايط آب و هوايي در طول دوره مطالعه به صورت قراردادي بود.

مطالعه اخير نشان داده است ميزان اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه موجود در شير در طول سال متغير است. بالاترين ميزان يافت شده در زماني است كه گاوها عمدتا با علوفه تازه به جاي علوفه‌سيلويي تغذيه شده اند.

عوامل تاثير گذار بر ميزان اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه موجود در شير عبارتند از:

1.محتواي چربي(درصد)

2.مقدار چربي

3.ماه

4.مقدار شير

5.روزهاي شيردهي

6.زايش

7.فصل گوساله زايي

 

 

مرور کلي عوامل غذائيکهاسيد لينولئيک کنژوکهچربي شير را تحت تا ثيرقرار ميدهند:

استفاده از اسيد هاي چرب داراي چند باند دوگانه وچرا در مرتع و استفاده از مکمل هاي اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه در جيره ميزان اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه موجود در شير را افزايش مي دهد.

با افزايش بلوغ علوفه در مرتع ميزان اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه موجود در شير کاهش يافت.

استفاده از اسيد هاي چرب اشباع و بافرها نيز در جيره بر روي ميزان اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه موجود در چربي شير بي تاثير بود.

 

- اجزاي چربي شير که خواص ضد سرطاني نشان داده اند :

 

1.اسيد لينولئيک کنزوکه

2.بوتيريک اسيد

3.واکسنيک اسيد

4.اسفنگو ميلين ها

5.ويتامين آ و کاروتن


-اثرات مفيداسيدلينولئيک کنژوکه بر روي سلامتي:

 

1.اثرات ضد سرطاني

2.اثر بروي تصلب شرايين

3.اثر ضد ديابتي

4.اثر بر کاهش تراکم استخوان

5.تقويت سيستم ايمني

6.اثر بر روي آبستني

 

 

-مکانيزم جلوگيري از سرطان:

با اينکه اثرات اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه روي سرطان بسيار جالب است اطلاعات اندکي در مورد مکانيزم هاي جلوگيري از سرطان توسط اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه در دست است.

تحقيقات نشان داده که اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه ميتواند در نقاط زيادي در مسير توسعه سرطان شامل ايجاد تومور،تحريک،ميتوز،جهش،فعا ليت سرطان زايي و دفع مسمو ميت و حرکت سيگنالها اثر بگذارد.

اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه همچنين داراي قابليت انتي اکسيدانت است.مطالعات اخير نشان ميدهند کهاسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه در بيو سنتز اسيد اراکيدونيک که در ايجاد تومور نقش دارد با اسيد لينو لئيک رقابت ميکند.اسيدلينو‌لئيك‌كنژو� ��كه به لينو لئيک مزدوج(18:3)و ايکوساترينوئيک(20:3)و دو ايزومر از اسيد اراکيدونيک (20:4) تبديل ميشود.حضور اين ايزومرهاي غير طبيعي نشان ميدهد کهاسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه ميتواند در مسير هاي طويل شدن زنجيره و غير اشباع کردن انها ،وجود داشته باشد . اين ميانجي ها ميتوانند از سنتز ايکو سانوئيد هاي معمول جلوگيري کنند . بعلاوه،مشخص شده است کهاسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه ،سنتز پروستا گلاندين E کاهش و متابوليسم اراکيدونات در کراتينو سيت هاي کشت داده شده را کاهش ميدهد.منطقي است که همانقدر که اثرات اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه روي سرطان جالب است، محدوده مکانيزم هاي مسئول جلوگيري از تشکيل و توسعه تومورها گسترده و وسيع است.

 

 

-اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه و تصلب شرائين:

تحقيقات نشان داد که موش هايي که با اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه تغذيه شدند داراي افزايش در نسبت کلسترول HDL به کلسترول کل در سذم بودند و تري گليسريد سرم انها کمتر بود ولي توسعه صفحات چربي در ائورت انها افزايش يافت. جالب است که تحقيقات اپيدمي شناسي اخير هيچ افزايشي در ريسک ايجاد بيماري هاي کرونري قلب به دنبال مصرف بيشتر کره نشان نميدهد ولي جذب مارگارين که داراي اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه کم است ،باعث افزايش ريسک بيماري هاي قلبي شد . بنابرين مطالعات بيشتري براي تعيين اين که اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه در ايجاد تصلب شريان در انسان ها مفيد يا مضر است لازم ميباشد.

 

-اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه و ديابت:

خوراندن اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه به موش هاي مستعد ديابت ،مقاومت گلوکز را نرمال کرده وتجمع انسولين را افزايش داد و اين روش به اندازه روش هاي پزشکي امروزي موثر بود.

اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه بتواند هموستازي گلوکز را افزايش داده و از تجمع چربي بدن همانطور که در مورد موش ها و خوک ها بيان شد جلوگيري کند انگاه اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه ميتواند در مستعد بودن انسان ها براي ديابت مفيد باشد.اين مطلب ،دريچه جديدي را براي انجام تحقيقات باز ميکند.

-اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه و استخوان:

نهايتا تحقيقات نشان ميدهند که اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه ممکن است در سلامتي استخوان نيز نقش داشته باشد.مطالعات نشان داده اند که ازبين ترکيبات اسيد چرب و توليد PGF2 در کشت هاي استخواني ،ايزومرهاي اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه قدرت اثر گذاري روي تشکيل و جذب دوباره استخوان را دارند.

 

-اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه و آبستني

اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه با اثر بر روي وزن جنين و ميزان توليد شير بر ابستنيتاثير ميگذارد.

طي برخي مطالعات انجام شده بين ميزان اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه پلاسماي خون بند ناف با طول ابستني،وزن بچه،مدت زايش ارتباط منفي يافت شده.طي اين مطالعات نشان داده شده که به ازاي هر يک درصد افزايش در غلظت اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه وزن بچه به ميزان 310 گرم کاهش يافت.

داده هاي اطلاعاتي هنوز در اين زمينه تکميل نميباشد.

 

 

 

 

-آيا بايد غذا ها را سرشار از اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كهکن� �م؟

گونه هايي از باکتري هايي که باعث توليد اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه از اسيد لينولئيک ميشوند در روده بزرگ انسان يافت شده اند.با اين حال يافته هاي جديد نشان ميدهند که سيس 9-ترانس11در بافت هاي سينه اي از طريق تبديل ترانس11)اسيد واکسنيک)با فعاليت انزيم غير اشبا ع کننده دي ستوراز دلتا9توليد ميشوند ممکن است انسان ها از اين مسير براي توليد اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه خود استفاده کنند .

ماده اصلي براي واکنش اسيد واکسنيک يک اسيد چرب شکمبه اي است بنابر اين فوايد براي انسانها از مصرف فراورده هاي گوشتي و لبني حاصل ميشود.

يک سوال جالب اين است که ايا ما بايد براي افزايش ميزان طبيعي اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه در محصولات گوشتي و لبني تلاش کنيم يا محصولاتي را مصرف کنيم که در دسترس هستند؟اطلاعات منتشره نشان ميدهد که فقط افزايش هاي اندک در مصرف شير با کاهش ريسک ابتلا به سرطان سينه مرتبط است.بنابر اين تغيير ميزان در اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه در محصولات لبني و گوشتي براي سلامتي انسان ضروري نيست.

 

-نتيجه گيري:

اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه مواد ضد سرطاني ميباشد و تا کنون مشخص نشده است که کدام ايزومر اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كهدا� �اي قدرت جلوگيري از سرطان است.

اطلاعات اخير نشان داده اند که سيس9- ترانس11 فرم غالب اسيدلينو‌لئيك‌كنژو‌كه که در توليدات حاصل از نشخوار کنندگان يافت ميشود داراي صفات ضد سرطاني است.به دليل حضور اين ماده ضد سرطان غذا هايي مانند فراورده هاي لبني و گوشتي بايد به عنوان غذاهاي مهم و ضروري مد نظر قرار گيرند

 

منابع:

 

1.BeluryMA.Dietary conjugated linoleic acid in health:physiologicaleffects and mechanisms of action.Annu.rev.nutr.2002;22:505-31.

2.Chounard.p.l.Corneau.A.Saebo,andD.E.Bauman.1999b .Milk yield and composition during abomasal infusions of conjugated linoleic acids in dairy cows.j.Dairy Sci.82:2737-2745.

3.Cori.B.A,P.Y.Chouinard,D.A.Dwyer,D.E.Bauman,J.M. Griinari,andK.V.Nurmela.1998.Conjugated linoleic acid in milk fat of dairy cows originates in part by endogenous synthesis from trans11 octadecenoic acid.J.DairySci.81(suppl.1):233(Abstr.)

4.Drackley,J.K,T.H.Klusmeyer,A.M.Trusk,andJ.H.Clar k. 1992.Infusion of long-chain fatty acids varying in saturation and chain lengh into the abomasum of lactating dairy cows.J.Dairy Sci.75:1517-1526.

5.Gaynor,P.J,R.A.Erdman, B.B.Teter,J.Sampugna,A.V.Capuco,D.R.Waldo,and M.Hamosh.1994.Milk fat yield and composition during abomasal infusion of cis or trans octadecenoates in Holstein cows.J.Dariy Sci.77:157-165.

6.Griinari,J.M,D.A.Dwyer,M.A.Mcgurie,D.E.Baumamn,

D.L.Palmquist,and K.V.V.Nurmela.1998.trans-Octadecenoic acids and milk fat depression in lactating dairy cows.J.Dairy Sci.81:1251-1261.

7.Griinairi,M.A.McGuire,D.A.Dwyer,D.E.Bauman,and fat synthsis in dairy cows.J.Nutr.128:881-885.

8.Grummer,R.R.1991.Effect of feed on the composition of milk fat.J.Dairy Sci.74:3244-3257.

9.Kelly,M.L,J.R.Bery,D.A.Dwyer,J.M.Griinari,P.Y.fa tty acid sources affect conjugated linoleioc acid concentrations in milk from lactating dairy cows.J.Nutr.128:881-885.

10.Romo,G.A,D.P.Casper,R.A.Erdman,and B.B.Teter.1996.Abomasal infusion of cis or trans fatty acid isomers and energy metabolism of lactating dairy cows.J.Dairy Sci.79:2005-2015.

11.Schauff,D.J.J.H.Clark.andJ.K.Drackley.1992.Effe cts of feeding lactating dairy cows diets containing extruded soybeans and calcium salts of long-chain fatty acids.J.Dairy Sci.75:3003-3019.

12.Sutton,J.D.1989.Altering milk composition by feeding.G.Dairy Sci.72:2801-2814.

13.DePeters.E.J,J.B.Jerman.S.J.Taylor.S.T.Essex.an dH.Perezmonti.2001.Fatty acid and triglyceride composition of milk fat from lactating Holstein cows in response to supplemental canoal oil .J.Dairy Sci.84:929-936.

14.Giesy.J.G,M.A.McGurie.B.Shafii.and T.W.Hanson.2002.Effect of dose of calcium salts of conjugated linoleic acid on percentage and fatty acid content of milk fat in midlactation Holstein cows.J.Dairy Sci.85:2023-2029.

15.Giinari.J.M.D.A.Dwyer.M.A.McGuire.D.E.Bauman.D. L.Palmquist.and K.V.V.Nurmela.1998.Trans-octadecenoic acids and milk fat depression in lactating cows.G.Dairy Sci.81:1251-1261.
number one
2007-Jul-09, 15:10
استفاده از يک برنامه نوري براي جوجه هاي گوشتي


اين برنامه نوردهي اولين بار توسط دکتر کلاسن در کانادا اجرا و به طور اختصاصي براي جوجه هاي گوشتي ISA طراحي شد و آزمايش هاي اوليه نتايج بسيار خوبي را به همراه داشت در طي دوسال گذشته اين برنامه با موفقيت در سطح مزرعه به مورد اجرا گذاشته شد و در حال حاضر نيز براي استفاده در سالنهاي باز و بسته کامل شده است نتايجي که اين روش به همراه دارد عبارتند از : بهتر شدن ضريب تبديل غذايي ، افزايش سرزندگي ، افزايش مختصري در رشد ، کاهش تلفات ناشي از مشکلات قلبي ، کاهش تلفات آخر دوره پرورش و افزايش اشتها که مي تواند به جلوگيري از کاهش وزن ناشي از محدوديتهاي کمي کمک نمايد برنامه نوردهي مذکور در تمام انواع سالنها و حتي در سالنهاي باز قابل استفاده مي باشد اين برنامه باعث مي شود که در ابتدا با يک رشد اوليه آهسته مواجه شويم که متعاقب آن با رشد جبران کننده مرحله بعدي ، پيشرفت رشد خواهيم داشت روش ذکر شده بايد بر اساس وزن مورد نياز لاشه در زمان کشتار تنظيم گردد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 23:53  توسط دکتربابایی  | 

ن كرده مي باشد .همچنين تخم پنبه كامل بخش مهمي ازفيبر موثر را تشكيل مي دهد . مكمل كردن غذا به وسيله بافرهاي بيكربنات سديم در پيشگيري از كاهش PH شكمبه تاثير دارد، اين ممكن است به پيشگيري از لنگش و LDAكمك كند . توصيه ميشود ميزان استفاده از بيكربنات سديم 75/.تا 1درصد ماده خشك جيره هاي كاملاً مخلوط باشد .

هيپوكلسيمي (كاهش كلسيم خون):

از مطالعه 10راس گاو هلشتاين در يك گله گاو شيري صنعتي ٬ دانشمندان فلوريدا گزارش كردند گاوهايي كه در هنگام زايمان هيپوكلسيمي داشتند (كل كلسيم سرم خون كمتر از9/7 ميلي گرم در 100 ميلي ليتر و كلسيم يونيزه سرم خون كمتر از 4 ميلي گرم در 100 ميلي ليتر) خطر ابتلا به LDA در آنها افزايش يافت .اين افزايش خطر ابتلا به LDA براي گاوهاي واجد كلسيم خون پايين در هنگام زايمان ممكن است ناشي از كاهش تحرك شكمبه وشيردان باشد . همچنين فرمول كردن جيره هاي قبل از زايمان براي اختلاف كاتيون –آنيون جيره در پيشگيري از LDA مفيد مي باشد .

شكل فيزيكي جيره :

محققان اوكلاهما گزارش كردند گاوهايي كه با يونجه خشك آسياب شده (64/. سانتي متر) و كنسانتره پلت شده (48/.سانتي متر ) به صورت TMR تغذيه مي شدند در شروع زايمان احتمال ابتلا بيشتري براي LDA (4/17در مقايسه با 6/1درصد)نسبت به گاوهايي كه جيره استاندارد حاوي سيلوي سورگوم (27/1سانتي متر)وكنسانتره مخلوط به علاوه علوفه خشك خرد نشده دريافت داشتند ، نشان دادند . گاوهايي كه LDA در آنها ديده شد ، 18-8 روز پس از زايش تشخيص داده شدند . اين نتايج روشن ساخت كه يك تغيير فوق العاده در شكل فيزيكي جيره (TMR پلت شده) در اوايل دوره پس از زايش، شيوع LDA را افزايش ميدهد. فقدان شكل فيزيكي باعث كاهش در ميزان جويدن ،پر نشدن شكمبه ،عدم تحرك و عدم تشكيل توده يا تله فيبري و افزايش غلظت اسيدهاي چرب فرارVFA شكمبه اي ميشود كه ممكن است تمام اين موارد روي سبب شناسي LDA تاثير بگذارند .به دليل تغييرات فيزيولوژيكي و متابوليكي در دوره انتقال اهميت شكل فيزيكي به عنوان فاكتور احتمالي براي وقوع LDA در اوايل دوره پس از زايمان احتمالاً بيشترين خواهد بود .

اطلاعات در خصوص تاثير حاصل از تغيير فيزيكي سيلو و TMR بر روي وقوعLDA كم است .پيشنهاد شده است كه جيره هاي دوره انتقال بايستي حاوي ذرات درشت كافي براي رسيدن به ميزان جويدن بهتر و پر شدن شكمبه باشد. گنجاندن 3 تا 5 پوند علوفه خشك در TMR براي گاوهاي انتقالي مي تواند كمك مناسبي براي اين توصيه هاي درشت باشد .

برنامه علوفه اي گاو خشك :

برنامه هاي علوفه اي مختلفي براي دوره خشك گاوهاي شيرده مورد استفاده قرار ميگيرد ،اما اطلاعات راجع تاثير آنها بروقوع LDA محدود است . محققان پورديوميزان وقوع 5/3، 10 و10 درصد براي LDA در برنامه هاي علوفه اي گاو خشك حاصل ازمصرف جيره هاي علوفه خشك خرد شده ،سيلوي محصولات علوفه اي و سيلوي ذرت گزارش كردند .

محققان آگواي برنامه هاي علوفه اي گاو خشك را كه شامل علوفه خشك بلند ،50 درصد علوفه خشك بلند و 50 درصد سيلوي ذرت (بر اساس ماده خشك ) و محدود كردن سيلوي ذرت به 1درصد وزن بدن به علاوه 1/1 كيلوگرم مكمل پروتئين مايع بود ، براي هر راس گاو ارزيابي كردند. ميزان وقوع LDA براي علوفه خشك ٬ علوفه خشك سيلوي ذرت وسيلوي ذرت به تنهايي به ترتيب 3، 3/4 و3/6 درصد بود . ميزان وقوع كتوز براي علوفه بيشتر بود (1/9 در مقايسه با 3/6 تا 4/6 درصد) و وقوع بيشتر LDA با سيلوي ذرت ناشي از پر نشدن شكمبه باشد كه مربوط مي شود به محدود بودن انرژي جيره و فقدان شكل فيزيكي لازم. وقوع بيشتر كتوز با علوفه خشك مي تواند مربوط به كمبود انرژي جيره باشد . كمترين وقوع LDA و كتوز براي تغذيه توام سيلوي ذرت و علوفه خشك مشاهده شد .جيره هايي كه تماماً از سيلوي ذرت تشكيل مي شوند نبايستي براي گاوهاي خشك استفاده شوند .اگر گاوها به طور محدود تغذيه شوند ممكن است پر شدن شكمبه براي جلوگيري از LDA كافي نباشد ، اما مصرف انرژي زياد ممكن است سبب چاق شدن بيش از حد گردد كه با اختلالات متابوليكي مرتبط است . به هر حال استفاده كنترل شده از سيلوي ذرت به عنوان جزيي از برنامه هاي علوفه براي گاوهاي خشك مي تواند سودمند باشد . توصيه ميشود كه سيلوي ذرت را به 50 درصد يا كمتر بر اساس ماده خشك در برنامه علوفه اي گاوهاي خشك محدود كنيد . سيلوي ذرت 50 تا 80 درصد (بر اساس ماده خشك) برنامه علوفه اي گاوهاي خشك در آزمايشات Mashek و beede تشكيل ميداد كه ميزان وقوع LDA 3/4 درصد براي 3 هفته اول دوره تغذيه اي شروع زايمان در مقايسه با 3/8 درصد براي 6 هفته اول دوره تغذيه اي شروع زايمان بود و 5/7 درصد درمقايسه با 3/10 درصد براي جيره هاي شروع زايمان با و بدون مكمل كردن دانه ذرت بدست آمد . اما تغذيه جيره هاي شروع زايمان با مقدار كمتري از سيلوي ذرت در برنامه علوفه اي ميتواند وقوع LDA را كاهش دهد كه دراين آزمايشات مشاهده گرديد.

مديريت آخور:

CAMERON وهمكاران اشاره كردند كه مديريت آخور به عنوان يك فاكتور احتمالي مخاطره آميز برايLDA ميباشد كه ازطريق تاثير بر روي مصرف خوراك و غلظت هاي واقعي مواد مغذي جيره مصرف شده بيان مي شود . اشتباهات در مواد مغذي جيره مخلوط مي تواند به دليل اشتباهات در تركيب مواد مغذي طراحي شده براي هر يك از اجزاء تشكيل دهنده غذا اتفاق بيافتد .استفاده از اعداد جداول براي تركيب مواد مغذي اجزاي تشكيل دهنده غذا مي تواند منبع خطا باشد .اشتباه در تجزيه مواد مغذي مي تواند در نتيجه تكنيك نمونه برداري ضعيف در مزرعه ، تعداد نمونه برداري از غذا و تجزيه غلط آزمايشگاهي باشد . متفاوت بودن لايه هاي علوفه در سيلوهاي زميني (سيلوي يونجه مخلوط با سيلوي ذرت يا سيلو با كيفيت هاي مختلف )و يكنواختي نسبي نمونه و غذاي برداشت شده از زمين ميتواند منجربه اختلاف بين علوفه آزمايشگاهي و غذاي واقعي بشود . اشتباهات در مواد مغذي جيره مخلوط مي تواند به دليل مقادير غلط اجزاء تشكيل دهنده غذايي كه به TMR افزوده ميشود رخ دهد . اين ميتواند مربوط به اشتباه در ارتباط بين متخصصين تغذيه ، مدير گله وآخور غذا خوري باشد . برنامه هاي كامپيوتري كه امروز قابل دسترسي هستند ، وسيله مطلوبي براي هر پيمانه ، ثبت مقداري از هر يك از اجزاء تشكيل دهنده كه به طور واقعي به پيمانه افزوده مي شود و در كل مقدار پيمانه كه براي هر قفس داده مي شود . اين برنامه ها به طور چشمگيري اشتباه اپراتور را كاهش ميدهند كه با مخلوط كردن غذا ارتباط دارد .

مخلوط هاي غلط و ناجورTMR مي تواند ناشي از مديريت غلط در فرايند مخلوط كردن باشد ، اشتباه در مخلوط كردن مي تواند به دلايل زيراتفاق بيافتد

1- اندازه پيمانه خيلي كوچك باشد .

2- اندازه پيمانه بيشتر از ظرفيت مخلوط كن باشد .

3- وارد كردن اشتباه اجزاء تشكيل دهنده غذا در داخل مخلوط كن

4- مخلوط كردن در مدت زمان خيلي كم (كاملاً مخلوط نمي شود ).

5- مخلوط كردن به مدت خيلي زياد (باعث كاهش شكل فيزيكي جيره وفيبر مي شود) گاوهايي كه به كندي TMR دريافت مي كنند ممكن است به لنگش و LDA بيشتر مستعد شوند . در عين حال گاوهايي كه ماده خشك مصرفي پاييني دارند نيز ممكن است به LDA بيشتر مستعد شوند عواملي كه ممكن است كه باعث تغذيه كندTMR يا ممكن است مصرف غذا را محدود كند عبارتند از :

1- محدود بودن فضاي آخور

2- محدود بودن مدت زمان دسترسي به غذا

3- محدود بودن تغذيه در مقابل تغذيه براي 5 تا 10درصد پس مانده .

4- برنامه تغذيه اي ناهماهنگ

5- رقابت در خوردن.

نتيجه گيري :

· گله هايي كه برنامه هاي مديريتي و تغذيه اي ضعيفي براي گاو انتقالي دارند ، خطر ابتلا به LDA در آنها زياد است .

· گاوهايي كه نمره وضعيت بدني بالايي دارند به مقدار بيشتري LDA در آنها متحمل است .

· مديريت آخور يك فاكتور احتمالي خطر برايLDA مي باشد .

· اشتباهات زيادي درمخلوط كردن غذا و مديريت آخور وجود دارد كه مي تواند در گله هاي شيري صنعتي اتفاق بيافتد كه باعث تغييرات در مصرف نسبي مواد مغذي در جيره فرموله شده ميشود . اين تغييرات مخصوصاً براي ذرات درشت كه آماده جدا شدن در آخور هستند ،پديد مي آيد . جدا كردن غذا ممكن است كه يك فاكتور احتمالي مخاطره آمير مهم در ابتلا LDAباشد.
number one
2007-Jul-08, 19:49
خوراك‏هاى علوفه‏اى و كنسانتره دام
الف - علوفه ‏ها

هرگونه خوراك گیاهى و پرحجم كه ارزش غذایى داشته باشد و خوش‏خوراكهم باشد، علوفه نام دارد.

یونجه یابیده: این علوفه ارزش غذایى زیادى دارد. یونجه به عنوان یك غذاى عالى در تغذیه دام به خصوص براى گاو شیرى استفاده مى‏شود. پروتئین و كلسیم بالاى این علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت یونجه وقتى است كه یك سوم بوته‏ها به گل بنشینند. در جیره غذایى گاو شیرى، بین دو تا چهار كیلوگرم یونجه در روز كافى و مناسب است.

علف باغ: این علف در تغذیه گاو شیرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دلیل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زیاد مى‏كند. به علاوه در گاوهاى شیرى باعث بیشترشدن چربى شیر مى‏شود. براى جلوگیرى از خارج‏شدن سریع خوراك‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از این علوفه استفاده مى‏كنند.

كاه به علت خشك و پُرحجم‏بودن، ارزش غذایى زیادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذایى، كاه جو از كاه گندم بهتر است. همچنین كاه گندم از كاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگین بهتر است كه كاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف كاه باید كم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار این علوفه در جیره غذایى دام‏ها بیشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بیشتر غذا را مى‏گیرد. بهت راست كاه را همیشه بعد از خوراك‏هاى دیگر به دام‏ها داد.

اگر كاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذایى بیشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشك مى‏توان مقدار بیشترى از این علوفه در جیره غذایى قرار داد.

سیلوها: براى استفاده بیشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشك و هضم بهتر این علوفه‏ها، آنها را سیلو مى‏كنند.

ب - خوراك‏هاى فشرده شده یا كنسانتره دامى

علوفه‏هاى آردى و خوراك‏هایى كه از رشته‏هاى كمى تشكیل شده‏اند رإ؛

 

»ل خوراك‏هاى كنسانتره‏اى مى‏گویند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هایى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، كنجاله تخم پنبه را با تكمیل‏كننده‏هاى معدنى و ویتامینى مخلوط كنند، خوراك كنسانتره تهیه مى‏شود.

براى برطرف‏كردن نیاز غذایى دام‏هایى كه تولید بالایى دارند، علاوه بر علوفه باید مقدار مشخصى از كنسانتره دامى هم استفاده كرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستایى كه بیشتر از هشت كیلوگرم شیر تولید مى‏كنند، باید مقدار مشخصى كنسانتره دامى داد.

به دامداران عزیز سفارش مى‏شود اگر خوراك را از كارخانه خریدارى مى‏كنند، در هنگام تهیه و مخلوط كردن كنسانتره در كارخانه حضور داشته باشند. به این ترتیب، مى‏توانند كنترل كنند كه از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در كنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.

براى تهیه كنسانتره به وسیله خود دامدار، مى‏توانید از دستور زیر استفاده كنید. این دستور براى گاو شیرى كه بین ده تا پانزده كیلوگرم شیر تولید مى‏كند، مناسب است.

مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، كنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمك نیم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد باید باشد. به این ماده‏ها مقدارى كربنات كلسیم یا دى‏كلسیم فسفات هم اضافه مى‏كنند.

نكته‏هاى مهم در تغذیه مخلوط علوفه و كنسانتره
براى گاوهاى شیرى روستایى كه تولید شیر آنان به هفت تا هشت كیلوگرم مى‏رسد، لازم نیست كه از كنسانتره استفاده كنید. با علوفه‏هاى مرغوب مى‏توان نیاز غذایى این دام‏ها را برطرف كرد. ولى براى گاوهایى كه در روز بیشتر از هشت كیلوگرم شیر تولید مى‏كنند، باید از كنسانتره استفاده كرد.

براى این گاوها در برابر هر یك كیلوگرم شیر تولیدى، نیم كیلوگرم كنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده كیلوگرم شیر تولید مى‏كند، باید روزانه هفت كیلوگرم كنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.

تغییر جیره غذایى دام باید با احتیاط كم‏كم انجام شود. تا باعث كم‏شدن تولید نشود. اگر در غذاى دام از ضایعات استفاده مى‏شود باید با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار كنسانتره كم كرد.

علوفه‏هاى سبز، رطوبت زیادى دارند. به همین دلیل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشك باید مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و كنسانتره را به طور كامل مخلوط كرد، خیلى مناسب است. اگر این كار انجام نشد، سعى كنید فاصله زمانى بین تغذیه با علوفه و كنسانتره خیلى كم باشد.

براى بیشترشدن مقدار تولیدشیره مى‏توان تا حدودى از كنسانتره دامى استفاده كرد. مصرف زیاد كنسانتره باعث كم‏شدن چربى شیر مى‏شود. در این حالت باید از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و كنجاله تخم پنبه استفاده كرد.

دستور تهیه كسانتره براى گوساله‏هاى پروارى
مقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد كنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى كربنات كلسیم مخلوط كنید. سپس در اختیار دام‏ها بگذارید.

فراهم‏كردن خوراك لازم براى دام‏هاى مختلف
همه دامها براى تولید باید انرژى و پروتئین كافى مصرف كنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذایى دام‏ها با هم فرق مى‏كند.

الف - گاوهاى شیرده: این گاوها به دلیل تولید شیر، خوراك‏هایى لازم دارند كه پروتئین زیادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هایى مانند یونجه خشك با كنسانتره دامى كه انرژى كافى داشته باشند، بسیار مناسب است.

مقدار خوراك براى این دام‏ها به نوع دام حك هبومى است یا دورگ و مقدار شیر تولیدى بستگى دارد. مقدار ماده غذایى خشك براى گاوى كه دوازه كیلوگرم در روز شیر مى‏دهد و پانصد كیلوگرم وزن دارد، ده كیلوگرم است. دو كیلوگرم از این مقدار باید كنسانتره باشد.

در ابتداى دوره شیروارى چون دام وزن زیادى را از دست داده و اشتهاى كمترى دارد، باید از علوفه‏هاى مرغوب و كنسانتره خوب استفاده كرد. به علاوه از دادن علوفه‏هایى مانند كاه و سبوس برنج باید خوددارى شود.

ب - گاوهاى خشك آبستن

در آخر دوره شیروارى یعنى سه ماه قبل از زایمان كم‏كم باید از مقدار كنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب كم كرد. به جاى آن مى‏توان، خوراك‏هاى كم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. یعنى مى‏توان به طور كامل از علوفه استفاده كرد و دیگر به دام‏ها كنسانتره نداد. استفاده زیاد از غذاى آردى در گاوهاى خشك باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتیجه، سخت‏زایى و بیشترشدن هزینه‏ها را به دنبال دارد.

دو هفته قبل از زایمان، كم كم مقدار كنسانتره در غذاى دام را اضافه كنید. همچنین از علوفه‏هاى مرغوب مانند یونجه باید در خوراك دام استفاده كرد.

ج - گوساله ‏هاى پروارى

سه ماهه اول دوره پروار: در این دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏كند. بنابراین گوساله‏ها به خوراك‏هایى نیاز دارند كه پروتئین زیادى داشته باشند. براى این كار، علوفه‏هایى مانند یونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط كنسانتره باید از كنجاله تخم پنبه استفاده كرد. همچنین استفاده از كربنات كلسیم یا پودر آهك و خوراك‏هاى كلسیم‏دار ضرورى است.

اضافه‏وزن روزانه در این دوره، با هزینه كمتر و سرعت بیشتر انجام شود. بنابراین، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.

سه ماهه دوم پروار: در این دوره گوساله‏ها رشد ابتدایى خود را انجام داده‏اند. در نتیجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد كمترى دارند. بنابراین، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها باید از خوراك‏هاى پرانرژى و علوفه‏هایى كه تا حدودى مرغوب هستند، استفاده كرد.

آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى یونجه و كاه براى این دوره مناسب هستند. در این دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها باید هزینه بیشترى كرد. همچنین هفتاددرصد غذاى دام باید از كنسانتره دامى كه مواد پرانرژى دارد، تشكیل شود.

استفاده از ضایعات در تغذیه دام
نان خشك
خوراكى است كه از آرد گندم به دست مى‏آید. این خوراك براى دام‏هاى شیرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از این خوراك باید بسیار دقت كرد. زیرا اگر نان خشك كپك زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شیرى باعث ناراحتى‏هایى مى‏شود.

چون نان‏هاى خشك به طور صحیح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممكن است لابه‏لاى آنها چیزهایى مانند تیغ، سوزان و پلاستیك وجود داشته باشد. اگر این چیزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.

چیزهایى مانند میخ یا سوزن به طور مسقیم وارد نگارى حیوان مى‏شوند، كم‏كم از دیواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتیجه باعث مرگ ناگهانى حیوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستیكى نیز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.

سبوس برنج
نوع درجه یك آن دانه‏هاى برنج دارد و به شكل آردى است، این نوع از سبوس براى دام‏ها مفید است. اما نوع‏هاى دیگر كه زبره زیادى دارند، براى خوراك دام مفید نیستند. از این ماده در مخلوط كنسانتره براى گاو شیرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت.

ملاس
این خوراك، خاصیت انرژى زایى و مُلین بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جیره غذایى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذیه با این خوراك باید كم‏كم باشد. ملاس جایگزین خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.

استفاده از ضایعات براى كم‏شدن قیمت جیره غذایى و استفاهد بهتر و بیشتر از محصولات فرعى كارخانه‏ها بسیار مناسب است. ولى مصرف بیشتر از اندازه و ناگهانى این مواد باعث ناراحتى‏هاى شدید گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراكى، خربزه، هندوانه و صیفى‏جات دیگر باید كم‏كم شروع شود. یعنى از روزى دویست گرم شروع شود در پایان هم كم‏كم قطع شود.

روش غنى‏سازى كاه
به دلیل استفاده زیاد كاه در تغذیه دام، غنى‏سازى این علوفه اهمیت زیادى دارد. براى غنى‏سازى كاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏كنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏كنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده كاه مى‏پاشند و كاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سیلوى سیمانى مى‏ریزند و فشرده مى‏كنند. با این كار هواى داخل سیلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستیك روى آن را مى‏پوشانند. این كاه به مدت بیست و پنج روز به همین صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.

مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى كاه
لاس 4 تا 10 كیلوگرم

كاه 100 كیلوگرم

آب 50 تا 80 لیتر

اوره 4 كیلوگرم

فایده‏هاى غنى‏سازى كاه
1- پانزده درصد به ارزش غذایى كاه اضافه مى‏شود.

2- پروتئین كاه بیشتر مى‏شود.

3- كاه خوش خوراك مى‏شود.

4- اگر در غنى‏سازى كاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بیشتر مى‏شود.

نكته‏هاى مهم در تغذیه دام
1- براى جلوگرى از نفخ دام باید كاه غنى‏شده را همراه با علوفه‏هاى خشك دیگر استفاده كرد. مقدار كاه غنى‏شده را براى گوسفند از دویست گرم و براى گاو از سیصد گرم در روز شروع مى‏كنند. كم‏كم این مقدار را بیشترى مى‏كنند.

2- سبوس به تنهایى، خوراك كنسانتره به حساب نمى‏آید. از دادن مقدار زیاد این خوراك به دام خوددارى كنید. زیرا باعث كم‏شدن چربى شیر مى‏شود.

3- آرد گندم براى تغذیه نشخواركنندگان مناسب نیست. چون پروتئین موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنین حركت شكمبه را كم مى‏كند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود
number one
2007-Jul-08, 19:54
اثر طول دوره ی روشنایی روزانه و هورمون رشد (تروپست)بر تولید شیر در گاوها
هورمون رشد كه هورمون سوماتوتروپیك یا سوماتوتروپین (bst) نیز نامیده میشود ٬در گونه های مختلف بین 178 تا 196 اسید آمینه داشته و با تاثیر گذاری بر روی همه ی سلول های بدن به ویژه استخوان و ماهیچه ٬برای ادامه ی رشد خطی بدن لازم است . این هورمون از قسمت قدامی غده ی هیپوفیز ترشح میشود وحدود 30 تا 40 درصد سلولهای این ناحیه از نوع سوماتوتروپ هستند كه هورمون رشد را ترشح میكنند . ترشح زیاد این هورمون پیش از بلوغ موجب رشد بیش از اندازه استخوانها شده و حالت ژیگانتریزم را به وجود می آورد ٬ در حالی كه ترشح زیاد پس از بلوغ باعث ناهنجاری های آكرومگالی كه با پهن شدن استخوانها همراه است ٬خواهد شد و كمبود آن طی دوران ابتدایی زندگی باعث بروز ناهنجاریهایی در رشد و كوتولگی می شود .

اثر متابولیك هورمون رشد :

از جمله اثرات متا بولیك می توان به ذكر موارد زیر اكتفا نمود :

1- افزایش میزان سنتز پروتئین در كلیه سلولهای بدن كه اثر را با افزایش در سرعت انتقال اسیدهای آمینه به سلول بدن اعمال می كند وموجب افزایش سنتز پروتئین ونگهداری ازت در بدن میشود .

2- افزایش فراخوانی اسیدها ی چرب از بافت چربی ٬ افزایش اسیدهای چرب آزاد در خون و افزایش استفاده از اسیدهای چرب برای تولید انرژِی

3- كاهش میزان مصرف گلوكز در سراسر بدن.این هورمون سبب كاهش چربی در لاشه و افزایش میزان گلوكز خون نیز میگردد ٬به این ترتیب در واقع هورمون رشد پروتئین های بدن را افزایش میدهد ٬ذخایر چربی را به مصرف می رساند و كربوهیدرات ها راحفظ می كند . دراین مقاله مشخص خواهد شد كه روش های مختلف نوردهی مصنوعی به همراه تزریق هورمون رشد (سوماتوتروپین گاوی)بر روی گاوهای شیری تا چه حد می تواند در افزایش تولید شیر ٬چربی تصحیح شده (fcm) ٬ پروتئین و لاكتوز شیر نقش داشته باشد . در آزمایشی به مدت 140 روز بر روی 40 گاو شیری كه از لحاظ شیر دهی (dim) با هم برابر بوده و بیشتر از 70 روز از تولید شیر آنها می گذشت ٬با استفاده از 4 گروه آزمایشی كه شامل : دوره ی روشنایی روزانه ی طبیعی روشنایی روزانه ی طبیعی به همراه تزریق عضلانی روزانه 14 میلی گرم هورمون ٬روشنایی طولانی (18 ساعت روشنایی و 6 ساعت تاریكی مطلقاز 5 صبح لغایت 23) ٬روشنایی طولانی به همراه تزریق عضلانی روزانه 14میلی گرم هورمون بود٬انجام شد ٬ مشخص شد كه استفاده از 18 ساعت روشنایی 6 ساعت تاریكی در مقابل حالت معمول روشنایی میتواند به مقدار 9/1 كیلو گرم در روز ٬فاكتور تصحیح چربی شیر را افزایش دهد . این در حالی است كه استفاده از ساعت های بیشتر روشنایی طی روز به همراه تزریق هورمون می تواند فاكتور تصحیح شیر را تا 7/7 كیلوگرم در روز افزایش دهد. تولید شیر بیشتر و تداوم شیر دهی از جمله راههای رسیدن به آن ٬ استفاده از اثر تحریكی ترشح شیر (شیر سازی ) از تزریق هورمون می تواند باشد . در این مقاله مشخص شد كه استفاده از روشنایی طولانی نسبت به روشنایی طبیعی میتواند شیر را در 8 تا 10 درصد در گاوها افزایش دهد و بیش از تركیب روش های 3 بار دوشش روزانه و تزریق 14 میلی گرم هورمون رشد (تروپست)٬سبب افزایش افزایش تولید شیر خواهد شد . به طوری كه در سایر كتابها و مقالات نیز به این موضوع اشاره شده است كه تزریق هورمون به گاوهای شیر ده سبب افزایش تولید شیر شده و استفاده از این هورمون به همراه پرولاكتین جهت رشد پستانها ٬ضروری است وتداوم شیر دهی در گاو نیز بیشتر به این هورمون وابسته است . افزایش ماده خشك مصرفی (dmi) در گروه هایی كه از 18 ساعت روشنایی در روز استفاده می كردند نسبت به روشنایی معمولی مقدار 800 گرم در روز بود و در همین شرایط به همراه استفاده از هورمون رشد ٬مقدار ماده ی خشك مصرفی تا 2 كیلوگرم در روز افزایش داشت .

مطلب فوق میتواند یكی از دلایل افزایش در تولید شیر ٬متعاقب مصرف خوراك بیشتر باشد . در حال حاضر نتایج آزمایشها نشان میدهد كه استفاده از هورمون و یا طول روشنایی روزانه ی بیشتر هر كدام به تنهایی می تواند منجر به تولید بیشتر شیر شود ولی از تركیب این دو روش با هم نتایج بهتری حاصل میشود . استفاده از هورمون رشد با جا به جایی ذخیره ی انرژی در بدن گاوها٬به افزایش شیر كمك میكند و هر گونه كاهش در بالانس انرژی را توسط افزایش در مصرف ماده ی خشك جبران میكند .

همچنین در كل روش های مورد استفاده ی آزمایشی ٬تفاوتی از نظر آماری در لاكتوز و پروتئین شیر مشاهده نمی شود .

نتیجه :

استفاده از دوره ی روشنایی طولانی هورمون رشد به طور مستقل سبب افزایش در تولید شیر گاوهای شیر ده بود. نتایج مطالعات كنونی پیشنهاد كرد كه تركیبی از روشهای فوق به همراه 3 بار دوشش روزانه تاثیر به سزایی روی تولید شیر ٬تحریك وترشح شیر و افزایش در ماده ی خشك مصرفی داشته است .
number one
2007-Jul-08, 19:56
نقش تغذیه در راندمان تولید مثل گاو
گاهی دامدارانی كه مشكلات تولید مثل را در گله های خود تجربه كرده اند ٬ از این كه این مشكلات با تغذیه در ارتباط است تعجب می كنند ٬ هر چند كه كمبودهای تغذیه ای یا جیره های نامتعادل ٬یكی از علل كاهش راندمان تولید مثل هستند . عدم موفقیت در راندمان تولید مثلی می تواند ناشی از بیماری ٬مسمومیت و مشكلات مربوط به مدیریت باشد . گرما واسترس گرمایی خود به تنهایی بیشترین نقش را در ضعف راندمان تولید مثل در گله هایی كه از تلقیح مصنوعی استفاده می كنند ٬ایفا می كند . علی رغم تمام پیشرفت ها در علم تغذیه ٬ مشكلات مربوط به تغذیه هنوز تولید مثل را تحت الشعاع خود قرار می دهد . گاوها در ابتدای دوره ی شیر دهی مقادیر زیادی مواد مغذی نیاز دارند . در طول 120 روز اول شیر دهی گاوها تقریباً نیمی از تولید كل دوره ی خود رادارند و مواد مغذی برای نگهداری و تولید شیر مصرف می شوند . اگر این نیازها برطرف نشوند ٬ تولید مثل گامی به عقب بر می دارد و كاهش درصد باروری را شاهد می شویم . كلید این كه گاوهای اصیل شیری را به حداكثر پتانسیل ژنتیكی خود برای تولید شیر برسانیم و در عین حال سطح معقول و كافی از آبستنی را نیز داشته باشیم ٬ تهیه ی جیره ای متعادل از علوفه و غلات با كیفیت و همین طور مواد معدنی و ویتامین ها وبه حد اكثر رساندن مصرف این جیره می باشد . امروز بسیاری از كارشناسان٬ برنامه های غذایی را به عنوان مشكل اصلی در ضعف باروری گله می دانند . كمبود موادمعدنی ٬ میزان ناكافی ویتامین ها عدم تعادل انرژی و پروتئین و دریافت بیش از حد پرو تئین به عنوان عوامل ناباروری و كاهش راندمان تولید مثل شناخته می شوند .
در هنگام مطالعه در مورد مشكلات تولید مثلی گله ٬ تغذیه باید همواره مد نظر باشد . با این وجود دو حقیقت در مورد رابطه ی بین تغذیه و تولید مثل باید همواره در ذهنمان باشد :

- تغذیه تنها یكی از عوامل موثر در كاهش تولید مثل است و عوامل دیگر نادیده گرفته شوند . عواملی همچون ضعف در فحل یابی یا مشكلات بهداشتی گاوداری و بهداشت خود گاو هنگامی كه مشكلات تغذیه ای فاحش نیستند ٬ نقش خود را بیش از تغذیه ایفا می كنند .

- هنوز در مورد برهم كنش بین تغذیه و تولید مثل اطلاعات كافی در دست نیست بنابراین بهترین توصیه ٬ استفاده از جیره های متعادل از نظر انرژی ٬ مواد معدنی و ویتامین بر اساس احتیاجات تغذیه ای گاوها و مقدار كیفیت غذای مصرفی و محاسبه می باشد .

تولید شیر و تولید مثل :

رابطه بین سطح شیر تولیدی و تولید مثل ٬ موضوع بسیاری از بحث ها می باشد . بسیاری از تحقیقات نشان داده اند كه تفاوتی بین راندمان تولید مثل در گاوها ی پر تولید و كم تولید وجود ندارد البته این تحقیقات خیلی هم كامل و قابل اعتماد نیستند به طوری كه اخیراً